حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاکی به پلیس گفت: پدرم که مرد ثروتمندی است، برای معامله با یکی از دوستانش از منزل خارج شده و برنگشته است و ادامه داد: وقتی غیبت او طولانی شد، به جستجوی او پرداختیم ولی بینتیجه بود و او را نیافتیم. در حالی که جستجو برای یافتن پدرم ادامه داشت، مردی با ما تلفنی تماس گرفت و گفت، پدرم را ربوده و در قبال آزادیاش مبلغ کلانی تعیین کرد.
من گفتههای مرد را نپذیرفتم و تلفن را قطع کردم، اما یک ساعت بعد او دوباره تلفن کرد و صدای ناله و فریاد کمکخواهی پدرم را پخش کرد، که دیگر مطمئن شدم، او را ربوده و قصد اخاذی دارد.
آزادی گروگان پس از 3 ماه
در پی طرح شکایت این مرد، پرونده قضایی تشکیل و تلاش برای نجات پیرمرد و دستگیری عاملان قضیه آغاز شد اما ربایندگان بارها محل قرار ملاقات با خانواده شاکی و تحویل پول برای آزادی او را تغییر دادند و ماموران موفق به شناسایی آنها نشدند.
جستجوی 3 ماهه پلیس برای نجات گروگان ادامه داشت تا این که ماموران پی بردند آدمرباها قرار ملاقات جدیدی با خانواده شاکی گذاشته و از آنها خواستهاند، مبلغ تعیین شده را داخل یک ساک ورزشی بگذارند و به منطقهای در شهرستان زابل انتقال دهند.
ماموران ضمن آموزش به خانواده شاکی از آنها خواستند در محل ملاقات حاضر شوند و بعد با اعزام تیم تحقیق، محل ملاقات ربایندگان به محاصره درآمد.
به این ترتیب، ماموران که محل تردد آدمرباها را زیرنظر قرار داده بودند، متوجه شدند آنها پیرمرد را در خارج شهر رها کرده و متواری شدهاند.
با مشخص شدن موضوع، ماموران به محل موردنظر اعزام شدند و او را نجات دادند.
پس از انتقال پیرمرد به اداره پلیس، وی مورد بازجویی قرار گرفت و به پلیس گفت: هنگام خروج از خانه، راننده یک دستگاه خودروی پژو راهم را سد کرد و همراه 3 مرد دیگر به سویم حمله کردند و با زور و تهدید سلاح مرا ربودند و به خانهای خارج از شهر بردند و پس از بستن دست و پایم و زندانی کردنم در یکی از اتاقهای خانه، مرا به مرگ تهدید کردند. بعد با خانوادهام تماس گرفتند و تقاضای میلیونها تومان پول کردند اما هنگامی که فهمیدند، پلیس در جستجوی آنهاست مرا رها کردند.
ماموران با اطلاعاتی که از این مرد به دست آوردند، به چهرهنگاری رایانهای از آدمربایان پرداختند و جستجو برای یافتن آنها آغاز شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....