شورای همکاری خلیج‌فارس سیاست‌های قبلی را دنبال می‌کند

تداوم محافظه‌کاری

کشورهای حوزه خلیج‌‌فارس در چارچوب شورای همکاری طی سال‌های اخیر در تلاش بوده‌اند روابط خود را قوت بخشیده و به سمت همگرایی بیشتر حرکت کنند.با این حال تشکیل شورای همکاری خلیج‌فارس به جای آن که به فرصتی برای همکاری در سطح منطقه تبدیل شود بیشتر عامل ایجاد بحران در آن بوده است.
کد خبر: ۳۰۲۰۲۷

مواضع همیشگی این شورا در مواردی چون اختلاف نظر ایران و امارات عربی متحده بر سر جزایر سه گانه موجب شده کارشناسان رویکرد شورا را مورد انتقاد قرار دهند و کشورهای عضو را به تلاش برای حفظ شرایط موجود به جای حرکت به جلو متهم کنند.

شورای همکاری خلیج‌فارس نه‌تنها تافته‌ای جدا‌بافته از دولت‌های محافظه‌کار حاشیه جنوبی خلیج‌همیشه فارس نیست که در چارچوب مرزهای ملی محافظه‌کارانه عمل کرده و در همکاری‌های منطقه‌ای نیز به پارادایم محافظه‌کاری مجال ظهور می‌دهند.

کشورهای عضو این شورا متشکل از عربستان‌سعودی، بحرین، کویت، قطر، عمان و امارات متحده عربی شیفتگان حفظ وضع موجودند و لذا دکترین محافظه‌کاری را بر هر ایدئولوژی و مرام سیاسی ترجیح می‌دهند.

شورای همکاری خلیج‌فارس در سال 1980 و درست یکسال پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران تشکیل شد. در آن هنگام ایران انقلابی ناراضی از وضع موجود و مناسبات حاکم بر منطقه قصد داشت تا با راهبرد صدور انقلاب تمامی معادلات جهانی را به چالش کشد.

در مقابل، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس خواستار حفظ و استمرار وضع گذشته و تداوم وضعیت موجود با تمامی مختصات محافظه‌کارانه آن بودند و در این کشاکش اما اعراب تنها نبوده و آمریکا نیز جهت حفظ منافع خود با آنها همراه بود.

ایالات‌متحده ‌نگران آن بود که در نزاع شرق و غرب در خاورمیانه و مواضع حکومت انقلابی ایران با برهم زدن وضع موجود فضای مانور را برای شوروی مهیا کرده و لذا خط سرخ از منطقه آسیای مرکزی تا حاشیه جنوبی خلیج‌فارس کشیده شود.

به هر تقدیر تحت لوای تقابل خزنده بزرگ‌ترین انقلاب قرن بیستم و نوستالژی محافظه‌کاری در دهه 1980 شورای همکاری خلیج‌فارس به حیات خود ادامه داد و ماهیت چنین همکاری دسته‌جمعی البته به نزاعی ایدئولوژیک و ژئوپلتیک میان اعراب حاشیه خلیج‌فارس و ایران گره خورد.

این جنگ نرم همه مولفه‌های منطقه‌‌ای و فرامنطقه‌ای را تحت تاثیر خود قرار داد و متاسفانه با پشتیبانی آمریکا به عنوان ابرقدرت فرامنطقه‌ای،‌ تازگی و پویایی خود را حفظ کرد تا با وقوع جنگ تحمیلی میان ایران و عراق، جدال‌ها و منازعات در سطحی به مراتب گسترده‌تر دنبال شد و از حاشیه جنوبی خلیج‌فارس تا قلب خاورمیانه عربی امتداد یافت.

اصولا پس از وقوع انقلاب ایران از دید غرب،‌ گرانیگاه امنیتی خلیج‌فارس از ایران به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس منتقل شد و هرچند که این کشورهای کوچک عربی توان رقابت با ایران را ندارند لیکن از وضعیت پیش آمده حداکثر بهره را بردند.

کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس خواستار حفظ و استمرار وضع گذشته و تداوم وضعیت موجود با تمامی مختصات محافظه‌کارانه آن هستند

از این منظر هر چه ایران دچار ضعف داخلی، چالش با نظام بین‌الملل و محدودیت‌های اقتصادی شود کشورهای حاشیه خلیج‌فارس امکانات بیشتری برای توسعه پیدا می‌کنند. بتدریج و به مرور زمان باروی کار آمدن نخبگان جدید نسل دوم پس از انقلاب، روند ایدئولوژیزه کردن سیاست خارجی تعدیل شد تا امکان بازسازی خرابی‌های پس از جنگ از طریق تعامل منطقه‌‌ای و بین‌المللی فراهم شود.

پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط حضرت امام‌(ره)‌ سیاستمداران و دولتمردان جمهوری اسلامی بر همکاری با کشورهای منطقه پای فشرده و لذا رئیس‌جمهوری و وزیر امورخارجه بارها به حاشیه‌نشین‌ها سفر کرده تا تنش‌ها کاهش و تضادهای منطقه‌ای کمرنگ‌تر شوند.

در این هنگام بود که خوف اعراب از ایران فرو ریخت و آنها بر خلاف دهه 1980 با بازیگری روبه‌رو شدند که نه بر تغییر وضع موجود، که بر حفظ مناسبات حاکم بر منطقه تاکید می‌کرد.

شورای همکاری البته چه به طور مستقل و چه در قالب اتحادیه عرب از آن به بعد نیز در صدد است تا از لبنان تا عراق در مقابل ایران ایستاده و توازن‌سازی کند تا عقب نماند.

با از میان رفتن صدام یکی از موانع سترگ همکاری‌های اقتصادی اعراب با هم و اعراب با غرب از میان رفته و این در حالی است که ایران همواره نسبت به اعراب حسن نیت داشته و بر توسعه روابط تاکید می‌کند. لیکن برخی اعراب پیوسته برطبل ضد ایرانی کوفته و تهمت‌ها و تحلیل‌های غیرواقعی از ایران ارائه می‌کنند.

ظاهرا تهدید قملداد شدن جمهوری اسلامی و تاکید برشکاف‌های مذهبی با ایران منافع برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را بهتر تامین کرده و لذا مجموعه این مولفه‌ها چارچوبی را ساخته که در آن قالب، اعراب توان اندیشیدن به طرح‌های بزرگ و نقشه‌های جاه‌طلبانه‌ای را پیدا خواهند کرد.

یکی از موسسه‌های تحقیقاتی واشنگتن برآورد کرده که بین سال‌های 2002 تا 2006 ممالک آسیای شرقی (خاور دور) و خاورمیانه‌ای پذیرای حدود 30 درصد از کل مقدار سرمایه‌گذاری شورای همکاری خلیج فارس بوده‌اند و از طرفی در سال‌های اخیر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بیش از 25 میلیارد دلار در صنایع مخابراتی و نفتی کشورهای مختلف آسیا و آفریقا سرمایه‌گذاری کرده که از آن میان می‌توان به سرمایه‌گذاری‌های کلان در الجزایر و سنگاپور اشاره کرد.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد روند تمرکز غرب بر خاورمیانه و به ‌ویژه خلیج‌فارس به دلیل تاثیر آن بر تامین نفت مصرفی جهان و موقعیت ژئوپولتیک خاص این منطقه ادامه پیدا کند در حالی که کشورهای این منطقه همچنان از رسیدن به نقطه‌ای قابل اتکا برای همکاری به قوت خود باقی‌است.

فریبرز درجزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها