ماجرای یک جنایت کم‌سابقه

انتقام‌گیری هولناک فامیلی

4 قتل و 15 نقص عضو حاصل یک دعوای فامیلی در ورامین است. دعوایی که 8 سال قبل شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. متهمانی در این دو پرونده فراری هستند و عده‌ای هم دستگیر شده‌اند. این دعوا چرا و چگونه شکل گرفت؟
کد خبر: ۲۹۹۴۲۷

متهم فراری

رسیدگی به این پرونده در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران انجام می‌گیرد و هنوز هم گره‌های ناگشوده‌ای دارد. شکاری نماینده دادستان تهران می‌گوید: «پرونده‌ای که در این شعبه رسیدگی می‌شود مربوط به یکی از این قتل‌هاست. در این پرونده فردی به نام رضا، جوانی به نام شعبان را به قتل رسانده است. البته در ظاهر به نظر می‌رسد نزاع مرگبار به خاطر مصرف مشروب الکلی به وجود آمده است اما زمانی که به بررسی انگیزه اصلی می‌پردازیم، چیز دیگری دستگیرمان می‌شود. این دعوا در واقع درگیری بین دو فامیل بوده است.»

او می‌گوید: «3 سال قبل ماموران پلیس با خبر شدند که جوانی در یکی از روستاهای ورامین بر اثر ضربه چاقو، جان باخته است. زمانی که پلیس در محل حاضر شد ضارب فرار کرده بود و جوان زخمی هم به خاطر خونریزی زیاد جان خود را از دست داده بود. به هر حال، شکایتی در این خصوص تنظیم و تحقیقات آغاز شد. پلیس تا به امروز نتوانسته متهم اصلی را بازداشت کند اما کسی که این ضارب را به محل برده بود بعداز 5 روز دستگیر شد و اعتراف کرد.

ما مدت طولانی صبر کردیم تا پلیس بتواند ضارب را بازداشت کند اما چون این اتفاق نیفتاد برای تعیین مجازات متهم ردیف دوم دادستان تصمیم گرفت کیفر خواست صادر و علیه متهم ردیف دوم اعلام جرم کند.»

چرا پلیس تاکنون نتوانسته متهم ردیف اول را بازداشت کند؟ نماینده دادستان در پاسخ به این سوال می گوید: «موضوع این پرونده یک قتل ساده نیست در واقع گره خوردن چند پرونده است، یک انتقام‌گیری خونین که به اینجا ختم شد. در واقع یک دعوای خانوادگی که بارها باعث شده پلیس برای مهار این دعوا دخالت کند. آن طور که تحقیقات ما نشان داده است، دعوا 8 سال قبل بین دو فامیل اتفاق افتاده است. یک درگیری لفظی که به خاطر تعصب بیش از حد فامیلی به یک درگیری بزرگ تبدیل شده و تا مدت‌ها این دعوا ادامه داشته است. آن طور که ما بررسی کردیم یکی از نزدیکان رضا به دست برادر شعبان به قتل رسیده و از آنجایی که برادر شعبان نیز متواری است رضا خود دست به انتقام‌گیری زده و کار به اینجا کشیده شده است.»

نقش متهم ردیف دوم در این پرونده چیست؟ نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: «متهم ردیف دوم در همه حال همراه متهم ردیف اول بوده است. او را سوار موتور کرده و بعد به محل جنایت برده است. بعد توقف کرده تا ضارب مقتول را با چاقو بزند و سپس او را سوار موتور کرده و به محلی برده است که او بتواند به راحتی فرار کند. این کار آنقدر حرفه‌ای انجام شده است که پلیس تاکنون نتوانسته او را بازداشت کند.»

5 روز بعد از این حادثه متهم ردیف دوم بازداشت شد. پلیس موفق شد مخفیگاه متهم ردیف دوم را شناسایی و او را بازداشت کند. البته او مدعی است در فراری دادن متهم ردیف اول نقشی ندارد اما پرونده چیز دیگری را نشان می‌دهد. او نه تنها هنگام ضربه زدن به شعبان در آن منطقه بوده بلکه کاری برای جلوگیری از این قتل نکرده است. بنابر این گفته‌های او فقط برای نجات از زندان است.

درگیری قبیله‌ای

اولیای دم مقتول تایید می‌کنند این قتل در واقع یک درگیری قبیله‌ای و فامیلی بوده اما با این وجود همچنان بر قصاص پافشاری می‌کنند.

وکیل مدافع اولیای دم در این خصوص می‌گوید: «البته قتل‌هایی که 8 سال قبل اتفاق افتاده است به این پرونده به لحاظ قانونی مربوط نمی‌شود. همه چیز باید از راه قانونی انجام گیرد. اگر کسی متضرر شده است باید از قانون و پلیس کمک بگیرد و نمی‌شود که خودش خودسرانه دست به انتقام‌گیری بزند.

البته در این پرونده در خصوص انگیزه قتل صحبت شده و تلویحا به درگیری دو خانواده در 8 سال قبل اشاره شده است، اما حتی اگر برادر شعبان گناهکار باشد هم رضا حق انتقام‌گیری آن هم از فردی بیگناه را نداشته است و باید به قانون احترام می‌گذاشت. »

او در مورد تقاضای قصاص اولیای دم می‌گوید: «این خواسته قانونی آنهاست چون دعوا فامیلی هم بوده است. پس امکان گذشت به راحتی میسر نیست. البته فعلا متهم ردیف اول فراری است و تا زمانی که دستگیر و محاکمه نشود نمی‌توان در مورد رضایت هم صحبتی کرد، اما اولیای دم بر این باورند که متهم ردیف دوم هم در این قتل دخیل بوده است و خواهان مجازات او هم هستند. البته تصمیم نهایی با دادگاه است، اما من فکر می‌کنم گفته‌های متهم ردیف دوم با واقعیت منطبق نیست. او می‌دانسته رضا به دنبال شعبان است و از درگیری فامیلی آنها هم خبر داشته است. چطور مدعی است متوجه پیاده شدن رضا و ضربات چاقو و حضور شعبان در آن منطقه نشده است. به نظر می‌رسد متهم ردیف دوم برای فرار از مجازات چنین حرف‌هایی را می‌زند. »

من بی‌خبر بودم

محمود متهم ردیف دوم این پرونده است که به جرم معاونت در قتل و همکاری با ضارب بازداشت شده است. او می‌گوید در این قتل نقشی نداشته و حتی نمی‌دانسته که ضارب را کجا می‌برد.

چرا با متهم ردیف اول همکاری کردی ؟

من با او هیچ همکاری نکردم و این حرف ها را قبول ندارم. من در دام او افتادم. رضا مرا تهدید کرد و گفت که اگر همراهش نروم با چاقو من را هم خواهد کشت.

چطور شد که با هم همراه شدید؟

ما هر دو به یک مهمانی دعوت داشتیم. او مرا در راه دید و سوار کرد. وقتی رسیدیم به آشپزخانه رفت و مشروب خورد. وقتی حالش بد بود من را صدا کرد و گفت که باید از این محل دور شود. من هم قبول کردم که او را برسانم. سوار موتور شدیم و با هم رفتیم که آن اتفاق افتاد.

توضیح بده رضا چطور با چاقو شعبان را زد؟

ما هر دو سوار موتور شدیم. چند دقیقه بعد در حالی که حرکت می‌کردم احساس کردم که کسی پشت موتور نیست. عقب را نگاه کردم و متوجه شدم که رضا از موتور پیاده شده و با چاقو به جان شعبان افتاده است.

چرا او را از شعبان دور نکردی؟

این اتفاق آنقدر سریع رخ داد که من نتواستم واکنشی نشان دهم. هیچ کس نمی‌توانست کاری بکند. بعد هم رضا سوار موتور شد و با تهدید من را وادار به فرار کرد.

رضا چه گفت که می‌گویی تو را تهدید کرد؟

او چاقو را زیر گلوی من گذاشت و گفت که اگر حرکت نکنی تو را هم می‌کشم. او در حالتی بود که واقعا این کار را می‌کرد. من مجبور شدم به حرفش گوش دهم و او را به همان محل مهمانی رساندم و بعد خودم به خانه باز گشتم.

می‌‌گویی گناهی نداری پس چرا فرار کردی؟

من فرار نکردم، فقط به خانه رفتم. 5 روز بعد از حادثه به سراغم آمدند و من را با خود بردند. من هم بدون هیچ مقاومتی رفتم و هر آنچه اتفاق افتاده بود را گفتم.

تو می دانی درگیری شعبان و رضا بر سر چه مساله‌ای بود؟

آنها با هم درگیری نداشتند. در واقع فامیل رضا و شعبان با هم درگیری داشتند و کار به اینجا کشیده شده بود.

مگر چه اتفاقی افتاده بود که این درگیری و کینه این همه سال ادامه داشت؟

8 سال قبل در ورامین دعوایی اتفاق افتاد که خیلی شدید بود. رضا و شعبان فامیل بزرگی دارند. تقریبا همه مردان فامیل با هم درگیر بودند و خانواده شعبان چند قبضه سلاح با خود آورده بودند. آنها 3 نفر از اعضای فامیل رضا را به قتل رساندند و 15 نفر هم از طرفین دچار نقص عضو شدند. این درگیری آنقدر شدید بود که پلیس از تهران کمک خواست و پلیس هوایی و گارد ضد شورش موفق به مهار این درگیری شد، اما آنچه باعث شد این درگیری تا سال‌ها ادامه یابد فراری بودن عامل اصلی و ضارب قتل، یعنی برادر شعبان بود. بعد از درگیری برادر شعبان توسط اقوامش فراری داده شد و تا به امروز هم پیدا نشده است. اگر عامل قتل پیدا و مجازت می‌شد این اتفاق رخ نمی‌داد.این دو فامیل بارها با هم درگیر شدند و با دخالت پلیس این درگیری پایان یافته است.

تو چرا وارد این دعوا شدی؟

من نمی‌خواستم وارد شوم. اصلا خبر نداشتم رضا چه نیتی داشته است، فقط می‌خواستم چون مست بود او را به خانه‌اش برسانم، همین.

ازدواج کردهای؟

بعد از آن حادثه با یکی از دختران فامیل ازدواج کردم. زندگی خوبی هم دارم و امیدوارم دادگاه گفته‌هایم را قبول کند و من را در زندان نگه ندارد تا بتوانم به زندگی‌ام ادامه دهم. این دعوا هیچ ربطی به من نداشت و من هیچ نفعی نمی‌بردم. فقط گرفتار دامی شدم که رضا برای من پهن کرده بود.

علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها