به گزارش ایسنا، دکتر علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی صبح امروز سه شنبه در مراسم روز مجلس در صحن علنی مجلس که با حضور تنی چند از مقامات کشوری و لشکری برگزار شد، با تبریک اعیاد فرخنده قربان و غدیر و همچنین میلاد با سعادت امام هادی (ع) ، خطاب به میهمانان حاضر در جلسه، گفت: نمایندگان ملت حضور شما را قدر مینهند و این ایام فرخنده را به حضرات تهنیت می گویند.
وی در ادامه گفت:آقایان احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی تشریف نیاوردند،از خداوند سلامتی و صحت برای آنها میخواهیم و انشاء الله خداوند امورات را اصلاح کند.
وی در ادامه با درود به روح بلند آیت الله شهید مدرس از وی به عنوان قهرمان آزادی و نماد درخشنده فرزانگی نام برد.
رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از شخصیت های بزرگ ایران که از فتنه مغول به بعد نظیرش بدان کیفیت و استعداد و تمامی وجوه، از حیث صراحت لهجه و شجاعت و ویژگی های فنی در علم سیاست و خطابه و امور اجتماعی، دیده نشده، سید حسن مدرس است. علاوه بر آنکه از جنبه علمی و تقدس و پاکدامنی و هوش و فکر، نیز دست کمی از هیچ کس نداشت و سرآمد تمام این خصال، سادگی و شهامت آن مرحوم بود و مهمتر از همه از خود گذشتگی و فداکاری او بود که در احدی دیده نشد.
لاریجانی در ادامه با تصریح بر اینکه بی شک از نتایج مجاهدت های مدرس، نظام مردم سالاری دینی امروز ایران است که مجلس شورای اسلامی به عنوان خانه مدرس،به داشتن چنین نمادی به خود می بالد، افزود:بررسی سرگذشت مجالس گذشته ایران از صدر مشروطه تا امروز مجال طولانی می طلبد ، اما بیان اجمالی این ماجرا، در این محفل،پندآموز خواهد بود در تاریخ دو قرن اخیر ایران، اولین باری که به لفظ قانون به معنای شایع آن بر می خوریم در زمان امیرکبیر است که وی در پی تدوین قانون اساسی برای کشور بود. پس از او، گاه مجالس مشاورهای مرکب از طبقات حاکم یعنی درباریان، اشراف و صاحب نظران، برپا شد که البته نظم در وقت معین نداشتند و بیشتر به امیال حاکمان منوط بود.
وی ادامه داد: بی کفایتی شاه و مظالم درباریان و به تاراج رفتن ثروت های کشور، خصوصا در زمان مظفرالدین شاه، باعث شد همگان اعم از علما، روشنفکران و مردم، خواستار حکومت مشروطه وتشکیل مجلس شوند. بعد از فراز و فرود بسیار، مظفرالدین شاه ، تسلیم نظر انقلابیون شد و در تاریخ 1385 هجری شمسی، فرمان تشکیل مجلس شورای ملی را صادر نمود، البته ابتدا نام این مجلس، مجلس شورای اسلامی بود و با تحریک غرب گرایان ، پسوند اسلامی به ملی بدل شد.
وی در ادامه مجالس نظام مشروطیت را اجمالا به چهار دوره تقسیم کرد و اظهارداشت: دوران نخست مجالس که پنج دوره بود تا انقراض قاجاریه و برپایی رژیم پهلوی است که در این مرحله مسایل بیشتر در مورد قانون اساسی و متمم آن و مبارزه با دخالت های خارجی دور می زد.
وی از مجلس شورای ملی که مربوط به زمان حکومت دیکتاتوری رضا شاه بود به عنوان دوره دوم و از سال 1320 شمسی تا سقوط دولت مصدق به عنوان دوره سوم و از سال 1332 (کودتای 28 مرداد) تا سقوط شاهنشاهی در ایران که پس از آن شاهد هشت دوره مجلس شورای اسلامی هستیم به عنوان دوره چهارم یاد کرد.
لاریجانی در ادامه مقاطع بین انقلاب مشروطه تا مجلس پنجم را دوره بسیار حساس و پرماجرا که شاید درطول تاریخ کشورمان بی سابقه است، برشمرد و گفت: در این مدت، جنگ جهانی اول، تجاوزات بیگانه، قیام های محلی، باعث تضعیف شدید دولت مرکزی شد.
وی ادامه داد: مجلس اول با این که یکی از بهترین مجالس قانونگذاری ایران است و حضور روحانیت در آن چشم گیر بود، به خاطر مخالفت های محمد علی شاه و ایجاد سستی در عناصر مشروطه و نیز افراطی گری برخی از نمایندگان که تمایل به غرب داشتند، گلوله باران و سرانجام تعطیل شد.
رئیس مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد:در مجلس اول پس از تدوین نظامنامه به تهیه قانون اساسی اهتمام ورزیدند، اختلاف مهم در این امر واقع شد که صرفا از قوانین اساسی سایر دول اروپایی اقتباس نمایند یا برپایه قرآن و سنت، قانون اساسی نوشته شود.
وی افزود: پس از تصویب قانون اساسی، برخی از احزاب و نمایندگان مجلس در فکر تدوین متمم قانون اساسی بر آمدند. مبنای فکری آنان، ظاهرا محدود کردن استبداد بود، اما در باطن در پی شکستن چارچوب های اسلامی بر آمدند. شهید شیخ فضل الله نوری، معتقد بود که همه امور باید بر مبنای اسلام باشد نه در راستای فرهنگ غرب و به مخالفت با آن پرداخت.
لاریجانی ادامه داد:در نهایت متمم قانون اساسی تصویب شد و اصل دوم آن دلالت داشت بر حضور پنج مجتهد طراز اول که مصوبات مجلس شورا را با قوانین اسلام بسنجند، این اصل با پیگیری شیخ فضل الله نوری به تصویب رسید، اما در عمل تا سال 1357 هرگز اجرا نشد. تنها در دوره دوم مجلس بود که مرحوم مدرس به عنوان یکی از مجتهدان طراز اول از سوی فقها و مراجع تقلید انتخاب و به مجلس دوم راه یافت.
وی با یادآوری اینکه مجلس دوم یکسال پس از بسته شدن مجلس اول با قیام مردم و علماء نجف که منجر به خلع محمد علی شاه شد، شروع به کار نمود، اظهارداشت:موقعیت حساس ایران و بی کفایتی زمامداران و نفوذ کامل بیگانگان شرایطی را بر ایران تحمیل کرد که با استقامت و پایداری شهید مدرس و تعدادی از نمایندگان برخی از این امور تحمیلی خنثی گردید. یکی از آنها اولتیماتوم ننگین دولت روس با همدستی انگلیس به دولت ایران بود که خواهان اخراج مستر شوستر شدند.
لاریجانی در ادامه با تاکید بر اینکه شهید محمد خیابانی و شهید مدرس به مخالفت با این اولتیماتوم پرداختند و با حمایت مردم، جلوی این امر گرفته شد، اظهار داشت: اما به دستور ناصر الملک مجلس تعطیل و در غیاب مجلس، تعدیات دول بیگانه افزایش یافت.
وی در ادامه با مرور اختلافات دو حزب مطرح این مجلس،که به قتل و ترور هوادارانشان نیز منجر شد،افزود:روس و انگلیس در فقدان مجلس، طی توافقی محرمانه، ایران را به طور کامل بین خود تقسیم کردند روس ها در شمال ایران و انگلیسی ها در جنوب، اجازه یافتند که قوای نظامی مخصوص خود رامستقر کنند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: نظریه شهید مدرس در مراودات بین المللی، بر موازنه منفی و حفظ منافع ملی کشور استوار بود و به درستی می دانست به خاطر موقعیت استراتژیک ایران، دول بزرگ چه روس، چه انگلیس، چشم طمع به این سرزمین دارند، لذا معتقد بود مجلس باید مراقبت جدی در مقابل استعمارگران داشته باشد .
لاریجانی ادامه داد: مجلس سوم در سال 1332 قمری، در شرایطی که شعلههای جنگ جهانی اول جهان را در بر گرفته بود، افتتاح شد. اما در اندک زمانی بعد، به دلیل اوضاع بحرانی و شرکت تعدادی از نمایندگان در جنگ و درگیری با قوای اشغالگر روس که به سمت تهران روانه شده بودند، پس از یک سال و هفت روز تعطیل شد. تا زمان شروع مجلس چهارم در تیرماه 1300 شمسی (یعنی 5 سال و هفت ماه و هشت روز) نوزده کابینه بر سر کار آمد،. در تعطیلی مجلس، انواع قراردادهای استعماری به ملت تحمیل شد، من جمله قرارداد وثوقالدوله موسوم به قرارداد 1919 که ایران را رسما مستعمره انگلیس میساخت.
لاریجانی در ادامه تصریح کرد: انتخابات دوره چهارم مجلس، تحت نفوذ دولت وثوقالدوله به نحو ناصحیحی برگزار شد تا نمایندگان طرفدار قرارداد مذکور به مجلس رفته و سند مستعمره شدن ایران را تصویب کند، اما حضور نمایندگان شجاعی نظیر مدرس، توطئه فروش استقلال ایران را ناکام گذاشت و مرحوم مدرس که نایب رییس این دوره بود، پس از افتتاح مجلس، با تمام قوا، با تصویب اعتبارنامههای وکلایی که با دسیسه، صرفا برای تصویب قرارداد 1919 وثوقالدوله وارد مجلس شدند، به مخالفت برخاست.
وی افزود: در مجلس صفآرایی سیاسی جدی ایجاد شد و مدرس رهبری اکثریت مجلس را بر عهده داشت، سوسیالیستها به رهبری سلیمان میرزا (حزب اقلیت) اصلاحطلبان مرکب از دمکراتها و اعتدلیها و افراد بیطرف به رهبری مدرس و حزب دمکرات مستقل (حزب تجدد) طرفداران رضاشاه از جمله مهمترین جریانهای سیاسی مجلس چهارم بودند.
لاریجانی درباره نگاه مرحوم مدرس به احزاب گفت: "در این بیست سال مشروطیت، متاسفانه حزبی وجود پیدا نکرده، هرچه بوده است، اسم بلارسم بوده، لذا زود از بین رفته است. این یک بدبختی است که دامنگیر جامعه شده است. بر هر ذیشعوری لازم است که بذل جهد کرده و حزبی از روی عقیده و اساسی به نام حزب وطنی تشکیل و در تقویت مبانی آن کوشش نماید و من هم حاضرم رسما عضویت چنین حزبی را قبول و به طور اجتماع و هماهنگی به وطن و مردم خدمت کنم".
رئیس مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: عمر مجلس چهارم در سال 1302 به پایان رسید و انتخابات سراسر نیرنگ مجلس پنجم با کارگردانی عوامی کودتای 1299 آغاز شد، رضاخان که در اسفند 1299 شمسی، در زمان غیبت مجلس، با کمک سیدضیاء حرکت خود را برای تصرف کامل حکومت آغاز کرد توانست با زور، مجلسی به وجود آورد که اکثر نمایندگان آن، هوادار رضاخان باشند در همین دوره بود که شهید مدرس رویاروی سرطان سلطه رضاخان قرار گرفت، رضاخان وزیر جنگ بود اما در تمام امور لشگری و کشوری و مالی، بیپروا دخالت میکرد و مانع لغو حکومت نظامی تهران بود.
وی ادامه داد: مدرس در نطق شجاعانه خود سردار سپه را به باد انتقاد گرفت و گفت: «اما امنیت، امنیت در مملکت هست، منتهی به دست کسی است که اغلب ماها از او خوشوقت نیستیم، چرا در پس پرده حرف میزنید؟ مگر میترسید؟ ما که از رضاخان ترسی نداریم... ما که قدرت داریم سلطنت را تغییر دهیم. قدرت داریم رییس الوزرا را عزل کنیم رضاخان را هم تغییر میدهیم".
لاریجانی تصریح کرد: این نطق، رضاخان را به مجلس کشاند و خود را مطیع نشان داد و متعهد شد حکومت نظامی را لغو کند و در امور مالی دخالت نکند.
این سیمای مدرس است که امام (ره) درباره ایشان فرمود: شهید بزرگ ما، مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است و ستاره درخشانی بود بر تارک کشور که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک مینمود، تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد، ارزش این شخصیت عالیمقام را نمیتواند درک کند.
رییس مجلس عنوان کرد: مجلس ششم نیز که در دوره سلطنت رضاخان شکل گرفت همین روند قلابی ادامه یافت و تشدید شد. در مجلس ششم کورسویی از آزادی، آن هم در اظهارات مدرس و چند نماینده دیگر علیه دیکتاتوری نمایان بود که آن هم در انتخابات دوره هفتم خاموش شد.
به گفته وی نکته مهم در مجلس پنجم، تلاش انگلستان و سردار سپه برای تغییر نظام سلطنتی به تشکیل نظام جمهوری بود و طرفداران روس هم بدانها پیوستند. مدرس که به درستی میدانست هدف انگلیس ایجاد دولت دست نشانده کامل است نه نظام جمهوری بلکه نوعی بلوای جمهوری است، میگوید: "من با جمهوری واقعی مخالف نیستم و حکومت صدر اسلام هم جمهوری بوده است، ولی این جمهوری که میخواهند به ما تحمیل کند، بنا بر اراده ملت ایران نیست بلکه انگلیسی میخواهند به ملت تحمیل کند تا حکومت، صد در صد دست نشانده و تحت اراده آنان باشد. اگر واقعا نامزد جمهوری فرد آزادیخواه بود حتما با او موافقت میکردم و از هیچ نوع کمک دریغ نمینمودم".کشمکش نفسگیری در مجلس پنجم بین مدرس و طرفداران رضاشاه بود که نهایتا تغییر سلطنت با دسائس رضاخان رخ داد و از این تاریخ، باتلاق استبداد با نقشه استعمار انگلیس شکل جدید یافت.
لاریجانی اظهار کرد: انتخابات هفتمین دوره مجلس شورا به پایان رسید و یک رای هم از صندوق به نام مدرس بیرون نیامد و مدرس آن جمله معروف را بیان کرد که اگر هیچ کس از مردم تهران به من رای نداده باشد، خودم که یک رای به خودم دادم، این رای چه شد و چرا خوانده نشد.دو روز پس از افتتاح مجلس هفتم، مامورین نظمیه وحشیانه به منزل مدرس هجوم بردند و او را شبانه به خواف منتقل کردند.
رییس مجلس شورای اسلامی در ادامه خاطرنشان کرد: 9 سال مدرس در مجلس بود، اما ترس و اضطراب رضاشاه از مدرس دربند کاهش نمییافت، چرا که مدرس محبوب محبوس بود در دوره سلطنت پهلویها، مجلس و سایر نهادها، به صورت ابزاری نمایشی از سیاست تجدد طلبی دولت خودکامه درآمدند و مجلس در این دوره طغیان تباهی، تبدیل به یک مجلس فرمایشی و مکانی برای نمایش خیمه شببازی دربار پهلوی شد، شرط پذیرفته شدن افراد به نمایندگی مجلس، جلب رضایت دربار با پرداخت رشوه به تیمور تاش وزیر دربار و رای دادن بیچون و چرا به لوایح دولت بود.
وی ادامه داد: عباسعلی گلشانیان از کارگزاران حکومت پهلوی مینویسد: «از دوره هفتم و هشتم به بعد تا دوره سیزدهم، طرز انتخابات به این صورت بود که از طرف وزارت کشور به استانداران و فرمانداران دستور محرمانه داده میشد تا کمیسیونی تشکیل شود و دو سه نفر ملاک یا تاجر را با توجه به سوابق آنها در نظر گیرند و اسامی آنها را به تهران بفرستند تا مطابق نظر مرکز، در دادن رای به آنها اقدام شود.»
لاریجانی ادامه داد؛با سقوط دیکتاتوری رضاخانی، فضای کشور هم عوض شد و بعضی از نمایندگان توانستند لب به سخن بگشایند و در امورات کشور که در تسخیر قوای متفقینی قرار داشت، اظهار نظر کنند.انتخابات دوره شانزدهم مجلس و اولین دوره مجلس سنا در سال 1328 آغاز شد، مداخلات زیاد دولت و دربار به این جهت بود که افرادی به مجلس بروند و قرارداد الحاقی "گس – گشانیان" تصویب شود.عبدالحسین هژیر در راس دربار با همراهی منوچهر اقبال، خسرو هدایت و ابوالحسن بهتاج که از حمایت اشرف برخوردار بودند، جریان انتخابات را اداره میکردند.
لاریجانی ادامه داد: در تهران اعتراضات گسترده مردمی منجر به تجمع مردم در مقابل دربار شد خواسته مردم عدم دخالت در انتخابات بود. در خلال انتخابات هژیر ترور شد. این اقدام اندکی از مداخلات ناروا کاست و باعث شد تعدادی از افراد مخالف دولت از سوی مردم به مجلس راه یابند. آیتالله کاشانی، مصدق، حسین مکی و چند نفر دیگر، در صدر لیست منتخبین تهران قرار گرفتند. دربار که خود را بازنده انتخابات تهران میدید. انتخابات تهران را باطل اعلام کرد. اما مردم در 19 بهمن همان سال با انتخاب مجدد این افراد، نقشه دربار و انگلستان را برای فتح کامل مجلس ناکام گذاشتند.
رئیس مجلس هشتم شورای اسلامی در ادامه گفت: در مجلس شانزدهم که با فترت شش ماهه افتتاح شد، با فعالیت همان معدود نمایندگان و با حمایت آیتالله کاشانی، طرح ملی شدن نفت را به تصویب رساندند و ضربه سختی بر پیکر دولت انگلیس وارد شد.مجلس هفدهم در دوران نخستوزیر مصدق برگزار شد در این دوره اختلاف بین طرفداران و مخالفان دولت اوج گرفت و با توجه به دور شدن تدریجی مصدق از آیتالله کاشانی، عملا نهضت ملی شدن نفت دچار روند فرسایشی شد.
لاریجانی با بیان اینکه در چنین شرایطی مصدق تصمیم به انحلال مجلس از طریق برگزاری رفراندوم گرفت این در حالی بود که آیتالله کاشانی شدیدا با انحلال مجلس مخالف بود، افزواد: این اشتباه استراتژیگ مصدق راه را برای کودتا فراهم نمود و درست 21 روز بعد، کودتای 28 مرداد 1332 رخ داد. شاه در غیاب مجلس توانست مصدق را عزل و زاهدی را جانشین او کند. فقدان مجلس بهترین فرصت را در اختیار شاه گذاشت.از این دوره به بعد تا وقوع انقلاب اسلامی، ایران مجلس مستقلی به خود ندید و بیشترین امتیازات به بیگانگان داده شد.
رئیس مجلس تصریح کرد: مجلس بیست و چهارم، آخرین مجلس دوران نظام مشروطه سلطنتی در ایران است که شاهد رفتن هویدا، آموزگار، شریف امامی، ازهاری بهمنیار به عنوان نخست وزیر و در نهایت شاه و فروپاشیهای نظام مشروطه سلطنتی بود.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: این تجربه گذشته مجالس کشور بود که خبرگان ملت را در ظهور آفتاب انقلاب اسلامی بر آن داشت که پایههای مجلس و انتخابات آنرا به نحوی قوی در قانون اساسی ترسیم نمایند که امکان خللی در ارادهی ملت ایجاد نشود و به تعبیر امام(ره) « مجلس در راس امور قرار گیرد».
رئیس مجلس در ادامه با یادآوری حدود اختیارات مجلس پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از اینکه هیچ مقامی حق انحلال مجلس را نداشته باشد و تمامی عهدهنامهها و مقاوله نامهها و قرار دادها و موافقت نامههای بینالمللی جز با تصویب مجلس ممکن نگردد و گرفتن و دادن وام یا کمک بلا عوض داخلی و خارجی از طرف دول جز با تصویب مجلس عملی نشود و مجلس حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را پیدا کند و رئیس جمهور و وزرا در مقابل مجلس مسئول گردند و بودجه و برنامهی کشور در مجلس به تصویب برسد به عنوان موارد آن یاد کرد.
لاریجانی در ادامه تصریح کرد:مجلس شورای اسلامی، پس از انقلاب در هشت دوره گامهای اساسی در تثبیت مردم سالاری دینی و باز نمودن راه توسعه کشور برداشت.
رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین خاطرنشان کرد: اینک ماییم و این دستاورد ملی. از زمانی که شهید مدرس با تیزبینی تئوری « دیانت ما عین سیاست ماست» را بیان داشت، اما نتوانست در آن شرایط حساس، آنرا در کشور مستقر نماید تا عصر جمهوری اسلامی که امام قدس سره ، پایههای جمهوریت نظام را از درون تفکر دینی اخذ نمود و در شکل مردم سالاری دینی با رهبری ولایت فقیه مستقر کرد، مسیری بس ارزشمند را در تاریخ ایران طی نمودهایم. امروز همهی نهادهای حکومتی اعم از رهبری، ریاست جمهوری، دولت و مجلس با رای مردم مستقر شدهاند و برای صیانت رای مردم و قانون اساسی و نظارت اسلامی بر قوانین، شورای نگهبان نظارت جدی بر امور دارد. و مهمتر از همه، برای هدایت کلان امور در جهت خواست مردم و حفظ منافع ملی و جلوگیری از دخالت بیگانگان و مبارزه با دیکتاتوری، در راس همهی قوا، فقیه عادل و آشنا به زمان، در نظر گرفته شده است تا تداوم ارادهی ملت بر کشور تضمین شود و حوادث تلخ گذشته تکرار نگردد و این نعمت بزرگی است که انقلاب اسلامی نصیب ملت ایران نمود.
وی در ادامه با بیان اینکه سیمای تفکر سیاسی در مدینه غدیر است، افزود: در فلسفه سیاسی اسلام ولایت، امر رکنی در مدینه میباشد و سیمای نازل ولایت معصوم در تئوری ولایت فقیه متبلور است.همین جایگاه بود که در دوران امام قدس سره ، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و دفاع مقدس را با سرفرازی به نفع ملت پیروز نمود و همین ولایت فقیه بود که در فتنهی بین صدر و منافقین، کشور را از آسیب تروریسم و دیکتاتوری نجات بخشید. و در دوران خلف صالح ایشان، حضرت آیه الله خامنهای دامت برکاته، عامل صلابت جمهوری و بالا بردن تراز قدرت ایران در منطقه گردید و منافع ملی کشور را در عرصهی منطقهای و بینالمللی نظیر بحث هستهای حفظ نمود.
وی در ادامه با اشاره به رفتارهای روزهای اخیر 1+5 آن را غیر معقول و دو گانه خواند و افزود: آنها از یک سو خود را مشتاق نظامات بینالمللی و راه حلهای دیپلماتیک جلوه میدهند و از دیگر سو، با رفتار زورگویانه، نهادهای بینالمللی را بی حیثیت میکند. حقیقت مطلب این است که شکوه و عصبانیت آنان از شکوه اراهی ملی ایرانیان است که با استقامت و تدبیر رهبر معظم، از این سرمایهی ملی صیانت نمودند و در دام سناریو مبتذل آنان قرار نگرفتند.
وی افزود: شکر نعمت مردم سالاری دینی و ابتناء ارکان کشور بر ارادهی ملت و پیگیری آرمان شهید مدرس که سیاست را عین دیانت میدانست، به ایناست که مسئولان کشور در همهی قلمروها اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و در همهی حالات بر اجرای دقیق قانون اساسی و رعایت ضوابط قانونی کشور، تحت رهبری اندیشمندانه ولایت امر همصدا و هم راستا، عمل نمایند و فرصت خدمتگزاری به ملت را یک سره صرف حل مسائل کشور، درفضای اخوت و برادری کنند. قطعا این صراط مستقیم سیاسی، مورد رضای الهی و ملت عزیز و ارواح مطهر شهدای عظیم الشان انقلاب خواهد بود.
وی همچنین خاطرنشان کرد: از مقام صراط الله و سبیل الله، آنگونه که حضرتشان در تفسیر آیه ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص، بیان داشتند: استمدادی میطلبیم که در سالروز شهید بزرگوار مدارس و روز مجلس، دیدگان جامعه ما را به رویت جمال مولایمان ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف روشن فرماید.
لاریجانی در پایان با استناد به دست نوشتهای از مرحوم مدرس سخن خود را پایان داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم