زمانی که بیل کلینتون،‌از روسای‌جمهور پیشین آمریکا یک دهه قبل به چین سفر کرد، آمریکا بیش از این‌که به چین بدهکار باشد به اسپانیا بدهکار بود. اما امروز آمریکای اوباما حدود 800 میلیارد دلار به چین بدهکار است. اقتصاد چین در حال جنب و جوش است در حالی که اقتصاد آمریکا ممکن است سال‌ها راکد باقی بماند. این رکود اقتصادی شدید و ناتوانی آمریکا در تحمیل اراده خود در دو جنگ پرهزینه عراق و افغانستان، نفوذ جهانی آمریکا را تضعیف کرده است. امروز، کشورهایی که نسبت به چین قدرت بسیار کمتری دارند، مرتبا از تبعیت از رهبری واشنگتن سر باز می‌زنند.‌
کد خبر: ۲۹۶۸۳۴

بخشی از پیروزی نظام سرمایه‌داری در دوران جنگ سرد به ظهور مراکز قدرت جدید در اقتصاد جهان نظیر برزیل، روسیه، هند و البته چین انجامیده است.

پکن با توجه به سلامت اقتصادی و نفوذ روز افزون خود نه تنها قادر به بی‌اعتنایی به خواسته‌های واشنگتن است بلکه در حال مطرح کردن خواسته‌های خود از آمریکایی‌ها است که بیشتر ثروت چین در اقتصاد آن گره خورده است.

برای مثال مقامات آمریکایی که به همراه باراک اوباما از چین بازدید کردند، با سوالات دقیقی از سوی چینی‌ها درباره این که آمریکا چگونه قصد دارد هزینه‌های اصلاحات بهداشتی را بپردازد روبرو شدند؛ در حالی که چین به طور روزافزونی نگران تورم، کسری بودجه و دورنمای اقتصاد تاریک آمریکا است.

بهترین اتفاق برای واشنگتن در رابطه اقتصادی‌اش با پکن که 800 میلیارد دلار به آن بدهکار است، این است که اقتصاد آمریکا برای چین بزرگ‌تر از آن‌است که سقوط بکند.

در حالی که آمریکا در حال حاضر به کمک چین در خصوص بسیاری از مشکلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی احتیاج دارد پکن به میزان کمتری وابسته به کمک واشنگتن است. اگرچه از هر گونه اتخاذ سیاست حفاظت از تجارت داخلی در واشنگتن جلوگیری می‌‌شود اما برخی در واشنگتن از اوباما به خاطر احترام بیش از حد به چین و اجازه دادن به چینی‌ها برای برنامه‌ریزی سفرش به منظور جلوگیری از بروز هر گونه دردسر داخلی انتقاد خواهند کرد. این یک تغییر واقعی در تعادل قدرت است که آمریکا را مجبور کرده رویکرد خود را در قبال چین تغییر دهد.

روسیه ممکن است گرفتار یک بازی شطرنج ژئوپلیتیک با آمریکا با هدف نجات از سقوط خود به عنوان یک ابرقدرت باشد اما بحث چین فرق می‌کند. پکن هر گاه که طرح‌ها و برنامه‌های آمریکا مغایر با منافع ملی‌اش باشد، در برابر آنها مقاومت می‌کند.

ایران مثال خوبی در این زمینه است. سرمایه‌گذاری سنگین پکن در ایران و وابستگی آن به بخش انرژی ایران باعث می‌شود که به شدت مخالف تحریم جدی ایران یا استراتژی‌هایی که در تهران ناآرامی سیاسی ایجاد می‌کند، باشد.

اوباما با بیان این که ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ مسوولیت بزرگ‌تری را برای آن به عنوان شریکی برای آمریکا در کمک به اداره جهان و رفع چالش‌های جهانی نظیر تغییرات جوی و ایران به همراه دارد به چین رفت. مطمئنا اروپا به طور جمعی نسبت به ایده متمرکز شدن رهبری جهان بین واشنگتن و پکن نگران شده است اما آنها لازم نیست نگران باشند زیرا پاسخ چین به اوباما این طور بوده است: «اداره جهان کار شما است. ما روی اداره کشور خودمان و تضمین امنیت در حوالی خودمان متمرکز هستیم. ما خواستار روابط منظم با شما هستیم ولی از ما انتظار نداشته باشید کاری را که برای منافع ملی‌مان مضر است انجام دهیم.»

منبع: تایم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها