دانشجوهای خانه به دوش در هر شهری فراوانند

سالهای دور از جوانی

بله تو جوانی اما وقتش شده که راه بیفتی و بنگاه به بنگاه دنبال خانه بگردی. این اتفاقی است که معمولا سالی یک بار در زندگی ات می‌افتد و از آن گریزی نیست. معمولا ما دانشجوهایی که از یک شهر دیگر به هوای درس کوچ کرده ایم جای دیگر، از بخت بد هیچ تخت خالی‌ای در خوابگاه نصیبمان نشده، کارمان این است که سر سال بعد از آن‌که با صاحب خانه به توافق مجدد نرسیدیم، بار و بندیلمان را برداریم، برای یکی دو هفته‌ای صبح زودها از خانه بیرون بزنیم و کوچه پس کوچه‌ها را به دنبالش بگردیم.
کد خبر: ۲۹۶۶۳۰

به این ترتیب تا چند هفته‌ای کارما این است که همه بنگاه‌های شهر را گز کنیم، روزها آگهی روزنامه‌ها را زیر و رو و قیمت‌ها را بالا پایین کنیم تا ببینیم آیا به پولی که ما برای اجاره خانه کنار گذاشته‌ایم می‌خورد یا نه و خلاصه این‌که حسابی کارمان زار است.

خریدن خانه هم از آن کارهایی است که کمتر کسی فکرش را هم می‌کند. برای آنهایی که بهشان زوج جوان می‌گویند یا دانشجوهایی که به دلیل بی‌خوابگاهی و دوری از خانواده پای ثابت معاملات ملکی برای اجاره خانه‌های متراژ پایین هستند، داشتن خانه‌ای از آن خود، آرزویی در دور دست‌هاست.

در یک پروسه اجاره کردن خانه، سه فاکتور و عامل اصلی وجود دارد که بدون آنها این پروسه با توقف و شکست همراه می‌شود. صاحبخانه یکی از مهم ترین بازیگران این تراژدی است که معمولا هم نقش آدم بدجنسه و آدم بده ماجرا را دربست مال خودش کرده است. البته این یک تصور اشتباه و کلی است که از مفهوم صاحبخانه در ذهن مستاجرها وجود دارد و در خیلی از موارد با واقعیت منطبق نیست.

معمولا مالکان خانه‌ها، به کرایه‌های سر ماه بیشتر از پول پیش علاقه دارند. این‌که پیشنهاد تبدیل کرایه به پول پیش را به صاحبخانه تان بکنید اصلا خوشحالش نمی‌کند. می‌گویند آنها تمام سعی‌شان این است که هر چیز را به کرایه تبدیل کنند، از مبلمان بنگاه گرفته تا بنگاه‌دار، شما و بقیه مشتری‌هایی که آن اطراف هستند.

البته این وسط انواع دیگری از صاحبخانه‌ها را هم داریم که با توجه به تعداد خانه‌هایی که صاحبش هستند و اخلاق و رفتارشان در دسته بندی‌های مختلفی قرار می‌گیرند. مستاجر‌ها معتقدند صاحبخانه‌ها درکی از بدبختی‌های مستاجر بودن ندارند.

با همه اینها آقای بهادری یکی از صاحبخانه‌های نمونه این اطراف است. یکی از ویژگی‌هایش خوش‌رفتاری با مستاجر و کوتاه آمدن‌های شگفت انگیزی است که انجامشان از یک صاحبخانه بعید است. او برای گرفتن کرایه ماهی صد و بیست تومن هر سه ماه یکبار به مستاجرش مراجعه می‌کند. با این‌که هر وقت کولر خانه دچار مشکل می‌شود یا قرار است آیفون را درست کند، باید چند باری به او زنگ بزنید اما او دیگر بعد از تماس پنجم حتما در محل حاضر است. بااین‌که ویژگی‌های مثبت این صاحبخانه رشک بر انگیز، بیشتر به تنبلی او مربوط می‌شود اما هر چه باشد باید بر روح پدرش رحمت فرستاد.

مستاجر و دانشجوی بینوا که نمی‌داند باید به فکر سرپناه باشد یا درس خواندن، عضو همیشه مظلوم داستان اجاره کردن خانه است. او را معمولا در حال شرح دادن شرایطش و چانه زدن بر سر قیمت می‌بینید. او اغلب شرایط منطقی و غیر منطقی بنگاه و صاحبخانه را قبول می‌کند و هیچ چیز در آن لحظه به اندازه آن سرپناه موقت یک ساله برایشان اهمیت ندارد.

مستاجرها یا کارمندند، یا تازه ازدواج کرده‌اند، یا دانشجواند، یا این‌که در جایی خارج از شهر مشغول ساختن اسکلت‌های خانه‌شان بوده و به صورت موقت دنبال اجاره‌خانه هستند. مستاجرها بسته به شرایط و پولی که دارند در دسته بندی‌های مختلفی قرار می‌گیرند. این‌که جوان، مجرد، کارمند، متاهل، دانشجو، مادر و دختر و... باشید می‌تواند امکانات متفاوتی را در پیدا کردن خانه در اختیارتان بگذارد.

آقای «الله‌وردی» که بیش از 10 سال است بنگاه معاملات ملکی بسیار کوچکش را در خیابان ولیعصر می‌گرداند از آن بنگاهی‌های با انصاف است که اصلا برایش فرقی نمی‌کند شما مستاجرید یا صاحبخانه. او همه چیز را براساس قانون و انصاف شخصی‌‌اش می‌سنجد و در زمان عقد قرارداد در بنگاه او سر هیچ‌کس کلاه نمی‌رود.

قیمت اجاره‌خانه به چیزهای مختلفی بستگی دارد. یکی از مهم ترین معیارها برای این قیمت‌گذاری میزان پول دوستی و دندان گردی صاحبخانه است، به طوری که ممکن است در صفحه نیازمندی‌های فردای روزنامه، قیمت یک خانه 40 متری در خیابان شوش با قیمت یک خانه 60 متری در بلوار کریمخان برابر باشد.

اما معیار جهانی برای قیمت‌گذاری یک ملک، موقعیت آن، اندازه‌اش و امکاناتی است که با خود دارد. معمولا قیمت خانه در مناطق اداری و تجاری بالاتر است، شمال شهر هم که جای خودش را دارد و برای از ما پولدارتران است. اما هر چقدر که از مرکز و شمال شهر دور شوید و به سمت غرب، شرق و جنوب بروید قیمت‌ها و همین‌طور تمایل مستاجرها به اجاره پایین‌تر می‌آید. خانه‌های ویلایی گران‌ترند و اگر جای مبله‌ای می‌خواهید باید بدانید که پول بیشتری هم باید بپردازید.

قیمت یک سوئیت 30 متری به طور متوسط بین 8 تا 12 میلیون تومان رهن کامل یک ساله است و هر چه این متراژ بالاتر برود و بر تعداد اتاق خواب‌ها و امکانات خانه اضافه شود قیمت بالاتر هم می‌رود. به طوری که شما حتی می‌توانید با هشتاد نود میلیون تومان هم خانه اجاره کنید. عجب خانه‌ای هم.

زوج‌های جوان البته به امکاناتی بیشتر از این نیاز دارند. آنها باید بتوانند رضایت هر دو خانواده را در خانه‌ای که انتخاب کرده اند تامین کنند. شیک و نوساز بودن آپارتمان یکی از معیارهای اصلی زوج‌های جوان در انتخاب خانه است.

قیمت خانه در شهرستان‌ها هنوز در وضعیت بهتری از تهران و شهرهای بزرگ دیگر است و پیدا کردن یک خانه خوب با قیمت مناسب کار چندان سختی نیست. اما قیمت خانه در شهرهای بزرگی مثل تهران، هنوز هم مستاجر‌ها را آزار می‌دهد و ذهنشان را از اول سال به زمان پایان قرارداد مشغول می‌کند. حالا فرض کنید دانشجو هم باشید و پول توجیبی ماهانه پدر هم تنها کفاف کرایه ماشین، کتاب‌ها، غذا و ضروریات دیگرتان را بکند. چاره‌ای ندارید جز این‌که به کمترین امکانات با پایین‌ترین قیمت‌ها راضی شوید. چند سال که بیشتر نیست. در عوض حسابی بزرگ می‌شوید.

مشکلات خانه اجاره کردن یکی دو تا نیست. خیلی بیشتر بوده و گاهی به 12 10 تا هم می‌رسد. اما بزرگ‌ترین مشکل قیمت بالای اجاره‌ها و نبودن معیار و ملاک درستی برای قیمتگذاری است. مستاجرها معمولا از طبقه متوسط به پایین جامعه هستند و درآمد آنچنانی یا پس‌انداز کافی ندارند. گاهی تازه عروس و دامادهایی هستند که می‌خواهند برای اولین بار جهیزیه عروس خانم را در خانه‌ای بچینند که علاوه بر این‌که آبرومند است، با جیب داماد هم سر سازگاری داشته باشد.

از دیگر مشکلاتی که پس از ورود به این عرصه با آن مواجه خواهید شد برخوردهای متنوع و گاهی عجیب و غریب بنگاه دارها و صاحبخانه‌هاست. اگر دانشجو هستید، حتما با موجی از پرسش‌ها روبه‌رو می‌شوید که بر سر و رویتان فرود می‌آید. این سوال و جواب‌ها بیشتر از آن‌که مورد نظر صاحبخانه باشد برای ارضای حس کنجکاوی، همان فضولی، بنگاهی‌هاست. آنها زیر و روی شجره‌نامه خانوادگی‌تان را در می‌آورند و سعی می‌کنند اطلاعات لازم را درباره شغل و حقوق ماهیانه‌تان به دست بیاورند.

ابتدایی‌ترین راه این است که سری به بنگاه‌های محل مورد نظرمان بزنیم. تمام فایل‌ها را چک کنیم و دست کم حدود قیمت خانه‌های منطقه را بدست بیاوریم. «بودجه تون چقدره؟» اولین سوالی است که در بنگاه‌ها ازتان پرسیده می‌شود. البته اگر یک زوج جوان باشید خیلی‌ها ملاحظه تان را می‌کنند. حتی صاحبخانه‌ها. دانشجو هم که باشید همه وضع جیبتان را می‌دانند و ناچارند که با شما کنار بیایند.

حالا لازم است تمام فایل‌هایی که بنگاه مورد نظر دارد و به دردتان می‌خورند را شناسایی کنید و برای بازدید خانه عازم محل مورد نظر شوید. بنگاهی‌ها معمولا قول می‌دهند بر سر قیمت با صاحبخانه به توافق خواهند رسید و البته معمولا یک تخفیف پانزده بیست هزار تومانی هم برایتان می‌گیرند.

راه دیگر و شاید حتی آسان‌تر، خرید روزنامه‌هایی است که آگهی اجاره منزل چاپ می‌کنند. شما با کشیدن دایره‌های قرمز به دور آگهی‌هایی که به شرایطتان می‌خورند و برقراری تماس با شماره داده شده، از خانه آگهی شده دیدن می‌کنید. در این حالت معمولا همه چیز بدون دخالت بنگاه انجام می‌شود. شما فقط برای عقد قرارداد به آنجا می‌روید، با دروغ‌ها و زبان بازی‌های کمتری روبه‌رو می‌شوید و خرجتان هم کمتر است.

روش دیگر دسترسی به اطلاعات مربوط به اجاره خانه، جستجو در سایت‌هایی است که برای این مقصود در نظر گرفته شده‌اند. این کار هم البته آنقدرها که در دیگر جاهای دنیا معمول است برای ما امکانش نیست. در این شیوه، مالک، ویژگی‌ها و شرایط خانه اش را در سایت قرار می‌دهد و شما با یک جستجوی ساده می‌توانید مواردی را که با شرایط شما سازگارند انتخاب کنید. با همه اینها سیستم قدیمی مراجعه به بنگاه هنوز بیشترین طرفدار را در میان اجاره دهنده‌ها و اجاره‌کننده‌ها دارد.

هر چه ارزان‌تر بهتر

دانشجوها معمولا با همکلاسی‌هایشان خانه‌ای را اجاره می‌کنند تا هزینه‌هایشان چند برابر کمتر شود. اغلب مستاجرهای دانشجو ترجیح می‌دهند نیمه دوم سال را برای جابه‌جایی انتخاب کنند. در این زمان از سال، جابه‌جایی‌ها کمتر است و قیمت‌ها پایین‌تر. خانواده‌ها هم تابستان را برای جابه‌جایی انتخاب می‌کنند، چون حجم کارها پایین‌تر و هوا گرم‌تر است و بچه‌های مدرسه رو هم در خانه‌اند. زوج‌های جوان هم بسته به تاریخ ازدواجشان در هر زمانی از سال می‌توانند دنبال خانه باشند. اما در نهایت همه مان زیر سقفی نشسته‌ایم، تنها، در کنار هم اتاقی، همسر و یا خانواده‌مان غذا می‌خوریم، می‌خوابیم، تلویزیون می‌بینیم، بی‌آن‌که زیادی به خانه اجاره‌ای‌مان دل ببندیم.

سیما دهقان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها