بعدازسلا‌م

قطار می‌رود

هوا بارانی باشد یا آفتابی فرقی نمی‌کند، مهم رقص برگ‌هایی است که ماندن روی شاخه‌ها را تاب نمی‌آورند با باد پاییزی از درخت‌ها جدا می‌شوند و در هوا پیچ و تاب می‌خورند تا پاییز به آخرین ماهش قدم بگذارد.
کد خبر: ۲۹۶۶۱۹

امسال پاییز اگرچه خیلی بارانی نیست و ابرها کم هوس می‌کنند ببارند اما برگ‌ها بی‌خیال بازی آسمان و ابر و خورشید سرگرم جدا شدن از ساقه هستند. درست مثل همه هنرمندانی که این روز‌ها رفتن را به ماندن ترجیح داده‌اند تا فصل آخر عمرشان را در پاییز امسال با مرگ رقم بخورد.

نمی‌دانم قدیمی‌ها راست می‌گفتند یا دروغ؟ اما از وقتی که شنیدم با افتادن هر ستاره‌ای یک نفر می‌میرد، شب‌ها آسمان شکل دیگری دارد. ستاره‌ای اگر سوسویی می‌زد و می‌افتاد، حس می‌کردم همین لحظه باید کسی در گوشه‌ای از جهان چشم‌هایش را به روی زندگی بسته باشد. حالا هم گاهی وقت‌ها که می‌شنوم کسی مرده است، بی‌اختیار به آسمان نگاه می‌کنم و حس می‌کنم که باید جای ستاره‌اش در بین این همه ستاره‌ای که آسمان را قرق کرده‌اند خالی باشد.

نمی‌دانم چرا؟ اما انگار این حکایت را باور کرده‌ ام. راست یا دروغش انگار دیگر فرقی نمی‌کند. امسال ستاره‌های زیادی لابد از دل آسمان جدا شده‌اند، درست مثل ستاره‌هایی که از آسمان فرهنگ و دیار این مملکت رخت بربسته‌اند تا آثارشان برای ما به یاد گار باقی بماند. خبر‌هایی که می‌رسد البته خبر‌های خوبی نیست، جدا از آنهایی که رفته‌اند هنوز هستند هنرمندان و نویسندگان و شاعرانی که بیماری توانشان را گرفته است. کهولت سن آنها را بستری ساخته چه در خانه و چه در بیمارستان. از دست ما که کاری بر نمی‌آید، انگار فقط باید دعا کنیم تا عمرشان به این دنیا باشد و سایه‌شان روی فرهنگ و هنر معاصر ایران بیفتد.

این روز‌ها جرات نمی‌کنم به آسمان نگاه کنم، اصلا دوست ندارم افتادن ستاره‌ای را ببینم و باز خیالات بد به سراغم بیاید. حالا بیشتر دوست دارم شعر بخوانم، مهم نیست سراینده‌اش چه کسی باشد، مهم این است که شعر باشد به دل بچسبد و آدم بدون این‌که بفهمد تا می‌خواندش حفظش شود. مثل همه شعر‌هایی که بدون این‌که بفهمیم حفظشان کردیم و حالا بخشی از حافظه ما هستند. مثل شعر‌های قیصر که این روز‌ها خواندشان حسابی می‌چسبد.

«قطار می‌رود / تو می‌روی/ تمام ایستگاه می‌رود / و من چقدر ساده‌ام / که سال‌های سال / در انتظار تو / کنار این قطار رفته ایستاده‌ام / و همچنان به نرده‌های ایستگاه رفته/ تکیه داده‌ام»!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها