حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در ایران اگر کسی طرحی را به اداره ثبت اختراعات ارائه کند که نسبت به نمونههای مشابه دارای مشخصهای نو باشد، ابتکار به شمار رود و قابلیت تولید انبوه را داشته باشد میتواند مطمئن باشد که اختراعش حداقلهای شرایط به ثبت رسیدن را دارد.
به این ترتیب هر فرد مدعی میتواند با پر کردن اظهارنامه ثبت اختراع، توصیف مشروح آن، تهیه نقشهها و ادعانامه اختراع و قبض رسید بانکی حقالثبت اظهارنامه تقاضای ثبت نسبت به ثبت اختراع مورد نظرش اقدام کند.
در واقع مراحلی که سازمان ثبت کشور و اداره کل مالکیت صنعتی برای ثبت اختراع تعیین کردهاند سیستمی نهچندان پیچیده به نظر میرسد، چرا که کافی است فردی ادعای داشتن یک اختراع را داشته باشد و تازه بودن این ایده برای مسوولان اداره ثبت اختراعات مسجل شود تا نام یک فرد براحتی در فهرست مخترعان قرار گیرد.
به این ترتیب و از آنجا که سیستم ثبت اختراعات در ایران سیستمی اعلامی است و به صرف اعلام، یک فرد در زمره مخترعان قرار میگیرد سالانه انبوهی از اختراعات که البته بیشترشان نه اختراع که تنها یک ابتکار هستند بدون آنکه ثمری برای کشور داشته باشند به ثبت میرسند.
در حقیقت مخترعان در ایران به سبب انجام نشدن ارزیابیهای علمی هنگام ثبت اختراعات به چند دسته تقسیم میشوند، طوری که بخش زیادی از آنها تنها دست به یک ابتکار در سیستمهای قبلی میزنند و ردپایی از اختراع در کالای تولیدیشان وجود ندارد. بخش دیگر نیز به خاطر نبود سیستمهای اطلاعرسانی دقیق و یکپارچه در کل کشور چیزی را که قبلا اختراع شده است تکرار میکنند.
به همین جهت از میان انبوه اختراعات به ثبت رسیده در طول سال تنها تعداد کمی از آنها اختراعات واقعی و با ارزش به شمار میروند که تعدادی از آنها بلافاصله پس از ثبت، مورد سوءاستفاده قرار میگیرند و آنها نیز که از تعرض سودجویان مصون ماندهاند، به دلیل نبود حمایتهای مالی و معنوی و استقبال کمرنگ بخش صنعت از آنها روی دست مخترعان میمانند.
به این ترتیب، شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت که مشکل عمده مخترعان واقعی و صاحب اختراعات با ارزش، سرگردانی میان سازمانها و نهادهای مختلف برای رسیدن به نتیجه است، یعنی معضلی که از نبود نظام ملی ثبت اختراعات و نبود متولی مشخص در این عرصه نشات میگیرد.
در این میان، مخترعان با مشکلات دیگری نیز روبهرو هستند؛ به طوری که گلایه اصلی بیشتر آنها، کمبود بودجه و تجهیزات آزمایشگاهی برای انجام مطالعات علمی است؛ همان روندی که در بیشتر مواقع، هزینههای زیادی را بر مخترعان تحمیل میکند و در نتیجه سبب دلسردی آنها از ادامه مسیر میشود. اما شاید تلاش همه سازمانهای دیگر با مسائل مخترعان برای به ثمر نشستن یک اختراع و داشتن نگاه تجاری محور به منظور تولید ثروت از دانش، بهترین راه برای به نتیجه رسیدن تلاش متمادی مخترعان واقعی باشد؛ نگاهی که به خاطر نبود آن، هماکنون حجم زیادی از اختراعات بیمصرف مانده و روی هم تلنبار شدهاند.
نخستین گام، شناسایی مخترع
اما اینها تنها بخشی از مشکلات مخترعان ایرانی است؛ چرا که وقتی با تعدادی از آنها به گفتگو مینشینیم، فرازهای بیشتری از معضلات موجود موشکافی میشود.
بهمن پاکدل، مدیرعامل کانون تعاون مخترعان، پژوهشگران، مبتکران و نخبگان ایران و کسی که بیش از 100 اختراع به نام خود دارد، وقتی میخواهد مشکلات مخترعان ایرانی را به «جامجم» شرح دهد، تاکید میکند که گام نخست در حمایت از مخترعان، بازشناسی واژههای مخترع، نخبه، مبتکر و پژوهشگر از یکدیگر است چرا که اختلاط میان تعریف این واژهها سبب مهجور ماندن مخترعان واقعی شده است.
او میگوید: نخبه، انسان باهوشی است که قدرتگیرایی و تجزیه و تحلیل قوی دارد و مبتکر، فرد نخبهای است که برای تکمیل طرحهای موجود دست به نوآوری میزند. این در حالی است که پژوهشگر نیز نخبهای است که مسائل علمی را عمقی و به صورت فرموله و کاربردی بررسی میکند حال آن که مخترع فرد نخبهای است که هم پژوهشگر است و هم مبتکر بعلاوه این که از قدرت خلاقیت هم برخوردار است.
پاکدل با بیان این مقدمه به تشریح مشکلات مخترعان میپردازد و میگوید: مخترعان، دانشمندان گمنامی هستند که در برخی مواقع تحصیلات دانشگاهی یا حتی دبیرستانی ندارند ولی در رشته کاری خود افرادی متخصص به حساب میآیند، اما از آنجا که فاقد مدرک هستند، از توان آنها استفاده نمیشود این در حالی است که اگر برای اختراعات معادلسازی شود و به مخترعان مدرک معادل کارشناسی تا دکتری افتخاری داده شود، این بخش از مشکل آنها رفع میشود.
این مخترع، ساختار صندوقهای حمایتی را از دیگر مشکلات موجود میداند و در حالی که معتقد است مدیران و مجریان اصلی این صندوقها باید خود از جامعه مخترعان برخاسته باشند، میگوید: در حال حاضر مکانی رسمی برای ساختن و کاربردی شدن اختراعات وجود ندارد، به همین دلیل ضروری است برای ایجاد مراکز رشد با مدیریت مخترعان به همراه حمایتهای بلاعوض از ساخت تا تولید انبوه اختراعات آنان فکری اساسی شود.
به عقیده وی، یکی از مشکلات کنونی مخترعان نبود مرزبندی مشخص میان آنها و مبتکران است. پس ضروری است تا اداره ثبت اختراعات و مجلس برای جلوگیری از این اختلاط، قانون ثبت ابتکار را به ثبت برسانند.
نبود یارانه و فقدان داوریهای کارشناسی
پاکدل، یکی از مشکلات دیگر مخترعان را نپرداختن یارانه به این قشر میداند و هزینه 200 هزار تومانی برای ثبت هر اختراع را از عوامل متزلزل شدن مخترع برای ثبت اختراعش بیان میکند.
اما او در عین حال یک مشکل را از دیگر مشکلات مخترعان بزرگتر میداند و درباره آن توضیح میدهد: در سالهای گذشته کانون مخترعان ایران کمیتههایی تخصصی داشت که مخترعان مربوط در این کمیتهها عضو بودند و به محض ارسال یک اختراع از اداره ثبت به کانون، این مخترعان متخصص بودند که اختراعات را ارزیابی میکردند اما در دو سه سال اخیر این اختیار از کانون مخترعان گرفته و به دانشگاهها و برخی مراکز تجاری که سواد و صلاحیت علمیشان به مراتب کمتر از خود مخترعان است، سپرده شده است.
نبود امنیت و سوءاستفاده از اختراعات
اما وقتی مدیرعامل کانون مخترعان ایران قصد جمعبندی گفتههایش را دارد، درست آنجا که تاکید میکند اداره ثبت اختراعات ایران باید به سازمان جهانی اختراعات بپیوندد، میگوید: بارها اتفاق افتاده است که اختراعی در کشور به ثبت رسیده ولی عدهای آن را دزدیده و در کشورهای دیگر به نام خود به ثبت رساندهاند.
محمد پورمند، مخترع داروهای گیاهی که ثبت کمینه فشار خون و داروی گیاهی سرطان پروستات را در کارنامه خود دارد نیز وقتی از مشکلات مخترعان میگوید، از نگرانیهایی حرف میزند که هنگام ثبت اختراع به طور جدی گریبان مخترعان را میگیرد.
او توضیح میدهد که وضعیت به گونهای است که حتیگاه پیش از آن که اختراعی ثبت شود، توسط افراد سودجو در کشورهای دیگر به فروش میرسد. این مخترع به نبود حمایتهای لازم از مخترعان به عنوان بخشی از مشکلات اشاره میکند و میگوید: وقتی ما برای دریافت کمکهای مالی به بنیاد ملی نخبگان مراجعه میکنیم، مسوولان اعلام میکنند اختراع موردنظر باید تمام مراحل بالینی را طی کند تا آن وقت مشمول دریافت مبالغ کمکی بشود، حال آن که اگر قرار باشد خود مخترع بدون هیچ حمایتی تمام مراحل را طی کند، دیگر نیازی به کمک مالی بنیاد ملی نخبگان نیست. این در شرایطی است که در بیشتر کشورهای دنیا مسوولان سعی در جذب افراد مخترع دارند و حتی ایدهها و فرمول اولیه آنان را که هنوز آزمایش نشده است، میخرند و با بهترین امکانات حمایتشان میکنند.
با وجود این، پورمند نبود امنیت برای اختراعات حتی پس از به ثبت رسیدن را از مشکلات مهم مخترعان میداند و میگوید که به چشم خود دیده است که چطور اختراعات مخترعان ایرانی را به کشورهای خلیجفارس برده و در آنجا فروختهاند؛ همان اتفاقی که به گفته او سبب شده تا بسیاری از مخترعان حتی جرات به ثبت رساندن اختراعشان را از دست بدهند.
پاسخ مسوولان
مخترعان در حالی از نبود امنیت ثبت در کشور گلایه دارند که کیانی مدیرکل مالکیت صنعتی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور نیز این مساله را تایید میکند.
او به «جامجم» میگوید: وقتی مخترعان بحث نبود امنیت پس از ثبت را مطرح میکنند، موضوع این است که در همان حالی که مخترع باید دانش خود را تماما افشا کند، هیچکس نیز حق ندارد بدون اجازه او از اختراعش استفاده کند اما بعضا دیده میشود این تعرضها و سوءاستفادهها انجام میگیرد.
در واقع در بحث مالکیت معنوی، پلیس، محاکم، گمرک و مراجع اجرایی باید با جدیت بیشتری با جعل و سوءاستفاده از اختراعات برخورد کنند تا اگر اختراعی بعد از ثبت دزدیده شد، فرد خاطی بشدت تحت مجازات قرار گیرد.
او در حالی این جملات را بیان میکند که وقتی بخشی از مشکلات مخترعان را با او در میان میگذاریم، معتقد است در سازمان متبوعش اقدامات خوبی برای رفع مشکلات صورت گرفته است. او میگوید: ما معتقدیم بسترهای لازم برای حمایت از مخترعان را فراهم کردهایم به طوری که در قانون جدید ثبت اختراعات برای فرد سوءاستفادهگر، هم مجازات کیفری و هم مجازات مالی و مدنی پیشبینی کردهایم.
همچنین ما اصلاح قوانین و مقررات را صورت دادهایم و قوانین را به روز کردهایم علاوه بر اینکه در کنار اختراع و علامت که از قبل زیر چتر حمایتی ما قرار داشت مقوله طرح صنعتی و نشان جغرافیایی را نیز به منظور حمایت از صاحبان فکر به آن اضافه کردهایم. این در حالی است که برابر قانون جدید ثبت اختراعات هماکنون یک مخترع میتواند اختراعش را به 100 نفر بفروشد بدون اینکه حق مالکیت از او سلب شود یعنی امکانی که تا پیش از این برای مخترعان وجود نداشت.
وقتی گلایه مخترعان از بنیاد ملی نخبگان را با سیدمهدی فخرایی معاون پژوهشی و برنامهریزی این بنیاد در میان میگذاریم او نیز همچون کیانی اگرچه وجود برخی مشکلات را میپذیرد ولی بیشتر به حمایتهایی که از مخترعان صورت گرفته میپردازد. او میگوید: بنیاد ملی نخبگان اختراعاتی را که دارای ویژگی ابداع و نوآوری بوده و علاوه بر قابلیت کاربردی شدن، برایش ایجاد ارزش افزوده متصور باشد، در معرض داوری استادان باتجربه قرار میدهد و چنانچه امتیازهای لازم را کسب کند، از آن حمایت مالی خواهد کرد.
او که معتقد است آییننامهها بسیار آسانگیرانه نوشته شده تا مخترعان بیشتری را شامل شود، البته میگوید بنیاد ملی نخبگان، کمیته امداد نیست که به هر فرد نیازمند دریافت کمک مالی یاری برساند چرا که مخترعان قابلیتهای زیادی دارند و اگر تواناییهایشان محرز شود حتما از آنها حمایت خواهد شد همانگونه که در یک سال گذشته نزدیک به 1000 اختراع مشمول دریافت اعتبار پژوهشی شدهاند.
ایجاد ارزش افزوده، مهمترین هدف اختراع
فخرایی البته این اظهارات را در شرایطی مطرح میکند که ایجاد نشدن ارزش افزوده و ارزش اقتصادی برای اختراعات را از عمده مشکلات مخترعان میداند و میگوید: هدف از اختراع، ایجاد ارزش افزوده است و این ارزش افزوده قرار است از بازار جامعه و از میدان صنعت و اقتصاد به دست بیاید.
به همین دلیل بنیاد ملی نخبگان با این نگاه اقدام به اعطای کمکهای بلاعوض به مخترعان میکند تا چرخهای این آسیاب به حرکت بیفتد.
او در عین حال معتقد است، در چرخه تبدیل ایده به محصول یا چرخه ابتکار و نوآوری عوامل زیادی چون آزمایشگاه، تجهیزات، استاد راهنما و اسناد و مدارک علمی باید دست به دست هم بدهند تا یک ایده ابتکاری به محصول تبدیل شود.
فخرایی در این زمینه میگوید: کسانی که وارد فرآیند تولید نمونه محصول خود میشوند باید مورد حمایتهای قانونی، مالی، اداری و تشکیلاتی در سطحی وسیع قرار گیرند، ضمن اینکه مدیریت طرحها، مدیریت خط تولید، مدیریت ریسک، بازاریابی و پیدا کردن منابع مناسب برای مشتریان نیز از ملزومات حمایت از مخترعان است و علاوه بر آن بحث تقویت حضور بانکها برای سرمایهگذاری در طرحها و حمایتهای قانونی لازم مثل بیمهها و گمرکات هم بسیار اهمیت دارد چرا که مشکل مخترعان تنها نداشتن پول نیست.
مریم خباز
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....