حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
؛ اما از آنجا که کیفیت زندگی بشر با پیشرفت فناوری تغییر کرده و امروزه زندگی چیزی فراتر از زنده ماندن تعریف می شود، مفهوم سلامت نیز ارتقا یافته و سازمان جهانی بهداشت ، سلامت را به عنوان رفاه کامل جسمی ، روانی ، اجتماعی و حتی معنوی تعریف می کند. با این تعریف ، سطح توقع از ارائه خدمات و مراقبت های بهداشتی و درمانی نیز متحول می شود. ارائه کنندگان خدمات بهداشتی نباید منتظر بمانند تا بیماران به مراکز ارائه خدمات مراجعه و بیماری شان را علاج کنند ، بلکه باید با تلاش و تحقیق به دنبال راههایی برای ارتقای کیفیت زندگی مردم بوده و ضمن پیشگیری از بیماری ، در پی ایجاد شور ، اشتیاق و نشاط در زندگی افراد نیز باشند ؛ چرا که سلامت حالتی ایستا ندارد بلکه مفهومی است پویا که با تغییر در محیط (فیزیکی ، روانی و اجتماعی) و شیوه زندگی باید در پی تکامل و ارتقای آن بود. بر این اساس ، ارائه کنندگان خدمات بهداشتی - درمانی به دنبال قالب و ساختاری هستند که بتوانند از طریق آن به مفهوم سلامت با تمامی ابعادش دست یابند؛ قالبی که از آن به عنوان ارتقای سلامت یاد می شود. در این رویکرد، سلامت امری است که تنها وظیفه و هدف بخش سلامت نیست بلکه هدف نهایی تمامی بخشهای توسعه و محور همه تلاشها و برنامه های مختلف دولت است و همه افراد اعم از تصمیم گیران ، سیاستگذاران ، برنامه ریزان ، مدیران و تمامی مردم باید تمام اقداماتشان بر محور سلامت فرد و جامعه قرار گیرد و تاثیر تصمیم یا اقدام خود را بر سلامت خود و جامعه ارزیابی کنند. براساس چنین رویکردی ، تلقی و برداشت از مفاهیمی نظیر عدالت ، تولید، تجارت ، اشتغال و توسعه کشور تغییر می کند و شاخص های ارزشیابی این مفاهیم نیز متحول می شود و بخشهای مختلف توسعه ، زمانی قادر خواهند بود که مدعی تلاش برای توسعه کشور باشند که بتوانند میزان تاثیر مثبت اقدامشان بر سلامت فرد و جامعه را بوضوح نشان دهند. در این رویکرد ارتقای سلامت به معنای توانمندسازی افراد برای شناخت عوامل تاثیرگذار بر سلامت فردی ، خانوادگی ، اجتماعی و تصمیم گیری صحیح برای انتخاب رفتار سالم و در نهایت رعایت الگوی زندگی سالم است . عوامل تاثیرگذار بر سلامت 3دسته اند: - عوامل و شرایط محیطی ، اقتصادی ، اجتماعی - خدمات بهداشتی درمانی و کیفیت و شکل ارائه آنها - شیوه زندگی و رفتارهای سالم افراد؛ بنابراین برای ارتقای سلامت جامعه باید همزمان با مداخله دولت ، مداخله مردم نیز سامان یابد. - نقش مستقیم دولت در تامین و ارتقای سلامت بوضوح مشهود است . ارائه صحیح ، عادلانه و کامل خدمات بهداشتی - درمانی با کیفیت و قیمت مطلوب از سوی دولت به تمامی اقشار جامعه از جمله اقدامات موثری است که می تواند در ارتقای سلامت جامعه نقش بسزایی داشته باشد اما این امر نیازمند بهبود عوامل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی موجود در کشور و همکاری دیگر سازمان های دولتی و غیردولتی در تامین و ارتقای سلامت است ؛ بنابراین لازم است تلاشی مستمر، منسجم و هماهنگ برای جلب مشارکت موثر آنها به منظور طراحی ، اجرا و ارزشیابی برنامه های ارتقای سلامت آغاز شود. از سوی دیگر تامین و ارتقای سلامت فرد و جامعه نیازمند ایجاد قدرت مدیریت و تصمیم گیری صحیح در تمامی افراد جامعه است . به عبارت دیگر تا زمانی که مردم نتوانند عوامل موثر بر سلامت خود را شناسایی کرده و کنترل کنند، تامین و ارتقای سلامت به مفهوم کلی آن دست یافتنی نخواهد بود؛ بنابراین مشارکت مردم در سلامت از جمله مسائل مهمی است که همگام با اقدامات دولت باید تشویق و ترویج شود. در اینجا باید توجه داشت که شیوه زندگی آحاد مختلف مردم و مسائلی همچون فرهنگ ، سنتها، باورها، نگرشها، ارزشها و نوع درک مردم از مفهوم سلامت به طور مستقیم و یا غیرمستقیم سلامت جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد؛ بنابراین همزمان با توانمندسازی افراد باید برای توانمندسازی جامعه نیز اقدام کرد. اعلامیه انقلابی آلماآتا در سال - 1978 که به عنوان نقطه عطفی در تاریخ مراقبت های بهداشتی و آموزش سلامت باقی مانده است - برای آموزش سلامت جایگاه بسیار مهمی در ترویج اعتماد به نفس فردی و اجتماعی و توانمندسازی مردم به منظور مشارکت تام در ارتقای سلامت و ارائه مراقبت های بهداشتی ، قائل است . در واقع یکی از عبارات عمده این اعلامیه بر این تاکید دارد که مردم نه تنها حق ، بلکه وظیفه دارند به صورت فردی و گروهی در برنامه ریزی و اجرای مراقبت های بهداشتی شرکت کنند؛ گرچه از چند دهه پیش ، مشارکت جامعه به عنوان بخش اساسی ارتقای سلامت محسوب شده است ، اما هرگز تا این حد مهم تلقی نشده بود. در گذشته مشارکت بیشتر به کار برای ساختن یک چاه ، یک مدرسه یا یک مرکز بهداشتی بزرگ محدود می شد؛ اما امروزه مشارکت فرآیندی است که در آن افراد و جوامع خود را وابسته به حرکت سلامت دانسته و همراه با کارکنان بهداشتی و دیگر افراد علاقه مند در تصمیم گیری ، برنامه ریزی و انجام فعالیت ها مسوولیت پذیرند. این روندی است که آموزش سلامت ، توان ارتقای آن را دارد؛ بنابراین برای ارتقای سلامت باید به تقویت آموزش سلامت پرداخت . دستیابی به اهداف ارتقای سلامت تنها زمانی امکانپذیر است که آموزش سلامت ، ایفای نقش کند. در واقع اگر قرار است مراقبت های بهداشتی اولیه در دسترس همگان باشد، اعضای هر جامعه باید بکوشند تا آخرین حد امکان بر منابع خود تکیه کنند. برای رسیدن به چنین اعتمادبه نفسی ، مردم باید به اندازه کافی آگاه شوند و با برخورداری از نگرشهای صحیح و مهارت کافی در برنامه ریزی ، اجرا و ارزشیابی مداخلات بهداشتی مشارکت کنند. این هدف تنها از طریق فعالیت آموزشی مناسب ، به قصد توانمندسازی مردم برای حفاظت از سلامت خود، خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می کنند، به نحو موثر تحقق خواهد یافت . این یک فاصله گیری بنیادی از رویکرد سنتی است که در آن آموزش سلامت تنها به عنوان جزیی از سیاست های مشخص ، در ارتباط با برنامه های هدفدار مربوط به کنترل بیماری یا تنظیم خانواده ، تعیین و مطابق ارزشها و انتظارات حرفه ای بهداشتی درمانی به اجرا درمی آمد. برنامه های هدفدار کنترل بیماری ها هنوز موردنیاز است ، اما باید هر چه بیشتر در چارچوب برنامه جامع ارتقای سلامت نسبت به توسعه آموزش سلامت با مبانی جدید اقدام کرد. برای توسعه آموزش سلامت باید به مسائل گوناگونی توجه کرد: آموزش سلامت به مدیریت متمرکز، ارتقای جایگاه تشکیلاتی و ارتقای کیفیت نیازمند است . آموزش سلامت به اتخاذ سیاست های جدید و هماهنگ با اصول ارتقای سلامت نیاز دارد. آموزش سلامت نیازمند توسعه منابع انسانی ماهر است ؛ منابعی که امکان آموزش سلامت به منظور تامین و ارتقای سلامت کشور را فراهم کنند. آموزش سلامت نیازمند توجه به مناسب ترین فناوری و الگوهای آموزشی است ؛ فناوری و الگوهای مناسبی که مشارکت مردمی و مسوولیت پذیری برای سلامت ، اعتماد به نفس و توانایی های مردم را افزایش دهد. آموزش سلامت به تقویت رویکرد چندبخشی خود و افزایش هماهنگی درون بخشی و فعالیت های جلب حمایت همه جانبه از آموزش سلامت در برنامه های ارتقای سلامت نیازمند است . آموزش سلامت باید توجه بیشتری به پایش و ارزشیابی کند. افزون بر این ، توسعه و تقویت آموزش سلامت برای تامین و ارتقای سلامت مردم ، به توجه جدی مدیران بخش سلامت و برنامه ریزان برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور به آموزش سلامت نیازمند است . توسعه سرمایه گذاری بخش سلامت و دیگر بخشهای توسعه برای آموزش سلامت و افزایش حمایت قانونی و همکاری های چندبخشی برای آموزش سلامت همگانی به منظور توانمندسازی مردم برای تامین و حفاظت از سلامت فردی ، خانوادگی و اجتماعی خود و ارتقای آن ، باید به عنوان اصلی مهم در برنامه ریزی برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور (در بخش بهداشت و دیگر بخشهای توسعه) موردتوجه برنامه ریزان و سیاستگذاران قرار گیرد ، چرا که انسان سالم ، محور توسعه پایدار است و سلامت محقق نمی شود مگر آن که مردم آگاهانه و داوطلبانه رفتارهای سالم را انتخاب کنند و مسوولیت تامین و ارتقای سلامت خود ، خانواده و جامعه ای را که در آن زندگی می کنند ، بپذیرند. بدیهی است که رمز آگاهی و دانایی افراد برای پذیرش مسوولیت سلامت و انتخاب رفتار سالم ، آموزش سلامت است . نبود تبصره های قانونی مشخص برای حمایت از توسعه سرمایه گذاری ، حمایت قانونی و همکاری چندبخشی در زمینه آموزش سلامت در برنامه های پیشین توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور از یک سو و تغییر الگوی بیماری و مرگ ومیر کشور که ضرورت توانمندسازی مردم برای حفاظت از خود در برابر رفتارهای مخاطره آمیزی چون استعمال دخانیات ، مصرف موادمخدر، نداشتن تحرک فیزیکی ، مصرف فراوان قند و نمک و چربی ، استفاده از خشونت در روابط بین فردی ، روابط جنسی پرخطر و غیرایمن و حوادث امروز ترافیکی را افزایش داده است ، از سوی دیگر ، ما را در شرایطی قرار می دهد که راهی جز توجه بیشتر به آموزش سلامت در برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور نداریم ؛ راهی که در دیگر برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، به اندازه کافی موردنظر نبوده و تبصره های مشخصی نداشته است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....