یک روز در پشت صحنه سریال «کلاه ‌پهلوی»

معروفترین بازیگران و روایت سال‌های کشف حجاب

ماجرای کلاه‌پهلوی و کشف حجاب در دوران رضاخان داستان‌های عجیب و غریبی را به همراه داشت، ماجراهایی که هر یک از آنها را می‌توان به قصه‌های تاریخی تبدیل کرد. هرچند گوشه‌هایی از این برش تاریخی در فیلم‌ها و سریال‌های پس از انقلاب گنجانده شده است. اما نکته قابل توجه این‌که هر یک از این روایت‌ها تنها اشاره‌ای کوتاه به داستان کشف حجاب خانم‌ها و اجبار برای استفاده از کلاه معروف به «کلاه‌پهلوی» برای آقایان داشته‌اند، اما هیچ کدام درباره تاثیرات و پیامدهای کشف حجاب کاری انجام نداده‌اند. تا این که ضیاءالدین دری، کارگردانی که سریال موفق «کیف انگلیسی» را در کارنامه کاری خود دارد، ساخت سریال «کلاه‌پهلوی» را به تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان در 15 تیر سال 85 مقابل دوربین برد. داستان «کلاه‌پهلوی» روایتگر تصمیمات حکومتی در دوران رضاخان است؛ دورانی که از پیش از تاجگذاری رضا پهلوی یعنی سال 1308 آغاز و تا شهریور 1320 همزمان با خروج رضاخان ادامه پیدا می‌کند. گروه تهیه و تولید به همراه گروه کارگردانی حدود 3 سال و اندی است که کار فیلمبرداری این مجموعه را آغاز کرده و پس از طی مراحل مختلف تازه به قسمت‌های اول و مراسم آشنایی فرماندار شهر سامان با بزرگان آن منطقه یعنی حاجی‌خان رسیده‌اند. آنچه می‌خوانید گزارشی است از حضور یکروزه خبرنگار «جام‌جم» در پشت صحنه سریال کلاه‌پهلوی.
کد خبر: ۲۹۱۳۰۷

در کوچه پس‌کوچه‌های خیابان پامنار درست روبه‌روی بازار بزرگ تهران در کوچه‌ای پیچ در پیچ که به خیابان صوفیان معروف است، خانه‌ای قدیمی قرار دارد که برخلاف دیگر خانه‌های این محله دری آهنی دارد، آنجا منزل حاجی‌خان در شهر سامان است.

به گوشه‌ای از حیاط بزرگ خانه حاجی‌خان که با سایه درخت انجیر پوشیده شده بود، رفتم و در سکوت به دالان‌های تو در تو که شبیه انباری یا زیرزمین‌های تنگ و تاریک بود خیره شدم.

صدای ضیاءالدین دری «دوستان خسته نباشید» سکوت حیاط را به هم زد و هر یک از عوامل برای رفع خستگی به گوشه‌ای رفتند. رضا کیانیان بازیگر نقش حاجی‌خان با گریمی بسیار متفاوت از آنچه تاکنون در سینما و تلویزیون دیده شده با چشمانی به رنگ خاکستری و سبیل‌های چخماخی همراه با داریوش فرهنگ که در نقش صمصام ایفای نقش می‌کند، از اتاق نشیمن حاجی‌خان بیرن می‌آیند و گره صحنه با تغییراتی که ایجاد می‌کنند صحنه را برای جلسه معارفه حاجی‌خان مرد بانفوذ شهر سامان با فرخ فرماندار جدید این شهر آماده می‌کنند.

داستان کلاه‌پهلوی از سفر برخی دانشجویان ایرانی برای تحصیل در فرانسه آغاز می‌شود. فرخ یکی از این دانشجویان است که پس از پایان تحصیلات خود با یک دختر فرانسوی ازدواج می‌کند و به ایران بازمی‌گردد. این آدم تحصیلکرده ایرانی پس از ورود به ایران به واسطه ارتباط‌هایی که در حکومت پهلوی داشته، به عنوان فرمانده شهر سامان منصوب می‌شود و نکته قابل توجه این‌که دلیل انتخاب فرخ برای فرمانداری تغییر بافت سنتی این شهر و شبیه‌سازی آن به معماری فرانسه بوده است.

صحنه‌های این تغییر و تحولات سال 1386 در شهرک سینمایی دکوربندی و تصویربرداری شده است و حالا پس از گذشت حدود 2 سال از آن زمان، دری تصمیم گرفته قسمت پنجم سریال را که صحنه آشنایی فرماندار جدید با حاجی‌خان است را به تصویر بکشد.

البته ناگفته نماند که کارگردان این مجموعه تلویزیونی معتقد است مراحل تولید کلاه‌پهلوی طبق استاندارد تولید سیما پیش رفته و با دلایلی هم که در گپ کوتاه قبل از فیلمبرداری صحنه معارفه برشمرد تا اندازه‌ای به کم و کیف مرحله تولید اشاره کرد: 15 تیرماه سال 1385 ساخت این مجموعه تاریخی رسما آغاز شد و تا همین لحظه هم حدود 38 ماه یعنی 3 سال و اندی طول کشیده است که در این مدت هم با 13 ماه تعطیلی ناخواسته مواجه شدیم که اگر از این 38 ماه کم شود 25 ماه مفید است که برای این مجموعه 50 قسمتی تاکنون وقت صرف شده است. به همین دلیل برای 2500 دقیقه فیلمبرداری با نگاتیو با توجه به همه حساسیت‌هایی که دارد، روند معقولی بوده است. ضمن این‌که مجموعه کلاه‌پهلوی یک سریال «الف» ویژه است و همچنین ازجمله سریال‌هایی نیست که به یک یا 2 لوکیشن خاص محدود شود. کلاه‌پهلوی بیش از 100 لوکیشن با بیش از 1000 صحنه دارد و اگر میانگین بگیریم، در هر لوکیشن بیش از 10 ساعت تصویربرداری شده است.

نظام سلطه به جای مدرنیسم

ضیاءالدین دری، کارگردان خوش‌ذوق و البته خوش صحبتی است که نشستن پای صحبت او خالی از لطف نیست و خود او هم علاوه بر اطلاعات تاریخی و اشراف کامل بر حوادث و وقایع تاریخ معاصر دوست دارد، هر آنچه را که می‌داند در اختیار دیگران بگذارد. درست به همین دلیل بود که بعد از پایان توضیحاتی که در خصوص کم و کیف تولید این مجموعه داد خود او بی مقدمه سراغ کلاه‌پهلوی رفت و داستان را از سال 1308 آغاز کرد و گفت: داستان کلاه‌پهلوی از سال 1308 شروع می‌شود و تا خروج رضاخان از ایران در شهریور سال 1320 ادامه دارد و من در این سریال تمام این دوران را به نمایش می‌گذارم. در واقع از طریق برخی از شخصیت‌ها سعی کرده‌ام که به زندگی مردم در آن دوران نزدیک شوم و به کمک بازیگران حرفه‌ای تئاتر و سینما 12سال زندگی مردم را در این دوران روایت کرده‌ام؛ بنابراین به جای این‌که بخواهم به وقایع تاریخی به شکل خاص و مستندگونه اشاره داشته باشم، بازتاب و خروجی تصمیمات حکومت در یک دوره 12 ساله در زندگی مردم را به تصویر کشیده‌ام. به این معنا که حکومت تصمیم می‌گیرد مردان کلاه‌پهلوی به سر بگذارند، حکومت تصمیم می‌گیرد کلاه‌پهلوی منسوخ شود، حکومت تصمیم می‌گیرد خانم‌ها بی‌حجاب شوند، حکومت تصمیم می‌گیرد مجامع مختلط زن و مرد به وجود آید، حکومت تصمیم می‌گیرد روحانیت را از حوزه سیاست خارج کند، حکومت تصمیم می‌گیرد تا جای ممکن زندگی روزمره مردم را از حالت سنتی خارج و به زندگی اروپایی نزدیک کند و بعد هم اسم آن را مدرنیسم می‌گذارد. در واقع با آوردن مظاهر بیرونی از فرهنگ غرب، بافت زندگی مردم را تا اندازه‌ای تغییر داد، اما چون این تغییرات در فرهنگ بومی و ایرانی ریشه نداشت، نتوانست پاسخگو باشد و رفته رفته فرهنگ سلطه جایگزین مدرنیسم شد.

رضا کیانیان به جای حاجی‌خان

صحبت‌های دری به اینجا که رسید دستیار محمدرضا تخت‌کشیان تهیه‌کننده از آماده بودن صحنه برای فیلمبرداری خبر داد و کارگردان هم علی‌رغم این‌که مایل به ادامه بحث بود صحبت‌های خود را قطع کرد و با اشاره به این صحنه که آن را صحنه‌ای حساس و البته طولانی دانست ادامه سوال و جواب‌ها را به پس از فیلمبرداری موکول کرد. به همراه دری به اتاق بزرگ عمارت رفتم؛ اتاقی به رنگ آبی نیلی با پیشخوان‌هایی با گچبری‌های گل و مرغ که در هر یک از این پیشخوان‌ها عکس‌هایی از جوانی حاجی‌خان و شرح دلاوری‌های او که هر یک از آنها در گوشه‌ای از عکس نوشته و قاب شده بود، خودنمایی می‌کرد. در قسمت بالای اتاق تشکی خاکستری با فرش پوستی قرار داشت که دور تا دور آن با مخده‌های قرمز رنگ پوشیده شده بود و حاجی‌خان که مرد بانفوذ اما نابینای شهر سامان بود روی تخت خانی خود نشسته بود.

صمصام که خود او یکی از مردان مورد اطمینان حاجی‌خان بود، در سمت راست او نشست و به ترتیب فرماندار جدید شهر به همراه مباشر خود در کنار صمصام نشستند. پس از تمرین این صحنه همه‌چیز برای فیلمبرداری آماده بود، اما دری ترجیح داد بار دیگر این صحنه را تمرین کند و بدون اشکال فیلمبرداری کنند، چراکه معتقد بود گروه فیلمبرداری در مصرف نگاتیو باید صرفه‌جویی کند و این مطلبی بود که بارها در طول کار آن را گوشزد کرد و با آمادگی کامل فیلمبرداری را آغاز کرد.

شرایط برای ضبط این سکانس پلان طولانی مهیا بود. گروه صحنه ذغال‌های سرخ شده برای منقل را آوردند و در آتشدان فلزی قرار دارند و انبرک و سوزن را در سینی منقل گذاشتند. با فرمان ضیاءالدین دری، نورالله نوکر خان با سینی چای وارد می‌شود و سلام می‌کند. با ورود نوکر، خان صمصام سینی منقل را پیش می‌کشد و نورالله چای را تعارف می‌کند.

حاجی‌خان با شنیدن صدای نورالله: ها. نورالله اومدی؟ بیا وافور را بگیر.

نورالله: چشم آقا.

حاجی‌خان در حالی که سعی می‌کند اسم فرماندار جدید شهر سامان را به یاد آورد با مکث می‌گوید: آقای...؟

صمصام: باستانی.

حاجی‌خان: آقای باستانی بهتون برنخوره، تریاک نه منع شرعی دارد نه قانونی. انحصارشم مال دولته، مثل سیگار و تنباکو عوایدش هم صرف راه‌آهن می‌شه. (بلند می‌خندد و در حالی که سعی می‌کند خنده‌اش را جمع کند) ادامه می‌دهد: من موندم یه مشت ملت افیونی چطور می‌خوان صناعت درست کنند. (این‌بار صمصام هم همراه با حاجی‌خان می‌خندد)

نورالله، وافور را به سمت لب‌های حاجی‌خان می‌آورد، در این لحظه فرخ فرماندار جدید شهر سامان با ابروهایی درهم به گونه‌ای که به نظر می‌رسد از حرف حاجی‌خان خوشش نیامده است، سیگار خود را روشن می‌کند.

حاجی‌خان در حالی که وافور را به لب دارد: می‌گن آدم فقط یک بار لبش به این بدمصب بخوره تا آخر عمر خماره، بگذریم این حرفا شلیته و تنبون نمی‌شه.

بوی سیگار فرخ در هوا پخش است، حاجی‌خان در حالی که بو می‌کشد، وافور را پس می‌زند و خطاب به فرخ: این بوی سیگار شماست؟ لابد فرنگیه.

سید ضیاءالدین دری: حوادث تاریخی نشان میدهد که موضوع کشف حجاب نقطه عطف حضور زنان در تاریخ معاصر ایران است

کیانیان پس از اطمینان از خوب بودن صحنه، بلند می‌شود و به یکی از اتاق‌های خانه می‌رود؛ فرصت را مناسب دیدم تا با او نیز درباره کلاه‌پهلوی صحبت کنم، به همین دلیل بود که پس از سلام و احوالپرسی، خواستم سوال خود را مطرح کنم که این بازیگر سینما و تلویزیون از گفتگو امتناع کرد و صحبت درباره کلاه‌پهلوی را به وقت دیگر موکول کرد؛ البته مجتبی وحیدی، دستیار تولید دلیل گفتگو‌نکردن کیانیان را گریم سنگین او عنوان کرد و گفت که این حجم گریم، او را عصبی و خسته می‌کند؛ اما به نظر می‌آید این دلیل اصلی نیست و علت را جای دیگر باید جستجو کرد؛ از سوی دیگر، داریوش فرهنگ هم پیش از این گفته بود که مصاحبه نمی‌کند اما در نهایت این سوال در ذهنم تداعی شده که چطور بازیگری حاضر می‌شود در یک سریال تلویزیونی با مخاطب میلیونی بازی کند، اما حاضر به گفتگو با روزنامه جام‌جم که وظیفه عمده آن، معرفی محصولات سازمان صداوسیما در حوزه رسانه است، نمی‌شود و اصلا دلیل حضور یک خبرنگار برای تهیه گزارش پشت صحنه، معرفی و بازتاب بیشتر فعالیت‌های یک گروه است؛ گروهی که تا این لحظه 3 سال و نیم روی یک پروژه تلویزیونی کار می‌کنند.

مواجهه زنان با پدیده کشف حجاب

در همین فکرها بودم و به دنبال جوابی برای سوال خود می‌گشتم که دری پیش آمد و گفت: «خب من آماده‌ام که پاسخگوی سوالات شما باشم.» با لبخندی این حس همکاری را پاسخ دادم و این پرسش را مطرح کردم.

مخاطب سیما، شما را به عنوان یک تاریخ‌نگار تلویزیونی از شرح وقایع تاریخ معاصر می‌شناسد؛ در واقع بازتاب موفقیت کیف انگلیسی این انتظار را ایجاد کرده است، حالا پس از گذشت 10 سال از سریال کیف انگلیسی چه بخش از تاریخ را در کلاه‌پهلوی مطرح می‌کنید؟

دری قبل از پاسخ به این سوال کمی در انتقاد به برخی تعاریف از کلاه‌پهلوی که در برخی رسانه‌ها عنوان شده است، گفت: متاسفانه در گفت و شنود‌ها یا سیناپسی که روابط عمومی سازمان در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهد، خلاصه داستان‌هایی ذکر می‌شود که بعضا کلیت ماجرا را زیر سوال و لطف کار را از بین می‌برد؛ به عنوان مثال در خلاصه داستان کلاه‌پهلوی چنین آمده که پسرکی در فرانسه تحصیل کرده و پس از بازگشت به ایران، فرماندار شهری می‌شود و باقی ماجرا اما داستان، خیلی پیچیده‌تر از این است که فردی بیاید و فرماندار شود؛ چراکه این پروژه علاوه بر جذابیت‌های داستان و درام 6 نقش اول مرد و 6 نقش اول زن دارد و شاید بیش از 10 نقش دوم مرد و 10 نقش دوم زن دارد و این هرم همین‌طور گسترده‌تر می‌شود؛ بنابراین داستان کلاه‌پهلوی را می‌توان از نگاه 6 شخصیت اصلی مرد و در عین حال می‌توان از منظر 6 شخصیت اول زن تعریف کرد؛ بنابراین لزوما کسی نمی‌آید فرماندار یا خان یک منطقه شود بلکه همه با هم تنیده شده و موضوع خیلی وسیع‌تر از این حرف‌هاست که آقایی فرماندار شود و به حکم حکومت، چادر از سر خانمی بردارد.

وی پس از این توضیحات متذکر شد: در پاسخ مشخص به سوال شما باید بگویم من همیشه به نقش زنان در شکل‌گیری حوادث تاریخی بدقت نگاه کرده‌ام و مطالعاتم نشان می‌دهد موضوع کشف حجاب نقطه عطف نقش زنان و در واقع واکنش‌های آنها به این پدیده بوده است؛ به همین دلیل مساله کشف حجاب و چگونگی برخورد با این پدیده، هدف اصلی است؛ اما در کنار آن، مسائل دیگر که در این موضوع تنیده شده، مطرح می‌شود.

دری معتقد است: حضور خانم‌ها در این مجموعه با توجه به محوریت کشف حجاب، بسیار حائز اهمیت است؛ چراکه حضور خانم‌ها در داستانی که محور اصلی آن خانم‌ها هستند در بستر تاریخ بسیار مهم است و حتی کوچک‌ترین نقش، حرفی برای انتقال مفهوم دارد. در واقع حضور آنها بی‌دلیل یا حتی مکمل نقش دیگری نیست بلکه خیلی مستقل وارد میدان می‌شوند. بنابراین به گمان من، اگر به کلاه‌پهلوی دقت شود، بالغ بر 20 قصه سینمایی درباره خانم‌های این سریال می‌توان ساخت. به همین دلیل مطمئن هستم پس از پخش این مجموعه، ایده‌های بسیاری برای آینده سریال‌سازی از سوی کارگردا‌نان دیگر ایجاد خواهد شد و موضوعات متنوعی را درباره موقعیت خانم‌ها و شرایط آنها در جامعه به وجود می‌آورد.

کشف حجاب یکی از مهم‌ترین وقایع مطرح در تاریخ معاصر است که حرف آن همواره مطرح شده. حال این سوال مطرح است 6 خانمی که نقش اصلی را بازی می‌کنند، چه بخشی از این تاریخ را بررسی می‌کنند. دری در توضیح گفت: برخی پیام‌آور پدیده کشف حجاب هستند درست مثل «عالیه» زنی که در شهر سامان زندگی می‌کند و از پوشش رنگارنگی که در طراحی لباس برای او تعریف شده، پیداست که از اولین زنان متجدد شهر است. برخی دیگر، قربانی‌های این واقعه هستند؛ قربانی‌هایی که با خود یک ویرانی و انهدام را می‌آورند. البته در کنار این ویرانی، پدیده‌های نسبتا خوبی هم وجود دارند، چراکه هیچ پدیده‌ای بد مطلق نیست، حتی بدترین چیزی که راجع به آن صحبت می‌شود، در لحظه‌هایی موثر است. به عنوان نمونه، پدیده کشف حجاب، بهانه ای شد که برخی خانم‌ها وارد عرصه اجتماع شدند، تحصیل کردند و دنیا را دیدند که این وجه ماجرا خوب است، اما چون این مقوله و شیوه اجرای آن بدون برنامه‌ریزی و شناخت قبلی از آرای عمومی بود، مسائلی را به همراه آورد که حتی قشر تحصیلکرده را هم دچار آسیب کرد و حالا این مساله در سریال کلاه‌پهلوی تحلیل می‌شود.

وی در ادامه همچنین توضیح داد: البته این تحلیل به صورت تحلیل و توضیح صرف نیست، بلکه این مسائل در روند یک درام پرتنش درون قصه مطرح می‌شود و مخاطب مسائل مطرح شده را همراه با درام قصه به آسانی متوجه خواهد شد و به هیچ عنوان به صورت پیچیده مطرح نشده است، بلکه پیچیدگی در مفاهیم درام است. بنابراین گمان نمی‌کنم مجموعه کلاه‌پهلوی به لحاظ ایجاد ارتباط با مخاطب بخصوص مخاطب عام دچار مشکل شود.

موفقیت مجموعه تلویزیونی کیف انگلیسی در زمان خود کم‌نظیر بود و حتی می‌توان گفت اثرات آن تا امروز هم مانده است، اما آیا کلاه‌پهلوی می‌تواند موقعیت و موفقیت کیف انگلیسی را به عنوان یک سریال الف ویژه کسب کند؟ دری در پاسخ چنین گفت: موفقیت یک مجموعه تلویزیونی به عوامل مختلفی بستگی دارد و تنها قصه و ساختار نیست بلکه یک مجموعه عوامل باید دست به دست هم دهند تا مجموعه‌ای به موقعیت مناسب دست یابد، اما در مواردی ممکن است که یک سریال الف ویژه هم با شکست مواجه بشود و به آن هدف مورد نظر نرسد، اما الان که در مرحله فیلمبرداری هستیم، امیدواریم که مجموعه موفقی از کار درآید و جدا از موقعیت مناسب، در پخش فاکتورهایی چون مونتاژ و صداگذاری که در مرحله تدوین است و همین طور موسیقی موفق عمل کند، چراکه با وجود این عناصر به کالای فرهنگی تبدیل خواهد شد.

این کارگردان در تکمیل صحبت‌های خود موقعیت مناسب برای پخش را عامل مهمی در دیده شدن یک مجموعه دانست و گفت: اگر تلویزیون انباشت‌هایی از کارهای تاریخ معاصر مانند کلاه‌پهلوی یا کیف انگلیسی را داشته باشد و آنها را بجا و نابجا در موقعیت مناسب و نامناسب روی آنتن آورد، بالطبع یک نوع زدگی ایجاد می‌کند، ما نباید فکر کنیم که فقط فیلم سینمایی دچار آسیب بشود، در تلویزیون هم این خطر وجود دارد. دانستن کم و کیف گذاشتن کلاه بر سر مردم از سوی رضاخان موضوع جالب و در عین حال پیچیده‌ای است که دانستن آن، خالی از لطف نیست و درست به همین دلیل است که باید منتظر بود تا «کلاه‌پهلوی» دری و گروه سازنده آن روی آنتن رود و بعد به قضاوت نشست.

هوا رو به تاریکی است، از خانه سمندون که حالا خانه حاجی‌خان است، بیرون می‌آیم و در کوچه پس‌کوچه‌های تنگ و تاریک به کلاه‌پهلوی فکر می‌کنم، به خودم می‌آیم. در پیچ در پیچ کوچه‌های تاریک، خودم را پیدا می‌کنم؛ خلوتی کوچه، ترسی عجیب در دلم می‌اندازد؛ گروه را فراموش می‌کنم و با دلهره فراوان، تمام پیچ‌ها را می‌دوم تا به خیابان اصلی برسم.

پریسا ساسانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها