13 سال بازی برای تیم ملی در کنار 12 سال بازی در پرسپولیس و 5 سال حضور در لیگ قطر او را در زمره بازیکنان با دوام ایرانی قرار داده است. هافبک چپ پای سابق پرسپولیس حالا درصدد درخشیدن در کسوت مربیگری است. حضور تیم جوان پیکان در صدر جدول ردهبندی (مکان دوم) باعث شد در حاشیه یکی از تمرینات با سرمربی این تیم به گفتگو بنشینیم.
او که پس از یک غیبت 7 - 6 ساله دوباره روی نیمکت یک تیم لیگ برتری نشسته از دوستانی که در این مدت برایش مشکل ایجاد کردند، دلخور است. از او در مورد صغر سن بازیکنان تیم ملی نوجوانان که او مربیاش بود پرسیدیم و این که چرا پیش از آغاز فصل پروژه حضور او روی نیمکت پرسپولیس نافرجام ماند.
درخشان قول نمیدهد پیکان آخر فصل قهرمان شود یا حتی سهمیه آسیایی کسب کند، اما امیدوار است بازیکنانش طوری عمل کنند که در پایان از نگاه کردن به جدول ردهبندی خجالت نکشند. مصاحبه با حمید درخشان را بخوانید.
برای اولین سوال به سراغ دوران بازیتان برویم. چه شد که پرسپولیسی شدید؟
سال 1354 در 17 سالگی از مزدا به پرسپولیس آمدم. این انتقال ماجرای جالبی داشت. در تیم ملی جوانان بازیهای خوبی انجام داده بودم و از 4 باشگاه پاس، شاهین (شهباز)، استقلال و پرسپولیس پیشنهاد دریافت کردم. آن زمان دوست خیلی خوبی داشتم که گفت عجله نکن و به تیمی برو که من میگویم. با استقلال صحبت کردم، اما به توافق مالی نرسیدم. در آن سالها رقم قراردادها کم بود، اما ارزش پول بالا بود. گرانی نبود و به نسبت حقوقها همه چیز ارزان بود. پولی که به فوتبالیستهای درجه یک میدادند 50 تا 60 هزار تومان بود. پاس بیشتر از استقلال پول میداد، اما تمایل نداشتم آنجا بروم. در آن سال مربی پرسپولیس آقای امیر آصف بودند و من با مشورت همان دوست با پرسپولیس قرارداد بستم.
مبلغ اولین قراردادتان چقدر بود؟
20 هزارتومان! یادم میآید 20 هزار تومان هم روی آن گذاشتم و یک پیکان جوانان صفر کیلومتر خریدم. برای من که بازیکن پرسپولیس شده بودم سخت بود که بدون وسیله سرتمرین بروم. از آن پیکانی که 40 هزار تومان خریدم خیلی خاطره دارم.
پس به خاطر پول پرسپولیس را انتخاب کردید.
انتخابم پرسپولیس یا استقلال بود، اما پرسپولیس را به خاطر بازیکنان بزرگی که داشت انتخاب کردم. در آن فصل صفر ایرانپاک، علی پروین، همایون بهزادی، محمد دادکان، بیوک وطنخواه و بیژن ذوالفقار نسب که بیشتر آنها ملیپوش هم بودند در پرسپولیس توپ میزدند. در واقع به خاطر این ستارهها پیراهن قرمز را به تن کردم نه به خاطر پول.
بازی کردن کنار این ستارهها برای شما که جوان بودید، سخت نبود؟
دوران خیلی خوبی در پرسپولیس کنار بازیکنان بزرگ داشتم. افتخارم بود که کنار آنها بازی میکنم. به طور طبیعی قرار گرفتن در آن ترکیب سخت بود، اما با تلاش بسیار توانستم جزو نفرات اصلی قرار بگیرم. مردم پرسپولیس را دوست داشتند و بازیکن پرسپولیس احترام خاصی بین مردم داشت و این بخش بازی کردن در پرسپولیس خیلی لذتبخش و شیرین بود.
چه شد که در پرسپولیس ماندگار شدید؟
کمکم با شخصیت پرسپولیس خو گرفتم و احساس کردم یک قسمت مهم از زندگیام شده است. روز به روز علاقهام به این تیم بیشتر شد. فکر میکردم مسوولیتم نسبت به این تیم خیلی زیاد است.
چند سال در پرسپولیس ماندید؟
از سال 55 تا 72 بازیکن این تیم بودم، البته در فاصله سالهای 65 تا 70 در لیگ قطر بازی کردم و از سال 72 تا 76 هم که مربی پرسپولیس بودم.
اگر در این دوره بازی میکردید هم میتوانستید این رکورد وفاداری را ثبت کنید؟
بله. فکر میکنم الان هم میتوانستم. در این دوره شرایط بهتر شده است. امکانات سختافزاری بیشتر است. در آن زمان برای فوتبال بازی کردن سختیهای زیادی داشتیم با تحمل بیپولی و نداشتن امکانات رفاهی فقط به عشق پرسپولیس دنبال توپ میدویدیم. الان برای یک فوتبالیست زمین تمرین خوب، پول خوب و ماشین خوب فراهم است. دوست داشتم الان فوتبالیست بودم. الان اطلاعات فوتبالی بیشتر شده و کمک زیادی به تداوم یک فوتبالیست میکند. اگر امکانات الان در
آن سالها بود بیشتر از این که دوام میآوردیم و در زمینه عمر بازیگری یک رکورد دست نیافتنی به دست میآوردیم.
جزو اولین لژیونرهای فوتبال ایران بودید، به خاطر پول پرسپولیس را ترک کردید؟
بله، در داخل ایران امکاناتی برای یک فوتبالیست نبود. زندگی سخت میگذشت و پول رفت و آمدمان را هم نداشتیم. کشور از نظر سیاسی در بلاتکلیفی بود و ارتباطات خارجی برقرار نمیشد. باشگاههای کشورهای حوزه خلیجفارس به جز قطر بازیکن ایرانی نمیگرفتند. با اروپا هم که اصلا ایران ارتباط نداشت. در زمان ورزش ما 2 المپیک تحریم شد. مگر عمر مفید ورزشی یک فوتبالیست چند سال است؟ حضور در فوتبال قطر تنها راه من در آن شرایط بود.
برای تیم ملی گلهای حساسی به ثمر رساندید.
13 سال و 6 ماه برای تیم ملی بازی کردم. گلهایی هم که زدم حساس بودند. به سوریه و عمان در مقدماتی جامجهانی 1994 و به کرهجنوبی در بازیهای آسیایی 1982 دهلی.
کدام گل از همه قشنگتر بود؟
از همه قشنگتر گلی بود که به سوریه زدم. در سوریه مقابل این تیم 10 نفره بودیم و من توپ ارسالی را از کنار تیر یک به گوشه تیر دو زدم. این یکی از قشنگترین گلهایی بود که با سرزدم. حساسترین گل را هم در جام در جام باشگاههای آسیا مقابل الاتحاد عربستان در ورزشگاه آزادی به ثمر رساندم.
سال 1986 شما و 13 بازیکن دیگر از تیم ملی مرحوم دهداری استعفا کردید...
بازگشت به گذشته چیزی را تغییر نمیدهد. نارضایتی و نگرانی ما از این بود که بیتوجهی نسبت به بازیکنان تیم ملی به اوج خود رسیده بود. شخصیت بازیکنان از جانب کادر فنی زیر سوال رفته بود و ما برای جلوگیری از تخریب بیشتر دست کادر فنی را برای انتخاب بازیکنان جدید باز گذاشتیم.
عدهای از کارشناسان معتقدند درحال حاضر قطبی باید در اقدامی مشابه در میان بازیکنان تیم انقلاب ایجاد کند.
قطبی نمیتواند کاری کند چون نسل فوتبال ما همین است. موجودیت فوتبال ما در باشگاهها همین بازیکنان هستند. باید ساختار و نگاه عوض شود و تنها راه فوتبال ما در این برهه سازندگی است. چند سال وقت لازم است تا بازیکنانی جدید تربیت شوند. سازندگی چند سالی هست که از فوتبال ما دور شده و همه به دنبال ستارهها هستند و میخواهند بازیکنان ویژه و استثنایی به خدمت بگیرند. نسل ستارههای فوتبال ایران غروب کرده است. اصلا ستاره نداریم که بیاید برای تیم ملی مشکل گشا شود. باید روی تیمهای پایه سرمایهگذاری کنیم تا 7 6 سال آینده بازیکنان مستعد و با قابلیت در اختیار داشته باشیم.
در یک بازی خاص سال 70 مقابل کشاورز دفاع چپ بازی کردید...
سالها جلو بازی میکردم اما یک بازیکن 2 پا بودم. در آن بازی علی پروین از من خواست دفاع چپ بازی کنم. گفت تاکتیک تیم عضو شده، اول کپ کردم اما بعد به خودم گفتم باید طوری بازی کنم که علی آقا از جناح چپ نگران نشود. خوشبختانه در آن بازی خوب کار کردم و 2 بر صفر هم بردیم.
به عنوان یک مربی به تغییر پست بازیکنان اعتقاد دارید؟
نه اعتقادی به این قضیه ندارم. چون بازیکنان ما هنوز آنقدر حرفهای نشدهاند که با شرایط غیرمعمول کنار بیایند؛ البته استثناء وجود دارد اما همیشه تغییر پست بازیکن در ایران جواب نمیدهد. ترجیح میدهم از یک بازیکن همان پست و لو بیتجربه از روی نیمکت استفاده کنم.
در ترکیب تیم پیشکسوتان نمایش خوبی داشتید، همچنان روی فرم هستید.
معمولا مواظب خورد و خوراکم هستم و سعی میکنم شرایط فیزیکی خوبی داشته باشم و وزنم بالا نرود. فکر میکنم جنب و جوشم نسبت به وزن و سنم مناسب است. فوتبال که یادم نرفته...
سال 76 مربی پرسپولیس بودید که استقلال را 3بر صفر بردید؛ اما از آن وقت تا امسال هیچگاه در سطح اول فوتبال باشگاهی مربی نبودید. با فوتبال قهر بودید؟
من از فوتبال قهر نمیکنم. در این مدت بعضی از کسانی که در ظاهر دوست بودند و در باطن دشمن رایزنی کردند تا از بودن من در لیگ برتر جلوگیری شود. نمیدانم دلیلش چه بود، حسادت، دشمنی... با حرفهای بیربط اجازه ندادند در لیگ فعالیت کنم. اعتماد مدیران را نسبت به من سلب کردند. در اینجا باید از صاحبپناه و هیات مدیره پیکان تشکر کنم که به من اعتماد کردند و اجازه دادند من خودم را اثبات کنم.
دوری شما از فوتبال ربطی به مربیگریتان در تیم ملی نوجوانان و ماجرای صغر سنی داشت؟
نخیر، هیچ ربطی نداشت! من مربی بودم، مسوول کنترل شناسنامه بازیکنان که نبودم. مدارک بازیکنان از 3 مرجع قانونی اخذ شده بود، اداره ثبت احوال، پزشکی قانونی و اداره گذرنامه. من از کجا بدانم شناسنامه بازیکنان کجا و چه زمانی صادر شده است. وظیفه من فنی بود و مربیگری نه تفتیش عمومی، بعضی از آقایان خودشان میدانند چقدر به من ظلم کردند، به خدا میسپارمشان که خود مجازاتشان کند. آنها با فدراسیون فوتبال مشکل داشتند، من را قربانی کرده و با آبرویم بازی کردند. در ورزش ایران از این اشتباهات خیلی شده چرا کسی راجع به صغر سن در رشتههای دیگر حرفی نزد. چون عدهای در آن زمان با فدراسیون فوتبال که رئیسش صفایی فراهانی بود خوب نبودند برای ما پروندهسازی کردند. آنها دنبال مدرکی میگشتند که دلیل هر بیکفایتی فدراسیون فوتبال باشد.
چه کسی در این ماجرا مقصر بود؟
نمیتوانم کسی را به عنوان مقصر معرفی کنم. کسانی که پست نداشتند از طریق روزنامهها بهAFC گزارش کردند. آنها اسناد بازیکنان و کپی شناسنامه آنها را بهAFC فرستادند. خیانت آن آقایان به این مملکت به خاطر مسائل شخصی بود. هزار کار کردند تا بالاخره پست گرفتند.
چه شد که مربی پیکان شدید. برنامه 90 نشان داد شما به طور پنهانی این تیم را زیر نظر داشتید.
2 سال بود که مشاور پیکان بودم. اگر با آن سر و شکل ظاهر شدم به خاطر این بود که مربی وقت نگران نشود که من گزینه جانشینی او هستم و سرتمرین آمدهام که جایش را را بگیرم. وقتی تیم نتیجه نگرفت به من پیشنهاد دادند اما من گفتم آخر فصل. من 2 بازی آخر فصل مربی پیکان شدم که در نتیجه جدول تاثیر چندانی نداشت.
به هر حال با برنامهریزی قبلی وارد پیکان شدید.
زمانی که مدیرروستا مربی پیکان شد،کارخانه سرپرست وقت باشگاه به من ابلاغی داد که دیگر حق مشاوره نداری و مرا از باشگاه پیکان طرد کرد. پس از تغییر و تحولات مدیریتی صاحبپناه مدیرعامل جدید از من خواست به عنوان مشاور دوباره مشغول به کار شوم. حق انتخاب همیشه با مدیر باشگاه است من به حریم هیچ مربیای وارد نمیشوم. وقتی او (مدیرروستا) به پیکان آمد، من رفتم. قبل از آمدن صاحب پناه من از تیم پیکان دور بودم. این اتفاقات طبیعت فوتبال باشگاهی ماست.
پیکان فراتر از حد انتظار ظاهر شده است.
درست است در جدول دومیم، اما من تیم را برای قهرمانی نبستهام. تیم من ستاره ندارد فقط جوانان با انگیزه دارد. انگیزه برای دعوت به تیم ملی. این بچهها دنبال کارهای بزرگ هستند.
چرا تیم را آن طور که خواستید نبستید، بودجه کافی در اختیار نداشتید؟
مشکل بودجه که داشتیم. اصلا در ابتدا نظر ایرانخودرو این بود که تیمداری نکند خیلی فورسماژور به من دستور تیم بستن دادند آن هم در روزهای آخر فصل نقل و انتقالات. زمان یارگیری من کوتاه بود. بازیکنانی که دم دستمان بود جذب کردیم. درعوض بازیکنان بزرگی را از دست دادیم که رکن اساسی تیم بودند. محمد محمدی، عزیز محمدی، میثم خسروی، ایمان حیدری و سیدمهدی سیدصالحی مهرههای کلیدی تیم بودند که جایگزین آنها بازیکنان جوان شدهاند. بازیکنانی که من جذب کردم علی غلام، علیرضا عباسفرد، ایمان رزاقی، حسن اسلامی، مجید خدابندهلو، سعید دقیقی و روحالله عطایی هستند که همگی آینده دارند.
در ابتدای فصل، حضور شما در پرسپولیس قطعی شده بود، چه شدکه با آنها به هم زدید؟
در آن مقطع مدیران پرسپولیس ما را داخل کادر فنی قرار دادند، اما برای بستن قرارداد مدام امروز و فردا میکردند. صاحب باشگاه معلوم نبود و یک نفر جواب ما را نمیداد. از گوشه و کنار شنیدم پشیمان شدهاند و خیلی به حضور من روی نیمکت پرسپولیس تمایل ندارند. آخرش هم خودشان به هم زدند، گفتند هیات مدیره با حضور شما موافقت نکرده... .
اما عدهای میگفتند شما حاضر نشدید به عنوان دستیار در پرسپولیس فعالیت کنید و با پیشنهاد پیکان که مواجه شدید قید پرسپولیس را زدید.
اصلا چنین چیزی نیست. پرسپولیسیها رسما اعلام کردند نمیخواهیم با شما همکاری کنیم. چکار باید میکردم؟ از قبل پیشنهاد پیکان را داشتم، اما وقتی دیدم دارم شانس اینجا را هم از دست میدهم و پرسپولیس هم مرا نمیخواهد، طبیعی بود که به پیکان بیایم.
پس از پیروزی 2 بر صفر پیکان مقابل پرسپولیس از این انتخاب راضی به نظر میرسیدید.
انسان باید با آنچه تقدیر برایش در نظر گرفته همراه شود، به هر حال تقدیر ما هم این بود.
به مدیران پیکان چه جایگاهی را در جدول ردهبندی قول دادهاید؟
مدیران پیکان میدانند چه تیمی را تحویل من دادهاند و نباید هم انتظاری داشته باشند. تلاش ما (کادر فنی) و بچهها این است که جایگاهی درخور شان نام پیکان به دست آوریم.
پیکان در پایان فصل چندم میشود؟
خیلی تلاش میکنیم روند رو به رشد تیم را حفظ کنیم. هر هفته برای کسب امتیاز وارد زمین میشویم. امیدوارم طوری عمل کنیم که در نهایت وقتی لیگ تمام شد از نگاه کردن به جدول ردهبندی خجالت نکشیم.
من جواب سوالم را نگرفتم!
هدف ما این است که هر هفته بهتر باشیم و همیشه برای کسب 3 امتیاز تلاش میکنیم. آهسته آهسته به اندوختههایی که جمع میکنیم، نگاه میکنیم.
شاید بهتر بود بگویید به این سوال جواب نمیدهم. بگذریم، تا هفته نهم صدرنشین بودید و حالا هم دوم هستید. پیکان امسال به سرنوشت برق شیراز پارسال که دچار نمیشود؟
امیدواریم مثل برق نیفتیم.
عامل موفقیت پیکان در بازیهای ابتدای فصل چه بود؟
اردوی پیش فصل بسیار خوبی در ترکیه برگزار کردیم. روزی 3 جلسه تمرین فشرده داشتیم. مزد زحمات بدنسازی سنگین را در بازیهای اول فصل گرفتیم. فاکتور مثبت و مهم بچههای من بحث تاکتیکپذیری است.
انگار در این مدتی که در فوتبال نبودید سراغ آموختن فوتبال روز رفتید.
به هر حال در این سالها بیکار ننشسته بودم و دنبال علم فوتبال رفتم. کتاب و روزنامه خواندم و فیلم دیدم.
پیش از مساوی با مس 6 برد متوالی به دست آوردید و یک رکورد ثبت کردید به این آمار اهمیت خاصی میدهید؟
بله، برای آمار و ارقام ارزش قائل هستم. این یک فاکتور خوب است که یک تیم 6 بازی پشت سر هم را ببرد. این رکورد نشاندهنده توانمندی و ثبات کادر فنی و بازیکنان است. هرچند با باخت مقابل استقلالاهواز نوار نباختن پیکان پاره شد، اما امیدوارم در ادامه فصل هم شاهد پیروزیهای پیاپی پیکان باشیم.
عدهای معتقدند پیکان در مقابل پرسپولیس از کمترین موقعیتها استفاده کرد و در واقع یک فوتبال اقتصادی به نمایش گذاشت.
فوتبال همین است. مگر چلسی در زمین بارسلونا چطور بازی کرد که یک گل جلو افتاد. در فوتبال باید طرح و برنامه داشت. داور در آن مسابقه اشتباهات زیادی داشت. کمیته داوران اعلام کرد که ادعای پنالتی آنها صحیح نبود و در عوض یک آفساید به ضرر ما اشتباه اعلام شد؛ البته ما ادعایی نداشتیم، این پرسپولیسیها بودند که بعد از بازی شلوغ کردند.
پیکان تا آخر فصل در کورس قهرمانی میماند؟
در هفتههای پایانی نیمفصل و آخر فصل باید با تیمهای بزرگ بازی کنیم. 2 هفته آخر بازی با سپاهان و استقلال خیلی سخت خواهد بود. تیمی که میخواهد قهرمان شود باید با تیمهای بزرگ هم بازی کند، اما به بازیکنانم گفتهام باید به همه بازیها به چشم بازی سخت نگاه کنند.
نگران نیستید بازیکنان پیکان دچار غرور شوند؟
چرا، باید مدام با بازیکنان جوان صحبت کنیم. فوتبال فراز و نشیب زیاد دارد. باید خودمان را باور کنیم و هیچ چیزی را برای خودمان کوچک نگیریم. نباید به بازیهایی که پشت سر میگذاریم، فکر کنیم. فقط باید به آینده فکر کرد.
از عدم حمایت مردم قزوین از پیکان انتقاد کرده بودید.
این چند بازی آخر خیلی خوب شده است. باید از تماشاگران قزوینی تشکر ویژه داشته باشم که ما را تنها نمیگذارند. آنها دلگرمی این بچهها هستند و امیدوارم با یک باخت ما را تنها نگذارند.
زمزمههایی مبنی بر بازگشت پیکان به تهران به گوش میرسد.
ممکن است این اتفاق بیفتد. تابع هر چیزی که صلاح باشگاه باشد هستیم. بستگی به نظر اعضای هیات مدیره و مدیرعامل دارد، اما بیشتر بازیکنان ساکن تهران هستند.
طرح انتقال تیمهای تهرانی به شهرستانها موفق نبود و مورد استقبال قرار نگرفت.
چون آنجا (شهرستانها) پتانسیل خوبی دارد و در صورت سرمایهگذاری شهرستانهایی چون همدان، قم و قزوین میتوانند یک تیم خوب با نیروهای بومی تشکیل دهند. این تیمها به شرطی که مدارج را یکی یکی طی کنند هنگامی به لیگ برتر میرسند محبوبتر و قدرتمندتر خواهند بود.
از اول فصل قرار است پیکان چند بازیکن خارجی جذب کند.
یکی را جذب کردیم که مصدوم شد. یک دفاع برزیلی خوب بود که آشیل پاره کرد. دنبال چند بازیکن به درد بخور خارجی هم هستیم.
آنها هم برزیلی هستند؟
بله.
چرا بازیکنان برزیلی نظیر دیکارمو، فابیو بالا، فابیتسیو و... در فوتبال ایران موفق نبودند. سراغ بازیکنان بیکیفیت رفتهایم یا... .
به نظر من در این ماجرا بحث روانی و بدشانسی اهمیت زیادی دارد. شنیده بودم فابیوبالا سابقه بسیار خوبی داشته است. بحث کیفیت بازیکن ربطی به مصدومیت ندارد. فوتبال یعنی درگیری و بهترین بازیکنان دنیا هم مصدوم میشوند. فکر میکنم برزیلیهای لیگ ایران بیشتر بدشانس بودهاند.
در این مدت که بیرون گود بودید با بعضی از پرسپولیسیها مثل افشین پیروانی و حمید استیلی به مشکل برخوردید، این درگیریهای لفظی به خاطر بیکاری نبود؟
به هر حال میتوان این موضوع را از این دیدگاه هم نگاه کرد. وقتی آدم مشغول کار فنی است کمتر وارد مسائل حاشیهای میشود. وقتی روی فوتبال متمرکزی، وقت آزادی نداری که به حاشیهها دقت کنی، اما بیکاری به صورت اتوماتیک آدم را وارد حاشیه میکند.
حمید درخشان بازیکن بزرگی بود یا مربی بزرگی است؟
نمیتوانم الان قضاوت کنم چون دوران مربیگریام تمام نشده است، اما مطمئن هستم که بازیکن خوبی بودم.
ممنون که با حوصله به سوالات ما جواب دادید.
از شما و روزنامه پرتیراژ جامجم تشکر میکنم. صحبتهای خوبی مطرح شد، امیدوارم همه ما در زندگی موفق باشیم.
امیرحسین متقی
مردی سرشار از انگیزه
مجید عباسقلی: دهه 60 در فوتبال ایران، برههای عجیب و باورنکردنی در ظهور یا تولد هافبکهای استثنایی بود، سالهایی که آنقدر بازیکن ایدهآل بازی در خط میانی باشگاههای مختلف تهرانی و شهرستانی پیدا میشد که حتی برخی دعوتنشدههای به اردوی تیم ملی هم کلاس بازی ممتازتری نسبت به بسیاری از هافبکهای تراز اول دیگر تیمهای آسیایی داشتند!
علی پروین، محمد صادقی، مجید نامجو مطلق، رضا احدی، جعفر مختاریفر، مرحوم سیروس قایقران، ابراهیم قاسمپور، اکبر فراهانی، نادر دستنشان، ضیا عربشاهی، محمد مایلیکهن، سیدعلی افتخاری، محسن عاشوری، امیر قلعهنویی، رضا نعلچگر، محمد حسین ضیایی، شاهرخ بیانی، محمد عباسی، محمد اعظم، سیدمهدی ابطحی و انبوه دیگری از هافبکهایی در همین سطح، کلونی وحشتناکی را برای انتخاب، پیشروی مربیان تیمهای ملی قرار داده بودند که در این شرایط نام هافبکی باهوش، پرتکنیک و پنالتیزن، همواره مورد توجه همگان بود. حمید درخشان طی دوران بازیگری در تیمهای ملی و باشگاهی، همواره عنصری منحصر به فرد و شاخص محسوب میشد. بازیکنی که با درخشش خود پیروزیهایی تاریخی برای تیم ملی و پرسپولیس به ارمغان آورد آنچنانکه همواره نامی درخشان از خود به جا گذاشته است. اما اعتمادی که همه مربیان و هواداران در دوران بازیگری به درخشان داشتند، در دوران مربیگری او نمود پیدا نکرد آنقدر که او به دنبال کوچکترین فرصتها برای اثبات تواناییهایش در این حرفه میگردد. با این وصف، نباید موفقیتهای آغاز فصل تیم تضعیف شده پیکان را بیارتباط با انگیزههای بالای مربی 51 سالهای دانست که 15 سال قبل، کارنامهای عالی در هدایت پرسپولیس برجای گذاشته بود. مربی پیکان، در صورت تداوم موفقیتهایش، آرزوی دیرین هدایت پرسپولیس و سکانداری در تیمهای مختلف ملی را پیش چشم میبیند. حال باید در انتظار نشست و دید آیا درخشان میتواند تداوم خیرهکننده دوران بازیگریاش را در لباس مربیگری هم تکرار کند؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم