حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
***
«من تک فرزند خانوادهام بودم و خیلی اهل شیطنتهای بچگانه و کوچه رفتن نبودم. اهل خیلی کارهایی که بچههای دیگر میکردند هم نبودم، حداکثر والیبال بازی میکردم و خیلی جوششی با بچههای محل نداشتم. احساس تنهایی خاصی داشتم و بیشتر با کتابها و کارهای مدرسهام سرگرم میشدم. یکی از کارهایی که از همان ابتدا مرا جذب میکرد، نمایشهای سنتی همان زمانها بود. آن موقع تلویزیون نبود، رادیو هم را همه گوش نمیکردند و بیشتر سرگرمی مردم، نقالیها در قهوهخانهها و نمایشهای معرکهگیری و تعزیه بود که خیلی رواج و رونق داشت و برای مردم سرگرمکننده بود و برای من خیلی جذاب. به خاطر همین جذابیت نمایشها، دهه اول محرم از محله میدان شاپور سابق و بازارچه قوامالدوله که تعزیههای مفصل و بزرگی برپا میشد، در روزهای جمعه با مادرم پیاده میرفتیم امامزاده حسن. میدان قزوین، جمعهها تعزیه بود که خیلی دوست داشتم. اواخر دبستان جذابیت فیلمهای سینمایی آن دوره که هنوز دوبله هم نداشت، خیلی زیاد بود. فیلمها زیرنویس فارسی داشت و چون آن وقتها بیسوادی زیاد بود، مردم مدام از هم میپرسیدند: «سواد داری؟» تا کسی را پیدا کنند که زیرنویس فیلم را برایشان بخواند. بعدها هم که بیشتر علاقهمند شدم، به تئاتر رفتم.
تئاترهای لالهزار را دوست داشتم و اگر کسی میخواست به تئاتر برود، خیلی مشتاق همراهش میشدم.»
اما برای علی کوچک کتاب و رمان، جادوی خاصی داشت. خودش میگوید: «آن موقع در خیابان پشت شهرداری در میدان امام کنونی،بازاری از کتابهای دست دوم و قدیمی برپا بود؛ مجلههای سخن و موسیقی، ترجمه نمایشنامههایی مثل هملت، اتللو و ... را با قیمتهای پایین میخریدم و میخواندم و برایم خیلی جذاب بود. در همان دوران بچگی بیشتر سرگرمیام نمایشهای عامیانه، سینما و فیلمهایی بود که یا فقط جنبه کمیک داشت یا قهرمانی و شمشیربازی و اکشن آن دوران.
همیشه کار نمایش و بازیگری را دوست داشتم و به همین خاطر آن را دنبال کردم. به من گفتند در لالهزار بعضی تئاترها کلاس آموزشی میگذارند. آن زمان که کلاس و دانشکده وجود نداشت، پیگیری کردم و رفتم تئاتر باربد که آن هم آزمایش داشت، مثل کنکور. رفتم و پذیرفته شدم و ادامه دادم. ورود به مدرسه تئاتر و آشناشدن با دوستان خوب، به اضافه عشق و پشتکارم، موقعیتهای خوب و استثنایی برایم پیش آورد.»
از کتاب کودکانهها، نوشته حمیده طاهری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....