در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داونی جونیور مدتی قبل جلوی دوربین قسمت دوم این فیلم رفت. فیلم که دوباره توسط جان فاورو کارگردانی میشود، برای تابستان سال آینده آماده نمایش عمومی میشود اما قبل از آن، داونی جونیور با نسخه جدید سینمایی «شرلوک هلمز» در ایام تعطیلات سال نوی میلادی به دیدار تماشاگران میآید. اگر داونی جونیور در «مرد آهنی / آیرون من» صنعتگری است که به دلیل جراحت زیاد تحت عمل جراحی قرار میگیرد و به کمک آن قدرتهای استثنایی تازهای کسب میکند، در «شرلوک هلمز» در نقش کارآگاه نکتهسنج و دقیق کلاسیک انگلیسی بازی میکند که با بهرهگیری از هوش سرشار خود، موفق به حل معماهای جنایات پیچیده شهر خود میشود.
تهیهکنندگان این فیلم هم قصد دارند آن را به صورت یک مجموعه فیلم سینمایی تولید کنند، اما موفقیتهای اخیر داونی جونیور به همین جا ختم نمیشود. او قرار است نقش اصلی یک فیلم ابرقهرمانانه و کمیک استریپی تازه به نام «آونچر» را هم بازی کند. به احتمال زیاد، این اثر هم تبدیل به یک مجموعه فیلم خواهد شد.
به این ترتیب، داونی جونیور در دوران چهل سالگی خود اولین بازیگر تاریخ سینماست که نقش قهرمان اصلی چند مجموعه فیلم مختلف را بازی میکند. هیچ یک از بازیگران جوان و مطرح سینما تا قبل از این، نتوانستهاند به چنین موفقیت بالایی دست پیدا کنند.
آیا از کار کردن در یک فضای شلوغ لذت میبرید؟ نگران آسیب دیدن نیستید؟
قبل از حضور در جلوی دوربین «مرد آهنی 2»، در نسخه جدید سینمایی «شرلوک هلمز» بازی کردم. نقش شرلوک هلمز را دوست داشتم و از بازی در این نقش لذت بردم. وقتی نقشی را خیلی دوست داشته باشم، حسابی برایش مایه میگذارم و سعی میکنم به شکلی دیوانهوار آن را خوب بازی کنم. همین مساله باعث میشود که خیلی وقتها به خودم آسیب بزنم. سر صحنه «شرلوک هلمز» کم مانده بود پایم را از دست بدهم. مثل همیشه، دوستان و اطرافیانم به من تذکر دادند که بیشتر مراقب خودم باشم. همین اتفاق سر صحنه فیلمبرداری «مرد آهنی 2» هم رخ داده است. نه فقط دست و پا که بقیه اعضای بدنم هم آسیب دیدهاند. خب، وقتی میبینم تمام توجه آدمهای دور و برم به کارهایی است که انجام میدهم، احساس میکنم باید کارم را خوب، دقیق و درست انجام دهم. در هر صورت، کار در فیلم «مرد آهنی 2» بانمک و بامزه است و آن را دوست دارم.
اینطور به نظر میرسد که قسمت دوم «مرد آهنی» بانمکتر از قسمت اول آن است. خود شما اینبار چه کارهای بانمکتر و عجیب و غریبتر دیگری خواهید کرد؟ و آیا از بازی در نقش کاراکتر اصلی قصه تونی استارک احساس اعتماد به نفس و آرامش بیشتری میکنید؟
خب، اعتماد به نفسم خیلی بیشتر شده و احساس آرامش خیلی خوبی میکنم. ولی درباره بانمکتر شدن قصه و فضای قسمت دوم، نمیدانم چه باید بگویم. برای توصیف این حالت ضرورتی نمیبینم از واژه بانمک استفاده کنم. این بار همه ما احساس مسوولیت بیشتری در مقایسه با قسمت اول فیلم میکنیم و میخواهیم وقت و زمان بیشتری را به آن اختصاص دهیم.
کاراکترهای قصه گسترش یافته و بیشتر شدهاند و بازیگران نقشهای آنان با دقت بیشتری انتخاب شدهاند. افق کلی قصه وسیعتر شده و میتوانم بگویم این قصه به شکل باشکوهی پیچیدهتر و جذابتر شده است. تماشاگران فیلم، اینبار قصه آن را با دقت و علاقه بیشتری دنبال خواهند کرد. حالا نمیدانم برای تمام این توضیحاتی که دادم، میتوانم واژه بانمکبودن را به کار ببرم یا خیر. قصه قسمت دوم فیلم، یکسری چیزهای عجیب و غریب هم درون خودش دارد؛ زیرا ما احساس میکردیم اینبار لازم است چیزهای تازهتری را برای تماشاچی به نمایش بگذاریم. شوخی و خنده هم در دل اکشن و ماجراجویی آن وجود دارد. همه عوامل فیلم، نهایت تلاش خود را به خرج دادند تا بهترین کار را انجام دهند و تولید این فیلم، حکم یک پروسه چالشبرانگیز و سراسر تلاش را دارد.
بخش گول زننده و گمراهکننده قصه فیلم کدام است؟
خواست اصلی و نهایی هر کسی چه چیزی است؟ نکته اصلی این است که ما چگونه میتوانیم مطمئن شویم که تمام این کارهایی که میکنیم، میتواند بیننده را تحت تاثیر قرار دهد. همه ما نهایت تلاش خود را به خرج میدهیم و یک نمایش بزرگ به راه میاندازیم و همیشه این پرسش برای خودمان هم مطرح است که آیا یک آغاز، وسط و پایان خوب و واقعی داریم یا خیر. خیلی مهم است که بدانیم چگونه یک قصه را براحتی تعریف کنیم و در همان حال، کار تعریف قصه هم درست باشد. ما نمیتوانیم وانمود کنیم که داریم یک قصه خوب تعریف میکنیم. باید آن را واقعا خوب و درست تعریف کنیم. در قسمت دوم فیلم، همان راه قصه قسمت اول پی گرفته شده است. نوع دیالوگها تغییر چندانی نکرده و بازهم با یک آدم شرور سر و کار خواهیم داشت. سختترین قسمت کار هم شامل این میشود که تمام این تخیلات ذهنی، به شکلی واقعی روی پرده سینما به تصویر کشیده شود.
در قسمت اول فیلم، صحنهای وجود دارد که قلب شما از بدنتان بیرون آورده میشود. این صحنه یکی از لحظات خاص فیلم است که در آن از هنر جلوههای ویژه استفاده نشده و تمام آن، مربوط به هنر بازیگری خود شماست. آیا در قسمت دوم فیلم هم چنین صحنههایی را خواهیم دید؟
آن صحنه در نقطه خوبی از فیلم به نمایش درآمد و اگر یادتان باشد، کاراکتر نیک فوری (با بازی ساموئل ال جکسن) به سمت من آمد و گفت: شما جزئی از چیزی هستی که خیلی بزرگتر از آن چیزی است که میدانی و تصورش را میکنی.
این دیالوگ کمک خیلی زیادی به تاثیرگذاری بیشتر این صحنه کرد. هم من و هم جان فاورو کارگردان فیلم، از طرفداران هنر دیالوگنویسی جوزف کمپل هستیم. در قسمت دوم هم کمپل این هنر خود را ادامه داده و شما این موضوع را در ظاهر و پنهان فیلم خواهید دید. کاراکتر من در فیلم، این احساس را دارد که چیزی از او کم یا به صورتی گم شده است. آنچه او را زنده نگه میدارد، نسخه مینیاتوری چیزی است که پدرش خلق کرده است اما اوضاع همیشه آنگونه نیست که به نظر میرسد. شما در قسمت دوم فیلم، صحنهها و چیزهایی را خواهید دید که حتما از دیدن آنها تعجب خواهید کرد. برای مثال، خیلی زود این سوال برای شما مطرح میشود که میکی رورک (بازیگر نقش منفی فیلم) چرا این شکلی است و این چه چیزهایی است که به خودش آویزان کرده است؟
خب، این چه چیزهایی است که به خودش آویزان کرده است؟!
خود من هم آن را نمیفهمم! (میخندد) او شخصیت منفی قصه است و حتما میخواهد پرقدرتتر دیده شود و احتمالا احساس میکند با این چیزها قدرتمندتر به نظر میرسد. جان فاورو خیلی چیزها را سر صحنه فیلمبرداری برای خود ما هم توضیح نداده است اما همه چیزی که میدانم، این است که او آدم باهوشی است و تا به حال چندین فیلم جذاب ساخته است. جان دقیقا میداند چه کار میکند و وقتی تصمیم میگیرد کاری را انجام دهد، خیلی خوب میداند چه میخواهد و منظورش چیست. به اعتقاد خودمن، «مرد آهنی 2» درباره سفر درونی تونی استارک (مرد آهنی به درون یک ترس عمیقتر است. او احساس میکند مجبور است به چنین سفری برود و طی آن، رابطه بین خود و پدرش را کشف کند. تونی میخواهد بیشتر درباره افسانه پدرش بداند. در عین حال، این کاراکتر به واسطه سفر پنهانی خود، به درک درستتر و تازهتری از آدمهای نزدیک پیرامون خویش میرسد و میتواند رابطه بهتری با تک تک آنها داشته باشد.
آیا لباس مرد آهنی این بار برایتان راحتتر بود؟
بله. دفعه قبل تنگ بود هنوز به آن عادت نکرده بودم. ولی این بار در آن راحتتر هستم.
در قصه قسمت اول، دلباخته معاون خود، پپر (با بازی گیونیت پالترو) هستید و میخواهید با او ازدواج کنید. آیا حضور کاراکتر بیوه سیاه (با بازی اسکارلت یوهانسن) وقفهای در این کار به وجود میآورد و او به صورت رقیب عاشقانه درمیآید؟
فضای کلی قصه فیلم میخواهد چنین وضعیتی را خلق کند و بحث یک مثلث عاشقانه را پیش بکشد. هدف اولیه سازندگان فیلم چنین چیزی بود. ولی خیلی زود همه ما متوجه شدیم که مثلث عشقی در خیلی از فیلمهای ابرقهرمانانه وجود داشته و مورد استفاده قرار گرفته است. این کار بارها و بارها در فیلمهای ابرقهرمانانه تکرار شده است. کاری که ما میخواستیم در «مرد آهنی 2» بکنیم این بود که این موضوع را در مقایسه با فیلمهای مشابه کمی غیرعادیتر و غیرمعمولتر کنیم. باورم این است که در کارمان با موفقیت عمل کردهایم. بیوه سیاه کاراکتری بزرگ است، زیرا وی آن چیزی نیست که به نظر میرسد باید باشد. این کاراکتر با تماشاچی فیلم یک نوع بازی جذاب به راه میاندازد و شما مدام از خود میپرسید او کیست و چه هویتی دارد. با حضور چنین کاراکتری، این یک فرصت بزرگ بود که ما بتوانیم کاری تماشایی و جذاب انجام دهیم. به همین دلیل است که من نمیدانم اصلا میتوانیم صحبت از یک مثلث عشقی بکنیم یا خیر. در عین حال، کاراکتر پپر هم در قسمت دوم تغییراتی کرده است.
از این که مجموعه فیلم «مرد آهنی» انتظارات و دیدگاه مردم و تماشاگران را از شما به عنوان یک بازیگر تغییر داد، چقدر شگفتزده شدید؟
برایم مثل یک معجزه بود. به چند دلیل خیلی خوشحال شدم. چنین موفقیتی همان چیزی بود که همیشه میخواستم. طبیعی است که کسب این موفقیت برایم بسیار خشنودکننده باشد و همین باعث شده تا جدیتر از گذشته به نقشها و فیلمهایم نگاه کنم.
تونی استارک در قسمت دوم چه تغییراتی کرده و در مقایسه با قسمت اول چقدر متفاوت است؟
آخرین بار ما او را به عنوان یک آدم بختبرگشته خونگرم و دلپذیر دیدیم که میکوشد منطقی عمل کند. وی یاد میگیرد که به چه کسانی باید اعتماد کند و به چه کسانی اعتماد نداشته باشد. در قسمت جدید، تونی هم کمی تغییر کرده است، دلیل اصلیاش هم این است که او یک تجربه بزرگ را که میتواند کل زندگی یک نفر را تغییر دهد از سر گذرانده است. البته این به معنی آن نیست که وی تغییر بزرگی کرده و حالا قرار است تبدیل به موجود تازهای شود. تونی در سر منزل نخستین در جستجوی آرامش است. این مهمترین نکتهای است که در ارتباط با کاراکتر مرد آهنی میتوان گفت. وی در این راه قدم برمیدارد که تبدیل به یک آدم کامل و درست شود و در این راه تلاش سختی میکند.
یعنی او در این راه با یک چالش سخت روبهروست؟
مطمئنا و این چالش سخت او را در طول قصه به مبارزه میطلبد.
سال قبل با «مرد آهنی» و «تندر استوایی» سال خوبی را گذراندید. «شرلوک هلمز» هم که بزودی اکران عمومی میشود و پس از آن نوبت «مرد آهنی 2» است. خودتان متوجه این موفقیت و موقعیت هستید؟
این مساله باعث میشود تا تلاش و فعالیت بیشتری کنم. من یک کارگر در دل مجموعهای از کارگران دیگر هستم. سعی و کوششم این است که در هر فیلمی کار بهتری ارائه کنم.
مترجم: کیکاووس زیاری / منبع: رویترز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: