عدالت و مشروعیت

رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با رئیس جمهور و هیات وزیران در هفته دولت بار دیگر بر تلاش برای استقرار عدالت تاکید کردند.
کد خبر: ۲۸۳۱۷
ایشان مشروعیت مسوولان نظام را در گرو تلاش آنها برای استقرار عدالت در جامعه دانستند.
عدالت ، حیات احکام الهی و مشروعیت ، واژگانی هستند که در ادبیات و مبانی انقلاب اسلامی جایگاهی بزرگ و تعیین کننده دارند.
براساس مبانی اسلام ، حیات و جریان احکام الهی در جامعه انسانی در گرو اجرای عدالت در همه ابعاد اجتماعی و اقتصادی است .
به همان اندازه ای که مدیران جامعه برای استقرار عدالت اجتماعی و اقتصادی کوشش می کنند ; به همان اندازه برای جریان احکام حیات بخش الهی کوشش کرده اند.
در غیر این صورت ، عدم اهتمام به عدالت گستری موجب رواج تبعیض و نابرابری خواهد شد.
در این فضا نمی توان احکام خدا را برای زندگی و پویایی انسان ها رواج داد و در نتیجه زمینه برای گسترش هرگونه فساد و فسادانگیزی مهیا خواهد شد.
بنابراین در مبانی دینی ما بسط قسط و عدالت با حیات احکام الهی قرین است .
تجربه نشان داده است که مردم ، ناملایمات ، کمبودها و محاصره های اقتصادی ناشی از زورگویی بیگانگان را برمی تابند و تحمل می کنند ، اما تبعیض و مسامحه مسوولان را در امور خویش تاب نمی آورند.
تداوم این روند موجب می شود که بین تبعیض و نظام اسلامی تداعی ایجاد شود.
تداعی این دو ، نهایت آسیب اجتماعی و اعتقادی را به نظام اعتقادی ما می زند.
در حالی که دامن نظام اسلامی ازهرگونه تبعیض و بی عدالتی و نیز عدم اهتمام در جهت رفع مشکلات مردم ، مبراست و مجموعه دستورالعمل های دینی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ، مشحون از توجه جدی به عدالت اجتماعی و اقتصادی است .
در این نظام که عدالت گستری علوی جزو اهداف متعالی آن است ; می باید مجریان و متولیانی فرصت تدبیر امور را پیدا کنند که دغدغه حل مشکلات مردم و توان بسط عدالت را داشته باشند وگرنه مشروعیت در مدیریت ندارند.
سرگرم شدن برخی متولیان افراطی به بازیهای تنش آور و خسته کننده سیاسی و تحقق اهداف جناحی و حزبی خود و فراموش کردن آحاد مردم ، از جمله مواردی است که مشروعیت را از آنها سلب می کند.
در این نظام ، صرف انتخاب و انتصاب مدیران نمی تواند ملاک مشروعیت باشد ; بلکه داشتن دغدغه عدالت نیز - در عمل نه در شعار - جزو شرایط مدیریت در جامعه اسلامی است .
این که عدالت گستری و مشروعیت با یکدیگر متلازم شده اند; تبیینی منطقی دارد.
دلیل اول ، وجود آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی است که در جهت تحقق عدالت علوی بیان شده است .
براین اساس اگر روند کلی جامعه در جهت بسط عدالت اجتماعی و اقتصادی صورت پذیرد ; آرمان ها و اهداف نظام دست یافتنی و متحقق خواهند شد.
در نتیجه مردم در سایه عدالت ، فرصت ارتقای معنوی و رشد پیدا می کنند.
دلیل دوم ، این است که وجود مسوولان بی دغدغه و غیرمهذب موجب می شود که آنان به اقشار خاصی از جامعه اقبال بیشتری نشان بدهند و رفاه طلبی خود را در سایه خدمت رسانی به مرفهان بی درد ; ارضا کنند.
برای تدبیر امور مردم و رسیدگی به مشکلات کسانی که به هر دلیل دارای محرومیت هستند ; کسانی باید در مسند مدیریت قرار بگیرند که درد مردم محروم را بفهمند و برای حل مشکلات آنها سعی و تلاش کنند.
همان طور که عدم حل مشکلات مردم در نظام اسلامی به پای اسلام نوشته می شود ; رسیدگی به وضعیت گوناگون مردم در جهت گسترش عدالت نیز با نظام اسلامی متداعی می شود و حرکت در این مسیر یک نوع عبادت محسوب می شود.
اجمالا این که ایجاد نگرش مثبت به نظام اسلامی منوط به اهتمام مدیران آن نظام به استقرار عدالت است ; اگر آنها در جهت تحقق عدالت گستری قدم بردارند ; مشروعیت دارند و در غیر این صورت باید جای خود را به دیگرانی بدهند که درد دین دارند و دغدغه بسط عدالت .

دکتر رضاپورحسین
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها