این وضع بود که عراق را فلج کرد و باعث شد تمام قدرت در دست رژیم صدام متمرکز و همه امیدها در مورد یک قیام موفق علیه او نقش بر آب شود.
روزی با «دنیس هالیدی» معاون دبیرکل سازمان ملل در نیویورک صحبت می کردم وی در اواسط
دهه 1990 مقام ارشد سازمان ملل در عراق بود اما استعفا داد تا در محاصره و تحریم آن کشور
سهیم نباشد.
هالیدی گفت آن تحریمها پیش درآمد و مشابه جنگ فعلی با مردم عراق بود از نظر من تحریم ها از
نظر تاثیری که در طول سالها داشت مثل یک نسل کشی بود و شورای امنیت علی رغم اطلاع کامل
از تاثیر آن ، مخصوصا روی کودکان عراق ، به ادامه آن رای می داد.
ما منشور خودمان ، قانون
بین المللی را نادیده گرفتیم و احتمالا بیش از یک میلیون نفر را کشتیم این یک فاجعه فراموش
نشدنی است .
اطمینان دارم که مردم عراق نیروهای اشغالگر را بیرون خواهند ریخت نمی دانم این
کار چقدر طول خواهد کشید اما آنان با انگیزه های ملی گرایانه اشغالگران را بیرون خواهند کرد.
آنان
حضور سربازان خارجی را تحمل نخواهند کرد. خارجیانی که همه چیز خود را به آنان تحمیل می کنند: شیوه زندگی ، فرهنگ ، آینده و سیاست شان را.
این ملتی با افتخار و دارای تاریخی بزرگ است. اشغال آن نپذیرفتنی است . تهدید هر کشوری توسط بوش ، کاری که عادت او است ، نشانه نقض شدید حقوق و بی اعتنایی به احساسات همه ما است .
در شرایطی که مردی به خطرناکی او آماده است زندگی امریکاییان ، و بدتر از آن ، زندگی دیگران را
فدا کند ، آیا ما باید ساکت و آرام نظاره گر صرف اعمالش باشیم؛
از جان پیلجر
ترجمه علی کسمایی