در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس فردا روز قدس است و چنین روزی بهانه ای است تا توجه جهانیان به قبله اول مسلمانان بیشتر از گذشته جلب شود.مطلب ذیل برای پاسخ به این سوال در جمعیت دفاع از ملت فلسطین تهیه شده است.
امام خمینی(ره) بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران احساس کرد باید برای فلسطین کاری انجام داد. قرار دادن فلسطین در اولویت فعالیت سیاسی امام و جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی به علت اهمیت این بحرانمحوری و تاثیر بسیار زیاد آن بر شرایط سیاسی جهان اسلام بود. حضور رژیم صهیونیستی در قلب جهان اسلام یکی از مهمترین موانع تغییر و دگرگونی این شرایط عقبماندگی در فرآیند توسعه و وابستگی سیاسی حاکم بر جهان اسلام است و از نگاه امام تغییر در شرایط فلسطین میتواند تحولی در جهان اسلام پدید آورد و غده سرطانی را نیز که علت اصلی بیماری سیاسی است، از بین ببرد.
هنگام پیروزی انقلاب اسلامی، دشمن صهیونیست با امضای سازش کمپ دیوید با کمک آمریکا عملا مصر را از معادله رویارویی خارج کرده بود و تصور بر این بود که بدون مصر دیگر احتمال هرگونه جنگ و تهدید بر ضد اسرائیل از بین رفته است و رژیم صهیونیستی برای همیشه بیمه شده و از مرحله تزلزل کاملا عبور کرده است، اما ابتکار امام در اعلام روز قدس، این شرایط را در ابعاد مختلف تغییر داد. شکست راهکارهای قومی و ملی در فلسطین در ایجاد گشایش در این بحران، راه را برای شکلگیری یک جنبش اسلامی قدرتمند در فلسطین باز کرد و با این تحول، جامعه فلسطینی با امید تازهای آشنا شد. جریان نوپای اسلامگرای فلسطین در سال 1987 با آغاز انتفاضه و حرکت فراگیر مردم، بحران را وارد مرحله تازهای کرد. اصرار یک ملت انقلابی بر مبارزه برای تعیین حق سرنوشت خود در برپایی دولت مستقل فلسطینی، اراده یک ملت را به نمایش گذاشت و پیام خود را به جهانیان رساند و در عین حال دروغ بزرگ اسرائیل و غرب را در اینکه فلسطین سرزمین بدون ملت برای ملت بدون سرزمین است، کاملا آشکار کرد و با هویتیابی، جامعه چندپاره فلسطینی دوباره همدیگر را پیدا کرده و متحد شدند. این حرکت سیاسی اسلامگرایان مردم فلسطین در گام بعدی با گسترش کاربردی مفاهیم جهاد و شهادت موفق شد تحولات دیگری نیز در معادله رویارویی با دشمن صهیونیستی به وجود آورد.
مردم فلسطین از این تحول خوشحال و به آینده امیدوارتر شدند و به همین علت در انتخابات 2006 اکثریت این جامعه به جریان مقاومت رای دادند و به دنیا اعلام کردند جریان مقاومت را باور دارند و آن را نماینده خود میدانند و راه او را تنها راه برای ایجاد گشایش در بحران و برپایی دولت مستقل فلسطینی میشمارند. حمایت جهان اسلام از مردم فلسطین این امید را دوچندان کرد. حرکت همجهت حزبالله لبنان در برابر اشغالگران صهیونیست و وادار ساختن این دشمن قسم خورده جهان اسلام به عقبنشینی نظامی از جنوب لبنان، امید مردم فلسطین را افزایش داد و تجربه جدیدی پیش روی مردم فلسطین قرار داد و قطعا عقبنشینی رژیم صهیونیستی از نوار غزه نتیجه برنامهریزی مشابه است. موفقیت مقاومت اسلامی در شکست نظامی رژیم صهیونیستی در 2 جنگ لبنان (2006) و غزه (2008) و جلوگیری از تحقق اهداف تجاوزکارانه آن، نشانه مهمی از تحول در بحران فلسطین است.
شکی نیست که حضور ملت ایران و همه جوامع اسلامی در حمایت از مقاومت اسلامی در جنگ لبنان و غزه، این احساس را در جامعه فلسطینی تقویت کرده که آنها در رویارویی با دشمن صهیونیستی تنها نیستند. امروز جامعه فلسطینی امیدوارتر از گذشته است و با دلگرمی بر راه ساخت مبارزه مصرتر شده است.
امروز به برکت ورود جوامع اسلامی در بحران فلسطین، شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده است. اگر قبلا گفته میشد بدون مصر جنگ با رژیم صهیونیستی امکانپذیر نیست، امروز جنگ با اراده جوامع مسلمان و با اراده لبنان و فلسطین امکانپذیر است و پیروزی نیز امکانپذیر شده است. اگر دشمن، روزی بخش وسیعی از سرزمین جهان اسلام یعنی از نیل تا فرات را مطالبه میکرد و آن را با افتخار در پرچم خود قرار میداد، امروز از مرزهای فلسطین نیز عقبنشینی کرده و آمریکا بزرگترین حامی اسرائیل طرح 2 دولت فلسطینی و اسرائیلی را دنبال میکند. اگر 60 سال کسی حقوق آوارگان فلسطینی را به رسمیت نمیشناخت، امروز بدون بازگشت 5 میلیون آواره فلسطینی به سرزمین خود، بحران، حل و فصل نخواهد شد. همه این دستاوردها مدیون ورود تفکر اسلامی و همبستگی جوامع اسلامی با بحران فلسطین است و قطعا ادامه این حمایت میتواند در حل بحران فلسطین تسریع ایجاد کند.
شناخت تحولات سیاسی در سطوح داخلی، منطقهای و بینالمللی مرتبط با منطقه یکی از مهمترین راههای پی بردن به شرایط حاکم بر معادله فلسطین در آستانه روز قدس است.
در ابعاد بینالمللی، راهبردهای آمریکا و به تبع آن اروپا در منطقه خاورمیانه تا حدودی تغییر کرده و اوباما، رئیس جمهور جدید آمریکا میکوشد حل بحران فلسطین را بر پایه گفتگوی چند جانبه به جای مذاکرات دوجانبه دنبال کند. قبلا بوش رئیسجمهور پیشین آمریکا به طرفهای فلسطینی و اسرائیلی اعلام کرده بود که آنها از طریق گفتگوی دوجانبه باید به نتیجه برسند و آمریکا در این فرآیند دخالت نخواهد کرد. اما این فرآیند به علت اختلال معادله قدرت میان 2 طرف و تلاش اسرائیل برای تحمیل خواستههای نامشروع خود برطرف فلسطینی با بن بست و شکست مواجه شد و در 2 دور در دهه 90 میان یاسر عرفات و ایهود باراک و در 2 سال اخیر میان ابومازن و اولمرت و این اواخر بین ابومازن و نتانیاهو به نتیجه نرسید و شاید به همین علت بوش در 2 سال اخیر دوره ریاست خود با برپایی اجلاس آناپولیس، برخورد خود را با این بحران تغییر داد و راهحل برپایی 2 دولت فلسطینی و اسرائیلی را سرلوحه راهبرد جدید منطقهای خود قرار داد که این رویکرد در حال حاضر از سوی اوباما دنبال میشود. اوباما از هنگام رسیدن به قدرت جورج میچل را به عنوان فرستاده ویژه برای حل بحران فلسطین معرفی کرد تا بسرعت بر پایه طرح اصلاح شده عربی، راهکاری برای حل و فصل بحران فلسطین ارائه کند. در این چارچوب جدید، اسرائیل به جای گفتگو با طرف فلسطینی با هیات عربی گفتگو خواهد کرد و از آنجا که دولتهای عربی اکثرا وابسته و سلطهپذیرند، از این رو ممکن است طرف های عربی به مسائلی تن بدهند که فلسطینیها باوجود وابستگی در گذشته قادر به عقبنشینی از آنها نبودند. در چارچوب گفتگوی چندجانبه جدید، آمریکا میکوشد اسرائیل را برای مدتی به توقف شهرکسازی در کرانه باختری وادار سازد و در مقابل طرف فلسطینی با فشار و ضمانت طرف عربی امتیازاتی امنیتی بدهد و همزمان دولتهای عربی فرآیند عادیسازی سیاسی با اسرائیل را آغاز کنند. پرسشی که در این میان مطرح میشود این که آمریکا در تلاش جدید خود برای حل بحران فلسطین تا چه حد جدیت دارد؟ چرا که سالهاست صحبت از حل بحران میشود و نتیجهای در بر ندارد و گویا همه این صحبتها برای این است که تنها امید به حل سیاسی زنده بماند و نیروهای انقلابی منطقه بویژه در فلسطین به یاس و ناامیدی و تندروی و نفرت از آمریکا و حامیان اسرائیل روی نیاورند. بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باورند که تلاش این باره آمریکا و اروپا جدیتر از گذشته است و آنها به این نتیجه رسیدهاند که پیشرفتی در بحران فلسطین به عنوان یک ضرورت سیاسی باید صورت گیرد. علت تغییر رفتار این است که غرب میکوشد برگه فلسطین را به گفته کلینتون، وزیر خارجه کاخ سفید از دست دشمنان آمریکا درآورد و اجازه کسب نفوذ به آنان از این رهگذر را ندهد. علاوه بر آن حل بحران فلسطین در حال حاضر به منافع راهبردی ارتش آمریکا گرهخورده است که این مساله حل بحران فلسطین را در اولویت قرار میدهد. خیلی معتقدند پیروزی اوباما در ریاست جمهوری آمریکا با کمک ارتش آمریکا صورت گرفته که به صورت غیرمستقیم میکوشید بر سیاستهای بوش کودتا کند و خود را از بحران عمیق نظامی در خاورمیانه با سیاستهای تغییر خارج سازد و شاید به همین علت دخالت ژنرالهای نظامی در امور سیاسی در دوره اوباما افزایش چشمگیری یافته است. (سفر پترائوس به لبنان و عربستان و دیدار مولن با محمود عباس در واشنگتن و دیدار هیات نظامی آمریکا از سوریه و...) شکی نیست اگر اراده ارتش آمریکا بر حل بحران فلسطین باشد هیچ کس قادر به مخالفت با آن نیست و ارتش براحتی در مقابل لابی صهیونیستی آمریکا میایستد و تاثیر آنان را بر کنگره آمریکا نیز خنثی میسازد.
ارتش آمریکا احساس میکند در شرایط بسیار متفاوت از دوره جنگ سرد و نظام دوقطبی برگرفته از جنگ ویتنام قرار دارد و شرایط به گونهای ثابت و مستقر زیر چتر نظم نظام پایدار جهانی نیست که آمریکا بتواند از یک شکست نظامی عبور کند و هرگونه شکست نظامی آمریکا در عراق و افغانستان و پاکستان، نظام بینالمللی را دچار هرج و مرج میکند و توان مدیریت و کنترل بحرانها در آن کاملا از دست خواهد رفت. از این رو ارتش آمریکا برای دور شدن از شرایط شکست نظامی ناگزیر است در بحران فلسطین که سرچشمه نفرت و تضاد با آمریکا در منطقه و جهان اسلام است، موفقیتی به دست آورد و انتظار آن است که اسرائیل در این مرحله، نیازهای آمریکا را محترم بشمارد و در تسهیل انجام و تحقق آن حرکت کند. مقاله فریدمان در روزنامه هرالدتریبیون در 3/8/2009 درباره اختلاف و دودستگی در لابی صهیونیستی آمریکا در برابر اولویتهای ارتش آمریکا، عمدتا ناشی از این واقعیت جدید آمریکاست. این که چرا در حال حاضر اروپا پیشنهاد میدهد از طریق سازمان ملل، دولت فلسطین در سرزمینهای اشغالی 1967 به طور دفعی اعلام موجودیت کند، برمیگردد به شرایط سیاسی جدید و نه انساندوستی غرب. تاکنون غرب میکوشید در هر گونه گفتگو، ابتدا منافع اسرائیل تامین گردد حتی اگر به نقض مقررات بینالمللی بینجامد، ولی اکنون میان منافع آمریکا و اسرائیل هیچ راهی جز اولویت دادن به منافع آمریکا وجود ندارد، هرچند آمریکا تاکنون قصد ندارد منافع اسرائیل را قربانی یا نادیده گیرد، بلکه با طرح گفتگوی چندجانبه میکوشد در مقابل هر امتیازی که اسرائیل میدهد امتیازهای متعدد از عربها به نفع اسرائیل بگیرد.
در این میان موضع روسیه و چین، دیگر بازیگران بینالمللی در بحران خاورمیانه، یکسویه نیست و متاسفانه چون این دو قدرت بینالمللی میخواهند میان دو موضع حفظ رابطه با غرب از یک سو و کسب نفوذ مستقل در خاورمیانه جمع بیندازند همواره به صورت شریک نامطمئن برای کشورهای منطقه نمایان شدند. این دو قدرت همواره از مواضع کشورهای منطقه حمایت میکنند، ولی در عین حال تحت فشار غرب در کنار آنان قرار گرفته و به تصویب بسیاری از تحریمها تن میدهند.
همزمان با این تحولات، اوباما در سیاست خاورمیانهای خود مصر را به جای عربستان سعودی به عنوان تکیهگاه و هماهنگکننده منطقهای انتخاب کرده که این تحول پیامدهای خاصی در سطح منطقه پدید آورده است (انتخاب مصر برای ارسال پیام به جهان اسلام). مصر در حال حاضر نهتنها در بحران فلسطین به عنوان اصلیترین بازیگر منطقهای نقش ایفا میکند و با سیاست محاصره غزه میکوشد دستاوردهای پیروزی جنگ 22 روزه را خنثی سازد یا از طریق مدیریت گفتگوهای داخلی فلسطین مهارکننده حماس باشد که بتازگی به علت فضایی که آمریکا ایجاد کرده در بحرانهای منطقه مانند لبنان نیز دخالت میکند و شرایط متفاوتی نسبت به گذشته نزدیک پیدا کرده است که احتمال میرود این روند در آینده نقش بیشتری پیدا کند. عربستان سعودی که در راهبرد جدید آمریکا جایگاه پایینتری پیدا کرده به سیاست سنتی خود بازگشته و با در پیش گرفتن سیاستهای حمایتهای مذهبی از سنیها میکوشد حوزه نفوذ خود را در سطح منطقه گسترش دهد.
تحولات صحنه فلسطین نیز نشان میدهد نوعی آرایش مجدد برای مرحله آتی صورت میگیرد. برپایی کنگره ششم فتح از سوی ابومازن و انتخاب افراد متعددی مانند گروه دحلان که دارای رابطه نزدیک با رژیم صهیونیستی هستند، نشان از نوعی آمادهسازی صحنه فلسطینی برای سازش احتمالی است. اعلام ابومازن در برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاستی به صورت ابتر و تنها در کرانه باختری (و بدون نوار غزه که زیر سلطه حماس است) نوعی تلاش برای کسب مشروعیت و حذف نیروهای مقاوم و انقلابی بویژه حماس از صحنه سیاسی است. قبلا توافق شده بود که زمان انتخابات در نتیجه فرآیند گفتگوی آشتی ملی گروههای فلسطینی، اعلام و در کرانه باختری و نوار غزه به صورت همزمان برگزار خواهد شد. در جمعبندی میتوان گفت جنبشهای مقاومت اسلامی در سوریه و لبنان در چند سال اخیر تحولات کیفی در معادله رویارویی با رژیم صهیونیستی پدید آوردهاند و پیروزی حزبالله در جنگ 33 روزه و حماس در جنگ 22 روزه به برتری همیشگی نظامی اسرائیل پایان داد و اصل بازدارندگی این رژیم غاصب را به چالش کشید. رژیم صهیونیستی از هنگام تاسیس تاکنون همواره نقش وظیفهای در انجام ماموریت قدرتهای سلطهگر جهانی به عهده داشته است و برتری نظامی آن، مهمترین رکن این نقش بوده است و یقینا به همین علت غرب همواره ضامن برتری نظامی اسرائیل در مجموع کشورهای عربی بوده و با ارائه سلاح مجانی و بسیار پیشرفته، این برتری را حفظ کرده است، اما شکست این رژیم در تحقق هدفهای خود در برابر حزبالله و حماس تحولی جدی در جایگاه منطقهای این رژیم پدید آورده است و در حال حاضر در بسیاری از مقالههای راهبردی غرب از اسرائیل به عنوان سرباز استراتژیک یاد میکنند. تحول بسیار مهمی که در جهان اسلام در چند سال اخیر نیز اتفاق افتاده این است که جوامع اسلامی از پایداری و مقاومت گروههای لبنانی و فلسطینی به طور گسترده حمایت کرده که این پایگاه گسترده حمایتی، تحول کیفی در جهان اسلام در سطوح غیررسمی به شمار میآید. این حمایت به معنای باور راهکار مقاومت از سوی جوامع اسلامی به عنوان تنها راه عملی برای برونرفت از بحران است.
اتفاقاتی که در حال حاضر بر ضد مقامت میافتد همگی برای مقابله با مجموعه تحولات فوق است. آمریکا و رژیم صهیونیستی احساس میکنند زنجیره این تحولات نهتنها به تضعیف و آسیبپذیری اسرائیل انجامیده که ممکن است نفوذ آمریکا را نیز در منطقه بشدت کاهش یا حتی پایان دهد و به همین علت حجم توطئه بر ضد مقاومت اسلامی در منطقه شدت گرفته و حل بحران فلسطین در اولویت سیاست خارجی غرب قرار دارد. طبق اطلاعات اعلام شده غرب در آینده نهچندان دور اجلاسهایی برگزار خواهد کرد و دیدارهای فشردهای نیز صورت خواهد داد تا این اهداف را پیگیری کند.
شکی نیست حضور گسترده مردم جهان اسلام در صحنه بویژه در کشورهای عربی، مهمترین رکن برنامه متقابل با طرحهای آمریکا و اسرائیل است و حضور گسترده مردم میتواند نظامهای سیاسی را از درون تحت فشار قرار دهد و مانع همکاری گسترده آنان با توطئههای بینالمللی شود که چنین هدفی میتواند از ظرفیت روز قدس استفاده و آغاز شود و در آینده به طور میدانی استمرار یابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: