حامد در همان بازجوییهای اولیه به قتل برادرش اعتراف کرد و گفت: برادر ناتنیام 10 سال از من بزرگتر بود اما به جای آنکه باری از روی دوش خانواده بردارد هر چه بیشتر مادرم را آزار میداد.13 سال بود که با هم اختلاف داشتیم. او خیلی مادرم را اذیت میکرد. خودش کار نمیکرد و از مادرم میخواست که هر چه پول دارد به او بدهد. چندین بار با برادرم صحبت کردم و از او خواستم تا دست از این کارهایش بردارد، اما توجهی نمیکرد.
متهم اضافه کرد: تحملم طاق شده بود. خسته بودم. وقتی مادرم را اذیت میکرد خیلی عصبی میشدم. دیوانهام کرده بود. یکبار تصمیم گرفتم او را بکشم اما نتوانستم، البته مقداری داروی خوابآور به او دادم. با این حال از کشتناش پشیمان شدم. تا اینکه چند روز قبل او دوباره با من دعوا کرد. به خاطر مادرم سکوت کردم اما ولکن نبود. شب حادثه باز هم سر بحث را باز کرد و آنقدر به من فحش داد که دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. صبر کردم مادر و خواهرم بخوابند. بعد از موتورم مقداری بنزین کشیدم و آن را در اتاق روی برادرم ریختم و سپس کبریت را کشیدم و از اتاق خارج شدم.
متهم ادامه داد: آنقدر عصبی بودم که نمیدانستم باید چه کنم و متاسفانه این اشتباه را کردم. من از مادرم میخواهم مرا ببخشد. اما او بهتر از هر کسی میدانست که برادرم چقدر ما را اذیت میکرد. من میخواستم برادر بزرگترم مرا در کارهایم راهنمایی و حمایت کند. اما او برای خانواده فقط دردسر داشت.
با توجه به اینکه مادر مقتول اعلام رضایت کرده بود بعد از بخشیده شدن وی توسط مادرش هیات قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران وارد شور شدند و متهم را به تحمل 8 سال حبس به لحاظ جنبه عمومی جرم محکوم کردند.