گفتگو با قاتل دو مرد

اعتیاد از من قاتل ساخت

خودش می‌گوید دفاع از خواهرش انگیزه قتل دو نفر بوده، اما اوراق پرونده حکایت از آن دارد که این جوان تحت تاثیر ماده مخدر شیشه مرتکب قتل شده است. ژاله تنها خواهر امیر است و متهم برای این که تصور می‌کرده دو نفر به خواهرش تعرض کرده‌اند آنها را کشته و جسدشان را در بیابان رها کرده است. امیر در گفتگویی با ما از آنچه برایش اتفاق افتاده می‌گوید و این که چطور مرتکب قتل شده است.
کد خبر: ۲۷۷۹۳۷

چه مدتی است که در زندان هستی؟

یک سال پیش خودم را به ماموران معرفی کردم و از آن موقع در زندان هستم.

پیش از این هم سابقه زندان داشتی؟

نه من هرگز سابقه نداشتم مدت کوتاهی بود که از پایان خدمت سربازی‌ام می‌گذشت و من هم کاری نکرده بودم که زندانی شوم. می‌خواستم دنبال کار و زندگی‌ام باشم و زندگی سالمی را آغاز کنم، اما متاسفانه تحت تاثیر حرف‌های خواهرم کاری کردم که حالا اینجا هستم.

گفتی قصد داشتی زندگی سالمی داشته باشی منظورت از این حرف چه بود؟

من قبل از این ماجرا و در واقع از دوران نوجوانی‌ام به مواد مخدر اعتیاد داشتم. 12 سالم بود که سیگار می‌کشیدم و از 14 سالگی هم به مواد مخدر آلوده شدم. اول تریاک می‌کشیدم و بعد از مدتی به کراک روی آوردم، اما زمانی که به خدمت سربازی رفتم دیگر تصمیم گرفتم کم‌کم مواد را ترک کنم. 23 روز بود که سربازی‌ام تمام شده بود و من هم 20 روز بود که پاک بودم و می‌خواستم همین طور ادامه دهم که متاسفانه دوباره آلوده شدم و بعد هم آن قتل‌ها اتفاق افتاد.

مقتولان دو نفر هستند توضیح بده که چرا آنها را کشتی؟

فکر می‌کردم آنها به خواهرم تجاوز کرده‌اند البته خودشان هم اقرار کردند و این شک من به یقین تبدیل شد. بشدت غرورم جریحه‌دار شده بود. ژاله تنها خواهر من بود و از این که او این طور مورد آزار قرار گرفته است بشدت ناراحت بودم.

از کجا فهمیدی که به خواهرت تجاوز شده است؟

خودش برایم تعریف کرد. به من گفت که آن دو نفر چه بلایی سرش آورده بودند. خواهرم خیلی ناراحت بود و من نمی‌توانستم از کاری که در مورد خواهرم کرده بودند، بگذرم و اجازه دهم آنها به راحتی زندگی کنند.

چرا این دو مقتول چنین بلایی بر سر خواهرت آورده بودند؟

خواهرم دختر بسیار ساده و مهربانی بود. داریوش یکی از این مقتولان مدتی قبل به خواهرم ابراز علاقه کرده و به او گفته بود که عاشقش شده و قصد دارد با او ازدواج کند. مادرم در جریان این موضوع بود و بارها هم با داریوش صحبت کرده بود. حتی خودم چند بار با او صحبت کردم و گفتم که دست از سر خواهرم بردارد، اما قبول نکرد و به من گفت عاشق ژاله شده است و می‌خواهد با او ازدواج کند، ولی چون هنوز موقعیتش را ندارد این کار را نمی‌کند و به زودی با خانواده‌اش به خواستگاری او می‌آید. تا این که من به سربازی رفتم و برگشتم. یک شب خواهرم حدود ساعت 3 بعد از نیمه شب بود که به خانه آمد. خیلی عصبانی بودم، با چاقو او را دنبال کردم و گفتم یا تو را می‌کشم یا این که بگو در این مدت کجا بودی. با تمام ترس و وحشتی که از من داشت برایم توضیح داد که داریوش او را به خانه یکی از دوستانش برده است و 3 نفری او را مورد آزار قرار داده‌اند. من هم تصمیم گرفتم که از داریوش و دو دوستش که به خواهرم آزار رسانده‌‌اند، انتقام بگیرم و درسی به آنها بدهم که دیگر فراموش نکنند و با دختر دیگری چنین کاری نکنند.

داریوش به چه بهانه‌ای خواهرت را به خانه برده بود؟

چند ماهی بود که آنها دیگر با هم رابطه‌ای نداشتند و همدیگر را نمی‌دیدند و خواهرم از وقتی فهمیده بود که داریوش به او دروغ گفته است و نمی‌خواسته با او ازدواج کند دیگر به رابطه‌اش با او ادامه نداد تا این‌که یک روز داریوش با ژاله تماس گرفته و به او گفته بود که می‌خواهد در برابر خانواده‌اش از او خواستگاری کند. ژاله خیلی داریوش را دوست داشت، به همین خاطر هم حرفش را باور کرده و به خانه‌اش رفته بود. ژاله می‌گفت من فکر می‌کردم خانه‌ای که من به آنجا می‌روم متعلق به مادربزرگ داریوش است، اما زمانی که وارد شدم فهمیدم داریوش به من دروغ گفته است و آنجا خانه یکی از دوستانش است. آنها 3 نفری به من حمله کردند و مرا مورد آزار قرار دادند و بعد رهایم کردند.

مقتولان را چطور به خانه کشیدی؟

به آنها گفتم که می‌خواهم کمی شیشه مصرف کنم. بعد دعوتشان کردم که آنها هم بیایند و با هم شیشه بکشیم. تا صبح حشیش و شیشه کشیدیم. آنها در حال خود نبودند من هم همین طور. از آنها اقرارنامه گرفتم که با خواهرم چه کردند بعد آنها را به بیابان بردم و گوششان را بریدم و آنجا رهایشان کردم.

اگر گوششان را بریدی، پس چرا آنها به قتل رسیدند و آثار جراحات دیگری هم روی بدنشان وجود داشته است؟

من در آن لحظات به دلیل این که مواد زیادی مصرف کرده بودم در حال خودم نبودم. آنها هم همین طور، به همین خاطر هم اشتباهی آنها را به قتل رساندم. در آن موقع فکر می‌کردم فقط گوش آنها را بریده‌ام، بعد فهمیدم که آنها را به قتل رسانده‌ام.

چرا دو مقتول در برابرت مقاومت نکردند؟

چون مواد مصرف کرده بودند و در شرایط عادی نبودند . هرکاری که من می‌کردم چیزی نمی‌گفتند. من به راحتی دست و پای آنها را بستم و هر چه گفتم عمل کردند. بعد به اتفاق دوستم آنها را به بیابان کشاندم و... .

پزشکی قانونی اعلام کرده است که هیچ تعرضی به خواهر تو نشده است و ادعای شما کذب است. در این باره چه می‌گویی؟

من نمی‌دانم پزشکی قانونی با چه استدلالی این حرف را زده است، اما آن روز من اطمینان دارم که خواهرم به من راست گفت. ضمن این که او را یک هفته بعد از روز حادثه به پزشکی قانونی معرفی کردند.

چرا به قانون مراجعه نکردی و خودسرانه دست به این کار زدی؟

اشتباه کردم . من نباید این کار را می‌کردم، اما در آن زمان آنقدر عصبی بودم که نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم و می‌دانم که اشتباه کردم.

چرا به این راه کشیده شدی؟

من غفلت کردم و در واقع زمانی که 14 ساله بودم و معتاد شدم، راه اشتباه را انتخاب کردم و باعث شدم تا هر روز بیشتر از روز قبل به سقوط نزدیک شوم. بزرگ‌ترین اشتباه من اعتیادم بود و بعد هم نباید احساساتی عمل می کردم و باید به قانون مراجعه می‌کردم.

اولیای دم هر دو مقتول درخواست قصاص کردند و این حکم هم صادر شده است. چه حرفی با آنها داری؟

من می‌دانم که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده نخواهد شد. من از این اتفاقی که افتاده پشیمان هستم و از آنها می‌خواهم تا من را ببخشند و حلالم کنند. من اعدام می‌شوم و این مثل روز برای من روشن است، اما از جوانان می‌خواهم تا به مانند دو مقتول فرصتی برای این اتفاقات به وجود نیاورند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها