همه چیز در مورد ماشین سواری و بلا‌های آن

اگه می‌تونی گاز نده!

خبر را شنیده‌اید؟ جوانی با سرعت 230 کیلومتر در ساعت در جاده قم رانده و رکورد سرعت خودرو در جاده را بعد از انقلاب شکسته و توسط پلیس متوقف شده. جوانی با سرعت بیش از 100 کیلومتر در ساعت اتوبان مدرس را خلاف جهت ماشین‌ها رانده و توسط پلیس متوقف شده. شما هم عشق سرعتید؟ شما هم تا به ماشین خود یا ماشین والدینتان خسارت هنگفتی وارد نکنید دست از کارهای پرخطر در حین رانندگی برنمی‌دارید؟ ‌شما هم بدون گواهینامه پشت ماشین والدینتان می‌نشینید؟ مباد آن روزی که این کارها از شما سر بزند چون رانندگی آزمون و خطاپذیر نیست. بازی با مرگ است. پس اول بگذارید 18 ساله شوید، بعد در کلاس‌های آموزش رانندگی شرکت کنید و گواهینامه بگیرید و آن گاه با احتیاط پشت فرمان بنشینید و به جوانی خود و زندگی بقیه رحم کنید.
کد خبر: ۲۷۷۶۵۲

خیلی از ما دست‌کم روزانه یک بار از وسایل نقلیه‌ای که موتور دارند استفاده می‌کنیم. تاکسی و اتوبوس‌ها علاوه بر ماشین‌های شخصی از پرمسافرترین ماشین‌ها هستند، اما کسی را می‌شناسید که دادش از رانندگی راننده‌های تهرانی بالا نرفته باشد؟ رعایت نکردن ابتدایی‌ترین قوانین رانندگی، در نظر نداشتن حق و حقوق دیگران و در واقع ترجیح دادن راحتی خودمان به آن حقوق و... نوع نگاه و شیوه رفتار ما در مواجهه با مساله‌ای به اسم رانندگی حرف اساسی ما است.

تخلفات و تصادفات آشکارترین نتیجه‌های یک رانندگی بد هستند. توانایی کنترل ماشین در سرعت‌های بالا و پیچ‌های خطرناک و لایی کشیدن در خیابان‌های شهر اگرچه شاید نشان‌دهنده مهارت شما در رانندگی باشد، اما نوعی بی‌فرهنگی در رانندگی در آن به چشم می‌خورد که به نظر قابل دفاع نمی‌آید.

ما که تا 18 ساله می‌شویم سریع به فکر گرفتن گواهینامه می‌افتیم باید بدانیم که رانندگی فقط فرمان چرخاندن نیست.

چرا تصادف می‌کنیم

علاوه بر همه عوامل محیطی مثل خراب بودن آسفالت خیابان‌ها، بی‌دقتی راننده‌های دیگر و عبور یک عابر پیاده از وسط خیابانی که ماشین‌ها با سرعت از آن می‌گذرند، می‌تواند عامل تصادف باشد، اما آنچه یک تصادف را به وجود می‌آورد قبل از هر چیزی خود ما هستیم. راننده باید بتواند در هر شرایطی ماشین خودش را کنترل کند. یعنی سرعت و موقعیت ماشین باید قانونی باشد. شما نمی‌توانید در یک خیابان یکطرفه برخلا‌ف جهت برانید یکی را زیر کنید . ادعای خسارت هم بکنید. اولین مقصر هر تصادفی خود ما هستیم. حتی اگر دیگران ندانند که اعصاب ناراحتی داریم، اما خودمان که باید خوب بدانیم عصبی بودن یکی از عوامل تصادف است.

چیزی که اهمیت دارد، اما وجود ندارد، فرهنگ رانندگی صحیح در میان راننده‌های ماست. مهم‌ترین اصل رانندگی که رعایت حق‌تقدم است در قاموس برخی از ما‌ها جایی ندارد. حق‌تقدم در هر حال با ماست؛ چه قوانین راهنمایی و رانندگی اجازه‌اش را بدهند چه نه. راننده‌های ایرانی هم دچار آن بیماری زرنگ‌بازی ایرانی‌ها هستند. این که در یک چهارراه شلوغ به ماشین‌هایی که از سه جهت دیگر می‌آیند اجازه حرکت ندهیم و درست زمانی که چراغ قرمز شده است وسط چهارراه منتظر سبز شدن دوباره چراغ باشیم نشان‌دهنده زرنگی ماست؟

این یکی را همیشه یادتان باشد که با اعصاب خرد و چشمان سرخ شده و صورت برافروخته رانندگی نکنید. این کار علاوه بر این که دیگران را می‌ترساند ممکن است برای امنیت جانی خودتان در زمان رانندگی هم مضر باشد. پشت فرمان که هستید حواستان به ضربان قلبتان باشد که باید منظم بزند و هیجان نداشته باشد.

کارشناسان تصادف یکی از مهم‌ترین علت‌های آن را عصبی بودن راننده یا یکی از طرفین تصادف می‌دانند. سیستم عصبی بدن وقتی دچار اختلال می‌شود کنترل ذهنی و حرکتی انسان را هم دچار اختلال می‌کند و او در موقعیت‌های حساس نمی‌تواند مثل یک آدم معمولی عکس‌العمل نشان بدهد، تمرکزش کاملا بر رانندگی‌اش نیست و حتی ممکن است بعد از تصادف با طرف مقابلش دست به یقه بشود و طرف را از زندگی ساقط کند.

در رانندگی کردن همیشه به این فکر کنید که همه راننده‌ها و عابران کور هستند و نمی‌توانند هیچ جهتی را تشخیص بدهند. فکر کنید شما تنها آدمی هستید که باید مراقب باشید آنها با شما برخورد نکنند. کار سختی است تصور این که میان عده‌ای نابینا که پشت فرمان نشسته‌اند، تنها بینای جمع باشید.

ما و ماشین‌هایمان

برخی بر این باورند که آدم‌ها معمولا از روی ماشین‌هایشان قابل شناختند. همان طور که از روی کفش‌ها، دندان‌ها، دستخط و نوع راه رفتنشان می‌شود شناختشان. به هر حال ماشین‌ها حرف‌های زیادی دارند که درباره صاحبشان بگویند. نوع ماشین، رنگ و استایل آن، تزیینات داخل ماشین و چراغ‌های بیرون ماشین و از این دست، می‌تواند نشان‌دهنده نوعی از سلیقه و علاقه باشد.

ما پسرهایی که ادعایمان می‌شود معمولا ماشین‌هایی زیبا، بدون هیچ گونه زلم زیمبوی آویزان از آینه جلو، فوق‌اسپرت و شیک داریم. صندلی جلوی ماشین را به اندازه‌ای که برای بیننده خارجی کمی بیشتر از حالت عادی به نظر می‌رسد می‌خوابانیم و در حالی که با زحمت اما با اعتماد به نفس تمام، فرمان را مثل قرقی می‌چرخانیم، آرزو می‌کنیم که کاش دست‌های درازتری داشتیم.

ماشین‌های ما معمولا بی‌ایراد هستند و بدون کمترین ناله‌ای تیز و فرز لایی می‌کشند و صدای تیک‌آفشان تا هوا بلند است. با کمترین ایرادی او را راهی تعمیرگاه همیشگی‌اش می‌کنیم. فقط تعمیرگاه ممدآقا، خیابان سورنا.

بعضی از حرفه‌ای‌هایمان با نصب هواکش مکنده اسپرت برای سیستم تهویه هوای موتور، ماشین را به یک اتومبیل خوش‌صدا و خوش‌حرکت تبدیل می‌کنند. ما عشق سرعت و لایی داریم و شنیده‌ایم که می‌گویند اگر کمی بیشتر قوانین رعایت کنیم ایرادی در رانندگی‌مان نیست، اما قوانین راهنمایی و رانندگی چنین چیزی نمی‌گویند.

ما جوان‌هایی که با وسیله‌ای دودکننده، ایاب و ذهاب می‌کنیم ما را صاحب ماشینی موسوم به «ماشین قراضه» می‌دانند. شاید برای این که شاسی ماشین‌مان خوابیده رینگ‌هایش ساده و دور لاستیک‌هایش سفید است. می‌تواند به خاطر صدای خیلی بلند و گاوی بوقمان هم باشد.

با این حساب تنها نکته مثبت ماشین‌های ما که آن را به ماشین‌های لوکس برتری می‌دهد ذوق هنری است که در قسمت جلو و بالای داشبورد و فرمان به کار می‌بریم. عکس هنرپیشه‌های معروف بالیوود، تسبیح سیاه دانه‌درشت که از آینه آویزان می‌شود به اضافه چند تایی زنجیر، عروسک، اسکلت و دسته کلید.

شاهکار و تکمیل‌کننده همه اینها عینک آفتابی دور فلزی نقره‌ای و با شیشه‌های سبزرنگ است که با تابش آفتاب روی داشبورد، مثل طلا می‌درخشد. این نوع ماشین‌ها در واقع نمایشگاه‌هایی هستند که می‌توانند هر مسافری را تا مقصد سرگرم و شاد نگه دارند.

ما دخترهایی که تازه گواهینامه گرفته‌ایم و همه حقوقمان را می‌دانیم معمولا ماشین‌های با رنگ روشن و فانتزی را انتخاب می‌کنیم. می‌تواند سبز چمنی، زرد یا نارنجی باشد. ماشین‌مان زنانه و ظریف است و همیشه کارواش رفته و تمیز است.

هیچ وقت نمی‌توانیم در را با ضربه اول ببندیم. برای همین مجبور می‌شویم برای بار دوم یا حتی سوم و بیشتر در را باز و بسته کنیم و آخرسر هم یکی از بیرون در را برایمان ببندد.

ما هیچ وقت خودمان بنزین نمی‌زنیم و همیشه قبل از رانندگی کاغذی را به گیره کوچک زیر آینه جلو وصل می‌کنیم که رویش نوشته: صندلی، آینه، دنده خلاص، راهنما، آینه بغل، ترمز دستی، کمربند ایمنی، استارت، دنده یک، حرکت و راه می‌افتیم.

علائم رانندگی

تابلوهای راهنمایی و رانندگی به عنوان بخشی از تجهیزات کنترل ترافیک نقش ایمن‌سازی سواره‌روها و هدایت هر چه بهتر رانندگان را بر عهده دارند. علائم راهنمایی و رانندگی بین‌المللی هستند. یعنی هر جای دنیا که بروید، از آفریقا گرفته تا یمن تابلوی «احتیاط! محل عبور گوزن‌های کوهی» یک جور و یک‌شکل است. البته هر چقدر هم معنای یک علامت واضح باشد ممکن است در عمل آدم‌ها برداشت‌های متفاوتی از آن بکنند.

نمونه خیلی ساده‌اش همین چراغ‌های راهنمایی است که سر چهارراه‌ها نصب می‌کنند. مثلا چراغ زرد یک معنایش می‌تواند این باشد که هر چه زودتر چهارراه را خالی کنید، چراغ در حال قرمز شدن است. معنای دیگرش برای آدم‌هایی است که چراغ زرد، قرمز و سبز فرق چندانی برایشان نمی‌کند و از همه‌شان رد می‌شوند. یک معنایی هم هست که اتفاقا در ایران خودمان خیلی رایج است می‌تواند این باشد: «گاز بده، داره قرمز می‌شه.» این آخری را حتما روزی چند بار در تاکسی‌ای که نشسته‌اید از نزدیک شاهد هستید.

علامت‌های رانندگی در دو دسته کلی تابلوهای عمودی و علائم افقی گروه‌بندی می‌شوند. تابلوهای عمودی شامل تابلوهای راهنمایی و رانندگی، چراغ راهنمایی و نرده ایمنی هستند. این تابلوها به شما دستور می‌دهند که دست به انجام یک سری کارها نزنید. مثلا بوق زدن ممنوع، عبور کامیون ممنوع یا دور زدن ممنوع. اینها تابلوهایی هستند که دائم سر شما داد می‌زنند فلان کار را نکنید. این تابلوها معمولا دایره‌شکل‌اند، با حاشیه‌ای به رنگ قرمز و زمینه سفید، تصاویر و نقش‌ها هم مشکی هستند.

یک دسته دیگر از تابلوها برای آگاه کردن راننده از خطرهایی است که ممکن است بعد از هر پیچی یقه‌شان را بچسبد. این تابلوها به شکل مثلث متساوی‌الاضلاعی با اضلاع قرمز هستند که زمینه سفید و نوشته‌ای سیاه دارند. نمونه‌اش تابلویی است که می‌گوید: «هی! مراقب باشید! محل عبور کرگدن‌های وحشی.»

تابلوهای اخباری، اطلاعاتی هم به شما می‌گویند که مثلا الان در خیابان انقلاب هستید و 500 متر بالاتر هم یک پمپ‌بنزین در سمت راست‌تان قرار دارد. یک سری از علائم راهنمایی و رانندگی هم هستند که علامت‌های افقی‌اند و شامل خط‌کشی، نوشته‌ها و نقش‌ها و گل‌‌میخ‌ها می‌شوند.

خط‌کشی ازجمله مهم‌ترین نشانه‌های راهنمایی است که در سطح و حاشیه‌ سواره‌روها انجام می‌شود. این خط‌کشی‌ها باید سفید یا سبز باشند و هیچ رنگ دیگری مجاز نیست.

هدف از نوشتن کلمات و ترسیم نقش‌ها بر سطح معابر، تنظیم ترافیک و آگاه‌سازی و هدایت رانندگان است. کلیه حروف باید به رنگ سفید و مطابق با استاندارد و علائم راه و به زبان فارسی باشند. گل‌میخ‌ها می‌توانند چدنی، آلومینیومی و بازتاب چشم‌گربه‌ای است.

تصادف‌های آدم‌معروف‌ها

پنجاه میلیون نفر از مردم دنیا هر سال در تصادفات رانندگی مجروح می‌شوند. ایران هم با داشتن آمار بالایی در تصادفات جاد‌ه‌ای رتبه دوم مرگ و میر را در میان کشورهای دنیا از نظر تصادفات دارد. طبق آماری که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده تا 15 سال آینده تعداد کشته‌های حوادث رانندگی در دنیا و مخصوصا در کشورهای در حال توسعه مثل ایران افزایش قابل توجهی پیدا می‌کند.

بر اساس آمار پلیس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی، بیشترین آمار تصادف‌ها مربوط به گروه سنی 25 تا 35 سال است. بعد از این گروه هم جوان‌های 18 تا 25 ساله رده دوم را در تصادف کردن دارند. از طرف دیگر افزایش تخلفات رانندگان زن هم به آمار نیروی انتظامی اضافه شده است. در بررسی‌های انجام شده این نتیجه به دست آمده است که تعدادی از این افراد طی یک سالی که گواهینامه گرفته‌‌اند بیشتر از پنجاه مورد با یک میلیون تومان تخلف داشته‌اند.

اگر بخواهیم یک تعریف علمی از تصادف بدهیم باید به علم کارشناسی تصادفات مراجعه کنیم. بر این اساس تصادف وقوع سانحه منجر به زخمی شدن یا فوت، ایجاد خسارت و یا ترکیبی از اینهاست که در نتیجه برخورد یک یا چند وسیله نقلیه با یکدیگر، با انسان، حیوانات یا اشیا به وجود آید. راستی اگر احیانا ماشینی واژگون یا به هر دلیلی از راه خارج شود هم برای خودش یک جور تصادف به حساب می‌آید.

همیشه انواع و اقسام تصادفات در حال رخ دادن هستند. چیزی که اهمیت دارد نوع برخورد شما طرفین تصادف با قضیه است. احتمالا اولین اتفاقی که می‌افتد این است که راننده‌های هر دو ماشین در حالی که سعی دارند نشان بدهند عصبانی‌ترند و مقصر آن یکی است و خدا می‌داند کدام افسری به تو گواهینامه داده است. این ماجرا اگر به یقه‌گیری منجر نشود تا رسیدن افسر نیروی انتظامی ادامه خواهد داشت.

اگر به عنوان یک افسر وسط چنین ماجرایی از راه رسیدید یادتان باشد که جمله معروفی هست که می‌گوید: هر تصادفی از خودش آثاری به جا می‌گذارد. با استفاده از همان آثار می‌توانیم به علل یا علت تصادف پی‌ببریم و البته هستند تصادفاتی که حتی با وجود این که آثار قابل مشهودی دارند ولی علت واقعی آنها مشخص نمی‌شود.

تصادف‌ها انواع مختلفی دارند و برای هر کدام هم جریمه مشخصی وجود دارد. نوعی از تصادفات، خسارتی هستند که در آن فقط به وسایل نقلیه خسارت مالی وارد می‌شود. در تصادفات جرحی، باید علاوه بر خسارت مالی حداقل یکی از رانندگان، سرنشینان، عابرین پیاده یا حیوانی مجروح شود. تصادفات قتلی که متاسفانه در ایران مرتب در حال رخ دادن است، حداقل یک نفر از شدت تصادف جانش را از دست می‌دهد.

غلامحسین درویش معروف به درویش‌خان، یکی از نامدارترین موسیقیدانان ایران، اولین قربانی تصادف رانندگی در ایران است. شب دوم اسفند سال 1305 او موقع برگشتن از یک محفل موسیقی به منزل، درشکه‌ای دواسبه کرایه می کند. در آن زمان اتومبیل به تازگی وارد خیابان‌های شهر شده بود و تعدادشان هم خیلی کم بود.

گواهینامه رانندگی گرفتن هم چیز مرسومی نبود، برای این که چنین مفهومی هنوز وجود نداشت. راننده‌ها اغلب ناشی بودند و خلاصه اوضاع راهنمایی و رانندگی در کشورمان اصلا خوب نبود. درشکه حامل درویش‌خان از خیابان امیریه به سمت شمال می‌پیچد، اتومبیل فوردی از جهت مخالف با درشکه و اسب‌های آن تصادف می‌کند، اسب‌های درشکه درجا می‌میرند.

غلامحسین درویش از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر آسیب می‌بیند، بلافاصله او را به بیمارستان نظمیه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود می‌رسانند، ضربه سنگین بوده و او بعد از 5 روز، به دلیل ضربه مغزی فوت می‌کند.

پرنسس دایانا همسر سابق پرنس چارلز هم در یک تصادف رانندگی کشته شد. البته او با سیاست‌های خانواده سلطنتی مخالف بود و خیلی‌ها هم مرگش را مشکوک می‌دانند. این تصادف در زمانی افتاد که او قصد ازدواج با «دودی» پسر محمد آل‌فائز (میلیاردر مصری) را داشت. می‌گویند دلیل مرگش به خاطر فرار از دست خبرنگارانی بود که هیچ‌وقت هم معلوم نشد از طرف چه روزنامه‌ای بودند.

سیما دهقان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها