گزارش نانوشته

گزارش«تنگناهای موجود در بیمارستان‌های سوختگی» قرار بود بخش دیگری هم داشته باشد؛ بخشی که به بیمارستان مطهری و مشکلات آن به عنوان تنها بیمارستان سوانح و سوختگی تهران می‌پرداخت، اما نشد.
کد خبر: ۲۷۶۳۸۹

در واقع من به عنوان یک خبرنگار برای تهیه گزارش از تنها بیمارستان سوانح و سوختگی تهران، دقیقا یک روز قبل از مصاحبه با رئیس این بیمارستان، بدون مجوز و هر اجازه دیگری در ساعت ملاقات، وارد محوطه این بیمارستان شدم (محوطه و راهروی ورودی) و از همراهان بیماران بستری در خصوص کیفیت خدمات ارائه شده، روند بستری، مراحل درمان و... سوال کردم.

با نسرین گلیج که برادرش با 34 درصد سوختگی بستری بود، مائده آریانژاد که همسرش 18 درصد سوختگی داشت، با مادر حمید و سیامک با 55 درصد سوختگی، با آقای تهامی که از کرمان به همراه بیمار 20 درصد سوخته‌اش آمده بود، با مادر امیرمهدی که صورت و دست‌هایش با چای سوخته بود، با ابراهیم خائف که پسرش 75 درصد سوختگی داشت و تعداد دیگری که ترجیح می‌دادند اسمشان گفته نشود، مصاحبه کردم.

من با مادر محمدپویا غلامی که 60 درصد سوختگی داشت و از همدان به تهران آمده بود هم مصاحبه کردم؛ اتفاقا با مادر محمدپویا در منتهی‌الیه دیوار بیمارستان، کنار پیاده‌رویی که به خیابان ولیعصر ختم می‌شود، کنج دیوار و دقیقا کنار چادری که برپا کرده بودند، مصاحبه کردم. جایی که هیچ ربطی به بیمارستان مطهری نداشت و این خانواده برای رسیدگی به پسر 4 ساله‌شان آنجا زیر چادر مدت 17 روز زندگی کرده بودند.

فردای این روز که برای مصاحبه با رئیس بیمارستان مطهری مجددا به بیمارستان مراجعه کردم، همان ابتدای مصاحبه به رئیس بیمارستان گفتم که من روز قبل با همراهان مریض‌ها در بیمارستان مصاحبه کردم.

تا اینجای ماجرا همه چیز همان‌طوری پیش رفت که هر خبرنگاری برای رسیدن به اطلاعات دقیق باید انجام دهد. مصاحبه با سوالات من در خصوص کمبود تخت سوختگی، مشکلات بیماران، کمبود پرسنل پرستاری... و پاسخ‌های رئیس بیمارستان ادامه یافت تا آنجا که من گله مادر امیرمهدی را عنوان کردم.

گله این همراه مریض برمی‌گشت به نحوه برخورد پزشک معالج و این‌که پزشک مربوط حتی به صورت سوخته این کودک 15 ماهه نگاهی هم نمی‌اندازد و نامهربان می‌گوید که جای سوختگی روی صورتش می‌ماند.

سوال من دقیقا به این موضوع برمی‌گشت که برای چنین بیماران و همراهانی که شرایط روحی مساعدی ندارند، برخورد اینچینی درست نیست و پاسخ رئیس بیمارستان برمی‌گشت به این مساله که اگر حقیقت به این مادر بصراحت گفته نشود، بعد‌ها می‌تواند علیه پزشک معالج شکایت کند. اصرار من بر این‌که نحوه بیان و برخورد پزشک حتی تلخ‌ترین اتفاقات را قابل پذیرش می‌کند و انکار رئیس بیمارستان که درک چنین موضوعاتی برای یک پزشک ممکن است و باید یک پزشک خبرنگار برای چنین موضوعاتی انتخاب شود.

جزئیات ادامه بحث مسلما دور از حوصله این یادداشت است، اما نهایت این اصرار و انکار کار را به اینجا رساند که رئیس بیمارستان به صحرای کربلا بزند و بدون پیش زمینه به من معترض شود که اصلا به چه اجازه و مجوزی وارد بیمارستان شده و با همراهان مریض مصاحبه کرده‌ام و در نهایت من به تعبیر او، متهم شوم که خبرنگار حوادث هستم و به دنبال جنجال، تاکید کند که به دوربین شبکه 2 اجازه ورود به بیمارستان نداده و من به چه حقی و... با این‌که از ابتدای مصاحبه به حضورم در بیمارستان اشاره کرده بودم، اما رئیس بیمارستان تا وقتی که به سوالی برسم که در حکم سوال جنجالی و تخریبی محسوب شود، هیچ اعتراضی به این مساله نداشت.

علی‌رغم این برخورد، این گزارش با همکاری دکتر امامی، معاون سلامت وزیر بهداشت و دکتر محمد عابدیان، مسوول گروه ساختار تخصصی و فوق‌تخصصی وزارت بهداشت در خصوص مشکلات و مسائل تخت‌های سوختگی انجام شد و البته بدون جوابی برای این سوال که وقتی مافوقی بر مشکلات این بخش صحه می‌گذارد چرا مسوول زیردستی حتی تحمل انتقادی را ندارد.

مستوره برادران نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها