حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما از «اغماء» به این طرف شاهد تحولی ملموس در کارهای مقدم بودهایم. در واقع این مجموعه، نقطه عزیمت او از کارهای متوسط و گاه ناامیدکننده به اثری نسبتا موفق و پرتماشاگر بود. هرچند توفیق اثر هنری و در اینجا یک مجموعه تلویزیونی، لزوما در پرمخاطب بودن نیست، اما قطعا عنصر مهمی در منشور «موفقیت» آن است. نوع دکوپاژ، حرکات دوربین، هدایت بازیگران و سبک تدوین به همراه فیلمنامه منسجم و ایدهآل «اغماء» باعث شد این مجموعه در زمان پخش تبدیل به پدیده شود؛ اما از آن به بعد، مسیر حرفهای مقدم چندان رضایتبخش نبود تا همین «رستگاران» که شاید یکی از بهترین آثار فیلمساز ما هم باشد.
در درسهای فیلمنامهنویسی، معمولا به دانشجویان میآموزند که پردازش و شاخ و برگ دادن به ایده کلیشهای رمز موفقیت آن است و در غیر این صورت، ایده کلیشهای به قصه کلیشهای و در نتیجه دلزدگی تماشاگر میانجامد. رستگاران از این منظر حوادث قابل پیشبینی دارد و بیشتر اوقات میتوان حادثه یا گرههای بعدی را حدس زد. پیشبینیپذیر بودن شاید دیگر اپیدمی اغلب فیلمها یا مجموعههای سینما و تلویزیون ایران باشد. به هر حال تماشاگر نوعی تلویزیون، پس از سالها تجربه با تماشای آثار تصویری گوناگون میداند که نویسنده کجا دارد میرود و لحظههای غافلگیرکننده احتمالا کجاست. در واقع به نظر میرسد چنین قصه گستردهای نیاز به چند نویسنده با تخصصهای گوناگون دارد که بتواند وجوه مختلف یک فیلمنامه سریالی را به ثمر برسانند. رستگاران به طور مثال در بخش شخصیتپردازی حرفهای زیادی برای گفتن دارد. شخصیتهای قوی زن و سایر شخصیتها نقطه قوت درام رستگاران محسوب میشوند. این که زنها از نقش تزئینی و حاشیهای خود خارج شده و به متن آمدهاند، به خودی خود ارزشمند است. هرچند گاهی کنشهایشان طبق روند فیلمنامه قابل پیشبینی باشد.
پیش از این، در چند مجموعه موفق حتی مناسبتی شاهد همکاری چند فیلمنامهنویس بودیم، کسی که ساختار و پی رنگ را طراحی میکند و کسی که دیالوگها را میپروراند و گفتگوها را میآراید. شاید فرد دیگری هم باید به این تیم اضافه شود: متخصصان گرهافکن و گرهگشایی! پروژهای مثل رستگاران نیاز به تیمی متخصص دارد که هر یک با توجه به تخصص خود بتواند بخشی از جریان پیشرفت قصه عظیمی چون این مجموعه را به عهده گیرد. رستگاران، شخصیتپردازی نسبتا موفقی دارد و اما کمبود حوادث درگیرکننده و روند کند قصه از قسمتهای میانی به بعد، آن را از تک و تا انداخت.رستگاران در شکل انفعالی خود اثر قابل قبولی است و در حد و اندازههای استانداردی ساخته شده است، اما میتوانست با شکل گروهی فیلمنامهنویس و بعد قدری سادهگیری در ساختار، بسیار کیفیتر باشد. سیروس مقدم هنوز ظرفیتهای دیگری هم دارد.
محمود گبرلو
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....