احساس میکنم که آمدهای تا مرا با پروردگارم آشتی بدهی، آمدهای تا از تو به خدا برسیم و آمدهای تا پروردگار عالم بیش از هر وقت دیگری بندگانش را مورد رحمت خویش قرار دهد،تو آمدی تا برکت و رحمت و مغفرت را بر ما ارزانی داری.
و ما چه زود با تو انس میگیریم، چه زود با گریههای شبانه، مویههای سحری، دعاهای وقت نماز و مناجاتهای عاشقانه مانوس میشویم، گویی مناجات با خدا در شبهای تو رنگ و بویی دگر دارد. تو دل و جان مرا پاکیزه و مطهر میسازی و من با تو به خدای خویش نزدیک ترم.گویی در هر شب تو آسمان به زمین میآید تا بندگان حق طعم ملکوت را بچشند، شبهای تو هیچگاه تاریک نیست، سراسر نور و تلالوست، نوری که از جانب بندگان به آسمان و از سرچشمه فیض الهی به زمین میتابد، شبهای تو نور باران است.
من هیچگاه عظمت و بزرگی تو را درنیافتم، نمیدانم عظمت تو را باید از سخنان پیامبر رحمت محمد(ص) پیش از طلوعت درک کنم یا از دعای نخستین شب رویت هلالت که گلواژههای آن بر لبان سید الساجدین(ع) جاری گشته است، نمیدانم که شکوه تو را از دعای وداع زینالعابدین با تو میتوان شناخت یا از قنوت پر از لطافت نماز عید فطر. متحیرم که سرالاسرار بزرگی تو در چیست، در لیالی قدر است یا نه تو به برکت قدوم فرزند زهرای اطهر(س)، امام مجتبی (ع) این همه قدر و منزلت یافتهای.
من تو را به سان حقیقتی میبینم که ظرف همه حقایق هستی است. وقتی تو میآیی هدف خلقت انسان برای من تداعی میشود «الا لیعبدون» اینکه برای بندگی پروردگارم آفریده شدم نه بندگی شیطان و اطاعت از نفس سرکش. از آن لحظهای که حضور تو را احساس میکنم دوست دارم برای پدر، مادر و همه نزدیکان و دوستان و مومنان و حتی برای همه انسانهای روی کره زمین دعا کنم، استغفار کنم و آرزوی سعادت. تو برای مومنان همچون ابر رحمت و کرامتی هستی که باران همه خوبیها را بر زمین فرو میریزد. تو چونان نسیمی هستی که هر آنچه رحمت است را با خود به خانههای روزهداران میآورد. تو به نور میمانی در دل تاریکی و به آب گوارا در دل بیابان داغ و تفتیده.
ای ماه خدا، ای ماهی که یک شب تو از هزار شب بالاتر است،ای که در شب قدر تو فرشتگان عز قدس الهی بر زمین فرود میآیند، با این همه شور و شوق برای آمدنت، از اینکه روزی به همین زودیها و نه خیلی دیر خواهی رفت، واهمه دارم. میترسم از اینکه چون گذشته تمام آنچه را که با تو به دست میآورم، به غفلتی از دست بدهم.
خداوندا! به من درجه ای از پرهیزگاری عطا کن که هیچ شیطان و هیچ نفس امارهای در برابرش تاب و تحمل نداشته باشد و معرفتی ده که هیچ وهم و خیال باطلی گمراهم نکند و یقینی عطا فرما که هیچ شبهه و تشکیکی آن را مخدوش نسازد. آمین
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد / کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن/ ویران سرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند/ حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد
دریاست مجلس او دریاب وقت و دریاب / هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد
حامد علیاکبرزاده