حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اگر ممکن است از مروری بر تاریخچه شکلگیری «نقد کتاب» شروع کنید و کمکم به موضوع تغییرات جدید برنامه برسیم.
همانطور که میدانید «نقد کتاب» کاری از گروه مطالعات فرهنگی رادیو فرهنگ است که از دو سال و نیم پیش پخش آن آغاز شده و هر هفته جمعهها روی آنتن میرود و ساختار فعلی آن هم به این گونه است که دو هفته پیاپی به یک نویسنده یا یک کتاب میپردازد.
در سال اول که برنامه «نقد کتاب» پخش میشد، ساختار آن مجری محور بود ولی وقتی شما سردبیر آن شدید، مجری تبدیل به کارشناس مجری شد. درست است؟
یک سال اول سردبیر برنامه خانم علیاکبری بودند و برنامه گوینده داشت که این گوینده در تعامل و گفتگو با مهمان برنامه بود، ولی وقتی من سردبیری کار را به عهده گرفتم، فکر کردم بهتر است مجری حذف شود و به جای او کارشناس مجری داشته باشیم. البته تغییر دیگری هم که در برنامه داده شد، این بود که به فراخور موضوع برنامه از موسیقی نیز بهره بردیم مثلا هنگام بررسی کتابی چون «مادام بوآری» از موسیقی کلاسیک قرن 17 استفاده کردیم. همچنین در طول برنامه سعی میشود از کلمات قصار مربوط به نویسنده کتاب استفاده یا بخشهای کوتاهی از کتاب را بازخوانی کنیم که این تغییرات برنامه را برای شنونده جذابتر کرده است.
دلیلتان برای جایگزینی مجری با کارشناس مجری چه بود؟
به اعتقاد من برنامه ما یک برنامه کاملا تخصصی است که زمان کمی هم دارد، به همین دلیل باید خیلی سریع برویم سر اصل مطلب و از حضور مهمان برای دادن اطلاعات مدنظرمان به مخاطبان استفاده کنیم. ضمن اینکه در ساختار قبلی تقطیع داشتیم ولی با تغییر ساختار برنامه صمیمیتر شد و دیگر مهمان برنامه مستقیمتر و صمیمیتر با مخاطب حرف میزند. همچنین کارشناس برنامه هم دیگر یک مجری صرف نیست و ضمن اداره برنامه در یک گفتگوی نزدیک و در عین حال تخصصی با مهمان برنامه فضایی بهتر را برای شنونده فراهم میکند.
آیا بازخورد این تغییر در بین شنوندگان هم مثبت بود؟
از تلفنها و پیامکهای شنوندگان اینگونه برداشت میشود که از این ساختار راضی هستند.
برنامه «نقد کتاب» با اینکه تخصصی است، ولی تا حدودی موفق شده مخاطب عام را هم با خود همراه کند. «نقد کتاب» چطور به چنین جایگاهی رسید؟
رادیو از آنجا که از قدیم در دل مردم جای داشته است، مخاطبانش در برخی موارد حتی از تلویزیون هم بیشتر است و همین امر برنامهسازی در رادیو را ویژه میکند. ما در برنامه نقد کتاب به این موضوع واقف بودیم که باید مخاطب عام را مدنظر قرار دهیم و البته به این مساله هم اشراف داشتیم که متاسفانه آمار مطالعه در کشور ما خیلی پایین است و فقط عده خاصی به طور حرفهای و تخصصی مطالعه و برنامههای تخصصی ادبیات را در رادیو دنبال میکنند. حال ما از یک سو به عنوان یک رسانه وظیفه داشتیم از طریق این برنامه عوام را با ادبیات و کتاب بیشتر آشنا کرده و شوق مطالعه را در آنها افزون کنیم و از سوی دیگر پاسخگوی نیاز مخاطب حرفهای نیز باشیم. هدف اصلی ما در این برنامه این بود که آثار ادبی مطرح ایران و جهان را به شنونده معرفی کنیم تا آنهایی که تاکنون این آثار را نخواندهاند، به خواندن آنها تشویق شوند و آنهایی نیز که قبلا آنها را مطالعه کردهاند، نکات جدیدتری درباره این آثار بدانند و حتی به دوباره خواندن این کتابها متمایل شوند.
چگونه به این هدف رسیدید؟
این مساله از ابتدا برای کارشناسان و مهمانان برنامه تعریف شد که از بحثهای خیلی تخصصی بپرهیزند، ولی به این معنا نیست که مطالب سطحی طرح میشود، بلکه زبان شیوا و رسا برای بیان مفاهیم عمیق انتخاب میشود.
آیا برنامه شما توانسته ارتباط خوبی با اهالی نشر و کتاب برقرار کند، به نوعی که آنها این برنامه را دنبال کنند؟
یکی از اتفاقهای خوبی که در این برنامه افتاده، ایجاد تعامل مثبت با اهالی نشر و کتاب بویژه ناشران است، به طوری که آنها تازههای نشر خود را برای ما میفرستند و از اینکه کتابهایشان در برنامه معرفی و نقد و بررسی میشود رضایت دارند.
در شرایطی که عرصه کتاب چندان مجالی برای تبلیغ و تحلیل ندارد، برنامه «نقد کتاب» فرصت بسیار مغتنمی برای ناشران محسوب میشود.
بله، دقیقا اینگونه است. ضعف تبلیغات در زمینه کتاب و کتابخوانی بشدت در رسانههای ما مشهود است و فکر میکنم «نقد کتاب» فرصتی هرچند کوتاه برای معرفی و بررسی کتابهای خوب ایران و جهان است. ولی ایکاش فرصتهایی که از طریق آنها اهالی کتاب و نشر بتوانند آثار خود را به مردم معرفی کنند بیشتر میشد. وقتی یک برنامه رادیویی روی آنتن میرود که در آن فرصتی برای گفتگوی صمیمانه درباره آثار ادبی فراهم میشود، به مرور فرهنگ کتابخوانی تقویت میشود به همین دلیل معتقدم باید از ساخت اینگونه برنامهها در همه شبکههای رادیویی حمایت شود.
ولی فکر میکنم ماحصل تغییرات جدیدی که قرار است در برنامه «نقد کتاب» اعمال شود، این است که هم از استقلال فعلی و زمان برنامه کم میشود و هم ساختارهای آن متحول خواهد شد.
به ما درباره این تغییرات توضیحاتی داده و حتی خواستهاند طرحهای پیشنهادی خود را برای این قالب جدید ارائه کنیم. آنچه به نظر میرسد، این است که قرار است یک برنامه کلی فرهنگی که هم بخش تولیدی دارد و هم زنده، هفتهای دو ساعت از رادیو فرهنگ پخش شود که این برنامه دو ساعته شامل تمام برنامههای فرهنگی که قبلا بهطور مستقل پخش میشد، است. در این صورت فکر میکنم ساعت برنامه ما هم نصف شود.
و دیگر چه تغییراتی خواهید داشت؟
به نظر میرسد ناگزیر خواهیم شد به دلیل کمبود وقت حضور مهمان را کاملا حذف کنیم و همچنین قبلا ما دو هفته پیاپی به یک موضوع از زوایای مختلف (خود اثر، زندگی و سبک نویسنده) میپرداختیم که در ساختار جدید هر هفته فقط یک کتاب را بررسی خواهیم کرد.
به عنوان حسنختام اینکه شنیده بودم برنامه دیگری در زمینه ادبیات برای رادیو فرهنگ تدارک دیدهاید، درست است؟
بله. یک برنامه «افسانههای ملل» خواهیم داشت که در این برنامه افسانهها و قصههای کهن سرزمینهای مختلف که این آثار به فارسی ترجمه شدهاند توسط مجری روایت میشود و در کنار قصهخوانی گپی درباره ریشههای آن قصه نقد و تحلیلی بر آن خواهیم داشت تا شنونده برای خواندن کتاب ترغیب شود. این روزها مشغول نگارش چند قسمت اول برنامه هستیم که قرار است از اوایل شهریور هر هفته 20 دقیقه روی آنتن برود.
نغمه دانشآشتیانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....