از بوسنی تا بحرین و ازبکستان

وقتی قطبی ریسک می‌کند

عجیب است که افشین قطبی کمتر از 24 ساعت بعد از پیروزی 2 3 در زمین بوسنی و در حالی که بیش از دو هفته تا مسابقه با بحرین باقی مانده بود، اقدام به معرفی نفرات مورد نظرش برای این دیدار کرد و 26 بازیکن را فراخواند.
کد خبر: ۲۷۳۱۷۰

البته از آنها خواسته شده فقط 7 شهریور به اردوی ملی بپیوندند و مهیای سفر به بحرین شوند و لژیونرهای اروپایی نظیر نکونام و شجاعی نیز راسا به بحرین خواهند رفت تا روز 9 شهریور روبه‌روی این تیم بایستند چنین فهرستی طبعا برای پیکار دوستانه 14 شهریور با ازبکستان هم به کار خواهد آمد. ولی شاید بهتر بود سرمربی تیم ملی ایران صبر می‌کرد تا اتفاقات تازه‌تری در لیگ داخلی روی بدهد و براساسا آن نفرات را دعوت یا حذف کند، هر چند حالا هم امکان جرح و تعدیل در این فهرست وجود دارد.

با این اوصاف فهرست جدید قطبی هم بسیار شبیه به فهرستی است که برای مسابقه اخیر با بوسنی اعلام کرده بود.. او البته مجتبی جباری را که به دلیل مصدومیت به بوسنی نرفت و محمدرضا خلعتبری را که زمان برپایی مسابقه با بوسنی به تست باشگاه کلن آلمان رفته بود و احسان حاج‌صفی را با تیم ملی امید به اکراین سفر کرده بود، فراخوانده تا شانس مجددی به آنها بدهد.

سایر عناصر و نفرات همان‌هایی هستند که به سارایوو رفتند و بازی 2 بر صفر باخته را با زدن 3 گل در 11 دقیقه پایانی به برد 2 - 3 بدل کردند و یکی از جالب‌ترین وقایع سال‌های اخیر تیم ملی را به تصویر کشیدند. معایب و محسنات تیم ملی در برابر بوسنی جلوه‌ای تازه یافتند و با قطبی و دستیاران اوست که در این مورد به بررسی بنشینند و مسائل موجود را حل کنند. یکی از آن مسائل، دفاع شکننده تیم ملی است که همچنان اصل پوشش در آن رعایت نمی‌شود و روی هر توپی که به عمق آن ارسال می‌گردد، باز می‌شود و فرصت گلزنی را به رقیب می‌دهد. ترکیب عجیب عقیلی با نصرتی برای مرکز خط دفاعی که قطبی برای این دیدار در نظر گرفته بود، مساله دیگری بود که در ایجاد لغزش‌های متعدد در قلب دفاعی ما تاثیر داشت و بر معایب قدیمی این منطقه افزوده شده بود،‌زمانی که سرمربی تیم ملی از حاصل کار اشجاری در پست مدافع چپ احساس رضایت نکرد و پژمان نوری را به جای او به میدان آورد، نه تنها گرهی گشوده نشد، بلکه هر دو گل بوسنی با سانترهایی از جناح نوری در 20 دقیقه ‌آغازین نیمه دوم پایه‌گذاری و حاصل شد که هر چند ادین ژکو مهاجم وولفسبورگ آلمان آنها را درون دروازه نشاند اما در زمانی که وی ضربات نهایی خود را می‌زد، فقدان مدافعانی قوی و تاثیرگذار از تیم ما گرداگرد وی کاملا محسوس بود، تو گویی آنها فقط ژکو را مشایعت و همراهی می‌کردند.

اگر بلاژ تعویض نمی‌کرد...

نقطه قوت تیم ایران ناامید نشدن و سوار شدن تدریجی بر بازی و زدن آن 3 گل جالب در دقایق پایانی بود، اما در این مهم نیز نقش حریف ما بسیار بارز بود، به طوری که اگر میروسلاو بلاژویچ سرمربی سابق تیم ملی و سرمربی فعلی بوسنی دست به آن تعویض‌های گسترده نمی‌زد و 5 بازیکن اصلی تیمش را در 25 دقیقه پایانی از میدان بیرون نمی‌کشید و از این طریق از استحکام و وحدت رفتاری تیمش نمی‌کاست، بعید بود که تیم ایران از شکست، پیروزی بسازد.

برخورد مسعود شجاعی با دروازه‌بان اصلی بوسنی (نمانیاسوپیچ)‌ و خروج اجباری این سنگربان و‌امدن یک سنگربان کم تجربه‌تر به جای او نیز از عوامل بسیار مهم در ثبت نتیجه بازی 21 مرداد ماه بودند. زیرا ادیس نورکوویچ روی گل‌های اول و دوم ایران که توسط شجاعی و برهانی به دست آمد با ارتکاب اشتباهاتی آشکار نقشی بارز داشت. تعویض‌های موفق قطبی نیز در این روند تاثیرگذار بودند و به میدان آمدن نوروزی و برهانی و پیش از آنها مبعلی، تا حدی بازی را از دست حریف در آورد و روحیه تهاجمی تیم ملی را که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت،‌ افزون‌تر ساخت.

نوروزی با مانور و شوتزنی غافلگیرکننده خود (که به ریباند ضعیف دروازه‌بان بوسنی و گلزنی شجاعی منجر شد)‌ نشان داد از انجام اولین بازی ملی‌اش اصلا به هراس نیفتاده و برهانی بلافاصله بعد از ورودش به میدان ضربه آزاد چرخان مبعلی را درون دروازه نشاند تا بگوید در سطح ملی هم می‌تواند موثر باشد.

در تضاد با وعده‌ها

رویکرد به این نفرات کارهایی معقول و در عین حال ریسکی از جانب قطبی بودند اما نام آن را هر چه بگذاریم این روشی است که باید توسط وی ادامه یابد. وقتی او برای 3 دیدار باقی‌مانده از دور نهایی انتخابی جام جهانی 2010 سکاندار تیم ملی شد، با اکتفا به نفرات پر تجربه و رویکرد به سیستم‌هایی احتیاط‌آمیز در پیونگ یانگ و سئول در عمل بر خلاف وعده‌های خود عمل کرد و ریسک لازم را در برابر دو کره انجام نداد و چوب آن را هم خورد. در حالی که فقط بازی تهاجمی و تند و تیز و بدون توقف می‌توانست ما را به هدف برساند؛ به گونه‌ای که بر قابلیت‌های تهاجمی ما مهار زد و شریک علی دایی در امر شگفت‌انگیز حذف تیم ملی از جام جهانی نوزدهم شد. در حالی که او می‌دانست برای جبران مافات و کسب 7 امتیاز از حداکثر 9 امتیاز ممکن به ریسک و بازی تهاجمی نیاز مبرم دارد، نباختن در خاک 2‌‌کره را افتخار بزرگ خویش دانست و بعد از اکتفا به 5 امتیاز با افتخار اعلام کرد کمتر مربی دیگر ایرانی می‌توانست در 3 مسابقه پایانی کشورمان این میزان پوئن بیندوزد. به این ترتیب شعارهای پیش از مسابقه‌های او تبدیل به یک سوءتبلیغ برای خود وی شد و در حالی که وی قرار بود تنها کسی باشد که راه کسب برد در سئول را می‌شناسد، تبدیل به تنها فردی شد که هدف ثابت و مشخص و پردوامی برای تیم ملی نداشت و در پیونگ‌یانگ سردرگم عمل کرد، در تهران در برابر امارات مدیون مهارت‌ فردی علی کریمی شد و در سئول فقط تا لحظه گلزنی مسعود شجاعی شهامت را پیشه کرد.

عیار بازی ما

بازی اخیر با بوسنی و بهتر بگوییم 15 دقیقه آخر آن نشانگر این است که قطبی می‌خواهد در آن روند تغییراتی را ایجاد کند. درست است که او بر حسب نیاز و بعد از عقب افتادن با حساب 2 بر صفر تغییر رویه داد و چون چیزی برای از دست دادن نداشت تهاجمی شد، اما رویکرد به نیروهای دفع شده در زمان دایی و کمتر استفاده شده در دوره قلعه‌نویی (نمونه: مبعلی)‌ و جوان‌ترهای تازه‌وارد (نظیر: نوروزی)‌ عیار ریسک‌طلبی و فاکتور ناشناختگی را در تیم ملی ما بالا برد و مردان بوسنی در بخش پایانی مسابقه خسته‌تر از آن بودند که ترفندی را برای مهار خصلت‌های فوق و خنثی‌سازی مهره‌های تازه تیم ما بیابند و با آنها هماوردی کنند و اصولا باور نداشتند آن کارها از تیم ما برآید، و نتیجه چیزی بود که دیدید.

بحرین با سیستمی کاملا متفاوت با بوسنی کار می‌کند و بازی تاخیری آن و حرکت کند و پرحوصله، اما توام با دقت آن به سمت جلو می‌تواند برای ما تهدیدکننده باشد و قدر مسلم این که بحرینی‌ها حتی در منامه آن طور بی‌مهار و با تمام وجود حمله نمی‌کنند که بوسنی در سارایوو هجوم برد. به تبع آن فضای پشت خط دفاعی خود را چندان برای مانورها و ضدحملات ما آزاد و باز نمی‌گذارند و انتظار تکرار وقایع میدان سارایوو توقعی عبث خواهد بود.

قواعد خاص

بازی 14 شهریور با ازبکستان هم قواعد خاص خود را دارد و برای آن باید برنامه‌ای متفاوت داشت، ولی در یک نگرش کلی تیم ملی و قطبی باید به دور از هر گونه محافظه‌کاری ظاهر شوند که در سال‌های اخیر تیم ملی را از کارایی لازم بازداشته است. حکم 15 دقیقه پایانی مسابقه 21 مرداد ماه با بوسنی همین نکته بوده است. به شرط آن که آن را بشنویم و به درستی و با درایت به اجرا بگذاریم.

تیم ملی ایران که برای ادامه دور مقدماتی جام ملت‌های آسیا 2011 تدارک می‌بیند، به لطف حوادث دقایق پایانی دیدار اخیرش با بوسنی به حاصل کار خود در آن جام خوش‌بین‌تر شد؛ اما اگر در روش‌های کارش تجدیدنظر اساسی نکند و در تمام دقایق مانند آن 15 دقیقه پایانی نباشد و قابلیت‌های نهفته خود را رو نکند و جسور و در عین حال برنامه‌دار و آگاه نباشد. بعید است حسرت 35 ساله‌اش در فتح جام ملت‌های آسیا، یک و نیم سال بعد در خاک قطر پایان گیرد. این چیزی است که قطبی بیش از هر کسی باید آن را در برنامه‌های خود لحاظ و اجرا کند.

وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها