حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دیدگاه نخست، هیجانی است که میتوان از طریق فیلمهای پلیسی به تماشاگر منتقل کرد، که این خود سبب جذب تماشاگر برای مدتی خواهد شد تا برای رسیدن به دیدگاه دوم زمینه را آماده کرد. همین جا بگویم که مساله اصلی از ساخت این گونه فیلمها و مجموعهها دیدگاه دوم است، که نشانگر قدرت مطلق و برتر پلیس نسبت به تبهکاران و جنایتکاران است و این که اندیشه، تفکر و امکانات پلیس در آن کشور به گونهای است که قدرت هر گونه مانوری را از تبهکاران و مفسدان میگیرد. این گونه است تماشاگری که به خاطر هیجان ناشی از دیدن یک فیلم پلیسی پای تلویزیون نشسته، ناخودآگاه با دیدن آن فیلم پلیسی احساس امنیت میکند و از این طریق نسبت به پلیس و همکاری با او احساس مسوولیت مینماید. در این ارتباط به مجموعههای مختلف پلیسی ساخت کشورهای دیگر که تاکنون از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است، مثل هشدار برای کبری 11، کمیسر لسکو و... میتوان اشاره کرد.متاسفانه ساخت مجموعههای پلیسی در کشورمان فاقد دیدگاه دوم است. به همین سبب آنچنان که باید مخاطب را مورد تاثیر قرار نمیدهد و او را به خود جذب نمیکند. بیشتر قفل ماجرا توسط مردم باز میشود یا تبهکاری که بسیار از پلیس جلوتر است، با یک اشتباه خود را به دام پلیس میاندازد.
حال به مساله اصلی یعنی مجموعه تلویزیونی رستگاران بپردازیم. نمیتوان نقش انکارناپذیر پلیس را در این مجموعه نادیده گرفت، چراکه مساله کلاهبرداری و اختلاس، محور اصلی مجموعه است، اما احساس امنیتی که حضور پلیس در این مجموعه باید به تماشاگر القا کند، بسیار کمرنگ و ضعیف است. برای مثال زمانی که پرده یاقوت (افشین سنگ چاپ)، سارا (صبا کمالی) و پونه (عاطفه نوری) را به مرغداری سوخته میبرد و آن دو را در مرغداری به سمت ساک احمدرضا و شمش طلا میفرستد و خود برمیگردد، پونه به خجسته (روناک یونسی) تلفن میزند و از او میخواهد به مرغداری بیاید... در ادامه داستان درمییابیم مرغداری تحت نظر پلیس قرار دارد. حال این سوال پیش میآید: آیا پلیسی که مرغداری را تحت نظر دارد، متوجه حضور پرده یاقوت که پلیس به دنبال اوست نمیشود؟ آیا حضور دودختر تنها در آن محل توجه پلیس را برنمیانگیزد که احتمالا برای جلب یا بازجویی و سوال و جوابی به سمت آنها برود؟
در شرایطی که سینما و تلویزیون از کمبود فیلمنامه مینالند، رستگاران مجموعهای است که اگر کمی بیشتر در ساختار فیلمنامه آن دقت میشد، میتوانست مجموعهای به یاد ماندنی باشد. قصهای قابل تامل که میتوانست نقش سازندهتری را ایفا نماید، اما به دلیل آن که سازندگانش بر آن بودند تا زمان بیشتری را به آن اختصاص دهند در مواردی نه چندان اندک کشدار و کسلکننده میشود.
مجموعه رستگاران از بازیهای یکدستی برخوردار است که نشان از تسلط افشین سنگ چاپ در بازیگردانی دارد و از نماهای فیلم نیز مشخص میشود کارگردان آن سیروس مقدم است که قبلا هم کارهای در خور توجهای مثل «نرگس» را از او دیدهایم. دکوپاژ کار مشخصا برای تلویزیون انجام پذیرفته و از نماهای بسیار دور در آن خبری نیست، اما تدوین مجموعه، شاید به دلیل مساله زمان آن بسیار کند و خستهکننده است. حتی در لحظاتی که تماشاگر باید با برشهای سریع با هیجان مجموعه همراه شود، همچنان کند و کشدار به نظر میرسد.
محمد ممجد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....