حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در ابتدا بگویید چه شد که مقابل دوربین داریوش یاری حاضر شدید؟
دوستی من با آقای یاری به سالها پیش برمیگردد. من کارمند آموزش و پرورش هستم و سالها آقای یاری را به واسطه فعالیت هنریشان در مرکزی که کار میکردم، میشناختم، تا این که از طرف ایشان بازی در این مجموعه به من پیشنهاد شد و من به دلیل آشنایی قبلی بازی در این کار را پذیرفتم.
در این مجموعه شما ایفاگر نقش ناظم مدرسه هستید. درباره این نقش بیشتر توضیح دهید.
ناظم مدرسه ما، یک فرد مقتدر و بسیار قانونمند است و دوست دارد همه چیز براساس قانون مدرسه پیش برود، اما در طول داستان خواهید دید که بچههای مدرسه سعی میکنند به ناظمشان نشان دهند که مدرسه خیلی هم به آن قانون شدید نیازی ندارد. به هر حال با توجه به تجربیاتی که در آموزش و پرورش طی سالیان متمادی کسب کردهام خیلی زود توانستم با نقشم ارتباط برقرار کنم و میتوانم بگویم با این نقش به گونهای زندگی کردم.
تصویربرداری این کار چه مدت طول کشید؟
تقریبا مرداد سال 87 بود که تصویربرداری این کار شروع شد و حدودا 6 ماه هم طول کشید.
کار با آقای یاری در مقام کارگردان چطور بود؟
داریوش یاری بیشتر در زمینه سینمای کودک فعالیت میکند و عمده فعالیتش در این حوزه بوده است و برای اولین بار است که با او همکاری داشتهام.
یاری جزو کارگردانهایی است که روی کارش حساسیت خاصی دارد و نسبت به پلان به پلان کارش دغدغه دارد. امیدوارم این کار زمینهای شود برای ساخت آثار دیگری برای این قشر از مخاطبان تلویزیون.
آقای نقیزاده، همانطور که میدانید کمتر سریالی برای این قشر از مخاطبین ساخته میشود. از اینرو فیلمنامههایی هم که در این زمینه نوشته میشوند چندان محکم و قابل قبول نیستند. فکر میکنید قصه «مدرسه ما» از استانداردهای لازم بهرهمند بود یا خیر؟
فکر میکنم کارهایی که در دهه 70 در این زمینه ساخته شدند برنامههای بسیار مقبول و قابل تقدیری هستند مثل مجموعه کلاهقرمزی و پسرخاله، خونه مادربزرگ و... اما همانطور که اشاره کردید کارهای امروزی در زمینه کودک و نوجوان چندان ماندگار نیستند و به نظرم این موضوع برمیگردد به نوع نگاهی که در جامعه وجود دارد. آن زمان (دهه 70) آنقدر سیدی و برنامههای مختلف در بازار وجود نداشت و به همین دلیل تلاش بیشتری برای ساخت اینگونه آثار صورت میگرفت. در مورد قصه این مجموعه هم باید بگویم که قصه «مدرسه ما» بسیار جذاب و دوستداشتنی بود و بزرگترین حسنش این بود که شخصیتپردازی درستی در قصه وجود داشت که از این نظر تکلیف بازیگران هم مشخص شده بود.
با بازی در این مجموعه چقدر به کودکی و نوجوانی خودتان سفر کردید؟
داستان این کار بسیار شبیه به ماجراهای کودکی خودم بود و سالهای دهه 40 (زمانی که به مدرسه میرفتم) کاملا برایم تداعی شد و به همین دلیل سعی کردم از موقعیت استفاده کنم و یک بار دیگر خودم را در آن فضا ببینم. خاطرم است که در مدرسهمان ناظمی داشتیم که دقیقا خصوصیات همین ناظمی را که الان من نقش آن را بازی میکنم داشت. وی بقدری همیشه عصبانی و مقتدر بود که حتی میترسیدیم به او نزدیک شویم.
آقای نقیزاده مخاطبان سینما، شما را به واسطه حضورتان در کارهای جنگی و اساسا دفاع مقدس میشناسند. فکر میکنید حضورتان در سریالهایی مانند سلام و یا مدرسه ما، شکستن این کلیشه است یا خیر؟
سوال جالبی پرسیدید. ببینید من از سال 68 تا 85 فـقـط در کـارهای دفاع مقدس بازی کردم، چون کاراکترهای اینگونه کارها را میپسندم و دوست دارم. البته طی این سالها همیشه سعی کردهام گزیده کار کنم، اگر هم اخیرا در سریالهای طنز و متفاوت از ژانر دفاع مقدس حضور داشتهام فقط یک دلیل دارد و آن هم کسب تجربههای بیشتر است. به هر حال من در وهله اول یک بازیگرم و باید در نقشهای مختلف ظاهر شوم تا از این طریق بتوانم تواناییهای خودم را هم محک بزنم.
آقای نقیزاده از شهرت و ماندن در شرایطی که مورد توجه جامعه قرار بگیرد استقبال میکنید و یا از آن میگریزید؟
به نظرم ما دو نوع شهرت داریم. یکی توام با محبوبیت و دیگری بدون آن. بازیگری که در نهایت تعهد زحمت میکشد و به کارش هم اعتقاد دارد در بین مردم و منتقدان بارز خواهد شد. بازیگر همیشه نمیتواند صبر کند تا کارگردان مطرح و مورد علاقهاش فیلم بسازد و از او دعوت کند. بسیاری از بازیگران، جذب حرفه تبلیغات میشوند چون آنگونه که میخواهند نمیتوانند در سینما فعالیت کنند. ما هم جزیی از مردم هستیم، زندگی میکنیم و مشکلات داریم. این را هم بگویم که جایزه دادن یا ندادن هیچ محبوبیتی برای بازیگر ایجاد نمیکند غیر از این که او را برای کارهای بعدی دقیقتر میکند.
آقـای نقیزاده کار کدامیک از کارگردانهای سینمای جنگ را بیشتر دوست دارید؟
از هر کارگردان یکی از آثار او را دوست دارم و اندازه این دوست داشتن را نمیتوانم بگویم. مثلا از کمال تبریزی فیلم لیلی با من است، از حاتمیکیا فیلم دیدهبان و از مرحوم ملاقلیپور هیوا.
فکر میکنید پس از این همه سال فعالیت در عرصه هنر به جایگاهی که دنبالش بودید، رسیدهاید؟
ببینید، من قطعهای از یک پازلم و کارگردان است که نقش بازیگر را تعیین میکند. بنابراین من به تنهایی در رسیدن به این جایگاه نقش ندارم اما در این حد میدانم که سعی خودم را کردهام و هیچوقت از کارم و نقشم کم نگذاشتهام.
راستی کار با بچهها چطور تجربهای برایتان بود؟
بسیار سخت و دردناک بود (میخندد).
از چه نظر؟
سر وقت نمیآمدند. بازیگوشی میکردند، گاهی هم پس از پایان هر پلان میرفتند دنبال فوتبال بازی کردن، برای همین وقت زیادی صرف هماهنگ کردن آنها میشد. اما با این همه تجربه زیبا و متفاوتی برایم بود.
محبوبه ریاستی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....