گفتگو با رزیتا غفاری ، بازیگر نقش سیما در سریال «روزهای زیبا»

انتخاب نادرست راهی به سوی کلیشه شدن

در دنیای هنر خیلی از افراد هستند که آهسته و پیوسته حرکت کردن را به دائم مقابل دوربین بودن ترجیح می‌دهند. رزیتا غفاری یکی از آنهاست. او سال 72 وارد دانشگاه شد و در رشته کارگردانی سینما تحصیل و کارش را با منشی‌گری صحنه در چند فیلم و سپس بازیگری آغاز کرد.
کد خبر: ۲۶۴۲۹۲

در پرونده‌ این هنرمند ساخت یک فیلم انیمیشن نیز به چشم می‌خورد. او سال‌ها از ایران دور بود، تا این که بار دیگر در سریال روزهای زیبا به کارگردانی جواد افشار مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفت.

اگرچه او کمتر توانسته در نقش‌های اول چه در سینما و چه در تلویزیون بازی کند، اما بازی‌های خوبی از او دیده‌ایم، مانند سریال‌های در قلب من، در پناه تو، همسفر، ملاصدرا، شب آفتابی و فیلم‌های سینمایی شوکران، هتل کارتن، یکی بود یکی نبود و گربه آوازه‌خوان.

غفاری در سریال روزهای زیبا نقش سیما را بازی می‌کند. برای گفتگو با او درباره نقش‌اش به پشت صحنه سریال روزهای زیبا که تصویربرداری آن هنوز ادامه دارد، رفتیم. آنچه می‌خوانید حاصل این گفتگوست.

4 سال دوری از تلویزیون برای شما که جزو بازیگران پرکار تلویزیون محسوب می‌شدید، دلیل خاصی داشت؟

4 سال پیش به دلیل بارداری و ادامه تحصیل همسرم از ایران به کانادا سفر کردم و ضمن این که دخترم را تا 3 سالگی در کانادا بزرگ کردم، به ادامه تحصیل هم پرداختم، هرچند اگر در ایران هم بودم باز هم این کار را انجام می‌دادم و این چند سال را به مراقبت از فرزندم اختصاص می‌دادم و از کار فاصله می‌گرفتم، ولی با سفر تحصیلی که برای همسرم پیش آمد این سال‌ها را در کشور کانادا سپری کردیم و زمینه‌ای فراهم شد تا در آنجا، هم تحصیل کنیم و هم از دنیای هنر دور نمانیم. بعد از این سال‌ها زمانی که احساس کردم وقت آن رسیده تا به کار بازگردم، به ایران برگشتم تا فعالیت‌هایم را از نو شروع کنم.

تجربه دوری از کار آن هم در کشوری غریب چگونه بود؟

این سال‌ها خیلی سخت، اما خوب گذشت. دوری از ایران برای من خیلی مشکل بود، البته شاید بهتر است بگویم تنها مشکل من دوری از ایران و کارم بود، ولی الان خیلی خوشحالم که به وطن و کارم بازگشته‌ام.

یعنی در این سال‌ها هیچ فعالیتی نداشتید؟

به واسطه همسرم از کار هنر دور نماندم، هرچند روی صحنه و جلوی دوربین حضور نداشتم، ولی پشت صحنه کار می‌کردم و این حضور باعث می‌شد خیلی احساس غربت نکنم و فاصله و دوری از کارم، من را تحت تاثیر قرار ندهد.

تفاوتی که میان کار در ایران و کشوری مثل کانادا وجود دارد، شما را دچار مشکل نمی‌کرد؟

شاید باورتان نشود اگر بگویم حتی راهروهایی که برای رسیدن به صحنه در آنجا ساخته و طراحی شده یا راهروهایی که اتاق‌های تعویض لباس و گریم را به هم متصل می‌کرد، خیلی به آنچه ما در ایران می‌بینیم، شباهت دارد. زبان هنر، زبان مشترکی است و در این زمینه احساس مشکل نمی‌کردم. فقط به واسطه حضور نداشتن جلوی دوربین به من سخت می‌گذشت و آن هم به خاطر حضور در کانادا نبود، چرا که تصمیم من حتی اگر در ایران هم می‌ماندم، این بود که جلوی دوربین نباشم و چند سالی را به دخترم اختصاص بدهم تا به قول معروف از آب و گل دربیاید.

حضور در سریال روزهای زیبا چطور اتفاق افتاد و چه انگیزه‌ای برای قبول این نقش داشتید؟

ابتدای بازگشتم به ایران آنقدر تشنه کار بودم که نیازی برای کشش زیاد و جذابیت فوق‌العاده در نقش احساس نمی‌کردم، اما خدا برای من بهترین را خواست و پیشنهادی که به من شد هم نقشی بود که جذابیت‌های زیادی داشت و هم گروه سازنده آن بسیار حرفه‌ای هستند. همان طور که اطلاع دارید پیش‌تولید این مجموعه 2 سال طول کشیده و کارگردان‌های مختلفی برای ساختن این سریال در نظر گرفته شده بودند و برای بازی در این نقش بازیگران متفاوت و حرفه‌ای زیادی حتی تا مرحله عقد قرارداد هم انتخاب شده بودند، ولی می‌گویند قسمت هر چه باشد پیش می‌آید. با این که بازیگران دیگری حتی تست گریم هم شده بودند، خوشبختانه قسمت من شد تا پس از چند سالی که ایران نبودم، شروع دوباره و خوبی داشته باشم.

فکر می‌کنم حضور در این سریال فرصتی به وجود آورد تا شروع خوبی داشته باشید، درست است؟

این ماجرا برای من یک اتفاق خدادادی محسوب می‌شود و بازگشت به جایگاه خودم است، چرا که تا پیش از دوری‌ام از کار همیشه نقش یک بازی می‌کردم، هرچند که نقش یک بازی کردن برایم مهم نیست بلکه جایگاهی که داشتم برایم بسیار بااهمیت بود و خب این سریال و بازی در این نقش بازگشت به جایگاه قبلی‌ام محسوب می‌شود.

با وجود این به طور حتم بازی در این نقش هم جذابیت‌های خاص خودش را داشته!

بله. نقش سیما در عین مثبت و دوست‌داشتنی بودنش و زمینه‌ای که برای همذات‌پنداری بیننده با نقش به وجود می‌آورد، بسیار پیچیده است. از خصوصیات بارز این نقش قدرت تصمیم‌گیری درست در لحظات بحرانی است. این برای من بسیار جالب بود. به طور مثال در شب عروسی با این که همه از کوره در رفتند و ناراحت شدند تنها کسی که تصمیم درستی گرفت سیما بود و ترجیح داد خودش را کنترل و بقیه را نیز به سمت درست هدایت کند یا تصمیمات دیگری که در ادامه سریال خواهید دید همه و همه از این خصوصیت سیما نشات می‌گیرد. سیما در شرایط مختلف رفتارهای متفاوتی را از خودش نشان می‌دهد، ولی همه در جهت مثبت و ایجاد صلح و صفا و آرامش است.

خب این شخصیت به نوعی فرشته‌‌گونه است و چیزی است که در جامعه ما بندرت به آن برمی‌خوریم!

درست است که این شخصیت به تعبیر شما فرشته‌گونه است، اما این شخصیت را به صورت بکر و یک ذات کاملا معصوم نمی‌بینیم. این شخصیت هم مثل خیلی از آدم‌های دیگر دارای نقاط ضعف است و از روی ناآگاهی رفتارهای نادرستی از خودش نشان می‌دهد و مثل سایر آدم‌ها از اشتباهات خودش نیز پشیمان می‌شود و درصدد جبران آن برمی‌آید. در هر حال نشان دادن این شخصیت به این معنا نیست که بخواهیم بگوییم بیشتر افراد جامعه ما را انسان‌هایی از این دست تشکیل می‌دهند. نه، اصلا این طور نیست و اتفاقا آدم‌هایی با این شخصیت انگشت‌شمار هستند. هدف ما الگوسازی است. به این معنا که می‌خواهیم راه درست زندگی کردن و داشتن رفتار مناسب و سنجیده را به مردم یاد بدهیم و به آنها بگوییم که اگر شما در شرایط مشابه قرار گرفتید، عصبانی نشوید و درست تصمیم بگیرید.

تجربه درگیر بودن این نقش با نقش‌های زیاد مقابل و بازیگران متعددی که با آنها سر و کار داشتید چطور بود؟

نقش سیما در عین مثبت و دوست‌داشتنی بودنش و زمینه‌ای که برای همذات‌پنداری بیننده با نقش به وجود می‌آورد، بسیار پیچیده است

بازی کردن در مقابل بازیگران حرفه‌ای زیادی که در این سریال حضور داشتند، برای من مایه افتخار بود و به جرات می‌گویم تجربه‌ای را که در هر قسمت این سریال کسب کردم درست به اندازه تجربه یک تله‌فیلم یا فیلم سینمایی بود، چرا که هر قسمت، یک داستان مجزا با اوج و فرودهای خودش را داشت و بخصوص این که در اپیزودهای مختلف کلا بازیگران عوض می‌شوند و این مساله زمینه‌ای را برای من به وجود آورد که بتوانم تجربه‌های زیادی کسب کنم.

وقتی به کارنامه بازیگری‌تان نگاه می‌کردم، بیشتر از هر چیز ایفای نقش‌های مثبت با ویژگی سختی‌کشیده و مظلوم به چشم می‌خورد. تکرار این تیپ شخصیتی به دلیل علایق شخصی است یا پیشنهادها همه در این سبک است؟

ابتدای این ماجرا کاملا اتفاقی بود. نقش‌هایی که به من پیشنهاد می‌شد بیشتر دختر شیطان با سن و سال کم یا دختر دبیرستانی بود. اگر یادتان باشد حتی همین چهار سال پیش در «فصل زرد» نقش یک دختر دبیرستانی که تازه در دانشگاه قبول شده است را بازی کردم. اوایل معمولا به خاطر ترکیب صورتم پیشنهادهایی از این دست داشتم. دلیل خیلی از نقش‌هایی که به من پیشنهاد می‌شد، معصومیت و مثبت بودن چهره‌ام عنوان می‌شد. نکته جالب توجه این است که حتی وقتی در نقش‌های منفی حضور داشتم، به دلیل مثبت بودن چهره‌ام بیننده به نوعی با نقشی که ایفا می‌کنم، همذات‌پنداری می‌‌کند.

به این فکر نمی‌کنید که تکرار این شخصیت‌ها به کلیشه تبدیل شود و اصولا‌ به کلیشه شدن در بازیگری اعتقاد دارید؟

ببینید، همه اینها به انتخاب بازیگر برمی‌گردد. به نظر من انتخاب نادرست امکان کلیشه شدن را هم به وجود می‌آورد. زمانی که احساس کنم این اتفاق در مورد من می‌خواهد رخ بدهد، جلوی آن را می‌گیرم و اصلا به این فکر نمی‌کنم که این نقش مثبت است یا منفی کما این‌که نقش منفی هم بازی می‌کنم. بلکه وقتی نقش را می‌خوانم به این توجه می‌کنم که آیا این نقش دارای یک روند صعودی در طول کار هست یا نه؟ و در طول کار شاهد یک سری تفاوت‌ها و تغییرات در نقش هستیم یا خیر؟ به این توجه می‌کنم که نقش چقدر جای بازی دارد و چقدر با نقش‌های قبلی‌ام متفاوت است. هیچ‌وقت نقش‌های تکراری بازی نمی‌کنم. درست است که همیشه نقش مثبت بازی کرده‌ام ولی همیشه به تفاوت نقش‌ها دقت کرده‌ام. به طور مثال تا حالا نقشی مثل سیما با چنین عارضه‌ای که در صورتش دارد را بازی نکرده‌ام یا در پشت پرده‌ مه که در نقش یک زن دهاتی شمالی بودم هم همین‌طور است. ترجیح می‌دهم نقش‌هایی را بازی کنم که با هم متفاوت باشد و انتخاب‌های من هم به این‌گونه است. تمام تلاشم را می‌کنم تا درون نقش یک سری تفاوت‌ها را اعمال کنم که لهجه شمالی می‌تواند یک نوعش باشد یا یک بیان لات‌گونه  مثل آنچه در شب آفتابی دیدید  یا حتی لحن مادرگونه در تئاتر قرمز بعلاوه یک عالمه سفید ولی تا آنجا که بتوانم سعی می‌کنم نقش‌های یکنواخت و کلیشه‌ای را انتخاب نکنم.

برای مثال بازی در نقش‌های تاریخی این امکان را به بازیگر می‌دهد تا با مطالعه پیرامون آن شخصیت، به زوایای مختلف آن پی ببرد. حال آن‌که این امکان برای ایفای نقش‌های عام‌تر مثل آنچه در سریال‌ روزهای زیبا ایفا می‌کنید کمتر فراهم می‌شود و برای رسیدن به جنبه‌های مختلف این‌گونه شخصیت‌ها تلاش بیشتری لازم است. این کنکاش برای شناخت شخصیتی مثل سیما چگونه رخ داد؟

من یک مثال می‌زنم تا هدفم را بهتر برسانم. در سال‌های پیش که به صورت ابتدایی کار سفالگری را شروع کرده‌ بودم، یک مربی داشتم که یک روز به من گفت از میوه‌فروشی روبه‌روی کلاس یک میوه تهیه کنم و عین همان میوه را بسازم. من رفتم و میوه‌فروشی بسته بود. وقتی برگشتم مربی به من گفت چه شد؟ و من گفتم که از پشت شیشه دیدم. مربی اصرار داشت که من حتما میوه را تهیه کنم و من هم بر این اصرار داشتم که میوه را از پشت شیشه دیده‌ام و نیازی به تهیه آن نیست در حالی که من چیزی پشت شیشه ندیدم اما بارها در طول زندگی‌ام انار را تجربه کرده بودم و به اندازه کافی در زمان‌هایی که تا قبل از آن انار را در دست گرفته بودم به آن دقت کرده بودم. روزی که انار را ساختم و به مربی دادم، ‌خیلی تعجب کرد از این‌که بدون الگو توانسته‌ بودم اناری به آن خوبی بسازم. این قضیه هم یک مقدار شبیه ماجرای انار است. در جامعه ما افراد زیادی با شخصیت‌های مختلف وجود دارند که با آنها برخورد کرده‌ام و فکر نمی‌کنم خیلی مشکل باشد بخواهم تصویری از این آدم در ذهن خودم داشته باشم چون به اندازه کافی برخورد با آدم‌های متفاوت و تیپ‌های شخصیتی مختلف را تجربه‌ کرده‌ام. اگر نقش خیلی خاص باشد برای مثال لکنت زبان یا لهجه خاصی داشته باشد یا عارضه‌ای خاص مثل نابینایی یا ناشنوایی تاثیری روی رفتار و گفتارش گذاشته باشد، قطعا نیازمند کنکاش بیشتری است کما این‌که برای ایفای نقش زن شمالی دیالوگ‌های خودم را به یک خانم شمالی دادم تا آنها را بگوید و من سعی کردم از همان استفاده کنم.

با چیزهایی که امروز دیدم می‌توان فشار کار را کاملا احساس کرد!

6 ماه است داریم کار می‌کنیم و گروه واقعا خسته شده‌ است، ولی خب نتیجه کار را که می‌بینیم خیلی لذت می‌بریم. جا دارد در اینجا به عنوان بازیگری که همیشه در این گروه بوده و بازیگر ثابت این گروه هستم از همه عوامل کار تشکر کنم. از گروه کارگردانی، فیلمبرداری، صدا، تولید، تدارکات، گروه گریم و بازیگران و طراحان صحنه و لباس و دوست عزیزم لیلا برخورداری که دست به دست هم دادند تا این سریال بخوبی ساخته شود خیلی سپاسگزارم و امیدوارم نتیجه کار، خستگی را از تن همه بیرون ببرد.

محبوبه ریاستی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها