حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این صنعت با قدمت بیش از 400 سال، از سازمان یونسکو مهر اصالت گرفته است ولی دارد به محاق فراموشی میرود.
حدود 150 سال قبل بیش از 36 هزار دستگاه شعربافی در کاشان و حومه مهد هنر و صنعت وجود داشته و در حال حاضر تنها 70 نفر شعرباف با بیش از 50 دستگاه با کاربری طراحی، رنگرزی و چلهشور در بافت قدیم شهر در محلههای گلچقانه، سوریجان، سلطان میراحمد، گذر پانخل، میدان ولی سلطان و گذر حاجی فعالیت میکنند. یکی از درخواستهای این صنف تسهیلات بانکی است که 300 میلیون تومان وام برای 60 نفر است. ولی متاسفانه هیچگونه اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.
با توجه به این که رنگرزی این شغل نیاز به مواد معدنی مثل سنگ زاج دارد برای برداشت از منطقه سیاهکوه که همجوار پارک ملی است، اجازه داده نشده است و با این که فرماندار، شورای شهر، اداره محیط زیست و نماینده مردم نیز این مساله را مطرح کردند متاسفانه طی مدت 2 سال مکاتباتی که با اداره محیط زیست و سازمان مربوطه آن شده (زیرا حق برداشت آن با مدیر کل محیط زیست کشور است) تاکنون هیچ پاسخی داده نشده است. جالب است که تنها کارایی اصلی این ماده معدنی، استفاده در هنر شعربافی است و اگر با موافقت مدیر کل حفاظت محیط زیست کشور، سنگ زاج به دست شعربافان برسد دیگر مشکلی نخواهد بود. ضرورت مرمت و بازسازی کارگاههای موجود یکی دیگر از مشکلات صنف است. سختی کار یکی دیگر از معضلات این صنف است و بحث نامشخص بیمه شدن بافندگان یکی دیگر.
به اینها اضافه کنید مشکلات مالی و ندادن وامی که 3 سال است دستور پرداخت آن تایید شده اما با امروز و فردا کردنها هنوز از آن خبری نیست و... .
آیا این هنر صنعت اصیل، میرود که از هم بپاشد و رنگهایش را ببازد؟!
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....