حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مدتی حضورتان در تلویزیون بسیار پررنگ بود، اما یکباره این حضور کمرنگ شد. چرا؟
بله. چون تصمیم گرفتم مدتی در این رسانه کمتر دیده شوم چرا که معتقدم باید کار خوبی پیشنهاد شود تا من را جذب کند.
کار خوب از نظر شما چیست؟
کاری که حرفی برای گفتن داشته باشد در حال حاضر تصور میکنم مجموعههای تلویزیونی کمی ضعیف شدهاند و از این نظر ترجیح میدهم با وسواس بیشتری کارهایم را انتخاب کنم. البته این را هم بگویم که گاهی حتی اگر کاری را هم با وسواس انتخاب کنم باز هم دچار مشکل میشوم. به هر حال همیشه مخاطب کارهایم برایم مهم بوده و هست.
فکر میکنم ضعف اکثر سریالهای ما فیلمنامههای آنها است. این مساله را چقدر قبول دارید؟
بله. چون سناریو اولین و مهمترین نکته برای انتخاب یک کار محسوب میشود و طبعا یک سناریوی خوب هربازیگری را برای پذیرش نقش وسوسه میکند و اگر خوب نوشته شده باشد میتواند مخاطب را هم با اتفاقات مختلف درگیر کند. بعد از فیلمنامه، شخصیتپردازی در قصه مهم است. چون شخصیتپردازی در یک قصه نهتنها به لحاظ کمی بلکه به لحاظ کیفی هم تاثیرگذار و موثر است البته کارگردان هم باید بتواند انسجام بهتری به قصه و کل گروه ببخشد.
در مجموعه پس از سالها این نکات وجود داشت؟
مجموعه پس از سالها، از مجموعه کارهایی بود که بعد از مدتی توانستم با اطمینانخاطر آن را انتخاب کنم. چون هم تهیهکنندگان و هم کارگردان آن را به خوبی میشناختم و اتفاقا قصه این سریال هم آن کشش و جذابیت را داشت و هم قصه و هم شخصیتها به گونهای هستند که در اکثر خانوادههای ایرانی وجود دارد و دیده میشود.
به شیوه کارگردانی اکبر خواجویی تا چه حد اطمینان داشتید؟
خیلی زیاد و باید بگویم که عمدهترین دلیل پذیرش این کار برای من، حضور ایشان بود.
نقش بهمن بردبار، چه ویژگیهایی داشت؟
ببینید، بهمن بردبار نقشی بود که بین من و بازیگر دیگری تقسیم شده بود. چرا که این سریال 2 تاریخ مختلف را روایت میکند. به هر حال بهمن باید به گونهای به تصویر کشیده میشد که آن تداوم خاص را داشته باشد و این موضوع برای من و بازیگر دیگر آن بسیار مهم بود. البته مونتاژ مناسب در تلفیق این دو زمان متفاوت بسیار به ما کمک میکرد. به هر حال بهمن شخصیتی است که در یک شرایط کاملا مفرح بزرگ شده است و در جوانیاش هم سرکشیهای خاص خود را داشته است و در طول قصه هم میبینیم که در زندگیاش دچار افت و خیزهای زیادی شده و گاهی هم شکستخورده است و حالا که بشدت دچار بحران شده است، به خواهرش پناه میبرد.
بهمن شخصیتی است که هم مخاطب را آزار میدهد و هم دلسوزی او را با خود همراه میکند. شاید بشود گفت به نوعی خاکستری است. از اینگونه نقشها تا چه حد استقبال میکنید؟
قطعا اینگونه نقشها فرصت بیشتری در اختیار بازیگر قرار میدهد. در شخصیت بهمن هم یک دوگانگی وجود دارد که نه سیاه مطلق است و نه سفید مطلق که به نظرم این دوگانگی در اکثر آدمها وجود دارد. به هر حال من هم دوست دارم از نقشهای ساده و سطحی پرهیز کنم و به سمت نقشهای چند وجهی بروم.
به نظرتان تداوم زمان در مجموعه پس از سالها تا چه اندازه درست نشان داده شده است؟ منظورم زمان گذشته و حال است؟
فکر میکنم اگر کمی زمان گذشته و حال تفکیک میشد بهتر میبود. اما این را هم باید بگویم که این مساله، یک چیز سلیقهای است. به هر حال هر دو زمان به لحاظ موضوع اهمیت خاص خودش را دارد. ما قصه را از زمان حال شروع کردیم و مواقعی که مطلب خاصی گفته میشود، نشان دادن زمان گذشته ضرورت پیدا میکند.
شـمــا در سـریـالهـای مـنـاسـبـتـی هـم حـضـور چشمگیری داشتهاید. روند ساخت اینگونه کارها را چطور میبینید؟
تجربه نشان داده است که بسیاری از کارهایی که برای پخش در ایام خاصی از جمله ماه رمضان در نظر گرفته شده است مخاطبان زیادی دارد و مردم با آن ارتباط خوبی برقرار میکنند. همانطور که گفتید من در کارهای مناسبتی زیادی بازی کردهام، اما تصور میکنم اگر برنامهریزی خوبی برای ساخت این گونه کارها صورت بگیرد به مراتب کارهای خوب و قویتری در این زمینه خواهیم داشت.
فیلم فرزند صبح هم که بالاخره اکران میشود. از حضورتان در این فیلم بگویید.
بازی در نقش امام واقعا برای من یک سعادت بود. هرگز در خودم نمیدیدم که بتوانم به جای چنین شخصیتی بازی کنم، اما بخت با من یار بود و توانستم یکی از بهترین نقشهای زندگیام را ایفا کنم. در ابتدا قرار بود نقش دیگری به من واگذار شود، اما بعدا تصمیم بر این گرفته شد که به جای خود امام(ره) بازی کنم و با گریم خوب سعید ملکان به این شخصیت نزدیکتر شدم.
فرزند صبح چه جایگاهی در پرونده هنریتان دارد؟
میتوان گفت یک برگ برنده برایم محسوب میشود.
در حال حاضر بازیگری را از روی عادت انجام میدهید یا هنوز هم شیفته آن هستید؟
الان دیگر شاید بشود گفت که عادت است. البته به نوعی هم شغلم است و از این طریق من و خانوادهام زندگی میکنیم ولی قبلا با عشق و علاقه خاصتری فعالیت میکردم.
پس انگیزهتان برای ادامه این راه چیست؟
بـازی در نـقـشهـای جدید و به دست آوردن تجربههای تازه.
هنر به خودی خود چقدر توانسته شما را راضی کند؟
هنر میتواند بخش وسیعی از خلاءهای زندگی هرفردی را پر کند و در عالم هنر است که میتوان به خیلی چیزها رسید. بنابراین در مورد من هم بیتاثیر نبوده است.
راستی شگرد خاصی برای رسیدن به نقشهایتان دارید؟
شگرد خاصی ندارم. سعی میکنم اینقدر به نقشم نزدیک شوم تا در یک نقطه به هم برسیم. ضمن این که سعی میکنم، دیالوگهایم را درست ادا کنم یا نگاهم نگاهی مصنوعی نباشد.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
در سریال دلنوازان به کارگردانی حسین سهیلیزاده بازی میکنم.
ایدهآل شما بازی در تلویزیون است یا سینما؟
من از بازی در هر دو مقوله استقبال میکنم و فکر میکنم زیاد هم از هم دور نیستند، اما تلویزیون به دلیل این که ارتباط نزدیکی با مردم دارد بهتر است و تاثیرگذاری بهتری دارد، اما هر بازیگری از بازی در سینما استقبال میکند.
اکبر خواجویی.
بسیار متواضع و مهربان است. تجربههایش را به راحتی در اختیار بازیگرش قرار میدهد.
پس از سالها.
روایت یک زندگی گره خورده.
محبوبه ریاستی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....