حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آفتاب یزد:انتخابات پر تفاوت !
«انتخابات پر تفاوت !»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفتاب یزد است که در آن میخوانید؛انتخابات ریاست جمهوری دهم از جنبههای گوناگون با دورههــای ســابـق تـفـاوت داشت. این تفاوت از دوره تـبلـیـغـات تـا اعلام نتـایـج به صورت کامل مشهود بود. در دوره تبلیغات، نوعی آزادی کمنظیر در اختیار کاندیداها قرار داشت که البته کاندیدایی که اکنون به عنوان برنده اعلام شده است بیش از دیگران از این آزادی استفاده کرد و پس از آن نیز این بهرهگیری را یک ضرورت دانست که بایستی ادامه پیدا کند. از نظر حضور بینظیر مردم در انتخابات و قدرتنمایی ملت ایران در برابر جهانیان نیز میتوان انتخابات دهم را دارای تفاوت اساسی با دورههای پیشین دانست. القای نهایی بودن نتیجه و عدم تحمل تا پایان مهلت رایج قانونی برای رسیدگی به شکایات، از دیگر ویژگیهایی بود که انتخابات دهم را متمایز میساخت و در نهایت باید به حرکات مشکوکی اشاره کرد که پس از انتخابات صـورت گـرفـت و برخی اعتراضهای متین راتحت الشعاع قرار داد. در کنار این مسئله، اقدام دستگاههای دولتی در قطع سیستم پیامک که آغازگر اعتراض دو کاندیدای اصلاحطلب بود موضوعی است که نباید از چشم مخفی بماند.
در دو روز گذشته، وجود برخی اغتشاشات در کنار اعتراضهایی که بدون هدف آشوبگری انجام شد شرایطی ایجاد کرد که علاوه بر محدودیتهای قانونی، نوعی خودسانسوری برای جلوگیری از متهم شدن بعدی بر اکثر مطبوعات حاکم شد. اما اکنون که آرامش به شهر بازگشته است بایستی توقع مخاطبان در خصوص انجام رسالت مطبوعاتی برآورده شود. نگارنده چند روز قبل از برگزاری انـتـخـابـات، اظـهـارات دکـتـر احـمـدینژاد در مناظرههای تلویزیونی را مورد اشاره قرار داد که ثابت میکرد نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران محکمتر از آن است که با بعضی اظهارنظرها و واکنشها با خطری مواجه شود. آن اظهارنظرها و ادعاها ناظر به وجود برخی مفاسد و کارشکنیها در عالیترین سطوح نظام بود که اگرچه به سادگی قابل پذیرش نیست اما طرح آنها توسط بالاترین مقام اجرایی کشور نشان میداد که او استحکام کشور و نظام را بسیار بالاتر از آن میداند که تنشهای حاصل از طرح برخی ادعاها و اختلافافکنیها، خللی در آرامش جامعه ایجاد کند. احمدینژاد در نخستین روز پیروزی نیز سخنانی گفت که عزم او برای تکرار و پیگیری ادعاها را به اثبات میرساند. اگر ادعاهای احمدینژاد درست باشد او قاعدتا خـود را بـرای مـقـابلـه با برخی ایستادگیها و کارشکنیها در لایههای پرنفوذ سیاسی کشور آماده کرده و لابد این کارشکنیها را هم بر روند کلی کشور موثر نمیداند.
البته بسیاری از افراد، نه این ادعاها را قبول دارنـد، نـه طرح آنها را در حوزه مسئولیت و اختیارات رئیسجمهور میدانند و نه این اقدام احمدینژاد را به صورت کلی، مفید تلقی میکنند. اما قطعا موافقان و مخالفان اقدامات او، این اعـتـماد به نفس را میستایند و آرزو میکنند بهرهگیری صحیح و خردمندانه از این اعتماد به نفس، موجب حل معضلات بسیاری شود که از قبل در کشور وجود داشته و بخشی از آنها نیز در ســالهــای اخـیـر تـشـدیـد شـده اسـت. امـا ایـن اعتماد به نفس با برخی تحرکات روزهای اخیر، سازگاری نـدارد. فیلتر شدن بسیاری از سایتهایی که مدیریت آنها در چارچوب نظام فعالیت میکنند، نظارت بیسابقه بر روند چاپ بعضی از روزنامهها و تنگ نظری در انعکاس اظهارات سه کاندیدای دیگر انتخابات که منجر به اعتراض محسن رضایی نیز گردید اقداماتی است که در چند روز اخیر صورت گرفته و علاوه بر انعکاس نامطلوب داخلی و خارجی، میتواند شائبههایی ایجاد کند که با مرور زمان، از اذهان پاک نخواهد شد. آقای احمدینژاد در دوره مسئولیت چهار ساله خود هر گاه که به سفر پرانعکاس خارجی رفته است-به خصوص هنگام حضور در آمریکا- به صورت مکرر تاسف خـود را از این بابت اعلام کرده است که »از دسترسی آزادانه مردم آن کشورها به اخبار و اطلاعات، جلوگیری میشود«. شاید تا حدودی حق با احمدینژاد باشد.
در آن کشورها اگر چه تعداد خطوط قرمز بسیار کمتر از خطوط قرمز رسمی و غیر رسمی است که ما برای خود درست کردهایم اما هرگاه مجموعه نخبگان حاکم - اعم از حزب حاکم و حزب رقیب - تصمیم بگیرند، راههایی برای سانسور ماهرانه خبرها پیدا میکنند. اما نباید فراموش کرد که اولا موارد سانسور علیرغم جدی بودن، بسیار محدود است و ثانیاً روشاعمال آن نیز بسیار پیچیده میباشد. ضمن آنکه با توجه به فراگیری رسانهها و تنوع روشهای خبررسانی، سانسور صددرصدی در آن کشورها تقریباً غیرممکن است. اما در عین حال، رئیس جمهور ایران خود را موظف میداند از تضییع حق مردم آن کشورها و محدود سازی آنها در خبرگیری، ابراز تاسف کند و هنر او نیز در آن است که با استفاده از تریبونهایی که در همان کشورها در اختیار او قرار میگیرد، آزادی ستیزی غربیها را یادآوری میکند تا برخی افراد، تحت تاثیر تبلیغات رنگارنگ غربیها در خصوص وجود آزادی مطلق قرار نگیرند. در چنین شرایطی به نظر میرسد احمدی نژاد نمیتواند نسبت به برخی اقدامات و محدودسازیها در داخل کشور بی تفاوت باشد. او به خوبی میداند اینگونه محدودسازیها، نه ضرورت دارد و نه مفید است و نه نهایتاً اهداف مدافعان آن را محقق می سازد. امروز، گستردگی رسانهها به گونهای است که بسیاری از اخبار لحظاتی بعد از مخابره، توسط شبکههای مختلف رادیو و تلویزیونی به خانههای ایرانیان راه مییابد و تنها نتیجه محدود سازیهای غیرضروری، تلاش مردم برای خبرگیری از رسانههایی خواهد بود که در دشمنی آنها با گفتمان انقلاب و نظام تردیدی وجود ندارد. آن رسانهها امروز برای جلب اعتماد طرفداران کاندیداهای معترض و در غیاب خبررسانی داخلی، خبرهای آنان را به صورت دقیق منعکس مینمایند و میتوان حدس زد پس از رفع محدودیتهای داخلی - که بسیار زودهنگام خواهد بود - آن رسانهها سهمی همیشگی در تامین اخبار مخاطبان امروز خواهند داشت.
در پایان سخنی با برخی مخاطبان روزنامه! حقیقت آن است که آفتاب یزد به عنوان حامی دو کاندیدای اصلاحطلب، از وضعیتی که هم اکنون برای آنها به وجود آمده، راضی نیست. اغلب همراهان هوشمند روزنامه نیز به راحتی این عدم رضایت را لمس میکنند. اما در شرایطی که عدهای آشوبگر- شاید با طراحی رقیب- اعتراض متین برخی طرفداران موسوی و کروبی را به خشونت میکشند و به اموال مردم بیگناه آسیب میرسانند، روزنامهای مانند آفتاب یزد ناچار است ضمن تمکین به احکام قانونی و تن دادن به برخی محدودیتهای رسمی و غیررسمی از شرایط فعلی عبور کند تا از هر گونه مسئولیت شرعی و قانونی در آینده، مصون بماند. متاسفانه گروهی از مخاطبان در تماسها و پیامها و اظهارنظرهای خود مرز ادب، انصاف و وقتشناسی را زیر پا گذاردهاند. گله از این دوستان را به روز دیگری میگذاریم اما از آنها میخواهیم نگاهی به جناح مقابل داشته باشند که هر گاه لازم باشد حتی به ناحق از همفکران خود حمایت میکنند و البته هزینه این حمایت را از جیب و سفره مردم پرداخت مینمایند.
اعتماد ملی:تلاش برای تغییر
«تلاش برای تغییر»عنوان سرمقالهی روزنامهی اعتماد ملی به قلم مسعود سلطانیفر است که در آن میخوانید؛همه صاحبنظران ایرانی و خارجی متفقالقولاند آن چیزی که در روز جمعه 22 خرداد در ایران با حضور 39میلیون نفری مردم در پای صندوقهای اخذ رای رخ داد رویداد کمنظیری است که با توجه به جمعیت واجد شرایط رایدهنده در هیچ کشوری در سالهای اخیر مشاهده نشده است و عجیب است این حضور گسترده در حالی به وقوع پیوست که تحلیلگران گسست عمیق بین مردم و حکومت را بیان میکردند. انگیزه این حضور هرچه بود که برهمگان روشن است. ولی این 39 میلیون نفر به هرحال به دنبال رقم زدن آینده و سرنوشت خود از طریق راهکار قانونی و شرکت در انتخابات بودند بنابراین باید نظام و مردم را در این رفراندوم پیروز واقعی بدانیم. در روزهای تبلیغات انتخابات ما شاهد یک نوع بلوغ سیاسی و رفتارهای کاملا مدنی در بین هواداران کاندیداها بودیم که به ندرت به درگیری و خشونت کشیده شد فراهم نمودن زمینه این رفتارها و امنیت ایجاد شده از طرف عوامل انتظامی و امنیتی کشور جای تقدیر دارد ولی انتظار این بود که اینگونه رفتار متقابل هواداران و نیروهای تامینکننده امنیت در روزهای گذشته (شنبه) نیز در چارچوب اصول مدنی و قانون صورت پذیرفته و ما شاهد خشونتها و درگیریهای تاسفبار که عوارض منفی آن متوجه همه مردم و نظام است نبودیم.
ثانیا باید بدانیم که تیم دولت فعلی به این راحتی قدرت را از دست نخواهد داد باید از همین امروز برنامهریزی و سازماندهی مناسب با جامعنگری و عمقنگری و استفاده از افراد کارآزموده و روشهای نوین با توجه به خصوصیات فکری نسل جدید به عمل آمده و مثل سیاستمداران خبره و کارکشته پس از هر پیروزی مغرور و پس از هر نتیجهای (هرچه تحمیلی) مأیوس نشویم. جوانان امروز شاید به یاد نداشته باشند پس از پایان دوره مجلس سوم که در اختیار جریان چپ سیاسی (که امروز به آنها اصلاحطلب گفته میشود) بود با رد صلاحیت گسترده نمایندگان مجلس سوم و عدم امکان ورود آنها به صحنه انتخابات، مجلس چهارم در حاکمیت جریان راست سیاسی آن زمان درآمد و بهیاد داریم که بسیاری از دوستان در آن زمان تشکیل مجلس چهارم را مرگ جریان چپ سیاسی و آغاز انحراف جمهوری اسلامی ارزیابی میکردند ولی با تلاش جمعی از سیاستمداران و نیروهای خبره چپ و برنامهریزی مناسب، جریان چپ سیاسی موفق شد در انتخابات مجلس پنجم هشت کرسی از تهران و مجموعا حدود 30درصد کرسیهای مجلس در کل کشور را به خود اختصاص دهد و همین جمع به اتفاق جمع دیگری از مجمع روحانیون مبارز و کارگزاران و برخی گروههای سیاسی وابسته به جریان چپ زمینه پیروزی دوم خرداد را فراهم کردند و دوباره روزگاری رسید که دو قوه مقننه (مجلس ششم) و قوه مجریه به تسلط اصلاحطلبان درآمد. علم سیاست، علم کسب قدرت، حفظ قدرت و بسط قدرت است.
خلق دوم خرداد دیگری به شرط همدلی و همکاری و تلاش و جامعهنگری دور از دسترس نیست. واقعیت این است که منتقدان نتایج انتخابات با توجه به نظرسنجیهای مراکز مستقل و مجرب و آن چیزی که در فضای سیاسی شعب اخذ رای در روز انتخابات حداکثر نقاط کشور مشاهده کردند کاندیدای مورد نظر خویش را برنده انتخابات ارزیابی یا حداقل برای دور دوم انتخابات آماده میشدند و به هیچ وجه انتظار اعلام چنین نتایجی را نداشتند و در تحلیلهای خود حضور حداقل 5 تا 8 میلیون نفری را که اضافی بر انتخابات سالهای اخیر از بین آرای خاموش به صحنه آمده را به آرای قبلی خود افزوده و نتیجه را به گونه دیگری رقم میزدند به هرحال در فضا و زمان مناسب دیگری در این خصوص بیشتر بحث خواهیم کرد ولی باید این موضوع را نیز در تحلیلها و آسیبشناسیهای اجتماعی، سیاسی این انتخابات از یاد نبریم که به وجود آمدن فضایی که بیش از 80 درصد واجدین شرایط رای دادن را به حضور در پای صندوقها ترغیب و تشویق کرد به این زودیها میسر نمیشود.
سوال مطرح شده این است که چه باید کرد؟
اولا در کوتاه مدت برای اعتراض به نتایج قطعا باید از روشهای کاملا قانونی و مدنی بهره جسته و بدانیم اتخاذ روشهای خشونتآمیز و غیرقانونی حرف حق را به گوش مسوولان نرسانده و ارکان رسیدگیکننده را به موضعگیری وا میدارد به نظر میرسد در اعتراض به نتایج فعلی در بین ستادهای کاندیداهای اصلاحطلب به اندازه کافی مدارک، دلایل، شواهد و قراین محکمه پسند وجود دارد و باید که به درستی ارائه و مورد بررسی قرار گیرد.
جمهوری اسلامی:اعتراض قانونی آری اغتشاش هرگز!
«اعتراض قانونی آری اغتشاش هرگز!»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛اغتشاش های روزها و شب های اخیر در تهران قطعا اقدامی برخلاف منافع کشور و مصالح نظام جمهوری اسلامی است و با هیچ منطقی قابل پذیرش نیست .
این نکته قابل درک است که افرادی اعم از نامزدهای انتخابات و طرفداران و حامیان آنها به روند انتخابات یا نتایج اعلام شده ایراد داشته باشند اما این ایراد که در همه انتخابات ها کاملا طبیعی است هرگز نباید به درگیری و اغتشاش منجر شود . 3 نامزد انتخابات ریاست جمهوری که برنده این انتخابات اعلام نشدند هر کدام به دلیلی به آنچه گذشت اعتراض و ایراد دارند. قانون نیز برای این قبیل ایرادهاو اعتراض ها راه کار مشخصی در نظر گرفته است . آنها حق دارند با استفاده از قانون برای پاسخ گرفتن به اعتراض ها و ایرادهای خود اقدام کنند و مراجع ذیصلاح قانونی نیز موظفند به این اعتراض ها رسیدگی نمایند و پاسخ قانونی به معترضین بدهند. این کاری است که اکنون توسط این سه نامزد صورت گرفته و دردست پیگیری است .
طرفداران و حامیان نامزدها نیز فقط می توانند در چارچوب قانون خواسته های خود را دنبال کنند. ایجاد اغتشاش درگیری و تشنج آنهم قبل از آنکه راه های قانونی طی شود بهیچوجه قابل قبول نیست و هیچ منطقی نمی تواند آنرا بپذیرد.
در این زمینه و آنچه در روزها و شب های اخیر رخ داده نکات قابل تاملی وجود دارند که باید به آنها توجه شود.
اول آنکه هر سه نامزد ریاست جمهوری که در این انتخابات برنده اعلام نشده اند از خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی هستند و بخش عمده ای از عمر خود را برای انقلاب و دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی صرف کرده اند و انگیزه آنها از حضور در رقابت های انتخاباتی نیز ناشی از علاقه ایست که به نظام دارند. قطعا هیچیک از این افراد اقداماتی از قبیل اغتشاش تعرض به مال مردم و اموال بیت المال را قبول ندارند و هیچکس نمی تواند خود را طرفدار این نامزدها بداند و مرتکب چنین اقداماتی شود.
دوم آنکه چه بسا افرادی که به عملکرد مسئولین انتخابات اعتراض داشته باشند و برای اعلام اعتراض خود در یک تجمع شرکت کنند و عناصر اخلالگر و فرصت طلب از حضور آنها سواستفاده نمایند واهداف شوم خود را دنبال کنند. بنابر این نباید درباره همه یکسان قضاوت کرد و درعین حال نباید به عناصر فرصت طلب اجازه اخلال و اغتشاش داده شود. علاقمندان به نامزدهای ریاست جمهوری باید با کسانی که درصدد اخلال و اغتشاش هستند برخورد کنند و به آنها فرصت سواستفاده ندهند. واقعیت اینست که مردم بهترین عامل برای طرد عناصر اخلالگر هستند و با هوشیاری خود می توانند مانع اغتشاش شوند و توطئه کسانی را که صحنه گردان هستند خنثی نمایند. تبلیغات رسانه های بیگانه و ابراز شادمانی دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی از اغتشاش های روزها و شب های اخیر باید برای همه کسانی که به ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی علاقمند هستند به اندازه کافی هشدار دهنده باشد. آنها هرچند به دلیل عدم شناخت صحیح مردم ایران تصور می کنند این قبیل ناآرامی ها به معنی نزدیک شدن پایان عمر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و این را در تبلیغات خود می گویند لکن علیرغم این نادانی ها و گمراهی های آنها لازم است آحاد مردم ایران به این نکته توجه داشته باشند که هرگونه زمینه این قبیل تبلیغات را باید از آنها گرفت .
سوم آنکه مسئولان نیز باید به این واقعیت توجه کنند که افرادی از قبیل مهندس موسوی کروبی و رضائی از سرمایه های ملی هستند که برای نظام جمهوری اسلامی زحمت کشیده اند و باید برای آینده این نظام حفظ شوند. تلاش های مدبرانه برای حفظ آنها و جلوگیری از تجاوز به حریم آنها ضرورتی انکارناپذیر است . افرادی درصدد هستند با نوشتارها گفتارها و حتی اقدامات ایذائی به این افراد تعرض نمایند. نباید اجازه داده شود این سرمایه ها از دست بروند و دشمنان ملت ایران با این قبیل رویدادهای تلخ شادی کنند. امروز روز هوشیاری است و بالاترین هوشیاری اینست که تدبیری اندیشیده و عمل شود تا سرمایه های نظام حفظ شوند.
ابتکار: مادرم! روزت مبارک
«مادرم! روزت مبارک»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار است که در آن میخوانید؛مادر! روز، روز تو است. خجسته زادروز فاطمه زهرا(س)، بزرگ بانوی اسلام. روزت مبارک. مادر! اعتراف می کنم از تو گفتن و برای تو نوشتن، قلمی توانا و هنری بی همتا می خواهد که شرمگینانه، من فاقد آنم. ای گوهر هستی! تو بزرگتر و پرشکوهتر از آنی که قلم شکسته ای چون من، یارای صعود به بارگاه آسمانی ات را داشته باشد و فخر خاکساری درگاهت،رفیعتر از آن است که بتوانم از لذت اغوایش دل بکنم. آه چه کنم که بضاعت بیان حق شناسی سزاوارنه ات را ندارم.اندیشه قاصرم و قلم الکنم ناتوانتر ازآن است که بتواند فرشته ای چون تورا بستاید یا به ادای تکلیف، جرعه ای از دریای حق والای مقامت را برگیرد. چه کنم که توشه ای بیش ازاین در چنته ندارم.پس سخاوتمندانه همین دلواژه های سترون و نارسم را بپذیر و همای سعادت ستایشت را بر شانه های لرزانم بنشان. بزرگوارانه مباهات پذیرش تبریک و تحسینم را از من دریغ مدار و ظل مرحمتت را از سر بی سایه بانم برنگیر.
من امروز، فاخرانه، می خواهم از مقامی سخن بگویم که زیباترین و دلاراترین مفاهیم قاموس تمام ابنای بشر از ازل تا ابد،ملهم از روح اهورایی و جایگاه فرشته گونه اوست. مدار روح انگیزترین گلواژه ها در زیباترین نوشته ها، شعرها، قصه ها، سرودها، سخنوریها و همه هنرهای عالم بر محور خورشید فروزان او می چرخد. ستاره های عالی ترین کهکشان مفاهیم انسانی، از تلالوی شمس وجود او چشمک می زند. ای اسوه مهر و وفا!براستی چگونه می توان از عالم و آدم سخن گفت، اما از سمبل همه زیبایهایش یعنی فرشته ای چون تو، جفاکارانه،روی برتافت.
چگونه می توان طبع لطیف انسان و سجایای عالی او را بازشناخت،اما دل در گروی تو نداد.چگونه می توان پاکترین و باشکوهترین خصایل انسانی را واگویه کرد اما تابش چشم نواز مهپاره رخسار تو را از پس آن ندید.اصلا" چگونه بدون الهه هستی بخش وجودتو باید دل باخت، رسم عاشقی آموخت، دلداری پیشه کرد،رسم پاکبازی و مهرورزی فراگرفت، رفیق توفیق شد،گوهر حیا را باور کرد،ارج شرف و قناعت و وفاداری رااندازه گرفت، زنگار جسم و روح را شست و راز روح پرنیانی آدمی در شاخسار دلاویز گلستان خلقت را فهمید؟!با این همه احسان و جایگاه والامرتبه ای که داری، انصافا" ظلمی هم که بر تو رفته است، مرز ندارد.
نیک می دانم اما بگذار بپرسم در این همه جوروجفای بیکرانه ای که از روز ازل تاکنون درحق ابنای بشر شده و هنوز هم می شود،سهم تو چقدر بوده است.براستی جلادان،سفاکان و دیکتاتورهای تاریخ بشر چقدر ازمیان همجنسان تو برخاسته اند؟ پاسخ این سئوال به روشنی آفتاب است و نیازی به ذکر مصیبت من ندارد پس بگذار بگذرم اما مگذار نگویم که حتی بسیاری از کژیهای همجنسان تو نیز از گدازه سیری ناپذیر مشتهیات اهریمنی ناکسان جنس مقابل ریشه می گیرد، هر چند عقوبت کوچکترین خبط همجنسانت اغلب کوبش دهل پیراهن عثمانی شان دربوق رسوایی ابدی و تاوان بزرگترین جنایت طرف مقابل،شاید یک دنیا حرف برای نگفتن یا یک شهر دهلیز برای نهفتن باشد. آه دلبرم،بگذار از این حرفها بگذرم و خود را و تو را بیش ازاین میازارم.
مادرم، سلطان قلبم،ای برکت افزای زندگیم!تنها نه بخاطر بهشتی که زیر پای توست، نه بخاطر نسلی که زاده توست، نه بخاطر لالایی های دلنوازت، نه بخاطر خونواره چشمان خسته ات، نه بخاطر رنجواره بلاکشی ات،نه بخاطر سرشت مهرآگینی ات، نه بخاطر سرسبزی قلب پاکبازت،نه بخاطر زیبایی نازکی خیالت یا تردی روح دلنوازت،نه بخاطر پاکی احساس دلارایت، نه بخاطر طراوت آسمان چشمان ابریت و نه بخاطر...حقشناسانه تو را می ستایم.به خاطر شور بالغ خدارنگی ات، بخاطر شاهکار شعور شرف مداریت، بخاطر گوهر دردانه حیا و نجابتت،بخاطر کولاک گرم جوش گذشت و ایثارت، بخاطر راز فاخر و حس زیبای مادری ات، بخاطرترک برداشتن بلور نگاه نگرانت، بخاطر آتشفشان پرگداز سوختن و ساختنت، بخاطر غرق شدن بلم جوانی وآسایشت دردریای توفانزده بی قراریهای من و بخاطر همه آنچه که به من دادی یا ندادی و بخاطر خودم که سخت به تو دلبسته ام، دیوانه وار دوستت دارم و مغرورانه بر تو می بالم و خاضعانه منتت را می کشم.آه ای مامن لحظات جانکاه تنهایی و بی کسی ام !می خواهم بدانی که بهار آرزوهایم، تنها به کرم میزبانی کریم تو گل افشان می شود،خزان رویاهایم تنها به جفای غفلت از تو فرا می رسد.
تلاطم روز و شبم، از صدقه سر تو قرار پیدا می کند،رزق و روزیم از برکت اذکار و ادعیه خلوت تو رونق می گیرد .بیا مرا به پهندشت سبزفام رامشگاهت ببر و در دامن پر مهرت، سرم بر زانوی خسته ات بگذار و با دستان پر چروک و لرزانت، موهایم را نوازش کن و به جای لالایی های روح نوازت، اسرار بندگی و عبودیت سینه چاکانه، را که همواره به آن بالیده ای، در گوشم وابخوان و فانوس نگاه تارم در صراط رحمت رحیمیه حضرت دوست شو. بیا ذره ذره خلا» تمنای تک تک سلولهایم را به شراب عقیق ناب طهورت مصفا کن و غبارستان وجودم را با خوشاب دلستان سبز و پاکنهادت بشوی.
بیا به جاده عمرم بنگر تا در هرگام رفته ام، اثری از رد مهرم به خودت را بیابی تا شاید رحمی کنی و مرا اجیر، نه چه می گویم، ذبیح ابدی خودسازی . کاش می توانستم با خون خود قطره قطره قطره بگریم تا سرسپردگی ام به خود را باور کنی.کاش می توانستم در شط خون خود وضو بگیرم و برای پاسداشت شاهکار خلقت تو به درگاه باری، نماز شکر به جای آورم و سبزی عمرم را فدای یک تار موی سپیدت کنم. کاش می توانستم برایت بمیرم تا تو بمانی.کاش خونبهای بقای ابدی تو آغاز پایان جان پشیزانه من بود. کاش بندابند وجودم فدای یک تار گیسوی نقره ای ات می شد، کاش نقبی به نقاب آتشفشان سینه ام می زدی و به قلبم که از خون دل توست،می رسیدی و در واقعیت کوچک من، حقیقت بزرگی خود را می دیدی. کاش می توانستم به بهای غروب همیشگی نگاهم،درآن دو خورشید سیاه افول کرده در روی ماهت، سویی دگرباره می تاباندم. کاش می توانستم تمام عمرم را یکجا بدهم تا حتی یک نفس بیشتر بکشی. کاش عمود کمرم می شکست تا عصای کج شمشاد قامت خمیده ات باشم.کاش پیشمرگت شوم. فدایت گردم. الهی بمیرم تا تو بمانی. کاش هزاری نباشم تا حتی یک لحظه گلخند حیاتبخش غنچه خزان رنگ لبانت نخشکد.
کاش همه هست و نیستم را درچشم برهم زدنی می دادم تا تو از دستم راضی باشی و کریمانه، مرا از ذکر دعای خیرت محروم نسازی. آه مادرم، سرورم، تاج سرم، سلطان بیتای وجود خاکسارم!بیا بهت عشق بی پایانم را که از شعشعه بت رویت آکنده است، در مردمک نگاه بیتابم بنگر و بر بزرگی و تلالوی جاه و جلالت ببال.بیا با سخاوت دعای خیرت به ساحل فلاح روانه ام ساز، چون بی تو هیچم، بی برکت خشنودی تو سزاوار لهیب سوزان دوزخم، پس اگر هستم یا امید به فردای روشن دارم، فقط چشم طمعم به سفره کرم توست. مادرم، مهرانه ام، جانانه ام، نازدانه ام!در روز مبارکت،روی ماهت را می بوسم و باامید به کرم آفرینشگرت،بیتابانه، چشم به راه آمدن سالی دیگر و روزی دیگر همامیز به عطر نفس مسیحایی توام.
رسالت:از مردم انتقام نگیرید
«از مردم انتقام نگیرید»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛...به روستا رفت و خدمات دولت را به اعماق کشور برد. او در این چهار سال به اندازه 8 سال کارکرد، با محرومترین طبقات و مستضعفترین لایههای مردم تماس چهره به چهره داشت، برروی سفره آنها نشست و از همان نانی خورد که آنها میخورند. احمدینژاد طی چهار سال گذشته کشور را چندگام به جلو برد و ایران رسما وارد باشگاه هستهای و باشگاه هوا فضای جهان شد. احمدینژاد گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت را در چارچوب گفتمان امام و انقلاب و ارزشها به خوبی مدیریت کرد وخاطره خوشایندی در ذهن مردم عزیز ایران بویژه متدینین باقی گذاشت.رای به او محصول صدق او در خدمت به مردم است.
رای به او رای به پاکدستی و حساسیت وی در مبارزه با فساد است. چرا برخی دموکراسی را فقط برای دو دهک بالای جامعه میخواهند و میترسند دهکهای پایین به طور وسیع در انتخابات شرکت کنند.بیش از 24 میلیون و 500 هزار نفر در این انتخابات به احمدینژاد رای دادهاند. چرا برخی به هنگام تحلیل انتخابات این جمعیت میلیونی بینظیر و بی سابقه را که عمدتا از قشرهای محروم و مستضعف جامعه هستند انکار میکنند؟ اینها در این کشور حق حیات دارند . ممکن است برخی روی کاغذ آمار مربوط به ضریب جینی را بیپروا انکار بتوانند کنند و رئیس جمهور را متهم به دروغگویی کنند. اما اگر مردم محروم و مستضعف با صفوف فشرده خود در پای صندوقهای رای یکپارچه به احمدینژاد رای دهند این را که دیگر نمیشود انکار کرد. رای 24/5 میلیونی یعنی اینکه چهار سال گذشته به سمت توزیع درآمد عادلانه کشور رفتیم، قدری مناسبات را عادلانه کردیم.اگر آن را بگویید دروغ است، این را هم بگویید تقلب است، مردم فردا یک راه حل دیگری برای اثبات حقانیت عملکرد دولت و صداقت احمدینژاد پیدا میکنند.
حقیقت را نمیشود همیشه پنهان کرد.مگر همینها نمیگفتند میزان رای ملت است؟ چرا 24 میلیون رای احمدینژاد را میزان ندانستند اما نصف این رقم را برای نامزد مورد علاقه خود میزان دانستند و ریختند تو خیابانها و شروع کردند به مردم آزاری!در ایام تبلیغات عکس مصدق را در برخی میتینگهای انتخاباتی دیدم. با خود گفتم ما با این جماعت مشکل خواهیم داشت. لیبرالها همیشه در تاریخ 100 ساله اخیر لیبرالی فکر میکردند اما فاشیستی عمل کردهاند. سروصداهایی که امروز گاهی در گوشه و کنار شهر تهران میبینیم صدای پای فاشیسم است . این صدا صدای ملت را برنمیتابد ، رای مردم را قبول ندارد، فقط حرف و رای خودش را قبول دارد.
دیشب جمعی از همین اراذل و اوباش فاشیست در یک محلهای نیمههای شب شیشه ماشینهای مردم را که درکوچهها پارک شده بود همه را شکستند . فعلا دارند خودشان را تخلیه میکنند و از مردم انتقام میگیرند.روز انتقام مردم هم میرسد. 22 خرداد روز انتقام مردم از برخی فاشیستها بود . روز انتقام مردم از دروغپردازیها و فریب رادیوهای بیگانه بود. 22 خرداد روز پاسخ قاطع و کوبنده به شبکههای ماهوارهای بود که تخم ناامنی و اغتشاش در کشور میپاشند.
و بالاخره 22 خرداد روز غلبه رای محرومین و مستضعفین به رای سرمایهداران و مرفهین بیدرد بود که این شبها در میدان کاج سعادت آباد، میدان محسنی و... غائله میآفرینند.صندوقهای آرا زبان دارند، با زبان صندوقها اگر آشنا شویم خواهیم فهمید هر چقدر از شمال شهر به جنوب میرویم رای احمدی نژاد به طور تصاعدی بالا میرود و بالعکس هر چقدر از جنوب به شمال میرویم بوی بیمهری به منتخب اصلی ملت به مشام میرسد.هر کس آزاد است به هر که میخواهد رای دهد. اما اگر اکثریت مطلق مردم به کسی روی آورند، اقلیت نباید از مردم انتقام بگیرد.
دنیای اقتصاد:ابزارهای تبلیغاتی در انتخابات
«ابزارهای تبلیغاتی در انتخابات»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم علی سرزعیم است که در آن می خوانید؛با اتمام انتخابات، فرصتی ایجاد میشود تا در مورد شیوههای تبلیغاتی این دوره از انتخابات اندیشه کرد.
در دموکراسی مدرن، انتخابات عنصر محوری است و از جمله لوازم انتخابات تبلیغات انتخاباتی است. حال این سوال را میتوان مطرح کرد که آیا کشور ما از حیث تبلیغات انتخاباتی پیشرفت کرده یا پسرفت؟
از حیث کارآیی تبلیغات در کشاندن مردم به صندوقهای رای شاهد پیشرفت بودیم، به این معنی که تبلیغات فضای کشور را پرشور نمود و انگیزههای شرکت در انتخابات را در مردم افزایش داد. در اقتصاد سیاسی پارادوکسی است به نام پارادوکس رایدهی، که نتیجه میگیرد اگر هر کس به شکل کاملا عقلایی فکر کند که چقدر رای او تاثیر گذار خواهد بود، به محاسبه تعیین کنندهای نخواهد رسید. تبلیغات انتخاباتی ابزاری است در جهت خنثی کردن چنین محاسبات و اندیشههایی. در این انتخابات صداو سیما ابزار جدید دیگری را معرفی نمود و آن مناظره بود.
میتوان با اطمینان ادعا کرد که این ابزار انتخاباتی، ابزارهای متعارف و پرخرجی چون پوسترهای تبلیغاتی را تحت الشعاع قرار داده است.
این امر، این نوید را به دنبال خواهد داشت که هزینههای بیفایده انتخاباتی کاهش خواهد یافت و انگیزه هزینه کردن برای پوستر و امثالهم کاهش خواهد یافت. این امر هم کاندیداها را در استقلال از گروههای ذینفع موفق تر خواهد نمود و هم کسانی را که به دلیل محدودیت مالی نمیتوانند در عرصه سیاست وارد شوند، در ورود به این عرصه توانمند خواهد ساخت. اینها جنبههای مثبت این ابزار نوین تبلیغاتی است.
اما نمیتوان از جنبههای منفی ابزار مناظره چشمپوشی کرد. مناظره زمینه برجسته کردن شخصیت و ابعاد شخصیتی و مسائل شخصی را فراهم میکند. قطعا در انتخابات ریاست جمهوری، شخص و شخصیت کاندیداها اهمیت دارند، اما ابزار مناظره این مقوله را بیش از حد لازم برجسته مینماید و ابعاد دیگر را تحت الشعاع قرار میدهد.
به این ترتیب طرح مقولات شخصی و اتهامزنیهایی از این دست و مچگیری، تا حدودی طبیعی است اما آنچه نقطه ضعف انتخابات اخیر است و باید به آن توجه ویژه نمود، تمرکز صرف مناظرههای مذکور بر این مقولات است.
مناظرههای اخیر انتخاباتی کاملا سیاسی بود و مسائل اقتصادی به کلی از صحنه تبلیغات غایب بود. تمرکز صرف مناظرهها بر فساد و اتهامات مالی و سوء استفادههای شخصی بود، در حالی که مشکل مملکت ما حیف و میل است و چه کسی است که نداند ابعاد حیف و میل کوچک تر از ابعاد حیف شدن اموال عمومیاست. حیف شدن نتیجه سیاستگذاریهای اقتصادی غلط است. لذا اگر قرار بود مناظرهها به روال منطقی به پیش رود، باید بحثها به سمت سیاستهای اقتصادی و درستی یا غلط بودن آن کشیده میشد که نشد. چه بخواهیم و چه نخواهیم سیاستهای اقتصادی کاندیداها به کلی در حاشیه مسائل قرار گرفت و به طبع آن، موضع گیری افراد جامعه و دو قطبی شدن فضای آن نشانگر تعارض منافع مادی نبود، بلکه نشانگر تفاوت سلایق و ترجیحات بود. همین امر نقطه ضعف این انتخابات به شمار میرود.
ترجیحات و منافع اقتصادی افراد امری ماندگار و دیرپا است و به سادگی تغییر نمیکند و به همین دلیل انتخابهایی که بر این مبنا صورت گرفته باشد، در درازمدت نشانگر ترجیحات اجتماعی است، اما ترجیحات فردی در مورد خوی و خصلت کاندیداها اموری گذرا هستند و به سادگی تغییر میکنند. لذا جبهه بندیهای موجود را به امری متزلزل تغییر میدهند. نتیجه طبیعی این وضع این است که واقعا نمیتوان ادعا کرد که اکثریت جامعه هوادار سیاستهای اقتصادی باشد که در مناظرات اعلام شد.
ابزار مناظره برای آنکه بتواند کارکرد مناسب خود را داشته باشد، باید با ابزارهای دیگری تکمیل گردد. اولا باید توجه داشت که در کشور آمریکا که این ابزار به شدت استفاده میشود، مناظره محدود به هفته آخر انتخابات نیست و مناظرهها در یک مدت زمان طولانی برگزار میشود. ثانیا این مناظرهها محدود به شخص کاندیداها نیست، بلکه حداقل معاون اولها نیز شرکت میکنند. ثالثا ابزار مناظره با ابزار میزگرد تکمیل میشود، یعنی در عین حال که مناظره یک شیوه انتخابات است، میزگردهای شخصیتهای اقتصادی و کارشناسان مکمل کننده تبلیغات است و اطلاعات خوبی در اختیار شهروندان میگذارد. از این حیث خاص، این دوره انتخابات یک عقب رفت نسبت به انتخابات پیش به شمار میرود، چرا که در انتخابات پیشین میزگردهای متعددی با کارشناسان گوناگون برگزار گردید و در هر میزگرد یک بعد از برنامههای کاندیداها به چالش کشیده شد.
متاسفانه در این دور از انتخابات چنین مسالهای به کلی غایب بود. نکته چهارم این است که در مناظرات کاندیداها، کارشناسان مستقل و نهادهای قانونی داور و تکمیل کننده اطلاعات ارائه شده هستند و مجری این مناظرات دارای این توان است که بتواند مناظرات را به نحوی هدایت کند که مستمعین از کسی که تحت بمباران اطلاعات و اتهامات قرار گرفته، خارج شود و بینندگان و شنوندگان نهایتا به یک ارزیابی برسند. متاسفانه در این انتخابات، در بدیهیترین مساله، یعنی نرخ تورم، قضاوت صحیحی در ذهن شهروندان ایجاد نشد و مجری این برنامههای مناظره نخواست یا نتوانست یا ندانست که باید بلافاصله به صورت همزمان از بانک مرکزی در این رابطه استعلام کند. مناظرات بدون وجود کارشناسان و نهادهای مستقل همانند مسابقه فوتبال بدون وجود داور است. نکته آخر اینکه صندوق رای حلقه آخر از حلقه دموکراسی است.
فرآیند تغییر سیاسی با آزادی بیان گره خورده است. منتقدین چهارسال فرصت نقد و شکل دهی به افکار عمومیدر اختیار دارند و نهایتا در ایام انتخابات تلاش میکنند بهره برداری نهایی را از آن بکنند، در حالی که صدا و سیمای ما چنین کارکردی را برای خود قائل نیست. در طول چهارسال عملکرد دولت، وظیفه خود را حمایت تام میداند و صرفا در ایام انتخابات خود را به یک رسانه بی طرف تبدیل میکند. در این حالت، دموکراسی نمیتواند کارکردی را که در کشورهای دیگر دارد، داشته باشد.
مردم سالاری:انتخابات 22خرداد و درگیری های خیابانی
«انتخابات 22خرداد و درگیری های خیابانی»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم روح الله حقیقت طلب است که در آن میخوانید؛شکی نیست همه دست اندرکاران نظام جمهوری اسلامی در برابر عظمت ملت ایران و خلق حماسه جاودان آنان در 22 خرداد و مشارکت گسترده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سر تعظیم فرود آورده و باید سجده شکر به جا آورند. زیرا فارغ از نتایج اعلام شده از سوی وزارت کشور قطعا حضور هشتاد و پنج درصدی واجدان شرایط به خودی خود یک پیروزی بسیار بزرگ برای ایران و ایرانیان است و بیانگر رشد و اقتدار ملت سرافراز ایران اسلامی در برابر افکار عمومی جهانیان و قدرت های سلطه گر جهانی است.
البته هر سه رقیب آقای احمدی نژاد از نتایج آرای اعلام شده به نوعی گلا یه کرده و آقای مهندس میرحسین موسوی نیز به شدت اعتراض نموده است.
هر چند بسیاری از مردم ایران و به ویژه شهروندان تهرانی از نتایج اعلا م شده از سوی وزارت کشور مات و مبهوت گردیدند; اما هرگز نباید ابهام طبیعی این شهروندان را با برخی اغتشاش گران و تشنجآفرینان گره زد و بالا تر از آن، حتی نمی توان این تشنج آفرینان را صرفا به یک نامزد خاص منسوب کرد.
لذا اینکه صدا و سیما دائما عده ای از افراد را نشان بدهد و آنان را طرفدار یک نامزد خاص معرفی کند قطعا دور از تقوی سیاسی است. زیرا باید اصل انتخابات و اعتراضات قانونی به نتایج آن را از درگیری های خیابانی جدا کرد و اینکه عده ای برای گره زدن این دو موضوع زمینه سازی می کنند حقیقتا حکایت از انگیزه های غیرمنطقی آنان دارد.
هر چند بر اساس قانون انتخابات باید شورای نگهبان تا سه روز پس از برگزاری انتخابات به شکایات واصله رسیدگی و اظهار نظر نماید; اما به نظر می رسد آقای احمدی نژاد با برگزاری مراسم جشن و راهپیمایی در میدان ولیعصر(عج) خودش هیچ شک و شبهه ای در برگزاری سالم انتخابات ندارد با این حال، این موضوع هرگز حق شکایت از سایر نامزدهای انتخاباتی را سلب نمی کند و آنان نیز می توانند از راه های قانونی شکایات خویش را پیگیری نمایند.
در همین جا از وزارت کشور انتظار می رود با درخواست جناب آقای مهندس میرحسین موسوی برای راهپیمایی آرام حامیان خویش موافقت نموده تا طرفداران واقعی ایشان (و نه آشوبگران، تشنجآفرینان و سو» استفاده کنندگان از وضعیت مبهم انتخابات) کاملا متمایز گردند و در عین حال نیروی نیز انتظامی می تواند با هر گونه تجمعات غیرقانونی برخورد قانونی نماید.
البته صدور مجوز تجمع قانونی هم با حال و هوای این روزها و فضای انتخابات بسیار سازگار است و مردم فهیم ایران هم نشان داده اند که هرگز به سو» استفاده گران بی منطق و یا حتی عده ای از وابستگان که مسیر اعتراضات قانونی و طبیعی مردم را با شعارهای بی ربط تند علیه ارکان نظام سوق می دهند اجازه ظهور و بروز نخواهند داد. در عین حال ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که صدور مجوز قانونی بیانگر همان آزادی است که دیروز آقای احمدی نژاد در گفتگو با خبرنگاران آن را تقریبا مطلق دانسته بود.
قدس:رفراندوم انقلاب
«رفراندوم انقلاب»عنوان سرمقالهی روزنامهی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن میخوانید؛ ملت سلحشور ایران اسلامی پس از ماه ها انتظار و رونق بازار برخی تحلیلهای جهت دار، بار دیگر رسالت اسلامی و ملی خود را به گونه ای به پایان برد که بنگاه های خبرپراکنی غربی و شرقی ناگزیر شدند به حضور پر شور و به یاد ماندنی مردم اعتراف کنند. مشارکت گسترده مردم در انتخابات که میزان مردم سالاری دینی، جمهوریت نظام و توسعه سیاسی را نشان می دهد با مشارکت 85 درصد مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم، بالاترین رکورد مشارکت سیاسی آنان طی سالهای پس از انقلاب و پس از همه پرسی 98 درصدی رأی به جمهوری اسلامی در این مرحله به ثبت رسید که می توان از آن به «رفراندوم انقلاب» تعبیر نمود. این درحالی است که مشارکت سیاسی در انتخابات پارلمانی اروپا با توجه به داعیه دموکراسی و با وجود تبلیغات رسانه ای گسترده نتوانست روزمرگی مردم و بی حسی سیاسی آنها را به مشارکت سیاسی قابل قبولی تبدیل کند، به نحوی که میزان این مشارکت به 43 درصد تنزل نموده است.
میزان مشارکت مردم ایران در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی به عنوان دو رکن تعیین کننده نظام همواره در سی ساله اخیر از آگاهی و هوشیاری این ملت شریف حکایت دارد.
این حضور گسترده نشان داد ایرانیان با اراده ای قوی و مصمم آماده ساختن کشور خود هستند و این مهم تحقق نمی یابد، مگر در سایه همدلی و مشارکت گسترده که بحق می توان ادعا نمود مشارکت 22 خرداد نماد روح جمعی ایرانیان برای پیشرفت و عدالت در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی است.
در واقع می توان مشارکت مردم را بیعتی دوباره با آرمانهای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و منویات مقام معظم رهبری و قانون اساسی تلقی نمود و این همایش ملی را مظهر اقتدار و نماد وحدت ملی در پرتو آموزه های دینی قلمداد کرد.
مردم نشان دادند همان گونه که در عرصه سخت افزاری با به صحنه آوردن تمامی ظرفیتها برای دفاع از کشور از هیچ کوششی دریغ نمی کنند، اکنون نیز با اهتمام به این واقعیت که دشمن حوزه منازعه را عوض و عنصر بازیگری را بازتعریف نموده است با شناخت از قاعده بازی، در عرصه نرم افزاری اقتدار خود را به نمایش گذاشتند.
پیام این انتخاب به بنگاه های خبری و تحلیلی غرب که سالها بعد از انقلاب اسلامی همواره با اطلاع از حماسه آفرینی ملت بزرگ ایران تلاشهای بیهوده و ناکام خویش را همچنان ادامه می دهند، این است که ملت بزرگ ایران از بصیرت مثال زدنی برخوردار است، به نحوی که تاکنون با وجود امپراتوری رسانه ای غرب نه تنها فریب آنها را نخورده، بلکه با حضور پر شور و توأم با شعور پاسخهای عینی و عملی فراوانی به آنها داده است.
اکنون بیگانگان بیش از همه نسبت به حضور به یادماندنی مردم ایران ابراز نگرانی و ناراحتی دارند، زیرا حضور گسترده آنان به مثابه صیانت از امنیت ملی و ناکام نمودن دشمنان در پیگیری خط تهدید ارزیابی می گردد، به گونه ای که «رویترز» در واکنش به نتیجه این انتخابات معتقد است: «امروز کشورهای غربی اگر بخواهند برنامه هسته ای ایران را خنثی کنند، باید به دنبال راهی بگردند که چگونه با دولت احمدی نژاد تعامل کنند.»
اکنون که مردم در فراخوان ایده های مطروحه از سوی نامزدها به میدان آمده و بر اساس معیارها و ملاکهای خود رئیس جمهور را از میان سلایق متفاوت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برگزیده اند، وظیفه خویش را به پایان رسانیده و پس از این مسؤولیت نامزدها با اهتمام به منافع و امنیت ملی در راستای کمک به برگزیده از جایگاه فوق العاده ای برخوردار می گردد.
اکنون نامزدهای عرصه انتخابات باید صحنه رقابت را به رفاقت تبدیل نمایند، زیرا مرزبندی در بین گروه های سیاسی قبل از انتخابات از وجاهت سیاسی برخوردار بوده و اکنون نمی تواند قابل توجیه باشد، بنابراین باید تمامی ظرفیت علمی و تجربی خویش را برای اعتلای نظام اسلامی به صحنه آورده تا از این رهگذر ضمن التزام به قاعده دموکراسی حمایت از منافع و امنیت ملی را به نمایش بگذارند.
همان گونه که حضرت آیها... خامنه ای در پیام اخیر خویش به مناسبت برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری فرمودند: «رئیس جمهور منتخب و محترم، رئیس جمهور همه ملت ایران است و همه و از جمله رقیبان دیروز باید یکپارچه از او حمایت و به او کمک کنند. بی شک این نیز امتحانی الهی است که موفقیت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب کند.»
از سوی دیگر، شخص برگزیده نیز نباید در بهره گیری از تجربیات و برنامه های رقیبان که برای حضور در عرصه ریاست جمهوری انتخاب نموده بودند بی تفاوت باشد، اگر چه ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که اختلاف در ارائه دیدگاه های گوناگون آنها بستر رقابت را فراهم کرد، ولی می توان به این موضوع اذعان نمود که برای جامعیت برنامه ها و نگاه کلان، استفاده از نقطه نظرات دیگران با هر شیوه ممکن اعم از مشورت یا دعوت به همکاری با در نظر گرفتن اقتضائات نامزد پیروز سخن بیهوده ای نیست.
دولت دهم که تجربه چهار ساله ای را در کارنامه خویش در حوزه سیاست داخلی و خارجی دارد، بی گمان با بازنگری در عملکرد گذشته نقاط ضعف و کاستی را برطرف خواهد نمود و همچون گذشته از مشاوره و قبول نظرات دیگران بهره مند خواهد شد.
شایسته است، دولت دهم ضمن پاسداشت این اعتماد ملی شهروندان تمام فعالیت خویش را در راستای اعتلای نظام اسلامی، به نحوی معطوف نماید که تجلیات دولت اسلامی سبب امید بخشی مستضعفان جهان گردد و بتواند در راستای احقاق حقوق ستمدیدگان گامهای اساسی بردارد.
امید می رود، خروجی انتخاب مردم ضمن استمرار عزت و اعتلای ایران در عرصه های جهانی همچون گذشته، گامهای اساسی نیز در راستای مرتفع نمودن مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه با عنایت به برنامه های دولت که اکنون انتخاب مجدد فرصت و مجال مغتنمی در راستای عملی نمودن ایده هایش فراهم نموده است، تلقی گردد.
صدای عدالت:برندگان انتخابات دهم
«برندگان انتخابات دهم »عنوان سرمقالهی روزنامهی صدای عدالت به قلم محمدعلی نجفی اسیت که در آن میخوانید؛ نتیجه انتخابات روز 22 خرداد هرچه و دارنده بیشترین رای هرکه باشد، به نظر من این انتخابات برندههایی داشته است که از پیش قابل اعلام است. در این نوشتار کوتاه اشارهای به این برندگان خواهم کرد.
1- برنده اول این انتخابات مردم ایرانند. حتما به یاد دارید که تا یک ماه قبل همه تحلیلگران سیاسی و اجتماعی جو عمومی جامعه را برای حضور پرشور مردم در انتخابات سرد و منجمد میدانستند و نگرانیهای عمیقی وجود داشت که چون جریان وابسته به دولت نهم پیروزی خود را در صورت حضور کمرنگ مردم در صحنه انتخابات محتملتر میداند، نهتنها تلاشی برای ایجاد انگیزه برای این حضور نمیکند، بلکه سعی خواهد کرد که شرکت مردم در رایگیری به میزانی حداقلی و به شکلی تشریفاتی درآید تا با به دست آوردن آرا گروهی که در هر صورت به ادامه وضع موجود رای خواهند داد، مدیریت خود را برای یک دوره دیگر تثبیت کند. این نگرانیها حتی سوءظنهایی را نسبت به صداوسیما برانگیخت تا جایی که دو کاندیدای اصلاحطلب، هر یک بهطور جداگانه انتقاداتی به عملکرد آن سازمان وارد کردند. اما رخدادهایی پس از شروع تبلیغات رسمی انتخاباتی و سخنرانیها و میزگردها و مناظرههایی که در نقاط مختلف کشور برپا شد و بهخصوص مسائل و اتفاقات مرتبط با مناظرههای تلویزیونی کاندیداها، دست به دست هم داد و موجب گشت مردم بر تردیدها و شبههافکنیها غلبه یابند و با درکی هوشمندانه از اوضاع کشور از فرصت برگزاری انتخابات بهره گیرند و با استفاده از حق قانونی خود برای ایجاد تغییر در اداره کشور و اصلاح رفتار حاکمان به صورتی فعال به صحنه آیند. به این ترتیب فضای سیاسی جامعه چنان تحول یافت که حتی افراطیترین مخالفان جمهوری اسلامی ایران در خارج ا ز کشور هم ایده تحریم انتخابات را رها کردند و هر یک به نوعی حضور مردم و استفاده از حق انتخاب کردن را تجویز کردند. به نظر من این تغییر فاز سیاسی و اجتماعی که در مردم ظرف مدت کمتر از یکماه ایجاد شد نشان از ارتقای سطح آگاهی و بینش عمومی آنها دارد و مردم را در جایگاه اول برندگان این انتخابات مینشاند. البته اینکه انتخاب نهایی مردم چه کسی خواهد بود و چه عواملی موجب این انتخاب شده است نیاز به بحثی جداگانه دارد.
2- برنده دوم این انتخابات نخبگان و فعلان سیاسی و مدنی کشوراند. آنها موفق شدند نهتنها به مردم برای رسیدن به تحلیل درستی برای لزوم حضور در عرصه انتخابات کمک موثری کنند بلکه در بیان و توضیح ریشههای اصلی مشکلات کشور و راههای برونرفت از این وضعیت و نیز فرموله کردن مطالبات مردم به نحو چشمگیری نسبت به انتخابات دورههای گذشته موفقتر بودند. این گروه مباحثی مانند حقوق شهروندی، حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی و ... را از حاشیه بحثهای انتخاباتی به متن کشاندند و آنها را به مسائل اصلی مورد توجه مردم و کاندیداها تبدیل کردند و شرایط را بهگونهای تغییر دادند که اقداماتی مانند تشکیل گشت ارشاد یا جلوگیری از ادامه تحصیل دانشجویان در مقاطع بالاتر تحصیلی به بهانههای مختلف (ستارهدار کردن دانشجویان) و ... نهتنها مورد دفاع قرار نگرفت بلکه حتی مدافعان اولیه این برنامهها تلاش کردند از آنها تبری جویند و خود را موافق سرسخت حقوق شهروندی و ... قلمدا سازند.
از سوی دیگر ایده "مطالبه محوری" که بهعنوان یک تاکتیک از طرف گروههایی از دانشجویان مطرح و سپس مورد توجه و تقلید بسیاری از اقشار، اصناف و گروههای اجتماعی قرار گرفت، موجب شد هرچهار نفر کاندیدا با اعتقاد به موضوع یا تحت اجبار تقاضای اجتماعی ایجاد شده، نسبت به این مطالبات عکسالعمل نشان دهند و برای تحقق آنها متعهد شوند. به نظر من فعالان سیاسی و مدنی توانستند افکار عمومی را نسبت به مسائل سیاسی - اجتماعی و ضعف کنونی شالودههای اجتماعی امروز ایران در ارتباط با این مباحث آگاهتر سازند و اجازه ندادند که مشکلات روزمره معیشتی و اقتصادی مردم تنها محور خواستهها و مطالبات عمومی آنها قلمداد شود. بنابراین فعالان و کنشگران سیاسی و مدنی کشور در جایگاه دوم برندگان انتخابات نشانده میشوند.
3- برنده سوم این انتخابات بلاشک آقای کروبی است. ایشان اولا در طرح و پیشبرد آنچه در بخش دوم به آن اشاره رفت نقش اصلی را ایفا کردند و همواره تیم خود را نیز در بیان این مباحث ترغیب و حمایت کردند و ثانیا تصویری از شجاعت، صراحت، قاطعیت همراه با حریت از خود به نمایش گذاشتند. البته مردم ما از قبل هم کموبیش میدانستند که آقای کروبی دارای شخصیتی شجاع، گفتاری صریح و مواضعی قاطع است اما جوانمردی ایشان در دفاع از همسر یکی از رقیبان خود (خانم دکتر رهنورد) و نیز دفاع از آقای هاشمیرفسنجانی و آقای ناطقنوری که اتفاقا هر دو آنها در این انتخابات از کاندیدای رقیب آقای کروبی حمایت کردهاند، نقطه ارزشمندی در کارنامه فعالیت سیاسی و اجتماعی 45 ساله ایشان وارد کرد. بنابراین به نظر من ایشان را باید برنده سوم این انتخابات نامید. و اما این دوره از انتخابات متاسفانه با زشتیها و بداخلاقیهایی هم همراه بوده و بازندگانی نیز داشته است که من دوست ندارم در اینجا به آن بپردازم و اگر عمری و توفیقی باشد در مقالهای مفصلتر کارنامه عملکرد یکساله اخیر اصلاحطلبان را تجزیه و تحلیل خواهم کرد، ولی لازم میدانم تاسف خود را ابراز کنم که ما میتوانستیم در این انتخابات تصویری از اخلاق و انصاف در برخوردهای سیاسی را به نمایش بگذاریم و فرصتی داشتیم تا صحنه انتخابات را به الگویی برای مقدم داشتن شعور بر شعار و نفی تودهگرایی فریبکار (پوپولیسم) مبدل سازیم ولی متاسفانه چنین نشد .
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....