حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برای این که از میزان علاقه به ژانر کتابهای جنایی و کارآگاهی باخبر شویم یک راه این است که بهسراغ آمارهای فروش این جور آثار مراجعه کنیم، اما یک راه دیگر هم وجود دارد: نگاهی به دور و برمان بیندازیم و ببینیم که محبوبترین و بهیادماندنیترین چهرههای سریالهای تلویزیونی جهان از کجا آمدهاند... شرلوک هولمز، موسیو پوآرو، ستوان کلمبو، سربازرس مورس، الری کویین، مک میلان و همسرش و... البته جانی دالر چهره محبوب داستانهای رادیویی در چند دهه پیش... .
در حالیکه یکسوم تمامی کتابهای به فروش رسیده در جهان را رمانهای جنایی و کارآگاهی تشکیل میدهند، در کشور ما هم موج جدیدی از ترجمه و ورود این کتابها به راه افتاده و نشان میدهد که در کنار آثار نویسندگانی که تنها در این ژانر مینویسند نویسندگان دیگری ازجمله دورنمارت و براتیگن و آستر هم وجود دارند که نتوانستند در برابر وسوسه آثار کارآگاهی مقاومت کنند.
رمان پلیسی چه یک داستان بلند باشد چه قصهای کوتاه، اما در هر حال به دنبال حل یک مساله جنایی است و یک کارآگاه حرفهای یا آماتور وارد عمل میشود تا معما را کشف کند. اگر آلنپو، نویسنده آمریکایی را آغازگر داستانهای جنایی بدانیم به این نتیجه میرسیم که از عمر این ژانر 170 سال میگذرد. ادگار آلنپو با خلق داستانهای کوتاه معمایی این ژانر را خلق کرد اما نمونه بلند آن اصالتی فرانسوی دارد و در سال 1866 به وسیله امیل گابوریو نوشته شده است. در همین دوره در انگلستان هم نخستین داستانهای کارآگاهی خلق شد و «کالینز» با خلق گروهبان «کاف» و علاقه شدید او به گل سرخ، نخستین چهره این ژانر را وارد دنیای خوانندگان کرد.
مشهورترین کارآگاهان جهان
ریموند چندلر یکی از آن کارآگاهینویسان خبره است. خیلیها وقتی میخواهند از فضای معمول فاصله بگیرند و با یک کتاب خستگی در کنند و کمی هم با ماجراهای پیشبینی نشده و هیجانآمیز روبهرو شوند، یکی از آثار چندلر را به دست میگیرند. کارآگاه خصوصی محبوب چندلر یعنی جناب «مارلو» قهرمانی است که در میان فضای معماآمیز و جنایتبار اثر و از میان دروغها، روابط پنهان و عشقها و خیانتهای غیرمنتظره از پس حل معما برمیآید و حقیقت را چنان آشکار میکند که خواننده تصورش را هم نمیکرد. او یک کارآگاه حاضرجواب و زبل است که انگار یک زره محافظ دربرابر احساسات به تن دارد. «بانوی دریاچه» و «خداحافظی طولانی» از کتابهای مشهور او هستند که در میان 1001 کتابی که باید پیش از مرگ خواند نیز جا دارند.
پدر رمان سیاه
داشیل همت هم یکی از آن نویسندگان نسل اولیهاست. شاهین مالت جان هیوستون که با بازی «همفری بوگارت» ساخته شده بر مبنای داستانی به همین نام از این نویسنده شکل گرفته است. با این حال داشیل همت را پدر رمان سیاه مینامند. کارآگاههای او به شدت مخالف پلیس بودند و پلیس را مایه فساد میدانستند. او کارآگاههایی ساخت که مانند بقیه مردم شکست میخوردند.
کلید شیشهای هم یک داستان جنایی دیگر از این نویسنده است که رنگ و بوی سیاسی هم به خود گرفته و به پشت پرده رقابتهای انتخاباتی نامزدهای مجلس آمریکا و زد و بندهای سناتورهای آمریکایی میپردازد و در این وسط یک کارآگاه خصوصی به نام «سام اسپید» سعی دارد پرده از راز جنایت بردارد. البته او برای حل معما راهی ندارد جز این که وارد دنیای کثیف سیاستمردان آمریکایی شود. داشیل همت که در اواخر قرن نوزدهم متولد شده چند سالی به عنوان کارآگاه کار میکرد و به همین دلیل هم با خم و چم ماجراها بسیار خوب آشناست و در شخصیتپردازی کارآگاه نیز چیزی کم نمیآورد. خرمن سرخ، کلید شیشهای ترکه مرد و شاهین مالت از مشهورترین آثار همت است.
وسوسهای که پایان ندارد
اما اهمیت این داستانها آنقدر است که حتی نویسندهای چون «پل آستر» را نیز وسوسه میکند تا بهنوشتن داستانهای کارآگاهی بپردازد. در «شهر شیشهای» کوین که شخصیت اصلی داستان است، تظاهر میکند که یک کارآگاه خصوصی به نام پل آستر است. آستر در رمانهایش معمولا کارآگاههایی دارد که به دنبال یک معما میگردند. آنها معمولا چند سرنخ در دست دارند، اما گیج و سردرگم هستند. واقعیت این است که آستر استفاده جدیدی از این ژانر میکند و با استفاده از موضوع کارآگاهی مسائل فلسفی را دنبال میکند و موفق میشود تا از یک سو خوانندگان سهلتر را در کنار خود داشته باشد و از سوی دیگر با تلفیق ژانرها اثری چندلایه و تفکربرانگیز خلق میکند.
ریچارد براتیگن، نویسنده مشهور آمریکایی «دررویای بابل» به سراغ یک موضوع کارآگاهی رفته و در این کتاب جذاب و خوشخوان، با نگاه هجوآلود و طنزآمیزش یک کارآگاه بیکار و فقیر را درگیر ماجرایی میکند که جز یک ماجرای احمقانه نمیتواند چیز دیگری باشد. کارآگاه او پول گرفته تا یک جسد را بدزدد و بعد جسد روی دستش میماند و او باید یک بلایی سرش بیاورد. یک ماجرای کاملا طنزآمیز که شاید به نوعی هم هجو ماجراهای پلیسی باشد. با این حال نویسنده از تاریخ معاصر آمریکا هم غافل نمیماند.
داستانهای کوتاه و رمانهای «الری کویین» را منتقدان ادبیات کارآگاهی از بهترین نمونههای این ژانر میدانند. «10 روز شگفتانگیز» و «قاتل روباه است» در این میان از شهرت بیشتری دارند. «مسافری که با ستاره شمال آمد» اثر ژرژ سیمنون، «قتل در کمیته مرکزی» اثر مانوئل مونتالبان، «شهر کابوس» از داشیل همت، 3 داستان «قول»، «قاضی و جلادش» و «سوءظن» از فردریش دورنمات، آثاری از داشیل همت، ریموند چندلر، جان دیکسونکار، پیتر چینی، دوروتی سایرز، ژرژ سیمنون و هربرت جورج ولز همه از آثاری هستند که به تازگی ترجمه و منتشر شدهاند.
مانیفست عشق کارآگاهها
با همه اینها نوشتن داستان جنایی خیلی هم راحت نیست و پس از نوشتن داستان «قتل راجر آکروید» به وسیله آگاتا کریستی گروهی از طرفداران این ژانر دور هم جمع شدند و مانیفستی را تنظیم کردند که از آن زمان تاکنون بسیاری از نویسندگان آثار کارآگاهی و جنایی برمبنای همان پیش رفتهاند. ازجمله این که نویسنده حق ندارد به خواننده دروغ بگوید و او را گمراه کند، البته میتواند او را به اشتباه بیندازد، اما حق ندارد تا با دادن اطلاعات نادرست این کار را انجام دهد. او موظف است تا چند راهحل در برابر خواننده قرار بدهد تا خواننده هم درگیر ماجرا شود و بتواند هوش خودش را برای حدس زدن آخر و عاقبت قاتل محک بزند.
روانشناسی قاتل هم اهمیت زیادی دارد و نویسنده باید بتواند قاتلی خلق کند که قتل را برمبنای دلیل قابل قبول انجام داده باشد. نویسندگان پرقدرت بتدریج به سراغ خلق قاتلهایی رفتند که ابتدا از چهرههای مثبت داستان بودند و بعد بتدریج چهره خبیثشان آشکار میشد.
در هر حال روش کلی این است که ابتدا چند مظنون وجود داشته باشند و بعد یکی یکی از گردونه خارج شوند، اما در هر حال یافتن دلیل هم به همان اندازه اهمیت دارد و خواننده باید بپذیرد که قتل برای دلیلی قابل قبول انجام شده است.
شرلوک هولمز، نخستین کارآگاه مدرن
شاید بتوان گفت رمان جنایی مدرن با شرلوک هولمز خلق شد. خالق این شخصیت معروف که همین روزها 150 سالگیاش را در بسیاری از کشورهای اروپایی و بیشتر از هر جای دیگر در انگلستان جشن میگیرند، آرتور کونان دویل، با کشف مدارک دقیق و ردپاهای باورنکردنی که از حساسیت شدید و شم درونی او ناشی میشود میتواند موضوع را کشف کند. با این حال شرلوک هولمز کمتر با ماجرای قتل روبهرو بود. بیشتر کلکهای سیاسی، سرقت، اخاذی و ماجراهای دیگری از این دست او را وارد صحنه ماجرا میکند.
چهرهای که از شرلوک هولمز ایجاد شد آنقدر قوی و جذاب بود که بعدها خانم آگاتا کریستی هم یک کارآگاه کاملا عجیب و غریب به نام موسیو پوآرو را خلق کرد که با وجود اخلاق نهچندان دلچسبش، حسابی دقیق و موشکاف است، اما خانم کریستی از کشتن آدمها ابایی ندارد و کارآگاه او وقتی وارد ماجرا میشود که یک مقتول روی دست ما مانده باشد.
البته داستانهای آرتور کونان دویل یک تفاوت دیگر با خانم کریستی دارد و آن این است که او از ایجاد وحشت هم بدش نمیآید و در فضای وهم آلود و آدمهای خطرناک، داستان را پیش میبرد، اما ماجراهای خانم کریستی بیشتر شهری است و هر یک از شخصیتهایی که در داستان حضور دارند میتوانند در انتها به قاتلی که دنبالش میگردیم بدل شوند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....