لطفا گلابی چینی گاز نزنید

هر ساله وقتی کشتی حامل گلابی‌های چینی در جنوبی ترین نقطه ایران لنگر می‌گیرد در شمالی‌ترین نقطه ایران یک کشاورز دیگر زانوی غم بغل می‌کند.
کد خبر: ۲۵۷۷۹۲

گلابی‌های چینی درشت ترند. جذاب ترند، زردترند  و حتی لفافه دارند، اما خوب که دقت کنی چیزی که در این میوه‌های مردمان خاور دور دیده نمی‌شود طعم است و مزه. این روزها راه به راه می‌توانید در گوشه گوشه شهر از این میوه‌های بزک شده و البته اجناس دیگر ساخته شده در چین ببینید. همه چیز گویا در چین خلاصه می‌شود. جا سویچی چینی، تابلو نقاشی چینی و این روزها حتی خرمهره‌ها هم چینی شده‌اند. خرمهره! بله همین نماد هنر سفال‌گری ایرانی که شده است باب دندان چینی‌ها که کرور کرور با طرح‌ها و رنگ‌های مختلف می‌سازند و کشتی کشتی روانه می‌کنند به کشور موطن اش ایران.

چندی پیش از این موضوع سخن رانده شد که چینی‌ها برای فروش محصولات خود شهرکی به نام کاشان ساخته‌اند و فرش می‌بافند تا ما فرش نبافیم و آنها فرش‌هایشان را به نام کاشان به جهان ارزانی کنند. معادله ساده‌ای است. فقط خواسته‌اند تا صنایع دستی کشورشان را به جهان عرضه کنند. بله به همین سادگی. چند روزی به روز جهانی صنایع دستی نمانده است. صنایع دستی در ایران چند سالی است که وقتی نامش را می‌برند لبخندی تلخ گوشه لبان بسیاری می‌نشیند. راستی می‌دانید که هر ساله ما چند فارغ‌التحصیل صنایع دستی در ایران داریم؟ رشته‌ای دانشگاهی که لابد در کنار انتخاب رشته آن در دفترچه‌های قطور انتخاب رشته کنکور باید بنویسند: رشته صنایع دستی با گرایش بیکاری. بیکاری. بله. آخرین اعلام غیررسمی از فارغ‌التحصیلان این رشته دانشگاهی حکایت از آن دارد که بیش از سه چهارم فارغ‌التحصیلان این رشته دانشگاهی اکنون به شغل‌های غیرمرتبط با رشته دانشگاهی خویش مشغولند. یکی که مثلا گرایش فرش خوانده است، مسافرکش پیکان جوانان مدل 52 شده است و دیگری که گلیم خوانده، شده است دربان بزرگترین هتل کشور.

ادغام سازمان صنایع دستی با سازمان میراث فرهنگی و در کنارش گردشگری و اگر جلویش را نمی‌گرفتند حج و زیارت همراه بود نه تنها در این زمینه نتوانست راهگشای گره‌های کور فرشبافان و هنرمندان صنایع دستی کشورمان شود بلکه عریض و طویل بودن سازمان میراث فرهنگی که این سازمان انگار لقمه در گلویش مانده بود باعث شد که صنایع دستی ایران متولی‌اش نه این سازمان شود و نه آن سازمان. اولی‌اش را که سازمان میراث فرهنگی تشکیل می‌دهد و دومیش وزارت بازرگانی که آن هم این روزها انبارهایش را پر کرده است از آثار برگردانده شد صنایع دستی کشورمان که به دلیل بسته‌بندی نامناسب و هزار دلیل بی مورد و با مورد شده‌اند انباری.

این روزها چراغ کارگاه‌های سفال کلپورگان در روستایی به همین نام در سیستان و بلوچستان که یقینا به واسطه شهرت جهانی‌اش در خارج از ایران مشهورتر است به دلیل نبود گازوئیل هر روز یک به یک خاموش می‌شود. پیرزن‌های روستایی گالن گالن به صورت قاچاق گازوئیل می‌خرند تا اگر گلابی چینی گاز می‌زنند و خرمهره چینی را بر گردن می‌آویزند لااقل از کوزه‌ای آب بنوشند که طریقه ساختش به 7 هزار سال می‌رسد.

اصلا ایرانی است این ساخته زنان سرزمین مادری امان کوزه ایرانی است چینی نیست که بشکند. ما هم دل خوش می‌کنیم که هر سال این روز صنایع دستی که رسید پیرزنی فرتوت را از کلپورگان به تهران بکشانیم و سکه‌اش دهیم و دست بر دست بکوبیم که هنر نزد ایرانیان است و بس. واقعا که چنین هنری در به حاشیه راندن هنرها را چه کسی در دنیا سراغ دارد؟ این یک هشدار است. این روزها واقعا باید ترسید که روستایی در چین ساخته شود به نام کلپورگان.

مهدی نورعلیشاهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها