از ‌عشق کور‌تا جنایت

مرد جوانی که برای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش مادر وی را به قتل رسانده بود توسط پلیس دستگیر شد. به گزارش خبرنگار ما، یک ماه پیش به ماموران پلیس استان خوزستان خبر دادند زن جوانی به نام مهناز که برای انجام کاری از خانه خارج شده بود دیگر به منزل بازنگشته است. ماموران برای این‌که بتوانند سرنخی از این زن به دست آورند ابتدا دختر او را مورد بازجویی قرار دادند. وی که دختر نوجوانی است به ماموران گفت: صبح روز حادثه قرار بود مادرم برای صحبت با شخصی بیرون برود. آنها نزدیک رودخانه‌ای با هم قرار گذاشته بودند. حوالی ظهر شد و مادرم بازنگشت.
کد خبر: ۲۵۷۵۶۳

تا شب منتظرش شدم. هر چه دنبالش گشتم پیدایش نکردم و به همین خاطر هم به پلیس خبر دادم. ساعاتی بعد ماموران از این دختر خواستند تا برای شناسایی جسدی که گفته می‌شد متعلق به یک زن است به پزشکی قانونی برود. زمانی که دختر جوان در پزشکی قانونی جسد را دید به ماموران گفت که این جسد مادرش است. هرچند ضربات وارده به صورت جسد کار شناسایی او را سخت کرده بود اما دختر مهناز از روی سایر اعضای بدن توانست وی را شناسایی کند.

تعدد ضربات وارده نشان می‌داد این زن قربانی یک انتقام‌گیری خونین شده است و عامل یا عاملان قتل به دلیل این‌که از وی نفرت زیادی داشتند او را به طرز فجیعی به قتل رسانده‌اند. در این میان ماموران روابط مهناز را مورد بررسی قرار ‌دادند تا از وجود دشمن احتمالی در زندگی وی مطلع شوند. پلیس دریافت جوانی به نام وحید از مدتی قبل خواستگار دختر مهناز بوده است و با توجه به این‌که مهناز با این ازدواج مخالفت کرده بود و وحید علاقه زیادی به این دختر داشته است بنابراین انگیزه کافی برای این انتقام‌گیری خونین را داشته است. ماموران برای بازجویی از وحید او را دستگیر کردند. از همان ابتدای بازجویی وحید بدون مقاومت در برابر ماموران به قتل مهناز اعتراف کرد و گفت که چون اجازه نمی‌داد با دخترش ازدواج کنم او را کشتم.

وی ادامه داد: مدت‌ها بود که عاشق دختر مهناز شده بودم و می‌خواستم با او ازدواج کنم. چندین بار به خواستگاری او رفتم و به مهناز قول دادم که دخترش را خوشبخت می‌کنم. می‌دانستم که دختر مهناز هم من را دوست دارد اما نمی‌دانم چرا مهناز مقاومت می‌کرد. او به من می‌گفت که دخترش خواستگارهای زیادی دارد که شرایطی بهتر از من دارند. نمی‌خواستم دختر مورد علاقه‌ام را از دست بدهم، به همین خاطر هم به او گفتم هر کاری که لازم است انجام می‌دهم تا بتوانم دختر مورد علاقه‌ام را به دست آورم.

چندین بار با مهناز صحبت کردم و به او گفتم دست از این کارهایش بردارد اما او توجهی نمی‌کرد. تا این‌که روز حادثه رفتم تا با او اتمام حجت کنم. ما با هم کنار یک رودخانه قرار گذاشتیم و هر دو به موقع سر قرار حاضر شدیم. من به او گفتم که هر طور شده با دخترش ازدواج می‌کنم و بهتر است که او دست از این مخالفت‌ها بردارد. مهناز به حرف‌هایم توجهی نکرد و گفت که تحت هیچ شرایطی اجازه نمی‌دهد من با دخترش ازدواج کنم. او حرف‌های من را جدی نگرفت و من تصمیمم را عملی کردم.

متهم گفت: دو تن از دوستانم هم با من بودند. زمانی که من به طرف مهناز حمله کردم آنها هم به کمک من آمدند و هر سه با هم او را به شدت کتک زدیم و با چوب و چاقو به قتل رساندیم. بعد جسد وی را همانجا رها کرده و متواری شدیم. با اعترافات این جوان دو همدست او هم دستگیر شده و تحقیقات از متهمان ادامه دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها