سید اسدالله پس از 2 سال تحصیل در مقطع دبیرستان، به فراگیری علوم حوزوی پرداخت. شرح لمعه و اصول و منطق را در مسجد شاهچراغ نزد استاد شاهچراغی و فقه را نزد مرحوم سیدمرتضی لنگرودی فراگرفت. آشنایی با حاج صادق امانی حاصل آن دوران است. دوستی آنها با وصلت حاج صادق امانی با خواهر سید اسدالله استحکام یافت و نقطه عطفی در زندگی مبارزاتی وی محسوب میگردید. او ادبیات عرب را به خوبی و علوم حوزوی را در حد کفایه آموخت و به دلیل هوش و ذکاوت و قدرت استنباط بالا به تفسیر قرآن پرداخت و به جلسات بحث استاد شهید مطهری نیز راه یافت. لاجوردی و همراهانش به مرور تحت رهنمودهای علمای متعهدی همچون استاد شهید مطهری و همچنین آشنایی با امام خمینی(ره) و توصیه ایشان به همبستگی میان هیاتهای مذهبی، تصمیم به ائتلاف چند هیات و ایجاد تشکلی در راستای مبارزه با رژیم ستمشاهی گرفتند که به شکلگیری هیاتهای موتلفه اسلامی انجامید. لاجوردی در جریان تظاهرات 15 خرداد 1342 که به دنبال دستگیری امام رخ داد، حضوری فعال داشت و به دنبال اقدامات خشونتبار رژیم، موتلفه تصمیم به فعالیت مسلحانه گرفت و لذا پس از تصویب طرح کاپیتولاسیون توسط حسنعلی منصور و ترور وی، لاجوردی دستگیر شد. او در طول بازداشت چنان رفتار کرد که بیگناه تشخیص داده شد و بعد از 17 الی 18 روز از زندان شهربانی آزاد گردید. بعد از آزادی او از زندان، تحقیقات در مورد قتل منصور ادامه یافت و ساواک که به نقش هیات موتلفه اسلامی در برنامهریزی و اجرای قتل منصور پی برده بود، در 13 اسفند 1343 منزل لاجوردی را دوباره بازرسی کرد. بعد از 2 روز او را به اتهام عضویت در هیات موتلفه دستگیر و به زندان قزلقلعه منتقل ساخت و تحت بازجویی و شکنجههای طاقتفرسا قرار داد. ولی او استقامتی ستودنی از خود نشان داد و در نهایت به 18 ماه حبس تادیبی محکوم گردید.
پس از آزادی از زندان، مبارزات مخفیانه لاجوردی تا سال 1347 از دید ماموران ساواک پنهان ماند و در این مدت به سازماندهی افراد مذهبی در چارچوب جلسات سیار همت گماشت. او در ادامه مبارزات خود با ورود سرمایهگذاران آمریکایی به ایران در فروردین 1349، مبادرت به تکثیر اعلامیهای تحت عنوان <گامی دیگر در راه تشدید غارتگری> نمود و در اردیبهشت همان سال دستگیر شد و در زیر شکنجههای ددمنشانه دژخیمان ساواک کمرش شکست و بینایی یک چشم خود را نیز تا حد زیادی از دست داد و به 4 سال حبس محکوم گردید و <مرد پولادین زندانها> لقب گرفت.
سومین دوران زندان وی 30 فروردین 1353 پایان گرفت، اما رژیم او را تحت کنترل و مراقبت شدید قرار داد و در تاریخ هفتم اسفند 1353 مجددا وی را دستگیر و به 18 ماه حبس جنایی محکوم نمود ولی در انقضای محکومیت او را آزاد نکرد. تا این که در 27 مرداد 1356 همزمان با اوجگیری حرکتهای مردمی همراه با عده زیادی از زندان آزاد شد و برای ادامه مبارزه به همرزمان و همسنگران دیرینه خود پیوست. او در کمیته استقبال از امام خمینی(ره) بسیار فعال بود و با پیروزی انقلاب اسلامی مسوولیت دادستانی انقلاب اسلامی به وی محول گردید. لاجوردی در زمان تصدی مسوولیت دادستانی، منشأ خدمات فراوانی شد. او با زندانیان مارکسیست و منافق چنان پدرانه رفتار میکرد که بسیاری از آنها به آغوش اسلام بازگشتند و حتی بعضیشان حتی در جبههها به شهادت رسیدند. منافقین که از ناحیه حسن تدبیر و رفتار خوب سید با زندانیان تعداد زیادی از نیروهای خود را از کف داده بودند، بارها درصدد ترور او برآمدند تا سرانجام سال 1377 در حالی که عازم محل کار خود در بازار تهران بود، توسط آنها به شهادت رسید.
منابع:
1. شهید سیداسدالله لاجوردی، به همراه یادداشتهای زندان، مرکز بررسی اسناد تاریخی، صص 12-11. 2. اسطوره مقاومت: شهید سیداسدالله لاجوردی، 1/124-91.
ویدا معزینیا