با حسن غفوری فرد ، عضو هیات رئیسه مجلس

شعارهای ‌انتخاباتی

حسن غفوری‌فرد، نماینده فعلی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس از جمله مدیرانی است که در طول مدت انقلاب در پست‌های مدیریتی متعدد از جمله وزارت نیرو در طول نخست‌وزیری میرحسین موسوی، معاون و مشاور رئیس‌جمهور، استاندار و ریاست دانشگاه به فعالیت پرداخته است.
کد خبر: ۲۵۷۴۸۵

وی یکی از پایه‌گذاران اصلی خانه احزاب و تشکیل تشکلات حزبی است که در حال حاضر عضویت در جبهه پیروان خط امام و رهبری را دارد.

تا 22 خرداد و رای مردم برای انتخاب دهمین رئیس‌جمهور کشورمان فرصت چندانی باقی نمانده است و 4 کاندیدای این میدان (محمود احمدی‌نژاد، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی)‌ سعی دارند با ارائه افکار، عقاید و برنامه‌های متعدد و با بیان سوابق اجرایی از این میدان برای خودشان آرایی را کسب نمایند.

حسن غفوری‌فرد وزیر دولت میرحسین موسوی، در حال حاضر یکی از حامیان جدی محمود احمدی‌نژاد برای ریاست‌ جمهوری دوره دهم است و عقیده دارد که وی شایستگی‌های زیادی را برای این امر دارد، اما مقایسه‌ای را نیز با دولتی که قبلا مدیریت وزارت نیروی آن برعهده‌اش بوده دارد. با وی گفتگویی در این زمینه داشتیم که می‌خوانید.

شما عضوی از اعضای کابینه آقای میرحسین موسوی و وزیر نیروی ایشان بودید، ولی الان از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کنید، دلیل آن چیست؟

من قبل از این که عضو کابینه آقای موسوی باشم، عضو کابینه شهید باهنر و بعد هم عضو کابینه آیت‌الله مهدوی‌ کنی بودم. در عین حال من عضو جبهه خط امام و پیرو رهبری هستم که این جبهه، تصمیم گرفته است از آقای احمدی‌نژاد حمایت کند بنابراین چنین تصمیمی یک نتیجه‌گیری دسته‌جمعی بوده و تصمیم فردی نبوده است. من عضو یک تشکیلات هستم و معمولا در این نوع تشکل‌ها بحث‌های مختلفی مطرح و نهایتا با جمیع جهات تصمیم گرفته می‌شود.

در بحث‌های مفصلی که در جبهه پیروان خط امام و رهبری شد و در مجموعه جلسات مختلفی که با دکتر احمدی‌نژاد داشتیم، جبهه به این نتیجه رسید که از جناب آقای احمدی‌نژاد حمایت کند.

پس اعلام حمایت براساس تصمیمات جبهه بوده و براساس تصمیم فردی شما نبوده است؟

بله.از نظر ما هر کسی که شورای نگهبان او را تایید کند، صلاحیت و تناسب لازم را برای ریاست جمهوری دارد. طبق قانون اساسی، تشخیص این که این فرد مناسب است یا نه و صلاحیت‌های لازم را که در قانون اساسی مطرح شده دارد، با شورای نگهبان است. بنابراین تمام کسانی که از سوی شورای نگهبان تایید می‌شوند، صالح هستند. منتها در انتخابات تنها به صلاحیت اکتفا نمی‌شود، بلکه اصلح بودن هم وجود دارد، ولی تشخیص مردم است که از میان صالح و اصلح کدام را انتخاب کنند.

شما درحال حاضر یکی از هواداران آقای احمدی‌نژاد هستید. آیا ایشان در این 4 سال توانسته شعارهای خودش را عملی کند؟

معمولا شعارها، آرمان‌های بالایی را نشان می‌دهد که انسان‌ها با اهداف والا باید به آن برسند. ممکن است بخشی از اینها عمل شده باشد و بخشی از آنها به زمان بیشتر نیاز داشته باشد. نمی‌شود گفت تمام آن شعارها الان تحقق پیدا کرده است. هنوز درخصوص مسائل زیادی در جامعه مثل اشتغال و تورم نگرانی‌هایی وجود دارد و باید منتظر بود و دید که این مسائل چگونه حل می‌شود.

فکر می‌کنید ایشان می‌خواسته، اما نشده؟

طبیعی است هر کسی که مدیر باشد، تلاش نهایی خودش را می‌کند؛ اما در اینجا بحث بر سر این است که معمولا در انتخابات شعارهایی داده می‌شود که از ظرفیت اجرایی مملکت بیشتر است و این مساله در ایران بیشتر از همه جای دنیاست.

پس شما به این نکته اعتقاد دارید؟

بله. اگر شعارهایی داده شود و در یک فاز زمانی مشخص حل نشود، ممکن است اعتماد مردم به دستگاه‌ها از بین برود، اما به هر حال در همه جای دنیا مرسوم است که هنگام انتخابات شعارهای خیلی بزرگ داده شود که بیش از توان اجرایی مملکت است.

یعنی شعارهای رئیس‌جمهور بیش از توان اجرایی ایشان بوده؟

آقای احمدی‌نژاد در سیستم مدیریت تنها نیست. مدیران ارشد، مدیران میانی و مدیران پایین در سیستم حضور دارند و شرایط جهانی نیز در برنامه‌های اقتصادی بی‌تاثیر نیست و یک بحران اقتصادی جهانی ممکن است در ایران تاثیر بگذارد. لذا توان اجرایی مملکت منوط به یک فرد نیست و به مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی بستگی دارد.

سیاست جهانی، اقتصاد جهانی و تحریم‌ها علیه ایران ازجمله موارد تاثیرگذار است. مثلا بحرانی که الان تمام اقتصاد دنیا با آن درگیر است و به کشور ما وارد شده و افزایش یا کاهش قیمت نفت که بیش از 80 درصد درآمد ما از آن است را به طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر قرار داده که اینها توان اجرایی، مدیریتی، منابع مادی و پول کشور را تحت تاثیر قرار داده است.

آیا این مساله شامل همه کشور‌هاست؟

این امر مربوط به همه دنیاست. در آمریکا اوباما رئیس‌جمهور شد و تازه فهمید شعارهایی که داده عملی نیست. بنابراین یک چیزی کلی است و نمی‌شود انتظار داشت تمام این شعارها تحقق پیدا کند.

شما با شاخصه‌های آقای احمدی‌نژاد و آقای میرحسین موسوی آشنا هستید. فاکتورهای مثبت هر کدام از افراد چیست؟

مهندس میرحسین موسوی در بحرانی‌ترین شرایط کشور مملکت را اداره کردند در آن موقع براساس قانون اساسی عملا بالاترین مقام اجرایی نخست‌وزیر بود و در عمل هیات دولت و کابینه را اداره می‌کرد. در سال 68 که قانون اساسی اصلاح و پست نخست‌وزیری حذف شد، رئیس‌جمهور عملا بالاترین مقام اجرایی کشور شد. البته در آن موقع که میرحسین موسوی نخست‌وزیر بود، ایشان توان بسیار خوبی در اداره کشور نشان داد.

همان طور که رهبر معظم انقلاب گفتند آقای احمدی‌نژاد یکی از نکات مثبتشان احیای گفتمان انقلاب و گفتمان امام بود و ایشان سعی کردند مسائلی را مثل گفتمان انقلاب، گفتمان امام، حفظ اقتدار نظام در جهان خارج و حفظ استقلال که آرام آرام کمرنگ می‌شد را با قدرت احیا کنند و آن را زنده کردند.

تفاوت این دو چیست؟

من بنا ندارم نقاط منفی را بگویم.

نقاط منفی مدنظر نیست، منظور تفاوت‌هاست؟

اولا این دو در دوره‌های کاملا متفاوت در مملکت مدیریت داشتند.

دوران جنگ با امکانات و هزینه‌های آن دوره با زمان آقای احمدی‌نژاد بسیار فرق داشت. در دوره جنگ یکی از مسائل مهم درآمدهای نفتی ایران بود که به 7 تا 8 دلار و حتی کمتر هم رسید و اصلا درآمد نبود ، اما در دوره آقای احمدی ‌نژاد درآمد نفتی به 50 تا 60 دلار هم رسید، لذا مقایسه این دو در زمان‌های متفاوت خیلی ساده نیست.

در آن زمان مساله و مشکلات جنگ وجود داشت و بخشی از کشور در اشغال دشمن بود و همین امر باعث شده بود بخش عظیمی از نیروی اصلی کشور چه جوان‌ها و چه نیروهای مدیریتی توانشان را صرف جنگ کنند، اما امروز توان نیروهای نظامی کشور صرف ساخت مملکت و پروژه‌های عمرانی می‌شود و بسیاری از نظامیان در حال انجام کارهای آبادانی هستند.

همه‌ چیز جز‌کلا‌م‌‌خدا و‌ معصومان‌قابل نقد است و باید عادت کنیم که آستانه تحمل‌ خودمان را بالا ‌‌ببریم

نکته دیگر این که در زمان جنگ نیروی متخصص کمی در کشور وجود داشت، ولی الان پس از 30سال، نیروهای تحصیلکرده و متخصص در کشور به میزان بالایی وجود دارند.

در زمان جنگ، مدیران صفر کیلومتر بودند و از پشت میز دانشگاه آمده بودند.

صنایع مملکت اغلب تعطیل یا در کار جنگ بود، اما الان صنایع بازسازی، نوسازی و بسیار پیشرفته شده است و حتی ما سفینه به فضا فرستادیم و در مسائل هسته‌ای رشد بسیار زیادی داشتیم. تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ما بشدت افزایش یافته است و الان بسیاری از پزشکان ما بیکار هستند، یعنی نیروی متخصص بیش از نیاز مملکتمان تربیت کرده‌ایم. ساده نیست که این دو دوره را با هم مقایسه کنیم و هرکدام را باید در شرایط زمانی خودش مقایسه کرد، ولی فکر می‌کنم هر دو در شرایط خودشان کارهای خوبی انجام داده‌اند.

نقاط قوت آقای میرحسین در طول مدت نخست‌وزیری ایشان چه بود؟

ایشان توانست مملکت و اقتصاد را در طول 8 سال با آن درآمدهای بسیار ضعیف و صنایعی که اغلب تعطیل و نیمه‌تعطیل بود، اداره کند. در طول این 20 سال صنایع کشور مانند فولاد، سیمان و صنعت خودرو به خودکفایی رسیدند، اما بسیاری از صنایع و نیازهای اولیه به دلیل جنگ وجود نداشت.

من که در آن موقع وزیر نیرو بودم، یادم هست که به دلیل تحریم‌های اقتصادی امکان ساخت یا حتی واردات یک ترانسفورماتور را نداشتیم. در این شرایط مملکت و جنگ اداره شد. البته آقای موسوی در این زمان تنها نبود و مجموعه نظام جنگ را اداره کرد و بالاخره به پیروزی رسید.

البته در این دوره حداقل زندگی برای همه آماده بود، به نحوی که کسی در زمان جنگ از گرسنگی از بین نرفت و بسترهای مناسب برای پیشرفت مملکت نوسازی صنایع تقریبا از دوره ایشان شروع شد و بعد هم در دوران سازندگی ادامه یافت.

نقطه ضعف ایشان چه بود؟

بنا ندارم نقاط ضعف را بگویم، اما شاید یکی از چیزهایی که بشود گفت آن است که در زمان ایشان فعالیت برای بخش خصوصی وجود نداشت و شاید یکی از نقاط بزرگی که متاسفانه ما را از جهان عقب انداخت همین بود و ما از قافله حرکت جهانی عقب ماندیم.

با توجه به شناخت شما و نحوه تعاملتان با آقای موسوی چه ضرورتی باعث شد وی پس از 20 سال یکدفعه پا به عرصه انتخابات بگذارد؟

برای من هم واقعا تعجب‌آمیز است که ایشان بعد از این همه مدت که پست و مسوولیت اجرایی و حتی فعالیت سیاسی کلی هم نداشت وارد این عرصه شد. بالاخره افرادی هستند که پست اجرایی ندارند، اما کار سیاسی می‌کنند و در جامعه و اجتماع حضور پررنگ دارند، اما آقای مهندس موسوی نه‌تنها مسوولیت سیاسی و مدیریتی نداشت، بلکه حتی در اجتماعات، حتی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و حتی در مجمع تشخیص مصلحت هم که عضویت داشتند، کمتر حاضر می‌شد و بیشتر مشغول کارهای فرهنگی و هنرستان فرهنگ و هنر بود.

فکر می‌کنید دیدگاه اقتصادی ایشان که دیدگاه اقتصادی غیرخصوصی بود، تغییر کرده است؟

حتما. اگر ایشان با همان دیدگاه بیایند، باید کار جدیدی بکنند. یعنی در آن موقع اصل 44 قانون اساسی به افراد اجازه فعالیت در بسیاری از (زمینه‌ها) را نمی‌داد، اما با تفسیری که رهبر معظم انقلاب از این اصل داشتند، بسیاری از زوایا مشخص شد.

یعنی دیدگاه اقتصادی آقای میرحسین موسوی با توجه به این تفسیر عوض شده است؟

حتما عوض شده است؛ چون دیدگاه جهانی هم تغییر کرده و کشورهایی مثل روسیه و چین که دارای اقتصاد متمرکز هستند، دیدگاه خودشان را عوض کردند؛ لذا با تفسیری که رهبر معظم انقلاب داشتند و تحلیل‌هایی که از گفته‌های آقای میرحسین برمی‌آید، طبیعتا نظر ایشان تغییر کرده است.

شما در تعریفی‌هایی که داشتید، گفتید که آقای میرحسین نه اصولگرا در چارچوب اصولگرایی است و نه در چارچوب اصلاح‌طلبی قرار می‌گیرد، مستقل بودن ایشان چه معنایی دارد؟

ایشان خودشان تعبیرش این بوده که من اصولگرای اصلاح‌طلب هستم. البته بعضی گروه‌های اصلاح‌طلب بشدت می‌خواهند ایشان را به نفع خودشان و به نفع دیدگاه‌های خودشان مصادره کنند.

یعنی خود ایشان نمیخواهد مصادره شود؟

ایشان گفته‌اند که من مستقل هستم. حداقل در بیان این طور گفتند که به هیچ وجه نمی‌خواهند با اصلاح‌طلبی که در سال 76تا84 مطرح بود خودشان را قاطی کنند.

یعنی ایشان واقعا مستقل دارند عمل می‌کنند؟

ان‌شاءالله.

یکی از انتقادهایی که کاندیداها بویژه میرحسین موسوی به محمود احمدی‌نژاد وارد می‌کنند، مسائل اقتصادی است. شما که عضوی از اعضای کابینه میرحسین موسوی بودید، چه نظری نسبت به سیاست‌های اقتصادی رئیس‌جمهور فعلی دارید. آیا به نظر شما سیاست‌های اقتصادی دولت نهم به هر حال قابل نقد است؟

همه چیز جز کلام خدا و کلام معصومان قابل نقد است. ما باید عادت بکنیم که در حقیقت آستانه تحمل خودمان را بالا ببریم و عادت کنیم به افراد اجازه دهیم افکار و روش‌های اجرایی ما را نقد کنند. این نه برای آقای احمدی‌نژاد، بلکه برای همه کس باید باشد. البته حساب مقدسات و اعتقادهای مذهبی کاملا جداست.

تصمیمات اجرایی افراد حتما قابل بحث و بررسی است و نباید آنقدر آنها را بالا ببریم که کسی جرات و شهامت نقد کردن نداشته باشد. البته نقد به معنای منفی‌نگری نیست و نقد منصفانه یعنی این که نقاط مثبت و منفی بدون حب و بغض گفته شود.

البته رهبر معظم انقلاب گفتند من بیش از هر کسی از کار دولت و برنامه‌های مملکت اطلاع دارم و می‌دانم که بسیاری از این نقدها منصفانه نیست. البته معنی این جمله این است که بعضی نقدهای منصفانه وارد است.

چیزی که رهبر معظم انقلاب نگران آن هستند، این است که برای مخالفت با آقای احمدی‌نژاد دستاوردها و انقلابمان را نقد نکنیم؛ چون دستاوردهای انقلاب چه در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی مربوط به کل نظام است که بخشی از آن در دوره آقای احمدی‌نژاد بوده و بخش دیگری در دوره‌های دیگر بوده است؛ لذا نباید این دستاوردها در رقابت‌های انتخاباتی نادیده گرفته بشود.

نقد‌هایی درخصوص سهام عدالت و بحث سهام نفت به دولت نهم وارد می‌شود. آیا این نقد‌ها جدی نیست؟

درباره سهام عدالت و سهام نفت، پیشنهادم این است که بهتر است در نزدیکی انتخابات از چنین تصمیمات عجولانه و یکشبه بشدت پرهیز شود؛ چون حتی اگر درست هم باشد، ممکن است تعبیر و تخریب انتخاباتی تلقی شود. لذا این امر را صلاح نمی‌دانم که مثلا در شب انتخابات سهام نفت توزیع شود و در شب انتخابات بگوییم سهام تیم پیروزی و استقلال را به مردم واگذار می‌کنیم. اینها تصمیماتی نیست که در یک شب گرفته شود، ولی حتی اگر هم درست باشد، شائبه انتخاباتی دارد. بنابراین توصیه و تقاضایم این است که آقای احمدی‌نژاد چنین کاری را انجام ندهند؛ چون خیلی هم از زمان آن نمی‌گذرد و دیر نمی‌شود که سهام نفت را یک سال دیگر بدهیم.

این موارد شائبه انتخاباتی است؟

من نمی‌خواهم بگویم شائبه انتخاباتی است. می‌خواهم بگویم حتی اگر شعار حقیقی هم باشد، نباید در زمان انتخابات مطرح شود، برای این که جنبه حیاتی و زودگذر ندارد.

برای واگذاری سهام نفت اول باید ببینیم نیازی به مصوبه مجلس است یا خیر یا این که مساله در اختیار رئیس‌جمهور است. حالا اگر این امر جزو وظایف رئیس‌جمهور هم باشد و طرح آن به مصلحت هم باشد، نباید بعد تبلیغاتی داشته باشد. توصیه من این است که در زمان انتخابات نباید مطرح شود.

از اول انقلاب 4 تا 5 بار سهام تیم پیروزی را واگذار کردند، اما بعد مجددا مجبور شدند آن را برگردانند.

همان طور که به کاندیداهای دیگر عرض می‌کنم، در نقد دولت جنبه انصاف را رعایت کنند، از آقای احمدی‌نژاد و دوستان ایشان در کابینه تقاضا می‌شود که این تصمیمات را سریع نگیرند.

گفته می‌شود در اردوگاه اصولگرایان اختلافاتی درخصوص حمایت از آقای احمدی‌نژاد وجود دارد. به این دلیل بزرگان اصولگرایی ازجمله آقای لاریجانی، آقای باهنر و قالیباف اعلام حمایت خود را از ایشان اعلام نکردند. این امر چه معنی دارد؟ آیا آنها آقای احمدی‌نژاد را قبول ندارند؟

نه. به اصطلاح در صغری و کبری کمی با شما مخالفم؛ اولا این که آقای باهنر نایب‌رئیس اول جبهه پیروان خط امام و رهبری است و جبهه پیروان خط امام و رهبری اعلام کرده است که از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کند. آقای قالیباف که خودشان بالاخره کاندیدا بوده است.

دستاوردهای انقلا‌ب در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی مربوط به کل نظام است و نباید این دستاوردها را در رقابت‌های انتخاباتی نادیده گرفت

در فراکسیون اصولگرایان شاخه‌های مختلفی وجود دارد و جبهه پیروان خط امام و رهبری، جبهه رهپیویان انقلاب‌اسلامی، ایثارگران و رایحه خوش خدمت تک تک اعلام کردند که حامی احمدی‌نژاد هستند.

اما اگر آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس اعلام حمایت صریح داشته باشد، این شائبه پیش می‌آید که این انتخابات دولتی خواهد بود حتی اگر ایشان به عنوان رئیس فراکسیون هم اعلام موضع کند، باز رئیس فراکسیون، رئیس مجلس است و این شائبه را به وجود می‌آورد.

اما جامعه روحانیت هنوز اعلام حمایت نکرده است؟

جامعه روحانیت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تشکل مذهبی و علمی هستند و یک تشکل و حزب سیاسی محسوب نمی‌شوند که ملزم باشند در هر انتخاباتی از کاندیدایی حمایت کنند و معمولا ترجیح می‌دهند ملاک‌ها و معیارهای اصلی را دنبال کنند.

معنی حمایت نکردن از احمدی‌نژاد حمایت از میرحسین نیست؟

نه. البته ممکن است بخش‌هایی از جامعه روحانیت و جامعه مدرسین از آقای میرحسین حمایت کنند، اما اصل و تلاش این است که محورها و معیارهای اصلی گفته شود.

به سیاست‌های آقای احمدی‌نژاد برمی‌گردیم. آیا ایشان درسیاست خارجی خود سیاست تهاجمی داشته و این سیاست‌ها به ضرر کشور است یا به نفع؟

سیاست کلی نظام را رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کنند و اگر رئیس‌جمهور حرفی بزنند در چارچوب سیاست‌هایی است که رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کنند. البته در این چارچوب ممکن است یکی تهاجمی‌تر عمل کند و دیگری تدافعی‌تر. سیاست آقای احمدی‌نژاد در حقیقت احیای گفتمان امام است که از موضع قدرت و اقتدار نظام تبعیت می‌کنند. در این سیاست مسائل هسته‌ای برای ما بسیار مهم شد و اینجا بود که در مساله هسته‌ای از یک گردنه مشکل عبور کردیم و نه‌‌تنها از مرحله غنی‌سازی گذشتیم، بلکه چرخه سوخت ما کامل شد.

پس در مساله هسته‌ای جایگاه ما در بحث بین‌الملل ارتقا داده شده است؟

بله. ارتقا یافته است.

درخصوص موضع‌گیری‌های دیگر چطور؟

درباره سیاست‌های دیگر طبیعی است که این سیاست‌ها به مذاق قدرت‌های غربی بخصوص آمریکا نساخته و طبیعتا اعمال کینه‌هایشان از لحن‌شان مشخص است و نتیجه‌اش آن شده که پرونده ایران به شورای امنیت رفت و این تهدیدی بود که دائما می‌کردند، اما این پرونده به شورای امنیت رفت و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. مدت‌ها بحث تحریم‌ها را مطرح کردند، اما بحمدالله هنوز چیزی نشده و باید گفت در این تحریم‌ها معمولا ما سود بردیم تا زیان، یعنی ما استقلال و اختیار و تکنولوژی خودمان را به واسطه همین تحریم‌ها رشد دادیم.

یکی از انتقاد‌های منتقدان به دولت احمدی‌نژاد بحث سفرهای استانی است. این سفرها از نظر شما چگونه ارزیابی می‌شود؟ فکر می‌کنید انتقاد به کدام قسمت است؟

هر عملی در جمع امتیازات و نقاط ضعفی دارد. سفر استانی حتما دارای هزینه است و کسانی که مخالف هستند، روی این جنبه تاکید می‌کنند و می‌گویند سفرهای استانی برای مردم هزینه دارد. به هر حال برای اداره مملکت باید هزینه کرد، اما مسلما نقاط مثبت خوبی هم داشته است. کشور ما دارای اقوام زیادی است و در این سفر‌هاست که استحکام و وحدت این قومیت‌ها با کل نظام برقرار می‌شود. رفتن به شهرستان‌ها، روستاها و شهرهای کوچک موجب می‌شود دولت در جریان ریز مشکلات مردم قرار بگیرد و طبیعی است که وقتی اطلاعات بیشتری داشته باشد تدریجا تصمیم‌گیری‌هایش هم دقیق‌تر و منظم‌تر و با بهره‌وری بهتری خواهد بود. البته این سفر‌ها می‌تواند ضعف‌هایی مثل هزینه‌ها و بالا بردن سطح انتظارات و سقف تعهدات را داشته باشد که این عوامل قابل حل است. در این سفرها برخی وعده‌ها داده می‌شود که مخالف قانون برنامه و بودجه است و طبیعی است که مخالفت به همراه داشته باشد.

انتقاد‌های زیادی راجع به بحث تغییرات در کابینه وجود دارد و تاکید می‌شود که هیچ دولتی به اندازه دولت آقای احمدی‌نژاد تغییر و تحول مدیریتی نداشته است. آیا این تغییرات از نظر شما مثبت است یا منفی؟

یکی از نکاتی که ما در یک جلسه طولانی با آقای احمدی‌نژاد صحبت کردیم، همین امر بود.

چندی پیش قبل از این که جبهه پیروان خط امام و رهبری بخواهد اعلام حمایت بکند ما دو سه جلسه با آقای احمدی‌نژاد صحبت کردیم. در یکی از جلسات طولانی بحث تغییرات مکرر و غیرقابل پیش‌بینی صحبت شد؛ اما ایشان اعتقادشان این بود تابوی 4 سال وزارت در این دولت شکسته شد و وزیری که نمی‌تواند کار کند باید کنار گذاشته شود، اما معتقدم که این تغییرات در مجموع به نفع دولت نیست، اما به هر حال این از اختیارات رئیس‌جمهور است که هر موقع احساس کند یکی از یارانش ضعیف است او را جابه‌جا کند.

شما گفتید که جبهه پیروان خط امام و رهبری با آقای احمدی‌نژاد دیداری داشته است، در این دیدار چه مسائلی مطرح شد؟

ما در این دیدار گفتیم شعارشما شعار کابینه 70 میلیونی بود و معنایش استفاده از افراد مختلف بود؛ اما در عمل این ‌طور نشد و دایره انتخاب، بسیار محدود یا از دانشگاه علم و صنعت یا از شهرداری بود و از بسیاری کسانی که در چارچوب اصولگرایی بودند و با علاقه می‌خواستند کار کنند و شاید بعضا هم از نفرات انتخابی، سابقه بیشتر داشتند استفاده نشد که این یکی از اشکالات ما به ایشان بود و البته ایشان این امر را رد می‌کردند و قبول نمی‌کردند و تعبیرشان این بود که من از همه افراد حتی اصلاح‌طلبان هم در کابینه استفاده کردم.

اما من کماکان اعتقاد دارم که دایره انتخاب ایشان در دور اول خیلی محدود بود و پیشنهاد می‌کنم اگر این‌بار انتخاب شدند با وسعت نظر بیشتری از همه کسانی که در چارچوب اصولگرایی هستند و به ایشان و نظام علاقه و توانایی دارند استفاده کنند.

آقای احمدی‌نژاد گفته‌اند که من جایگاه حزبی ندارم و به دیدگاه مردم کار دارم. این یک مقدار برای احزابی که پشتیبان ایشان بودند و حمایت خود را از ایشان اعلام کردند ناخوشایند بود. می‌خواستم بپرسم آیا واقعا این طور است؟

آقای احمدی‌نژاد انتخابش از چارچوب حزبی بیرون بود و بنابراین ایشان هم اعلام کردند که جایگاه حزبی ندارند. البته توجهی هم در دوره ایشان به خانه احزاب نشد، در حالی که در زمان‌های دیگر می‌شد البته این‌ که آقای احمدی‌نژاد می‌گویند من جایگاه حزبی ندارم همین ضربه زدن به جایگاه احزابی است که می‌خواهند از ایشان حمایت کنند یا اعلام حمایت کردند لذا آنها را در شرایط دودلی قرار می‌دهد.

حضور آقای کروبی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنید آقای کروبی به نفع آقای میرحسین کنار برود؟

من بعید می‌دانم ایشان به دلایل مختلف کنار برود. اولا ایشان رئیس و بنیانگذار یک حزب است و اوج کارهای حزبی شرکت در انتخابات است. بنابراین اگر ایشان بخواهد حزبش معروف شود ولو این‌که رای هم نیاورد، حتما باید در انتخابات نقش فعال داشته باشد. نکته دیگر این است که با توجه به شرایطی که در کشور ما وجود دارد، اگر کسی بخواهد تبلیغات داشته باشد باید هزینه زیادی کند. لذا پس از تایید شورای نگهبان فرصت خوب رادیو تلویزیونی بدون هیچ هزینه‌ای به‌وجود می‌آید و این افراد می‌توانند حرف‌های خودشان را بزنند و تبلیغات کنند.

یعنی ایشان آمده که فقط دیدگاه‌هایش را مطرح کند؟

نه ایشان آمده که رئیس‌جمهور بشود حتی اگر مطمئن باشد رئیس‌جمهور نمی‌شود، باز بالاخره ایشان رئیس و رهبر یک حزب است و این یک موقعیت و فرصت بسیار خوب در بهترین زمان و در اوج انتخابات است.

بعلاوه این‌که به نظر می‌آید خود آقای مهندس موسوی هم تمایل ندارد ایشان کنار برود. شاید وجود ایشان بیشتر به نفع آقای موسوی باشد. بنابراین به نظر می‌آید خود آقای موسوی هم بی‌علاقه نباشند.

فاطمه امیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها