حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پروین سلیمانی در آن روزها به سختی راه میرفت و گاه به دلیل ضعف حافظه چیزهایی را به خاطر نمیآورد، اما از حضور آن همه مردم مهربان و با محبت و خبرنگارانی که برای نشریات محلی با او مصاحبه میکردند و روز بعد مصاحبه چاپ شده او را به همراه عکسهایش در لابی هتل به او میدادند، او را به یاد سالهای جوانی انداخته بود . آن روزها تصور نمیکردم این هنرمند بتواند بار دیگر نقشی را ایفا کند، اما زمانی که سر صحنه سریال مختارنامه، او را در نقش زنی از اهالی مدائن دیدم که یک ترشیفروشی را اداره میکرد، احساس کردم آن تشویقها، کار خودش را کرده و او دوباره وارد میدان شده تا بار دیگر نقشی در تلویزیون ایفا کند.
پروین سلیمانی، هنرمند پرکاری بود. بارها او را در نقش مادران مختلف دیده بودیم و حالا که فوت کرده، میتوانیم بگوییم سینمای ایران یکی از مادران خودش را از دست داد، اما باید خوشحال باشیم که این هنرمند در زمان فوت خود «محبوب» بود.
میدانم که بسیاری از آدمهایی که در آن عصر پاییزی در طوس با او عکس انداختند، احتمالا در این روزها در حال تماشای آن عکسها و نشان دادن آن به دوستان و بستگان خود هستند و از این مساله به عنوان خاطرهای خوش یاد میکنند. سلیمانی مردمی بود و این نکته در کشور ما آنقدر بزرگ و مهم هست که باعث شود تا با فوت یک هنرمند، در ابتدای خبرمان بنویسیم: یک هنرمند مردمی دیگر هم رفت.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....