غیبت داستان‌های تاثیرگذار درباره پیر جماران

راز ورزی با شخصیت‌های آسمانی

در آستانه بیستمین سالگرد غروب آفتاب جماران، حضرت امام خمینی(قدس الله نفسه الزکیه) بررسی تاثیر امام خمینی در آفرینش آثار داستانی و انعکاس خورشید پرفروغ آن پیر عارف و روشن ضمیر امری بجا و واجب است. بسیاری معتقدند اگر در گوشه‌ای دیگر از جهان، انقلابی با ابعاد انقلاب اسلامی ایران رخ می‌داد و شخصیتی چون امام راحل وجود داشت، در فاصله بسیار کمتر از 20 سال آثار ادبی و هنری که بتواند معرفی کننده این نهضت و این شخصیت در ابعاد جهانی باشد بیشتر از آنچه ما در طول این 20ساله شاهد آن بودیم، ارائه می‌شد. واقعیت این است که نه تنها درباره زندگی و شخصیت امام راحل و ابعاد انقلاب اسلامی، بلکه در مورد بسیاری از موضوعات مهم که هویت عصر ما به شمار می‌روند، دست ادبیات داستانی از آثار ماندگار خالی است.
کد خبر: ۲۵۷۳۷۷

هویت ادبیات داستانی امام و انقلاب اسلامی: شاید از گذشته این مصراع معروف را بارها شنیده باشیم که گفته‌اند: «تا ریشه در آب است امید ثمری هست» این مصراع کنایه‌ای است برای این که بدانیم، تا وقتی هویت و ریشه‌های ما از سرچشمه‌ای پاک و گوارا سیراب می‌شود می‌توانیم امید به بالندگی و آینده‌ای روشن داشته باشیم.این اصل گرچه در همه عرصه‌های تمدنی دارای مصداق و عینیت است، اما جلوه‌های رخ نمودن ابعاد آن در موضوعات فرهنگی و هنری بیشتر از دیگر زمینه‌ها رخ می‌نماید.

به عبارت دیگر، در ساحت فرهنگ و ادبیات نیز مانند سایر زمینه‌ها هویت مندی جریان و شخصیت آثار بر ساختار و مشخصات فنی آن رجحان دارد. چه بسا بسیاری از آثار که با ظرافت‌های ساختاری به رشته تحریر درآمده‌اند، اما به دلیل عدم تناسب محتوای اثر با بایسته‌های هویتی و بومی هیچ‌گاه ماندگار نمی‌شوند.

حقیقتی که درباره امام راحل،کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد این است که آن پیر سفرکرده عصاره فضائل ملت ایران در عصری است که مردم ایشان را به رهبری خود برگزیده‌اند.

امام خمینی، یک هویت و شخصیت فردی نیست. بلکه منتهای آرزوهای بلند ملتی است که در سکوتی 300 ساله از زمان نادر شاه افشار تا انقلاب اسلامی هیچ افق روشنی در عرصه هویت ملی خود نداشته و نقش حاشیه‌ای و منفعل خود را چون زخمی کهنه چند قرن بر پیکر خود احساس کرده است. امام، هم راهبر و هم فرزند ملت ایران است. فرزندی که از فراسوی سکوت و خیزش و تجربه برای برخاستن، حرف دل و آوای سرخورده غرور تمدنی 7000 ساله را زمزمه کرده است.

بنابراین می‌توان انتظار داشت که ادبیات برای گذر از تاریخ و هویت ملی خود چاره‌ای جز عبور از مسیر شخصیت و نهضت امام ندارد. ادبیات اگر بخواهد به عنوان آیینه روزگار، تحلیل مناسبی برای هویت ملی باشد ناگزیر از شناخت و همنوایی با شخصیتی دارد که خود گذرگاه تحول فکر،تمدن و اندیشه روزگار معاصر و نسل‌های پس از خود شد.

حرمت و قداست امام: با این حال نمی‌توان از این مساله عبور کرد که نپرداختن نویسندگان به ابعاد شخصیتی امام راحل ناشی از عظمت روح بزرگ امام و علاقه و حرمتی است که از سوی نویسندگان به ساحت آن عزیز سفرکرده روا داشته می‌شود.

امیر حسین فردی که خود سه اثر داستانی در زمینه زندگیامام راحل برای سه قشر کودک، نوجوان و بزرگسال به رشته تحریر درآورده، اذعان می‌کند: به هیچ روی نتوانستم اندکی از آن چه از امام دیده بودم و می‌شناختم را در آثار خود منعکس نمایم.

نویسنده کتاب روح الله معتقد است: «مقتضای نوشتن داستان درباره زندگی هر فردی این است که او بتواند وارد لحظه‌های خصوصی و زوایای پنهان او شود. باید نویسنده امکان ورود به زمان‌های شک و دو دلی و ابعادی ژرف از اندیشه وی را پیدا کند. چیزی که لا اقل برای نویسندگان ما امکانش پیدا نشده و این از بعد حرمت امام برای ماست. بعد دیگر مربوط به قداست آن روح ملکوتی است.من نویسنده باید برای انتقال روح و اندیشه امام بتوانم هرچند اندک، برخی از حالات ایشان را درک کنم تا توصیف واقعی‌تری داشته باشم، اما نه من و نه بسیاری از نویسندگان پتانسیل و توانایی روحی پرواز با چنین روان بزرگی را نداریم.»

تفاوت‌های غرب و شرق در تصویرسازی شخصیت‌ها: موضوع نپرداختن داستانی شخصیت‌های بزرگ البته منحصر به امام امت نیست. امروزه بسیاری از نام‌های ماندگار در کشورها هستند که هیچ داستان تاثیرگذاری درباره آنان نوشته نشده است.

ادبیات ما برای گذر از تاریخ و هویت ملی خود چاره‌ای جز عبور از مسیرشخصیت و نهضت امام خمینی ندارد

این معضل مشترک ادبیات ایران دارای یک ریشه بسیار مهم فرهنگی در حوزه علایق و سلایق مخاطبان است.

نویسنده داستان ارمیا که این کتاب را با مستندگونه و تصاویری از تشییع تاریخی امام راحل به پایان برده، موضوع نپرداختن داستانی برای امام را اینچنین روایت می‌کند:

«در این گوشه از خاک که ما زندگی می‌کنیم‌،‌‌رازآلودگی شخصیت‌های بزرگ همواره لذت بخش تر از حل کردن مساله زندگی ایشان است.»

وی در تبیین این موضوع می‌افزاید: «تفاوت راز و مساله، یک تفاوت تمدنی است بین شرق و غرب. در غرب خیلی راحت می‌نشینند و فیلم شکسپیر عاشق را بر اساس یک روایت از زندگی این هنرمند می‌سازند؛ ولی در ایران هیچ زمانی دوست نداریم راز آمیزی زندگی بزرگانی چون حافظ برطرف شود و اگر کسی مانند اسماعیل فصیح رمان پناه بر حافظ را بر اساس زندگی این شاعر بزرگ می‌نویسد، استقبال خوبی نمی‌شود. در مورد زندگی حضرت امام(ره) نیز باید با توجه به (ضرورت رمزگشایی)‌ از همین زوایای پنهان این شخصیت استثنایی باید سعی در نگارش یک داستان نمود وگرنه تبدیل زندگی ایشان به یک زندگینامه داستانی کار لذت‌بخش و پر فایده‌ای نیست.

غفلت از عنصر تحقیق و عناصر نهضت امام: اگر در بسیاری از آثار داستانی، تخیل و تجربه مهم‌ترین سرمایه نویسنده محسوب می‌شود، در آثار مرتبط با شخصیت‌های بزرگ و اتفاقات تاریخی، توجه به واقعیت‌ها اصلی حیاتی است. فیروز زنوزیجلالی ، برنده جایزه کتاب سال در همین زمینه معتقد است: «برای ورود به چنین عرصه‌هایی نیاز به تصوری خاص از موضوعات است. امروزه نویسندگان ما اکثرا با تصورعام یعنی دید و سوادی که عامه مردم هم نسبت به موضوعات دارند به سراغ سوژه‌ها می‌روند. این در حالی است که نویسنده برای ورود به موضوع باید با مطالعه و تحقیق بتواند به آنات جذاب برای داستان پردازی دست پیدا کند. از همین رو در زمینه امام راحل در عرصه رمان اثر موفقی جز سه دیدار مرحوم ابراهیمی، اثری به نظرم نمی‌رسد.»

امیر حسین فردی نیز در این زمینه تاکید می‌کند: «برای نزدیک شدن به حالات امام و تحلیل و تبیین منطقی وقایع و عملکرد ایشان، نویسنده باید به مبانی اندیشه ایشان نزدیک شود. وی باید بداند تعبیر امام از مفاهیمی که از آن حرف می‌زند چیست تا بتواند رفتار امام را به زبان داستان ترکیب‌بندی کند.»

جایگاه امام در سرمایه‌گذاری فرهنگی: در عین حال نمی‌توان از ضرورت سرمایه‌گذاری برای آفرینش داستان‌های تاثیرگذار درباره انقلاب و امام راحل در شرایط ویژه ادبیات داستانی امروز غافل شد.

مدیر هیات اسلامی هنرمندان در این زمینه با اشاره به تاثیر‌گذاری امام در دوران معاصر و انقلاب اسلامی و تکوین جامعه امروزی می‌گوید: «فرهنگ و هنر قطعا نتوانسته ذره کوچکی از این تلاش‌ها را منعکس تا بتواند آثار فاخر و ارزشمندی را به زبان مشترک جهانی(هنر) عرضه کند.»

سید علی‌رضا سجادپور در همین زمینه نتیجه می‌گیرد: یکی از راه‌های توسعه چنین نگاهی این است که امام و نهضت امام به مقتضای تاثیر فراگیرشان در دنیای معاصر از وزن مناسب و شایسته‌ای در سیاستگذاری‌های فرهنگی برخوردار باشند.

محمد صادق دهنادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها