ای خواب همه بهانه از توست

یکی را گفتند چه ساعت از شبانه‌روز، احساس خوشی کنی همی؟ گفت همانا آن ساعت که در رختخواب، غلت و واغلت زدمی و قیلوله کردمی. گفتند کجای این خوش است؟ گفت همان که در طول این بیست و چهار ساعت، یک دقیقه‌اش هم چنین نگذرد و چون نگذرد خوش باشد که آدمی همیشه دلبسته محالات است! گفتند خواب نعمتی است که خداوند جل جلاله به راحتی آن را به انسان ارزانی داشته است، گفت نه اگر کافه کاغذی باشد! گفتند چرا؟ گفت چون همنشین ملک‌الموتی به نام سردبیر نسل سوم بودی و همه عمر، اگر به خواب هم رفتی، کابوس هیئت او بدیدی. گفتند کیست این سردبیر؟ گفت وصف آن از من مخواهید که حکایتی است صعب( ...!امضا: کافه کاغذی سعدی اینا)
کد خبر: ۲۵۷۲۸۰

خب! چطورید؟ خوب که هستید؟ ما که چند هفته‌ای است این خونه مادربزرگه را از بس دیدیم، حالمان بد شده. فی‌الواقع بشدت با مخمل همذات‌پنداری می‌کنیم چون این وروجک خانم روزی 8 وعده، وعده‌ای 20 بار خونه مادربزرگه نگاه می‌کند. حالا تازگی‌ها مدرسه موش‌ها و زی‌زی‌گولو هم اضافه شده. خلاصه خوب روزگاری داریم، خوب... .

رامین از کرج پیشنهاد داده که همه مشتری‌های کافه برنامه جی‌میل را روی گوشی‌های‌شان نصب کنند تا به راحتی بتوانند ایمیل بزنند. ما هم این پیشنهاد را قبول داریم. خودمان هم حتما اقدام می‌کنیم. البته نه برای ایمیل زدن به کافه، برای خواندن کافه شما.

اینها هم مجموعه حدسیات بانوی نیمه شب است که چون در ستون خانه دوست جا نمی‌شد، اینجا چاپش کردیم: «بنده همچون جناب استاد بیهقی عزم جزم کرده‌ام که تاریخ و تمدن کهن روزنامه جام‌جم را در امر «طنازان مجهول‌الهویت و معلوم‌الهویت» به نگارش درآورم تا نوسفران و تازه‌واردان بدانند و آگاه شوند همان گونه که ما پیشکسوتان می‌دانیم. نفر اول: ضمیمه نسل سوم قدیم/ صفحه آخر/ ستون آخرشه/ نوع نگارش: طنز/ نگارنده: مجهول‌الهویت/ وضعیت فعلی: غیرفعال. نفر دوم: ضمیمه نسل سوم جدید/ صفحه یکی مانده به آخر/ ستون آی‌کیو بالای 200/ نوع نگارش: طنز/ نگارنده: آقای محمدمهدی رنجبر/ وضعیت فعلی: غیرفعال. نفر سوم: ضمیمه تپش/ صفحه 12/ صفحه تپش‌محله/ نوع نگارش: طنز/ نگارنده: مجهول‌الهویت/ وضعیت فعلی: غیرفعال. نفر چهارم: ضمیمه چاردیواری/ صفحات 14 و 15/ صفحه بر و بچه‌ها/ نوع نگارش: طنز/ نگارنده: نیمه‌مجهول (ف. حسامی/) وضعیت فعلی: فعال. نفر پنجم: ضمیمه نسل سوم جدید/ صفحه 13/ صفحه کافه کاغذی/ نوع نگارش: طنز/ نگارنده: مجهول‌الهویت/ وضعیت فعلی: فعال. نفر ششم: روزنامه جام‌جم/ صفحه آخر/ ستون خنده جام/ نوع نگارش: طنز/ نگارنده: آقای رضا رفیع/ وضعیت فعلی: فعال. جالب است نه؟ از بین 6 موردی که در تاریخ روزنامه جام‌جم با نوع نگارش طنز، موفق به جلب مخاطب شده‌اند تنها 2 نفر به طور کامل خود را معرفی کرده‌اند. نوع نگارش طنز این طنازان به مقادیر معتنابهی شبیه به یکدیگر است که این امر می‌تواند به خاطر آشنایی آنها با هم و تاثیر پذیرفتن از همدیگر باشد ولی واضح است که همه آنها یک نفر نیستند. فرضیه اول: شخص جدیدی به این چرخه افزوده نشده است. ف. حسامی تنها در صفحه بر و بچه‌ها می‌نگارند (البته به گفته خودشان) پس تنها باقی می‌ماند آقایان رفیع و رنجبر که مشخصا 2 فرد مجزا هستند و ستون‌هایی با نگارنده مجهول‌الهویت ستون‌های: آخرشه، تپش محله و کافه کاغذی هستند. با توجه به تحقیقات من روی نوع نگارش و نوع ادای کلمات و عبارات طنز هم متهم ردیف اول یعنی آقای محمدمهدی رنجبر و هم متهم ردیف دوم آقای رضا رفیع می‌توانند نگارنده ستون‌های مجهول‌الهویت باشند که با توجه به اطلاعات من احتمال این که نویسنده کافه کاغذی آقای رنجبر باشد بیشتر از آقای رفیع است. فرضیه دوم: شخص جدیدی به جمع طنازان جام‌جم افزوده شده است. این شخص جدید نویسنده ستون‌های مجهول‌الهویت است و ما بالکل سر کار تشریف داریم.» جواب: فرضیه دوم درست است البته خدای نکرده شما بالکل سرکار تشریف ندارید ولی خب... هیچ کدامش درست نبود. بی‌زحمت پیدا کنید پرتقال‌فروش را.

خواهر سکینه خانم، این اصلا شوخی بامزه‌ای نبود. فی‌الواقع تا این موضوع رسما ثابت نشود از هر گونه اظهارنظری در این باره پرهیز می‌کنیم.

مینا از مشهد من هم امیدوارم این آخرین باری باشد که فارگیلیسی می‌نویسی. بعد هم باباجان! اگر تو برای نسل سوم پیری، ما دیگر چه بگوییم؟ بفرمایید خودمان با پای خودمان تشریف ببریم خانه سالمندان دیگر...

امیرحسین محمدی 15ساله از قم: ما هم از این هفته به ایمیل‌های شما جواب می‌دهیم. فی‌الواقع چیزی به ذهنمان نمی‌رسد جز این که منتظر ایمیل‌های شما بمانیم.

بابا راضیه از نصف جهان این خاطره‌ات را چند بار می‌فرستی؟ نکند همان یک بار فقط جام‌جم خریدی!

سپیده خانم محمودی شعرت چاپ می‌شود باباجان! با اسم خودت. خیالت راحت.

محبوبه از گیلان، جان هر کس که دوست داری این ماجرای آشنایی‌ات با کافه را فارسی بنویس تا ما هم چاپ کنیم. با اسم خودت در ستون خانه دوست. آفرین دختر خوبم! در ضمن از لطف‌هایی که در گذشته‌های دور به ما داشتی (وای چقدر مسخره می‌نویسد و...) اینها خیلی ممنونم!

به‌به! استاد حنیف بارسلوناییان، چطوری؟ آره داداش! معلوم است که جام اروپا هم مال خودمان است. شک نکن! زود به زودتر برایمان بنویس بابا، دلمان تنگ می‌شود.

امیرجان! داستان این پروژه‌ها، اصولا یکی داستان است پر آب چشم. این است که شما زیاد حرص و جوش نخور. همین جور خوش بگذران که هیچ چاره دیگری جز این نداری. امیدوارم هر چه زودتر خلاص شوی و هی برای ما ایمیل بدهی، هی برای ما ایمیل بدهی، هی برای ما ایمیل بدهی... (به شیوه عمو قناد بخون وقتی می‌خواد بگه یه برنامه ببینید)!

به‌به ریحانه قاسمی، پارسال دوست امسال آشنا، عید شما هم مبارک! بله، ما هم از خجالت خودمان، جیب‌مان و نمایشگاه کتاب در‌آمدیم هرچند امسال مثل هر سال نبود... بگذریم. یک کم فعال باش دخترم، بد نیست‌ها!

آقا ما رفتیم. خلیج‌فارس... چی؟ خلیج همیشه فارس است. تا هفته بعد عزت همگی زیاد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها