حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سلام شترگاوپلنگیهای تنهای دیار من! با گرمای هوا چه میکنید؟ کولرها را روشن کردهاید؟ پوشال کولرها را عوض کردهاید یا دارید از گرما میپزید اما زحمت راست و ریس کردن کولر را به خود نمیدهید؟ یعنی چه که کار شما نیست و کار بزرگترهاست؟ بزرگترها هزار و یک کار دیگر هم دارند. اگر گرمتان است و اگر توی خونه کولری دارید که هنوز به کار نیفتاده است آستینها را بالا بزنید.
اگر هم گرم نیست پس ریههایتان را از نفس عمیق پر کنید و حالش را ببرید که ما پختیم از گرما. تازه اولش است. تیر و مرداد هنوز از راه نرسیده. کاش دوباره باران بیاید. شما هم موافق باران و در آرزوی باران در گرمای خرداد و تابستان هستید؟
دیدهاید که چه کیفی دارد سرتان را بگیرید رو به آسمان و بگذارید که اشک آسمان بیفتد روی صورتتان، بلغزد و سر بخورد پایین؟ حیف که بارانی نمیآید اما خدا را چه دیدید. شاید امروز شاید فردا. خب خیلی حرف زدم.
چه خبر؟ خوب که هستید؟ این هفته میخواهم به نامه فرزانه از بندرعباس جواب دهم. دوست خوبم، من به این خواسته تو که هیچ سطری از نامهات چاپ نشود و هیچ اشاره مستقیمی هم به آن صورت نگیرد احترام میگذارم. خواهر خوبم! من هم با تو موافقم. باید مقاومت کنی.
باید به هر سختی و به هر روشی هست آنها را وادار کنی حرفهای تو را بپذیرند. تو دختر روشن و تحصیلکردهای هستی. برای آنها از آرزوهایت بگو. نترس اتفاقی نمیافتد.
حتی ممکن است تلاشها نتیجهای هم نداشته باشد اما حداقلاش این است که حرفهایت را به آنها گفتهای. گفتهای که نمیخواهی تن به تصمیمی بدهی که آنها برای زندگیات گرفتهاند. گفتهای که برای لحظهلحظه زندگیات برنامه داری و دلت نمیخواهد در چاردیواری خانهات بپوسی.
در این راه از هر کسی که میدانی ممکن است به تو کمک کند و حرفهایش روی آنها تاثیر بگذارد کمک بگیر. فرصت کمی داری. پس همه راهها را امتحان کن و بدان که خداوند پشت سر تو است. تو را نگاه میکند و قدر تلاشهایت را میداند و برایش اعتبار و احترام قائل است. تو جوانی و حق داری که خودت شریک زندگیات را انتخاب کنی. حق داری هر وقت خودت میخواستی چنین تصمیم مهمی را در زندگیات بگیری و بدان که هیچ کس بهتر از خودت نمیتواند به تو کمک کند.
امیدوارم موفق باشی و بتوانی در برابر چنین خواسته نابجایی بایستی. من برایت دعا میکنم. شب و روز و از خدا میخواهم نظر لطفش را از تو بر نگیرد. موفق باشی. مرا از حال خودت بیخبر نگذار.
خب شترگاوپلنگیها ما رفتیم. تا نگاه میکنی وقت رفتن است. پس تا هفته بعد درود و بدرود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....