اصلا به چه زبانی علاقه دارید؟ انگلیسی، آلمانی، فرانسه، اسپانیولی، اردو، پشتو، اوگاندایی و... از آن آدمهایی هستید که برای بالا بردن کلاس کاریتان در هر جمله هزار بار میگوید. OK ،sure ،sorry ،thanks ،honey و... بدون این که معنای آنها را بدانید؟ اصلا تا به حال شده همین که دارید در خیابان راه میروید یک شهروند خارجی جلویتان را بگیرد و ازتان آدرسی بپرسد؟ شما در جواب چه پاسخی دادهاید؟ منمنکنان جوابش را دادهاید یا این که آنقدر خودتان را به در و دیوار کوبیدهاید تا به طرف حالی کردهاید؟ یا آن که بیخیال کار و کسب شدهاید، دست طرف را گرفتهاید و او را به مقصد موردنظر رساندهاید؟
چند سالی است که بسیاری از ما به این نتیجه رسیدهایم که دانستن و یادگیری زبانی جدای از زبان مادری برایمان حتی از نان شب هم واجبتر است. یعنی به این نتیجه رسیدهایم که رفع نیازها و دستیابی به خواستهها و آرزوهایمان در گرو دانستن زبان دیگری است. بنابراین از راههای مختلف سعی میکنیم آنچه را که در دوران مدرسه یاد گرفتهایم و چندان هم دردی از دردهایمان را دوا نکرده تقویت کنیم، اما نکته اینجاست که چند سالمان باشد و به این نتیجه برسیم؛ بچه 3 سالهای باشیم و با زور و کتک والدین و در حالی که زبان خودمان را هم دست و پا شکسته حرف میزنیم به این نتیجه برسیم یا زمانی که به 70 سالگی رسیدیم.
چرا باید زبان بخوانیم؟ شاید اولین باری که هر آدمی به طور جدی به خود بیاید (البته در کشور خودمان را عرض میکنم) و به این نتیجه برسد که بایستی زبان دومی را یاد بگیرد در سالهای پایان تحصیل و نزدیک شدن به غول بزرگ کنکور باشد، زمانی که بقیه از ضریب بالای درس زبان و نقشی که در قبولی کنکور دارد حرف میزنند بد موقعی به خودمان آمدهایم، چشم که باز میکنیم میبینیم سر جلسه نشستهایم، به سوالات خیره شدهایم بدون این که حتی از پس یکیشان بربیاییم، وقت تمام میشود. چرا این طور میشود؟ چون در دوران مدرسه چیزی بیشتر از سلسلهای از قواعد، دستورات و لغات ابتدایی بهمان یاد نداده بودند و آنقدر تصاویر کتاب جالب بودند که در آنها محو میشدیم. بنابراین از فردای همان روز البته اگر عاقل باشیم به در و دیوار میزنیم تا زبانمان را تقویت کنیم، اما گذشته از نیاز به زبان در زمینه تحصیل، ممکن است به دلایل مختلف به سراغ یادگیری آن برویم. بخصوص زبان انگلیسی که گذشته از آن که زبانی بینالمللی است، زبان پایهای محسوب میشود که در اکثر نقاط دنیا به عنوان زبان دوم مورد استفاده قرار میگیرد و شما حتی اگر زبانهای دیگر را بلد نباشید در صورت بلد بودن انگلیسی کارتان راه میافتد. اگر یک نگاهی به خودتان و نگاهی به کسانی که در کلاس زبان شرکت میکنند بیندازید، خواهید دید که شما و بقیه به انگیزههای متفاوت درصدد تقویت زبانتان هستید.
مریم سعیدی که 19 سال دارد و پشت کنکوری است که هر روز از ساعت 10 تا 12 به کلاس زبان میرود میگوید: «متاسفانه در مدرسه بیشتر از 5 سال زبان انگلیسی خواندهایم اما وقتی از دبیرستان فارغالتحصیل شدیم باید دوباره زبان را از پایه شروع میکردیم. من از اولین سطح کلاسهای انگلیسی شروع کردم و تازه فهمیدم در دوران مدرسه با این که در درس زبان قوی بودم، هیچ چیز کاربردی یاد نگرفتهام.»
یاشار خدابندهلو هم که کلاس دوره زبان 2 ساله را به پایان رسانده و حالا به کار ترجمه مشغول است، توضیح میدهد: «ما در درسهای مدرسه فقط یک سری قواعد یاد گرفتهایم. معلم سر کلاس با ما فارسی حرف میزد در حالی که نباید این طور باشد. اگر در مدرسه سر کلاسهای زبان معلم و دانشآموزان با هم انگلیسی حرف میزدند و کمکم در یادگیری لغات و مکالمه قوی میشدند بعد از فارغالتحصیلی به سطح خوبی از زبان رسیده بودند.»
برای یادگیری زبان انگلیسی علاوه بر این که کلاسها مفید است، میتوانید زمانهایی را در نظر بگیرید و با دوستانتان و یکی از اعضای خانواده انگلیسی صحبت کنید.
سارا بهبهانی 21 ساله که دانشجوی معماری است، میگوید: «من روزی یک ساعت در روز را به صحبت کردن به زبان انگلیسی با خواهرم اختصاص میدهم و این تصمیم کمک زیادی به هر دوی ما کرده است. مثلا من جملهای میگویم و کلمهای به کار میبرم که برای او تازه است یا برعکس و این به یادگیری و تمرین آن چیزهایی که سر کلاس یاد گرفتهایم، کمک زیاد میکند.»
بعضیها به دلیل علاقه زبان میخوانند، برخی به عنوان نوعی تفریح و سرگرمی به زبان نگاه میکنند (که برای این دسته زبان در فصولی از سال مثلا تابستان یا هر زمان دیگری که سرشان خلوت باشد اهمیت مییابد) برای عدهای دیگر زبان وسیلهای برای کسب و کار و تجارت است و بدون دانستن آن کارهایشان پیش نمیرود. برخی برای تقویت زبان فرزندانشان در آینده به کلاس زبان میآیند! برای دستهای از آدمها، یادگیری زبان نوعی کلاس کاری در بین رفقا محسوب میشود و برای عدهای که میخواهند برای تحصیل به کشور دیگری بروند یا در کشور دیگری اقامت بگیرند زبان از شروط اساسی محسوب میشود، اما به هر حال ممکن است حتی برای گردشگری هم که شده روزی از کشوری دیگر سر درآوردیم. بنابراین برای این که مثل انسانهای اولیه مجبور نباشیم تصویر چیزها را بکشیم یا با ایما و اشاره منظورمان را به دیگران برسانیم بهتر است برای یادگیری زبان اقدام کنیم.
حال میتوانیم خودمان به طور شخصی شروع به خواندن و یادگیری آن در خانه کنیم یا در یکی از آموزشگاههایی که این روزها تعدادشان سر به فلک کشیده است ثبتنام کنیم.
ولی برای این که این وسط ضرر نکنیم و از کاری که نکردهایم پشیمان نشویم، قبل از ثبتنام در آموزشگاهها، اول از دوستان یا آشنایانی که رفتن به این کلاسها را تجربه کردهاند درباره سطح و کیفیت آموزشگاههای زبان به قدر کافی پرس و جو کنیم. آموزشگاههای زبان معمولا از جهت سطح آموزش مکالمه و گرامر با هم متفاوت هستند. بعضی در آموزش مکالمه قوی هستند و برخی دیگر از نظر آموزش دستورزبان و نوشتار تواناییهای بیشتری دارند. بنابراین خوب فکر کنید و با توجه به هدفی که در یادگیری زبان دارید، ببینید در کدامیک از آنها میخواهید پیشرفت کنید. یکی دیگر از نکاتی که باید در انتخاب آموزشگاه موردنظر دقت کنید تعداد افراد شرکتکننده در کلاسها است که در بهترین حالت ممکن تعداد دانشآموزان در هر کلاس 5 یا 6 نفر است اما در برخی دیگر حدود 20 نفر در کلاسی با گنجایش 12 نفر جا داده میشوند که این موضوع میتواند مشکلساز شود. البته میزان پیشرفت تا حدود زیادی بستگی به مطالعه و فعالیت خودمان دارد که چقدر در کلاس فعال باشیم، چقدر برای تقویت زبان مورد نظر کتاب، روزنامه و مجله بخوانیم و چقدر برای یادگیری آن وقت بگذاریم. اما در چنین وضعیتی کلاس آنقدر پر ازدحام است که معلم باید کلی فریاد بزند تا صدایش به تکتک دانشآموزان برسد و انرژیای که باید صرف یک نفر کند همزمان صرف 10 نفر دیگر هم بکند. در چنین کلاسی ممکن است یک نفر مدام در حال صحبت کردن باشد و نفر دیگر در گوشهای به فراموشی سپرده شود. بنابراین برای این که وقت و هزینهتان بیهوده هدر نرود، باید حواستان را خوب جمع کنید. بحث هزینه کلاسها شد. قیمت کلاسهای زبان (جدا از کلاسهایی که به صورت خصوصی برگزار میشوند) در آموزشگاههای مختلف، متناسب با زبانی که انتخاب میکنید، سطحی که در آن قرار دارید و منطقهای که آموزشگاه در آن واقع شده متفاوت است، اما قیمت کلاسها معمولا از 35 تا 70 هزار تومان برای هر ترم متغیر است بنابراین با توجه به بودجهای که میخواهید برای یادیگری زبان بگذارید میتوانید یکی از آموزشگاهها را انتخاب کنید.
لطفا جوگیر نشوید
به هر حال برای یادگرفتن زبان لازم نیست همه چیز را برای خودمان سخت کنیم. اگر از کسانی هستید که به این آموزشگاهها میروید حتما دیدهاید که جو کلاس در برخی اوقات خشک و بسیار رسمی است، به طوری که روابطتان با دیگر افراد کلاس به سلام و خداحافظی ختم میشود و جو کلاس آنچنان برایتان سنگین است که احساس خفگی میکنید و مدام منتظر هستید که وقت کلاس تمام شود تا از این وضعیت خلاص شوید اما در برخی موارد هم جو کلاس آنقدر صمیمی و دوستانه است که میتوانید حتی دوست پیدا کنید، درباره مسائل مختلف با دیگران صحبت کنید و از یادگیری زبان لذت ببرید. البته این بستگی به خودتان هم دارد که چطور کاری کنید که همه چیز برایمان ساده بگذرد.
برای یاد گرفتن زبان لازم نیست همه چیز را برای خودمان سخت کنیم. لازم نیست از زمین و زمان ببریم، خودمان را در اتاقی محبوس کنیم و صبح تا شب خودمان را با کتاب و مجلات، فیلم و موزیکهای خارجی مشغول کنیم. این بستگی به ما دارد که چطور از یادگیری لذت ببریم. اگر تا الان دست روی دست گذاشتهاید و اقدامی نکردهاید زود بجنبید که همین حالا هم خیلی دیر شده.
راحله رسولی