امسال هم مثل هر سال کاندیداها و ستادهای حامیشان از چند ماه مانده به انتخابات فعالیتهای خودشان را شروع کردند تا بتوانند مقبولیت بیشتری بین مردم ایران کسب کنند. هر چند اوایل بحث حضور چهرههای مختلفی در انتخابات ایران مطرح بود، اما در نهایت گروهها و جریانهای سیاسی به جمعبندی فعلی رسیدند و 4 کاندیدا را روانه کارزار انتخابات ریاستجمهوری کردند.
انتخابات این دوره اما با سایر دورهها تفاوتهایی دارد که خود به خود این انتخابات را از سایر دورههای آن متمایز میکند.
بازی رنگها
اگر چه استفاده از رنگ در بین جریانهای سیاسی و گروههایی که برای شرکت در یک انتخابات وارد میدان میشوند، کاربرد بسیار زیادی دارد، اما امسال اولین دورهای است که رنگها در انتخابات ریاستجمهوری ایران به بازی گرفته شدهاند تا کارکرد تبلیغاتی پیدا کنند.
در کشور ما هم مثل سایر کشورها رنگها معناهای گوناگونی دارند و از دیر باز تاکنون در هنرهای ما به عنوان نماد یا نشانه به کار میرفتهاند.
نمونهاش هنر تعزیه یا شبیهخوانی است که در آن رنگها کار بردهای مختلفی دارند. در شبیهخوانی یا تعزیه که بازآفرینی روایتهای مذهبی ایران در قالب نمایش است، بازیگران حاضر در صحنه به دو گروه اولیا و اشقیا یا موافقخوان و مخالفخوان تبدیل میشوند؛ اولیا ائمه و یاران آنها هستند و مخالف خوانها دشمنان ائمه و یارانشان.
از دیرباز تاکنون این دو دسته در هنر تعزیه با استفاده از رنگها و لحن از هم جدا میشدهاند. به طوری که اگر کسی در اواسط تعزیه به جمع تماشاگران میپیوست میتوانست راحت ماجرا را تشخیص دهد و بداند کسی که الان دارد نقش بازی میکند به کدام گروه و دسته تعلق دارد و حتی چه نقشی را هم به عهده دارد. چون جدا از تمایز رنگها هر کدام از این دو گروه برای خواندن اشعار و متن هم شیوههای مختلفی داشتهاند، اولیا معمولا اشعار را در دستگاههای موسیقی میخواندهاند (و به همین خاطر باید بازیگران این نقشها هم صدای خوبی میداشتهاند و هم تسلط روی دستگاههای موسیقی)، اما مخالفخوانها یا اشقیا، نه.
جدا از این هنر دینی و ملی، در سایر کشورها معمولا جریانهای سیاسی نمادهای مختلفی را برای شناسایی خود در نزد افکار عمومی انتخاب میکنند که رنگ یکی از اینهاست.
مثلا از زمان پیداش جنبشهای سوسیالیستی رنگ قرمز همیشه نماد این جنبشها بوده و امروز هم همین رنگ همچنان معرف این گروههاست. به عنوان مثال رئیسجمهور چپگرای ونزوئلا یعنی هوگو چاوز هنوز هم پیراهنهایی با لباس قرمز میپوشد تا هویت خودش را نشان دهد. به همین خاطر در طول تاریخ هر چیزی که رنگ سرخ داشته باشد یک جورهایی با این تفکر پیوند دارد، مثلا ارتش سرخ، انقلاب سرخ و... .
آنارشیستها که چندان پایبند قواعد موجود نیستند و میخواهند مدام وضع موجود را عوض کنند، رنگ معرفشان سیاه است. آنها هم اگر چه موفق نشدهاند به قدرت دست پیدا کنند، اما همیشه از رنگ سیاه خوششان میآمده و هنوز هم این رنگ متعلق به آنهاست. البته از زمان فروپاشی شوروی و راه افتادن انقلابهای مخملی در سراسر جهان رفته رفته کار کرد رنگها در عالم سیاست بیشتر از گذشته شد، چرا که یواشیواش سر و کله انقلابهای رنگی و مخملی در دنیای سیاست پیدا شد. نارنجی، آبی، قرمز و... یواشیواش به نماد انقلابهای آرام و مخملی اوکراین، گرجستان و... تبدیل شدند تا باز هم رنگها اهمیت خودشان را در انتخابات نشان دهند.
از این مثالها تا دلتان بخواهد زیاد است، پس بهتر است پس از این مقدمه برویم سراغ بحث اصلی که همین انتخابات خودمان است.
در انتخابات امسال اولین کاندیدایی که به سراغ رنگها رفت میرحسین موسوی بود. شاید علاقه ذاتی موسوی به رنگها باعث شد تا او این تصمیم را بگیرد. به هر حال موسوی هم نقاش است و هم معمار و دست برقضا همسرش هم مجسمهساز است، به همین خاطر اصلا بازی با رنگها یکی از هنرهای این سیاستمدار است.
موسوی همزمان با اعلام حضورش در انتخابات خیلی زود رنگ ستادش را هم مشخص کرد، این کار موسوی زنگ استفاده از رنگ به عنوان نماد را به صدا در آورد، اما باید چند هفتهای میگذشت تا سایر نامزدها هم به فکر استفاده از رنگ میافتادند.
موسوی به واسطه این که سید بود و رنگ سبز هم به عنوان نماد سادات در ایران معروف بود این رنگ را برای ستادش انتخاب کرد و خودش هم علاوه بر استفاده از چفیه با شال سبز در بین مردم حاضر میشد. این کار موسوی باعث شد تا در انتخابات این دوره ریاستجمهوری ایران یواشیواش در کنار پوسترها و بروشورها سر و کله روبانهای سبز رنگ هم پیدا شود.
با آغاز رسمی تبلیغات نامزدها مهدی کروبی هم تصمیم گرفت تا از رنگ استفاده کند، او به همین دلیل سراغ رنگ سفید رفت و این رنگ را به عنوان رنگ ستادش معرفی کرد. پس از آن نوبت به محمود احمدینژاد رئیسجمهور فعلی ایران رسید تا او هم رنگی را برای ستادش انتخاب کند، اگرچه گوی ایشان در قرعه کشی برنامه های رسانه ملی قرمز بود، با این حال رئیس ستاد این نامزد اعلام کرد که رنگ ستاد ما رنگ دوستی و عشق و رنگ پرچم ایران است.
به نظر میرسد بازی با رنگها در سالهای آینده هم کماکان ادامه داشته باشد.
رو در رویی در رسانه ملی
امسال یک اتفاق دیگر هم رخ داد که حسابی همه را غافلگیر کرد. رسانه ملی اعلام کرد که امکان برگزاری مناظرههای تلویزیونی بین کاندیداها را فراهم میکند. اوایل کسی خیلی این حرفها را جدی نگرفت، اما رفتهرفته این بحث جدی شد و سر و کله نمایندگان ستادهای حامی کاندیداها در ساختمان صداوسیما پیدا شد تا با حضور آنها برنامهریزیهای انتخاباتی انجام شود و بعد زمان برنامهها مشخص گردد.
این بار هم گویهای رنگی برای کاندیداها تعیینکننده شدند و هر گوی با رنگش نشان میداد که جای یک نامزد و زمان حضورش در جدول برنامهها کجاست. خلاصه زمان مناظرهها هم اعلام شد و هر نامزد طبق این برنامه باید در سه برنامه زنده به گفتگوی رودررو با سایر نامزدها میپرداخت.
از همین حالا خیلیها هستند که تصمیمگیری برای شرکت در انتخابات را به بعد از دیدن این برنامهها موکول کردهاند.
روزنامه: انتخاب روزنامه و انتشار آن هم یکی دیگر از وجوه تمایز انتخابات این دوره باسایر انتخابات بود. کروبی بعد از انتخابات ریاستجمهوری نهم روزنامه اعتماد ملی را راه انداخت و با همین روزنامه قدم به رقابتهای انتخاباتی گذاشت. موسوی با راهاندازی روزنامه کلمه سبز وارد میدان شد. طرفداران رئیسجمهور هم روزنامه وطن امروز را پیش از انتخابات راه انداختند.
اساماس: اساماسهاس تبلیغاتی اگر چه از دورههای پیش باب شده بود، اما این دوره کارکردی به مراتب بیشتر پیدا کرد. هم محتوای اساماسها حرفهایتر و کاربردی تر شده بود و هم تعداد ارسال آنها. جالب اینجاست که در انتخابات این دوره علاوه بر ستادها خود طرفداران کاندیداها هم در جمعهای کوچک و بزرگ به تولید و انتشار این اساماسها میپرداختند.
لباسهای رنگی: سیاسی شدن رنگها خود به خود باعث شد تا مردم علاوه بر استفاده از روبان لباسهایی با رنگ منتخب کاندیدای خود بپوشند، به همین خاطر از زمان آغاز زمان رسمی انتخابات یواشیواش استفاده از لباسهای رنگی در بین مردم بیشتر شد.
اشتغالزایی انتخاباتی: انتخابات این دوره هم مثل سایر دورهها اشتغالزایی خودش را داشت که دست برقضا حسابی به نفع جوانها و نوجوانها بود. از چسباندن پوستر تا توزیع بروشور گرفته تا راه افتادن با ماشینهای پوشیده از پوستر در خیابانها.
از طرف دیگر چون برخی از نامزدها به تبلیغات چهره به چهره روی آورده بودند خود به خود کار و تبلیغ در خیابانها و میدانها هم برای برخی یک کار موقت بود. هرچند خیلیها خود به خود و خود جوش به این اقدام دست میزدند.
رضا امیدوار