حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در بین حشرهشناسان، این نظریه معمول بود که مورچههای مرده بر اثر تجزیه ترکیبات شیمیایی که از خود تولید میکنند (مانند اسیدهای چرب)، مرگشان را به مورچههای زنده داخل کلونی نشان میدهند اما تحقیقات محققان دانشگاه Riverside روی مورچهای آرژانتینی شواهدی مبنی بر استفاده از یک مکانیزم متفاوت در انتقال لاشه مورچههای مرده به خارج کلونی به دست آمده است.
در آخرین نتایج چاپ شده در نشریه آکادمی ملی علوم، محققان گزارش کردهاند که تمام مورچهها اعم از مرده و زنده دائما دارای یک سری ترکیبات شیمیایی مربوط به مرگ هستند که مورچههای زنده ترکیبات دیگری را نیز که مربوط به حیات میشود، با خود دارند.هنگامی که یک مورچه میمیرد، ترکیبات مربوط به حیات از بین میرود یا بسیار کم میشود و فقط ترکیبات شیمیایی مربوط به مرگ باقی میماند ، نه به این دلیل که بدن مورچه مرده پس از مرگ یک ترکیب شیمیایی جدید از خود آزاد میکند، بلکه به این خاطر که مورچه مرده دیگر مانند مورچههای زنده که مسوول انتقال لاشهها به خارج از کلونی هستند، از حس بویایی استفاده نمیکنند.
نتایج این آزمایش باعث حل یک معمای دیرینه در ارتباط با رفتار حیوانات شد و تصورات غلط قبلی را که عمومی شده و در مقالات ذکر شده بود، تصحیح کرد. جای هیچ شکی نیست که از بین رفتن ترکیبات شیمیایی مربوط به حیات باعث ایجاد رفتار مورچههای حامل مردار در قبال لاشه مورچه میشود تا افزایش ترکیبات شیمیایی مربوط به مرگ.
محققان به منظور تشخیص و شناسایی ترکیبات شیمیایی مربوط به حیات در مورچه آرژانتینی از تکنیکهای شیمی تجزیه استفاده کردند.
آنها از ترکیبات iridomyrmecin و dolichodial استفاده کردند. این ترکیبات شبیه به ترکیباتی است که در انواع مورچهها وجود داشته و نشانگر رفتار آنها در برخورد با مورچههای مرده است. ادامه مطالعات نشان داد که تحریک رفتار مردهانگاری در مورچه آرژانتینی بیشتر با کاهش یا نبود علائم شیمیایی مربوط به حیات مرتبط است تا علائم شیمیایی مربوط به مرگ.
درک و فهم دقیق این کمانیسم در مورچه آرژانتینی میتواند محققان را در رسیدن به روشهای محیطی متعادلتری برای مبارزه با آفاتی که احتمال آلودگی را افزایش میدهند کمک کند و در نتیجه استفاده کمتر از حشرهکشها را به همراه داشته باشد.
مترجم: آتنا حسنآبادی
منبع: Physorg
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....