درباره مهران رجبی

بازیگرترین نابازیگر

مدتی قبل یکی از هفته‌نامه‌ها طی مصاحبه‌ای با مهران رجبی، از او درباره سوابقش پرسیده بود و این که کی وارد سینما شد. او هم مثل همیشه با طنز جواب داده بود. در همان جا با 3 نفر از کارگردان‌های مشهور همصحبت شده بود؛ کیانوش عیاری، ایرج کریمی و رضا میرکریمی که هر سه مدعی کشف این بازیگر بودند اما مهران رجبی با آن چهره جالب و ضدستاره و لبخندهای همیشگی و زبان‌آوری جالبش، چه چیزی را وارد بازیگری در سینما و تلویزیون ما کرد که یکباره به این اندازه معروف شد و کارش به جایی رسید که تقریبا در 5‌‌سال گذشته هیچ‌گاه بیکار نبوده؟
کد خبر: ۲۵۶۶۵۴

سریال «بچه‌های مدرسه همت» ساخته رضا میرکریمی در حدی نبود که مهران رجبی در آن بدرخشد؛ سریال خوبی بود و با استقبال روبه‌رو شد اما جای مانور زیادی برای این بازیگر نداشت. فیلم «کودک و سرباز» ساخته همین کارگردان، اکران نشد و در زمان خودش کسی آن را ندید، هرچند مدام از آن تعریف می‌کردند و می‌گفتند جزو بهترین فیلم‌های درباره کودک در سال‌های اخیر است. در «از کنار هم می‌گذریم» مهران رجبی ایفاگر نقش راننده نعش‌کشی بود که کنار بازیگر فیلم می‌نشست و درباره همه چی حرف می‌زد و تماشاگر گاهی نمی‌فهمید که این همه شیرین‌زبانی را او در فیلمنامه خوانده و حفظ کرده یا خودش برای خودش دارد این حرف‌ها را می‌زند. شروع ساخت سریال «روزگار قریب» هم به زمانی برمی‌گردد که مهران رجبی هنوز این بازیگری نشده بود که می‌شناسیم. پس خیلی مهم نیست که چه کسی او را کشف و استعداد بازیگری را در او تشخیص داد (جوابش رضا میرکریمی است! چون آنها سابقه دوستی خانوادگی‌شان به سال‌ها قبل و زمان تحصیل برمی‌گردد) اما بدون‌شک اولین فیلمی که این بازیگر را در هیات یک هنرمند شاخص و درجه‌یک نشان داد «زیر نور ماه» بود. رجبی در این فیلم نقش یک روحانی شوخ را به زیباترین شکل ممکن ایفا کرد. همینجا باید گفت که با احترام به پرویز پرستویی (مارمولک)، رضا کیانیان (روزگار قریب)، فخرالدین صدیق‌شریف (اخراجی‌ها)، شاهرخ فروتنیان (مارمولک)، مرحوم خسرو شکیبایی (مدرس)، افشین هاشمی (خیلی دور خیلی نزدیک) و خیلی‌های دیگر که نقش روحانیون را در سینما و تلویزیون ایران بازی کردند، هیچ‌کس به اندازه مهران رجبی در «زیر نور ماه» نتوانست این‌قدر با تسلط و مهارت نقش‌آفرینی کند. صحنه‌های کوتاه رودررویی او با حسین پرستار در این فیلم، آن‌قدر زیبا و دقیق و فکر شده است که گاه حیرت‌انگیز می‌نماید که چگونه یک بازیگر کم‌تجربه می‌تواند چنین نقش‌آفرینی کند. با «زیر نور ماه» بود که سینمای ایران یکی از تیپ‌های گمشده‌اش را بازیافت؛ بازیگری میانسال، با چهره‌ای سمپاتیک و قدرت بیان فوق‌العاده که به هر نقشی درمی‌آید و قادر است خنثی‌ترین نقش‌های یک فیلم‌نامه را به موثرترین آنها بدل کند. بهمن فرمان‌آرا از او در «خانه‌ای روی آب» در یک نقش کوتاه استفاده کرد، علیرضا رئیسیان نقش موتورسوار فیلم «ایستگاه متروک» را به او داد و مشابه همین نقش را در «تهران ساعت 7 صبح» ساخته امیرشهاب رضویان بازی کرد.

رجبی در همان زمان در گفتگویی اعلام کرد که از ترس همسرش نقش آدم‌های عاشق‌پیشه را بازی نمی‌کند! این شوخی بامزه در واقع مابه‌ازای عینی دقیق و ظریفی دارد؛ رجبی اصلا مناسب چنین نقش‌هایی نیست و هر گاه از او برای ایفای نقش‌های جدی استفاده شده (مثل سریال «زیرزمین» ساخته علیرضا افخمی) یا به‌زور از او خواسته‌اند دیالوگ‌های فیلمنامه را مو به مو اجرا کند، حاصل کار چیز دندان‌گیری از آب درنیامده است. در مقابل فیلمسازانی مثل میرکریمی و عیاری با درک درستی که از توانایی رجبی داشتند، او را در محدوده‌ای که برای نقش‌اش تعریف کرده بودند آزاد گذاشتند و به این ترتیب همه مشاهده کردند که رجبی به نقش روحانی «زیر نور ماه» و پدر دکتر قریب در سریال «روزگار قریب» چه درخشش عجیبی داشت. خیلی‌ها معتقدند بازیگر باید گوش به فرمان کارگردان باشد، عده‌ای دیگر هم با اصالت دادن به کار بازیگر در فرایند خلق یک اثر، نقش او را برجسته‌تر می‌سازند اما حقیقت این است که بازیگر با بازیگر فرق دارد. یک بازیگر را باید به شیوه اول کنترل کرد و بازیگری دیگر را باید به سبک دوم آزاد گذاشت. مهران رجبی از آن دسته بازیگرانی است که پس از مطالعه نقش و شناخت آن، ظرفیت‌های شخصیت را می‌شناسد و در خودش آن‌ها را می‌پروراند. اگر کارگردانی مجال این عرض‌اندام را به او بدهد خواهد دید که او در اجرا چه مهارت‌هایی را ارائه می‌کند.

انتقادی که به مهران رجبی وارد است این است که او همواره نقش‌ها را به یک شکل اجرا می‌کند. البته این قضاوت غیرمنصفانه‌ای است. با تماشای بازی‌های رجبی در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف می‌بینیم که چندان نمی‌توان قائل به این نظرگاه بود اما یک حقیقت درباره او وجود دارد و آن این است که مهران رجبی قابلیت ایفای نقش‌های محدودی را دارد. تلاش این بازیگر برای تجربه نقش‌های متفاوت منجر به بازی در فیلم‌هایی نظیر «مینای شهر خاموش» شد که تاحدودی هم موفق بود اما خب طبیعی است که هیچ فیلمسازی نمی‌تواند نقش‌های متفاوتی را به او بسپارد. اما سوای این، ویژگی بارز و مهم مهران رجبی در کارش، به شناخت او از ادبیات و هنر قدیم ایران برمی‌گردد. مثلا در گفتگوهای این بازیگر با رسانه‌ها بخصوص تلویزیون، بارها دیده‌ایم که برای تشریح هر موضوعی، شعری را از حفظ می‌خواند یا روایاتی را بازگو می‌کند. خودش بارها گفته که با شعر و ادبیات مانوس‌تر است تا سینما. همین شناخت و آگاهی‌اش، این توانایی را به او داده تا در ادای دیالوگ‌ها و شناخت شخصیت‌های فیلمنامه بسیار موفق عمل کند. خیلی از منتقدان بر این باورند که مهران رجبی بسیاری از دیالوگ‌هایش را فی‌البداهه می‌گوید به گونه‌ای که در فیلمنامه این دیالوگ‌ها پیش‌بینی نشده بوده. چه این نظر را بپذیریم و چه نپذیریم، تردیدی وجود ندارد که رجبی بسیار فرق دارد با بازیگرانی که صرفا مشخصات تصریح شده در فیلمنامه برای شخصیت را اجرا می‌کنند. او با سبک‌سنگین کردن نقش و پرورش آن، شخصیتی بامزه و دوست‌داشتنی ارائه می‌دهد. مثلا نقشی که در «اخراجی‌ها2» ایفا می‌کند، ممکن است در فیلم‌نامه چندان جایی برای مانور بازیگر نداشته اما همچنان که می‌بینیم رجبی آن را بسیار شیرین و جذاب از آب درآورده است.

نکته مهم دیگر این است که کار رجبی متکی بر قواعد و اصول تئوریک بازیگری نیست؛ هیچ‌گاه هم از او نشنیده‌ایم که بگوید اسلوبی برای بازیگری دارد. رجبی در میانسالی پایش به سینما و بازیگری باز شد و از همان زمان که این کار را آغاز کرد، تکیه خودش را گذاشت روی بازی حسی و اصطلاحا غریزی. از این جهت او هر نقشی را به گونه‌ای بازی می‌کند که انگار بار اولی است که جلوی دوربین قرار می‌گیرد؛ نه از بابت ضعف کارش، بلکه از این نظر که هر نقشی را به اصل آن نزدیک می‌کند و برای باورپذیری نقش را معادل مابه‌ازاهای بیرونی‌اش درمی‌آورد. به همین دلیل، در این سال‌ها معروف شده که مهران رجبی نابازیگری است که کار بسیاری از بازیگران حرفه‌ای را از سکه انداخته است.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها