سایه تنهایی؛ مترجم دردها

طبیب جماعت از همان زمانی که بشر با درد و امراض رنگ به رنگ دست به یقه شد، میخ منزلت و تشخص خود را نزد سایر افراد خیلی محکم کوبید. به هر روی در گره زدن اشرف مخلوقات به حیات شیرین و ممات تاریک منظر، قوم و قبیله پزشکان در خاکریز نخست چانه‌زنی و بده بستان با امراض جسمی و ایضا روحی جلوس کرده‌‌اند.
کد خبر: ۲۵۶۶۴۰

دغدغه‌ها و چالش‌های حرفه‌ای و شخصی بخشی از قبیله طبیبان وطنی در هزاره سوم با اهرم درام در سریال «سایه تنهایی» زیر عدسی میکروسکوپ قصه‌هایی گس و ایضا تلخ مورد تجسس و دوا و درمان قرار گرفته است. سایه تنهایی که به عارضه پشت خط ماندن و جلوس طولانی مدت بر نیمکت ذخیره‌های سریال تلویزیونی دوران نقاهت را سپری می‌کرد، اکنون بعد از 2 سال که از ساخت آن می‌گذرد شفای عاجل یافته و در برابر دیدگان مخاطب قرار گرفته است. به هر روی زیارت سریال‌های شب‌مانده‌ نیز در نوع خود نعمتی است که مزه آن به یقین با مجموعه‌های داستانی داغ و دقیقه نودی که سریع از تنور تولید درمی‌آید، تفاوت محسوسی دارد! خاطرات و مخاطرات این سریال از قافله جامانده را با چند تن از دست‌اندرکاران آن مرور کرده‌‌ایم.

ارباب و حاکم هر مجموعه داستانی طویل القامه، شخص تهیه‌کننده است که هدایت و پوشش درست مادی و معنوی اثر از جانب وی، گروه تولید را از هر مرض و دردی واکسینه می‌کند. محسن شایان‌فر، رئیس طبیبان سریال سایه تنهایی، چند و چون به غلتک افتادن این مجموعه داستانی ــ بهداشتی را این‌گونه تشریح می‌کند: «ایده این سریال در نیمه سال 85 توسط بیژن شکرریز به گروه اجتماعی شبکه یک داده ‌شد. سپس با انتخاب مینو فرشچی در مقام نویسنده، آماده‌سازی متن‌ها به ایشان واگذار و نگارش 6 ماه تولید کشید. طراحی سریال برای 26 قسمت 30 دقیقه‌ای بود؛ بعد از سپری شدن مراحل فنی در20 قسمت 45 دقیقه سریال جمع و جور شد.

نزدیک به 4 ماه پیش تولید سریال زمان برد چون مکان اصلی، بیمارستانی بود که کلیت ماجراهای سریال در آن رقم می‌خورد، به علت تعدد عوامل سریال، در نهایت ما از آبان تست گریم را شروع کردیم و دی 86 تصویربرداری را به غلتک انداختیم.

لوکیشن اصلی ما بیمارستان آرش بود، 2 بیمارستان دیگری که به نوعی با این بیمارستان از لحاظ جغرافیا تلفیق می‌شد بیمارستان بهرامی در ایستگاه دماوند و بیمارستانی در نیاوران بود. در نهایت از تلفیق اینها ما جغرافیای اصلی را شکل دادیم. از آنجا که بیمارستان آرش حیاط وسیع نداشت ما رخدادهای حیاط را در بیمارستان بهرامی گرفتیم. در شهرک غرب منزل دکتر اردلان را کار کردیم. یکسری از منازل قهرمان‌های قصه را در حواشی کرج و بخشی دیگر را در سعادت‌آباد گرفتیم، آسایشگاه سالمندانی که در نیاوران است بخشی دیگر از لوکیشن‌های سریال را شکل می‌داد.

تصویربرداری ما 5 ماه طول کشید، گروهی صمیمی داشتیم که با دقت و وسواس سعی کردند کار را به نحو احسن پیش برند. به هر روی بیمارستان لوکیشن سختی است، ضمن این که ما باید 15 جلسه در اتاق عمل کار می‌کردیم. شما یک اتاق عملی به ما نشان دهید که 15 روز خالی و بدون کار باشد. این است که ما در زمان‌های آزادی که اتاق عمل خالی بود کار می‌کردیم. به خاطر این که مزاحم سلامت سایر بیماران نشویم اتاق‌های آی‌سی‌یو و سی‌سی‌یو را ساختیم.

گل سر سبد سریال‌های بیمارستانی، مجموعه طویل القامه و پر استقامت «پرستاران» است که گویی تا رستاخیز می‌خواهد به ترکتازی خود ادامه دهد، تهیه‌کننده «سایه تنهایی» در ارتباط با شباهت‌ها و تاثیرپذیری از این سریال فرنگی در رویه ساخت نمونه وطنی اعتقاد دارد: «حس می‌کنیم در بیمارستان و فضای سریال ما یک قصه بومی روایت می‌شود و تماشاگر ادبیات و فرهنگی را می‌بیند که برای او دلنشین است. شاید از نظر ساختار سریال ما با پرستاران هم سنگ نباشد ؛ آن هم به‌خاطر پلاتویی است که سالیان سال در اختیار گروه سازنده پرستاران است.

جنبه‌های عاطفی و لحظه‌هایی در قصه «سایه تنهایی» داریم که به نظرم قوی‌تر از پرستاران شکل می‌گیرد به دلیل این که تمام رخدادهای سریال برگرفته از مشکلات خود ماست. مثلا در یکی از قصه‌های نگاشته شده، با پسر دوجنسیتی مواجه می‌شدیم که خانواده او را طرد می‌کنند. این قصه امکان دارد که واقعیتی یک درصدی داشته باشد ولی فکر می‌کنید مشکل چند درصد جامعه ماست. این قصه نگاشته، تجزیه و تحلیل شد و به تصویب هم رسید ولی ما از درون سریال این اپیزود را بیرون کشیدیم و گفتیم نمی‌تواند این قضیه، مساله روز جامعه باشد.

پزشک‌های این سریال، در مقاطعی از داستان کارهای امدادی انجام می‌دهند، عملی که شاید کمتر در روزمرگی بیمارستان‌های ما به چشم می‌خورد. من تماشاگر سریال پرستاران نبودم بعد از ساخت سریال این قدر به ما گفتند دو سه قسمتی از این سریال را دیدم. متاسفانه یا خوشبختانه نه من تماشاگر ثابت سریال پرستاران بودم و نه شخص کارگردان، یعنی بیشتر نگاه مستقلی به این قضایا داشتیم.»

به هر روی تاثیرات سریال اجنبی پرستاران بر وجنات نسخه وطنی عیان است، حداقل با زیر ذره‌بین بردن متن نیز می‌توان به نقاط مشترک این 2 اثر بهداشتی دست گذاشت، شایان‌فر در ارتباط با نقش نویسنده فیلمنامه این سریال در تزریق مولفه‌های مشابه به سازمان اثر می‌گوید: «هر نویسنده می‌تواند محقق باشد و 18 ورسیون از کارهای نوع سریال پرستاران را ببیند که ما اطلاعی نداریم.»

تهیه‌کننده «سایه تنهایی» نحوه چینش بازیگران این مجموعه را این‌گونه شفاف می‌سازد: «چیدمان بازیگران با همفکری سایر دوستان انجام شد. چون کارگردان یک مدت فرنگ بودند و از فعالان عرصه بازیگری در زمانه فعلی اطلاعاتی نداشتند. با مشورت به این ترکیب از بازیگران رسیدیم، تلاش بر این بود جز شخصیت‌های محوری از بازیگرانی بهره ببریم که کمتر دیده شده‌اند تا بتواند تاثیر داستان‌ها را دو چندان کنند.»

شایان‌فر در ارتباط با مراحل فنی و پس تولید می‌گوید: «ابتدا به ساکن، دوست داشتم همزمان با تصویربرداری، تدوین هم انجام شود. ولی به دلیل عدم حضور کارگردان این اتفاق حادث نشد. بعد از پایان تصویربرداری تدوین را شروع کردیم. متاسفانه ورودی این کار به زمان خوبی نخورد یعنی همزمان شد با طیف کارهایی مثل «اغما» و «حلقه سبز» که در محیط بیمارستان می‌گذشت؛ «سایه تنهایی» بین این کارها قربانی و به نوعی کنار گذاشته شد! چون «سایه تنهایی» از 2 سریال دیگر جلوتر تولید شده بود. به هر روی توفیق یا عدم توفیق یک اثر نمایشی به گره‌زدن زلف مخاطب با اثر مرتبط است.»

شایان‌فر اعتقاد دارد: «کاری که بتواند با مردم ارتباط برقرار کند، می‌تواند برای هر زمانی مناسب باشد. همان‌طور که در سینما هم با چنین رویکردی مواجه هستیم. ما تصور نمی‌کنیم که ابتدا به ساکن زمان و مکان بتوان تاثیر آنچنانی داشته باشد، خود کار باید ارتباط درستی با مخاطب برقرار کند. به هر حال امیدوارم با توجه به این که «سایه تنهایی» هیچ ادعایی روی ساختار ندارد به دلیل این که ساختار از چند منظر می‌تواند مورد تحلیل و بررسی واقع شود که در تخصص شما و همکارانتان است، ولی من گمان می‌کنم که کاری که تولید می‌شود شبیه شلیک گلوله است، باید ببینیم که به کدام هدف درست اصابت می‌کند.

نیت ما این بود که در بخش‌هایی از سریال شاخصه‌های آموزشی اثر را تقویت کرده و به جامعه ارائه دهیم و در قسمت‌هایی هشدار‌هایی را مطرح کنیم! به هر روی یک نگاه انسانی را در بدو تولید اثر مدنظر داشتیم، امیدواریم با توجه به داستان‌های متعددی که طی این 20 قسمت روایت می‌کنیم، بتوانیم هم جنبه آموزشی هم هشدارهای لازم را به طیفی از تماشاگران منتقل کنیم. آسیب‌های بیماری مربوط به این موضوع است که خیلی دیر متوجه آن می‌شویم. «سایه تنهایی» اگر بتواند حتی تلنگری در ارتباط با آموزش و هشدار‌های پزشکی در مخاطبش ایجاد کند، به گمانم به هدف خود رسیده است.»

سایه تحت تعلیق

رخدادهای اصلی این مجموعه داستانی در بیمارستان سپری می‌شود، ته‌مایه تلخی نیز بر مناسبات آدم‌ها حاکم است، سعید ذهنی آهنگساز سریال «سایه تنهایی» در ارتباط با قصه و نحوه ساخت تم اصلی موسیقی می‌گوید: «در این مجموعه یکسری شخصیت داریم که به شکل ثابت حضور دارند. در اپیزود‌های مختلف آدم‌های جدیدی وارد می‌شوند. در هر قصه یک اتفاق یا یک زندگی در فضای این بیمارستان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. ضمن این‌ که به مسائل روحی و عاطفی خود پزشکان شاغل در این بیمارستان نیز پرداخته می‌شود. در نتیجه داستان در دو زاویه پیش می‌رود.

این شمایل قصه شرایط متنوعی هم برای آهنگساز ایجاد می‌کرد. البته خیلی دلم می‌خواست شرایط مساعدتری برای تهیه‌کننده رقم می‌خورد تا بنده بتوانم آنگونه که می‌پسندم، مثل کارهای دیگری که انجام دادم از ساز‌های آکوستیک بهره ببرم. بیش از آن چیزی که در موسیقی سایه تنهایی وجود دارد! حالا به دلیل یکسری از محدودیت‌هایی که همیشه هست و شرایط ویژه‌ای که خود تهیه‌کننده با آن روبه‌رو بود، خیلی نتوانستیم وارد بحث سازهای آکوستیک شویم؛ چون خودم بشدت اعتقاد دارم موسیقی که با سینتی سایزر طراحی می‌شود اصلا فاقد ارزش و صلاحیت است که به عنوان موسیقی اصلی تعریف شود!

متاسفانه این دستگاه‌ها مثل خیلی چیزهایی که به کشور ما آمد درست جا نیفتاد که کارکردش چگونه است! به‌جای این که دستگاهی باشد در کنسرت‌های لایت یا برای این که صدادهی آن را آهنگساز قبل از این که وارد مقوله هزینه شود، آزمایش کند، سینتی سایزر به رکن اصلی موسیقی سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی بدل شد. این ساز الکترونیک سبب شد که بشدت از ارزش و اعتبار موسیقی مجموعه‌های تلویزیونی کاسته شود.»

به هر روی برخی زمان‌ها برای کاهش هزینه‌ها تهیه‌کننده کیفیت را به قربانگاه کمیت می‌فرستد، ذهنی در ادامه معتقد است: «همین شرایط مالی باعث می‌شود که در بخش‌های دیگر هم افراد برای بالا بردن کیفیت اثر با مشکل مواجه شوند. به هر حال این قضیه مربوط می‌شود به سیاست‌گذاری‌های تلویزیون و کسانی که متصدی امور هستند در این زمینه به نظرم باید یک هشداری داد که چنین روندی، روند جالبی نیست چون برآورد پایین است و بودجه خوب نیست، ما نباید به فرض هر نابازیگری به جای بازیگر در فیلم‌ها قرار دهیم. »

آهنگساز سایه تنهایی در چند و چون شکل‌گیری موسیقی عنوان‌بندی نخست سریال این‌گونه می‌گوید: «موسیقی ابتدایی سریال غیر از این که وجه تماتیک کلی اثر را معرفی کند، باید همان جذابیت‌هایی که تماشاگر برای دیدن یک مجموعه تمایل دارد درون خود لحاظ کرده باشد، به لحاظ فنی هم باید ما یکجورهایی شناسنامه ‌سازبندی خود را معرفی کنیم، به همین جهت در عنوان‌بندی آغازین سریال از ویلون سل، گیتار، پیانو و فلوت استفاده کردیم و بعد در طول کار در قسمت‌های مختلف به فراخور اتفاقاتی که در داستان‌ها می‌افتد، ما از این سازها بهره بردیم و گاه به بعضی از آنها شخصیت دادیم، یعنی کم‌کم در طول سریال تماشاگران اگر دقت کنند، می‌بینند که یکسری سازها برای برخی از شخصیت‌ها خیلی به صورت لایت موتیف تعریف شده است. مثلا می‌بینید که یکجوری با آن شخصیت ساز جلو می‌رود. مثل فلوتی که برای دکتر اردلان (بیژن امکانیان) در این سریال در نظر گرفتیم.»

با توجه به این که سریال یکجور زن محور است، سعید ذهنی در ارتباط با پررنگ کردن مولفه‌هایی در موسیقی اثر برای این طیف از شخصیت‌ها می‌گوید: «معیار یا فرمول خاصی برای مونث یا مذکر بودن در ساختار موسیقیایی واقعا وجود ندارد، ولی متناسب با آدم‌ها و نوع شخصیت‌پردازی که وجود داشت سعی شد از یک طریقی هم به وجه خیلی منطقی و قاطع شخصیت زن و همچنین به وجه رمانس وی پرداخته شود. بخصوص برای شخصیت دکتر سرشار که از زاویه روان‌شناسی با بیمارها در ارتباط بودند. درباره این شخصیت چنین اتفاقی در موسیقی افتاده است. برای شخصیت رویا (نسرین مقانلو) من در موسیقی مانورهایی انجام دادم. درواقع گیتار و پیانو را اغلب به این 2 شخصیت محوری زن داستان اختصاص دادم. »

داستان‌هایی که مولفه‌های ملودرام را در خود یدک می‌کشند، گاه آهنگسازان را برای بهره‌وری از کر ترغیب می‌کنند، سعید ذهنی در ارتباط لزوم استفاده از کر در موسیقی اعتقاد دارد: «منطق استفاده از کر به یکسری شاخصه‌ها نیاز دارد، یعنی یا قرار است یک اتفاقی حادث شود، مثلا وقتی داستان یک حالت متافیزیکی پیدا می‌کند از کر بهره می‌برند یا زمانی که قرار است حرف خیلی کلی که فقط ارتباط به زن یا مرد ندارد و آدم دوست دارد که یک جامعه را صدا بزند؛ در این گونه موارد نیز کر کارکرد پیدا می‌کند. اگر هم بی‌مورد استفاده شود به نظرم حکم یک شیء تزئینی و زاید را پیدا می‌کند. در این سریال نه، ولی در برخی از سریال‌های دیگری که کار کردم از کر بهره برده‌ام.»

آهنگساز سایه تنهایی در ارتباط با موسیقی عنوان‌بندی پایانی سریال می‌گوید: «بحث عنوان‌بندی پایانی به هر حال با توجه به علاقه‌ای که از طرف تهیه‌کنندگان وجود دارد، این روزها باب شده که هر سریالی تصنیف داشته باشد، در این سریال هم این نظر از طرف تهیه‌کننده وجود داشت که تصنیف ساخته شود. من خیلی فکر کردم که به چه سیاقی آن تصنیف اجرا شود. آقای افشین سرفراز شعری را آماده کردند، به هر حال گویا از خلاصه داستان اطلاعی داشتند ، ایشان متناسب با فضای داستان شعر را پیش بردند.»

ذهنی تجربه مشارکت خود را در ساخت موسیقی سایه تنهایی این گونه می‌سنجد: «کاری نیست که بگویم برای من بار هنری خیلی زیادی داشته یا مرا تحت تاثیر قرار داده ! به نظرم سریالی است که در مقایسه با سریال‌های دیگری که ساخته شده دست کمی از آنها ندارد. در گرایش‌های مختلف چون بازیگری، طراحی، تصویر و... آدم‌های حرفه‌ای در کار حضور دارند و حالا آهنگساز هم تلاش خودش را انجام داده است؛ به گمانم تماشاگر این کار را پس نزند و قصه‌ها را دنبال کند. در این گونه سریال‌ها در قسمت‌های نخست تا شخصیت‌ها جا بیفتند یک مقدار طول می‌کشد. این سریال برای من نه می‌توانم بگویم تجربه بدی بود نه می‌توانم بگویم تجربه خوبی بود! یک کار معمولی است، تجربه بهتر از این سریال بسیار داشتم»!

سایه از دست رفته...

بخش مهمی از داستان در فضای بیمارستان می‌گذرد، «مهدی آزادی» صدابردار سایه تنهایی در ارتباط چگونگی پوشش صدایی این جغرافیا می‌گوید: «درواقع برای آن محیط بزرگ اصلا نمی‌شود کاری برای آکوستیک انجام داد. آن هم با وضعیتی که بودجه‌های این‌گونه فیلم‌ها دارند! البته می‌خواستیم برخی از اتاق‌ها را آکوستیک کنیم که دستیار مدیر تولید آقای سبزی، به هیچ عنوان به ما اجازه ندادند که چیزی به در و دیوار و سقف بچسبانیم. درواقع گفتند بیمارستان اجازه نمی‌دهد و از این حرف‌ها...! به هر روی خیلی طبیعی درواقع با همان سیستمی که وجود داشت فقط صدا را ضبط کردیم. البته صدا از نظر من قابل قبول بود که این کار را انجام دادیم، غیر از چند مورد کوچک، مشکل به آن صورت برای ما ایجاد نشد.»

آزادی در ارتباط با معضلات ضبط صدا در جغرافیای بیمارستان در ادامه می‌افزاید: «ما در راهرو یک زایشگاه به واقع کار می‌کردیم. اتاق بچه‌های شیرخوار در جوار راهرو قرار داشت، جیغ و داد این نوزادان خودش یک نوع آلودگی صوتی ایجاد می‌کرد. تجربه سال‌های کاری به ما می‌گفت که خیلی نگران این ماجرا نباشم، با علم به این که در نهایت در پخش این صداهای مزاحم به گوش نمی‌رسد. چون سیستم پخش ما آنالوگ است، در نهایت یک بخشی از این صداها حذف می‌شود.»

بخشی از رخدادهای سریال در اتاق عمل سامان می‌گیرد، صدابردار سایه تنهایی، چند و چون پوشش صوتی این مکان را این گونه شرح می‌دهد: «اتاق عمل مشکل خیلی بزرگی داشت، نخست این که اتاق عمل واقعی نبود و اتاقی را برای این ماجرا ساخته بودند. کنار این اتاق، دو یخچال قرار داشت که جسد نوزادان را در آن نگه می‌داشتند، دستگاه دیگری نیز آنجا بود که عمل استریلیزاسیون را انجام می‌داد و صدای مختص به خود را داشت. در این فضا خیلی مشکل داشتیم، به هر حال تا آن جایی که مقدور بود این صدا‌های مزاحم را کاهش دادیم، بقیه اصوات را هم تحمل کردیم. اتفاقا منتظر بودم این کار پخش شود و ببینم فضای صوتی اتاق عمل چگونه در آمده است.»

صداهای محیطی و جانبی به نوعی مکمل صداهای اصلی هستند تا امر باورپذیری را تقویت کنند، آزادی در ارتباط با چگونگی پوشش این اصوات مکمل می‌گوید: «جدا کردن این اصوات مستلزم این است که ما یک صداگذار خوب داشته باشیم تا از این صداها بهره ببریم. درواقع سال‌هاست، تدوینگرها کار صدا‌گذاری را پیش می‌برند، متاسفانه درواقع اسم صداگذار روی آنهاست! تنها چیزی که نمی‌شناسند مقوله صداست و برای آنان کیفیت واقعی صدا هیچ اهمیتی ندارد. خودم به نحوه صدا‌گذاری این سریال اعتراض دارم.

اگر آمبیانسی در صداست که به صدای بعدی کات می‌شود، ممکن است آن آمبیانس صدای اول نباشد چون جهت میکروفن که تغییر می‌کند، صداهای ما هم عوض می‌شود، این ریزه‌کاری‌ها باید در مرحله صدا‌گذاری مورد توجه قرار بگیرد. به هر حال اینها از وظایف صداگذار است که به نوار راش اصلی مراجعه کند و از صداهای موجود آمبیانس‌ها را استخراج کرده و در نهایت صدا را یکدست کند. متاسفانه در صدا‌گذاری این سریال من چنین چیزی را ندیدم، حتی در یک بخشی دیدم که صدای پا گذاشتند روی پلان‌های راهروی بیمارستان»!

در ارتباط با لزوم حضور صدابردار در مرحله صداگذاری، آزادی معتقد است: «بیشتر در کارهای سهیلی‌زاده حضور دارم. سریال‌هایی که با ایشان همراه هستم، چون تدوینگر هم از اعضای ثابت گروه است. بنده در مرحله صدا‌گذاری سرکشی می‌کنم و صداها را کنترل می‌کنم. در سریال سایه تنهایی متاسفانه، ارتباط ما با تهیه‌کننده و کارگردان قطع شد، منتظر پخش سریال بودم تا ببینم وضعیت صدا به چه شکلی درآمده است. اکنون هم نمی‌دانم به چه دلیل پخش سریال با تاخیر 2 ساله انجام شد»!

صدابردار سایه تنهایی، درباره تعداد میکروفن‌هایی که در صحنه‌های مختلف سریال به کار برده در ادامه می‌گوید: «عملا ما 2 میکروفن هوایی داشتیم، اگر هم لازم می‌شد با 2 میکروفن بی‌سیم نیز وارد کارزار صدا می‌شدیم. به هر روی میکروفن بی‌سیم خیلی مشکلات دارد؛ در درجه نخست باند فرکانس آن با باند فرکانس میکروفن‌های مینی‌گان ما نمی‌خورد، به هر حال جاهایی که میزانسن سخت است و چند شخصیت همزمان در صحنه حاضر هستند، گاهی «بوم من» ما نمی‌تواند به همه این آدم‌ها برسد در نتیجه از میکروفن بی‌سیم باید کمک بگیریم. ولی به شکل دائم از میکروفن بی‌سیم بهره نمی‌بریم، بلکه بیشتر سعی داریم از این میکروفن به دلیل مشکلاتی که دارد پرهیز کنیم.»

سکانس‌های رانندگی را برخی با فیلمرو و عده‌ای کروماکی می‌گیرند، آزادی در ارتباط با پوشش صدایی این گونه سکانس‌ها در ادامه می‌افزاید: «شیوه‌ای که اکنون بیشتر کارکرد دارد، استفاده از کروماکی است. در سیستم کروماکی شما در محیط ثابتی حضور دارید، مشکلات محیطی و دردسرهای آن خیلی کمتر است. کار با فیلمرو معضلات فراوانی به همراه دارد. سیستم کروماکی خیلی کنترل شده است. یکجور مثل پلاتو می‌شود. موتور ماشین هم که خاموش است؛ درواقع در مرحله صدا‌گذاری است که به نوعی صحنه‌های رانندگی زنده می‌شود. همان طور که پرده آبی وقتی که تصویر کنارش می‌آید زنده شده و فضا را طبیعی جلوه می‌دهد، در مرحله صدا‌گذاری با لحاظ کردن صدای موتور ماشین، خیابان و ترافیک، فضای رانندگی را باورپذیر می‌کنند.»

علی احسانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها