سینما در هفته‌ای که گذشت

فتح دروازه‌های دنیا

هفته گذشته یک اتفاق خوب افتاد. چند تن از سینماگران به نمایندگی از خانه سینما به خرمشهر رفتند تا سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر در کنار مردم این شهر باشند. مجید مجیدی، رضا میرکریمی، محمدمهدی عسگرپور و... فیلمسازانی بودند که سوم خرداد به خرمشهر رفتند. حضور فیلمسازان در خرمشهر از چند منظر می‌تواند مهم باشد؛ اول این‌که فیلمسازان با خرمشهر امروز بیشتر آشنا می‌شوند و از نزدیک با مشکلاتی که‌ این شهر پس از گذشت سال‌ها از جنگ با آن دست به گریبان است آشنا می‌شوند و به یاد می‌آورند که نباید خرمشهر را فقط در زمان جنگ دید.
کد خبر: ۲۵۶۶۲۷

خرمشهر در جنگ مانند کوه مقاومت کرد، مانند دریا خروشان بود و بعد از مدتی دشمنان را از خاک خود بیرون راند... خرمشهر حماسه‌ای جاودانه است که گفتن از آن تمامی ‌ندارد پس چرا باید آثاری که درباره ‌این شهر ساخته می‌شود اندک باشد. مجید مجیدی فیلمساز سرشناس ایران است، فیلمسازی که تاکنون درباره جنگ و اتفاقات بعد از آن و مردم جنگ دیده فیلمی ‌نساخته است. حضور او در خرمشهر او را با مردم این شهر آشنا می‌کند.
مجیدی که فیلم‌هایش را بر مبنای ارتباط میان آدم‌ها و شخصیت‌هایی با زندگی پرفراز و نشیب می‌سازد حتما در این سفرها از این گونه شخصیت‌ها در خرمشهر پیدا خواهد کرد. دنیای کودکان دنیایی است که مجیدی آن را دوست دارد، او تاکنون درباره کودکان، فیلم‌های تاثیرگذار زیادی ساخته است، اکنون که او به خرمشهر رفته است کودکان جنگ بزرگ شده‌اند و برای خود به زنان و مردانی متفاوت تبدیل شده‌اند و این شخصیت‌های متفاوت حتما از کودکی خود دنیا دنیا حرف برای مجیدی دارند که‌این فیلمساز معروف می‌تواند از دل این سخنان حرف‌های تازه‌ای را درباره خرمشهر و استقامت مردم آن پیدا کند و خرمشهر را در سینما زنده نگهدارد، زنده ماندنی که الزاما نباید در ستایش جنگ باشد بلکه می‌تواند در ستایش آدم‌هایی باشد که خون آنها با خاکشان عجین بود، ماندند، جنگیدند تا خرمشهر را برای خود نگه دارند؛ همان کاری که امروز می‌کنند، با مشکلات کنار می‌آیند تا در خاک خود شرافتمندانه زندگی کنند.

میرکریمی ‌هم از فیلمسازان متفاوت و معتبر سینمای ایران است، کارگردانی که با ساخت فیلم‌هایی مانند زیر نور ماه و خیلی دور خیلی نزدیک، کرامت انسان‌ها را یادآوری می‌کند و با ساخت فیلمی ‌مانند به همین سادگی می‌گوید به همه انسان‌ها باید توجه کرد حتی به یک زن خانه‌دارکه حرف مهمی ‌برای مردم دیگر ندارد و در حصار خانه‌اش زندگی می‌کند؛ میرکریمی ‌هم به خرمشهر رفته است شاید در این بازدید او «طاهره»‌های بسیاری را ببیند که غم پخت و پز و درگیر شدن با زندگی یکنواخت روزمره را ندارند، آنها زندگی را با چنگ و دندان از میان خون و آتش بیرون کشیده‌اند، آنها برادر، خواهر، مادر، همسر، فرزند و... خود را با دستان خود به خاک سپرده‌اند تا نشان دهند زندگی یک بازی ساده نیست که با شستن رخت‌های خانه و ظروف آشپزخانه آغاز و تمام شود ... میرکریمی ‌هم تاکنون فیلمی ‌درباره جنگ نساخته است ــ البته الزامی ‌هم نیست که فیلمسازان حتما در پرونده کاری خود اثری جنگی را به ثبت برسانند ــ اما وقتی این فیلمسازان به خرمشهر می‌روند و از نزدیک آنچه را که بر سر مردم این شهر آمده است می‌بینند و مردم خالصانه از خاطرات خود برای آنها می‌گویند، ناخودآگاه‌ این پرسش به ذهن می‌رسد که چرا کارگردانان سینمای ایران گاهی خطر نمی‌کنند و زندگی زنی جنگ‌دیده را به تصویر نمی‌کشند.

خرمشهر حماسه‌ای جاودانه است که گفتن از آن تمامی ‌ندارد پس چرا باید آثاری که درباره ‌این شهر ساخته می‌شود اندک باشد

صحبت از اما و اگرها و چراها نیست صحبت از سوژه‌هایی است که در سینمای ایران به آنها توجه نمی‌شود به همین دلیل آن سوژه‌ها می‌سوزند و مردم و سینماگران مدام از کمبود سوژه می‌گویند. سینماگران هفته گذشته به خرمشهر رفتند تا نشان دهند به عنوان نمایندگان هنر هفتم می‌دانند که خرمشهر و آزادسازی آن یکی از مهم‌ترین اتفاقات زمانه‌ماست که در تاریخ ثبت خواهد شد. همان‌گونه که سال گذشته سینماگران در روز سقوط هواپیمای ایران به دست آمریکایی‌ها در زمان جنگ به بندرعباس رفتند تا نشان دهند که تاریخ ایران برای سینمای ایران مهم است. این حرکت خودجوش سینماگران قابل تقدیر است اما ای‌کاش از این سفرها فیلم‌هایی هم بیرون بیاید تا نشان‌دهنده ‌این باشد که سینمای ایران به موضوعات مهم تاریخی و جنگی نگاهی جدی و کاربردی دارد.

ترس و لرز در سینمایی که می‌خواهد ترسناک باشد

موج جدیدی سینمای ایران را فرا گرفته است، موجی به نام فیلم‌های ترسناک که با اکران فیلم «حریم» آغاز شد و هفته گذشته با نمایش فیلم «کلبه» ادامه یافت. ژانر فیلم‌های ترسناک یکی از ژانرهایی است که در سینمای ایران کمتر به آن توجه شده است و به‌طور کلی می‌توان گفت گونه فیلم‌های ترسناک در سینمای ایران آنقدر کم رونق است که می‌توان گفت اصلا وجود نداشته است اما آیا روی آوردن کارگردانان جوان به‌ این‌گونه سینمایی می‌تواند ژانر سینمای ترسناک را در کشور ما باب کند یا بعد از ساخت چند فیلم این تب فروکش می‌کند و به فراموشی سپرده می‌شود. روی آوردن فیلمسازان جوان و کارگردانان فیلم اولی یا دومی ‌به ساخت فیلم‌های ترسناک می‌تواند به ‌این دلیل باشد که ‌این فیلمسازان برای فروش فیلم‌های خود و ماندگاری خود در سینما نیاز به تجربه راه‌های تازه‌تری دارند؛ راه‌هایی که آنها را به مخاطب فراگیر برساند و آنها بتوانند با تامین گیشه مناسب فیلم‌های بعدی خود را مقابل دوربین ببرند. فیلم‌های ترسناک در تمام دنیا مخاطبان زیادی دارد و کارگردانان معروف به ساخت این گونه فیلم‌ها علاقه‌مند هستند چون در فیلم‌های ترسناک است که آنها می‌توانند خلاقیت خود را به تمام و کمال به نمایش بگذارند و فضای سیال ذهن خود را رها سازند تا از بخش ذهنیت ترسناک خود رعب‌آورترین لحظات را بیرون بیاورند. فیلمسازانی مانند ویلیام فرید کین که با ساخت فیلم «جن گیر» نشان داد که می‌تواند با نمایش صفات شیطانی در یک انسان نوع بشر را بشدت بترساند. جن‌گیر آنقدر مخاطب خود را با ماجرا درگیر می‌کند که او نه می‌تواند از دیدن فیلم چشم بپوشد و نه می‌تواند بر ترس خود فائق آید، او می‌لرزد و به تماشای فیلمی ‌می‌نشیند که نشان می‌دهد یک جن که در روح یک دختر بچه رسوخ کرده است چگونه از یک موجود معصوم می‌تواند انسانی وحشی و خطرناک بسازد. فیلم‌هایی مانند سری «جیغ» هم از بدی‌هایی می‌گوید که در ذات نوع بشر نهفته است و اگر انسان‌ها آن را به تمکین خود در نیاورند از خواب بیدار می‌شود و هر خطایی که دلش بخواهد انجام می‌دهد. در سینمای دنیا فیلم‌هایی مانند «دراکولاهای خون‌آشام» هم ساخته می‌شوند که حتی دیدن عکس‌های آنها و خواندن خلاصه داستان‌های آنها آدمی ‌را می‌ترساند و این ترس باعث می‌شود فیلمسازان از آن به عنوان ابزاری قدرتمند برای آوردن مردم به سالن‌های تاریک سینما استفاده کنند و آنها را وادار کنند تا از ترسیدن لذت ببرند و به تماشای یک فیلم ترسناک بنشینند و در طول دیدن فیلم مدام جیغ بزنند، برای تماشاگران فیلم‌های ترسناک جیغ‌های مدام و وحشت لذت‌بخش است به همین دلیل آنها به سینما و دیدن فیلم‌های وحشتناک می‌روند. فیلمسازان هم برای این‌که ‌این ترسیدن برای آنها عادی نشود هر روز خلاقیت جدیدتری به خرج می‌دهند تا نوع ترس را عوض کنند تا مشتریان خود را از دست ندهند.

همواره فیلم‌هایی مانند دارکولا و جیغ به عنوان یک مرجع برای سینماگران دنیا به شمار آمده است به همین دلیل کشورهای دیگر هم با بازسازی این فیلم‌ها با قصه‌های مملکت خودشان آنها را تبدیل به اثری ملی می‌کنند مثلا کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، چین و ... دراکولای خون آشام را با استفاده از داستان‌های بومی‌ خود می‌سازند به ‌این ترتیب مردم کشورشان را به سینماها می‌کشانند، اما تاکنون سینمای ایران از این تمهیدات استفاده نکرده است، هنوز مردم ما عادت نکرده‌اند که به سینما بروند و از ترسیدن لذت ببرند. علی معلم از معدود تهیه‌کنندگانی است که به پتانسیل سینمای ترسناک با استفاده از داستان‌های بومی ‌و فولکلور پی برده است به همین دلیل ساخت فیلم «آل» را آغاز کرده است. آل در فرهنگ بومی‌ ایرانیان وجود دارد؛ او موجودی افسانه‌ای است که مردم ایران حتی از تصور او و کارهایی که از او سر می‌زند می‌ترسند، حالا فکر کنید این موجود در فیلمی ‌ظاهر شده است و قرار است در سینماها هم اکران شود. جالب اینجاست که بازیگر نقش «آل» بازیگری است که تا پیش از این در نقش یوسف پیامبر ایفای نقش می‌کرد. معلم، هفته گذشته پوستر فیلم آل را در جشنواره کن رونمایی کرد. گویا این تهیه‌کننده تصمیم دارد یک فیلم ایرانی ترسناک را به دنیای سینمای ترسناک عرضه کند. خدا را چه دیده‌اید شاید فیلم آل توانست دروازه‌های وحشت را در دنیا فتح کند. مگر نه ‌این است که آل موجودی فرازمینی و افسانه‌ای است که سال‌هاست خاکسترنشین است اما می‌تواند نوع بشر را تهدید به مرگ و نابودی کند؛ می‌گویند آل نوزادان یک روزه را می‌دزد تا آنها را به آدم‌های خودش تبدیل کند...

حالا می‌توان افتخار کرد

هفته گذشته جشنواره کن به پایان رسید. در این دوره از جشنواره کن فیلم‌های «زمزمه با باد» ساخته شهرام علیدی و فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» ساخته بهمن قبادی از بخش‌های جنبی جشنواره کن جوایزی را دریافت کردند اما امسال نکته مهم جشنواره کن حضور فیلم‌های ایرانی و جوایز آنها نیست بلکه نکته مهم درخشش فیلم «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی در بازار جشنواره کن است. اکثر کشورهای دنیا این فیلم را برای اکران در سینماها خریداری کرده‌اند و نمایندگان چند جشنواره مهم از این فرهادی دعوت کرده‌اند تا «درباره الی» را در جشنواره خود به نمایش دهند. مایکل مور هم از فرهادی دعوت کرده است تا این فیلمساز ایرانی با جدیدترین فیلم خود به تراورس‌سیتی برود، جشنواره‌ای که خود مایکل مور آن را راه‌اندازی کرده است و از آن به عنوان یک جشنواره مستقل یاد می‌کند. پیش از این فیلم درباره الی مورد استقبال رابرت دنیرو، مدیر جشنواره ترابیکا قرار گرفت.

هفته گذشته منتقدان سینمای آمریکا به فیلم «آواز گنجشک‌ها» 4 ستاره دادند و آن را ستودند. با این اتفاقات حالا دیگر می‌توان به سینمای ایران و کارگردانان آن با خاطری جمع افتخار کرد، کارگردانانی که نه به آنها برچسب سیاه‌نمایی می‌چسبد و نه می‌توان گفت که آنها خود را به آب و آتش می‌زنند تا پناهندگی بگیرند و بروند آن طرف آب برای خود زندگی کنند. فیلمسازان ایرانی درحالی در تمام دنیا ستایش می‌شوند که نگاهی انسانی به هموطنان خود دارند و شعور بالای آنها را در آثار خود به نمایش می‌گذارند و نشان می‌دهند که مردم ایران هم مثل تمام مردم دنیا زندگی عادی اما پرفراز و نشیب خود را سپری می‌کنند، زندگی‌ای که رنگ و لعاب ایرانی دارد.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها