بررسی یک موضوع

مخاطب ما چه نوع سریال‌هایی دوست دارد؟

گروه رسانه - جابر تواضعی: رسانه تلویزیون هم مثل هر رسانه دیگری هرازگاه دستخوش امواج مختلفی می‌شود که بسیاری از آنها نه لزوما مثبتند و نه لزوما منفی اما صاحبنظران و مدیران رسانه می‌توانند از همان امواج نیز پیام‌هایی را برای پیشرفت و جهت یابی کارشان پیدا کنند. 2 سریال یوسف پیامبر و افسانه جومونگ طی ماه‌های اخیر در تلویزیون ما با استقبال فراگیری روبه رو شدند. یوسف پیامبر که چند هفته پیش شاهد پخش آخرین قسمتش بودیم، یکی از تولیدات وطنی است که بر اساس یک قصه قرآنی جلوی دوربین رفت. اما افسانه جومونگ تولید کشور کره است و استقبال از آن را می‌توان به نوعی در ادامه سریال دیگری از این کشور جواهری در قصر دانست که مخاطبان به خاطر همذات‌پنداری بیش از حد با شخصیت اصلی‌اش، آن را به اسم یانگوم می‌شناختند.
کد خبر: ۲۵۶۴۶۵

بنابراین شاید در نگاه اول مقایسه این دو سریال با هم قیاس مع الفارق به نظر برسد. اما یک نگاه از بالا به این دو اتفاق، آن هم بدون در نظر گرفتن وجوه کیفی و اما و اگرها و مسائل پیرامونی، ابعاد دیگری از مساله را روشن می‌کند؛ این که مخاطبان و بیننده‌های تلویزیون دانسته یا نادانسته به سریال‌هایی که با این سبک و سیاق و با نگاه به منابع و متون کهن داخلی و خارجی ساخته می‌شوند، علاقه دارند.

پس سرمایه‌گذاری و بررسی روی این موضوع می‌تواند برای ما به منظور رسیدن به مخاطب بیشتر و در نتیجه تاثیرگذاری و القای پیام موفق‌تر راهگشا باشد.

در این گزارش با سوالاتی مثل دلایل این موفقیت و همچنین باید و نبایدهایی که بر سر راه گسترش تولیدات وطنی با استفاده از منابع ایرانی و ملی وجود دارد، به سراغ 2 دست‌اندرکار تلویزیون رفته‌ایم و آنها هم از نگاه خودشان به آسیب شناسی این ماجرا پرداخته‌اند.

اول باید مدیران به اجماع برسند

فریدون فرهودی از فیلمنامه‌نویسانی است که اخیرا با کارگردانی چند فیلم تلویزیونی نشان داده که به این حرفه تمایل بیشتری دارد. وقتی موضوع گزارش را برایش توضیح می‌دهم با اشاره به جلسه‌ای که برای بررسی عوامل موفقیت سریال‌های کره‌ای در مرکز پژوهش‌های صدا و سیما برگزار شده، متن‌ها را به 3 دسته تقسیم می‌کند: متون دینی، متون تاریخی و متون عامیانه.

او با تاکید بر این نکته که متون دینی نسبت به بقیه جای کار بیشتری دارند، می‌گوید: کشورهای دیگر خیلی پیش از ما کار درباره این موضوعات را شروع کرده‌اند و حتی افراد مقدس و پیامبرانشان مثل موسی(ع) و عیسی(ع) را هم به تصویر می‌کشند ولی ما برای انجام کار تصویری درباره شخصیت‌های دینی‌مان هنوز تکلیفمان مشخص نیست و اجازه‌اش را نداریم.

از نگاه این فیلمنامه‌نویس و کارگردان، بخش زیادی از متون ادبی ما کوتاه است و قابلیت تبدیل به یک کار تصویری بلند یا حتی متوسط را هم ندارد. می‌ماند بخش دیگری مثل شاهنامه و بقیه متونی که جنبه تاریخی پررنگ‌تری دارند که آنها هم با وجود داستان‌های زیبا و تصویری و تاثیرگذارشان به خاطر وصف دوره‌های تاریخی مختلف و زندگی شاهان و ماجراهای عاشقانه‌ای که با آنها آمیخته شده، با معیارهای تلویزیون همخوانی ندارد. در صورتی که اگر مدیران در مورد این مساله به اجماع برسند و امکان و فرصت بهره‌برداری از این متن‌ها در اختیار نویسندگان قرار بگیرد، به فیلمنامه‌های جالبی خواهیم رسید.

فرهودی درباره چیزی که خودش آن را با عنوان متون عامیانه تقسیم‌بندی می‌کند، می‌گوید: این بخش تم عاشقانه پررنگ‌تری هم دارد و طبیعی است که به خاطر همین خیلی مورد قبول مسوولان نباشد؛ اما گذشته از این از نظر ساختاری متون کامل و شسته رفته‌ای نیستند. نمونه او برای این دسته از متون، امیرارسلان نامدار است.

کره‌ای‌ها تاریخشان را دوباره می‌نویسند

اولین مساله در ساماندهی این ماجرا از نظر جهانگیر الماسی این است که کمیسیون‌های تخصصی و افراد تصمیم‌گیر درباره این موضوعات که طی یکی دو سال گذشته برای تصمیم‌گیری منصوب شده‌اند، خیلی جوانند و همین باعث می‌شود دیدگاه درستی درباره این موضوع نداشته باشند: جوان‌ها به مسائل روز علاقه بیشتری دارند؛ البته پرداختن به مسائل روز در جای خود کار خیلی خوب و بجایی است ولی تا بنیان‌های فرهنگی و عقیدتی مردم و مخصوصا جوان‌های ما نسبت به ریشه‌ها و اصول اخلاقی و باورهای ایمانی و سنتی سرزمینشان تقویت و تبلیغ نشود، همه چیز مثل کف روی آب خواهد بود.

وی با تاکید بر این که سریالی مثل یوسف پیامبر با کاری مثل افسانه جومونگ قابل مقایسه نیست، ادامه می‌دهد: چند سالی است کره جنوبی با تولید سریال‌هایی مثل یانگوم و جومونگ توجه ویژه ای به این جور مسائل نشان می‌دهد؛ آنها با این روش هم تاریخ کشورشان را دوباره می‌نویسند و هم با این شیوه نو اتحاد مردمشان را محکم‌تر و بیشتر می‌کنند. نمونه‌هایش در سریال جومونگ خیلی زیاد است؛ از پیشرفت‌هایی مثل ساخت سلاح‌های باروتی بگیر تا چیز بظاهر ساده‌ای مثل نمایش نبرد خوبی با بدی. کسی که پای تلویزیون می‌نشیند و این صحنه‌ها را می‌بیند، به این نتیجه می‌رسد که ممکن است خوبی در کوتاه مدت شکست بخورد، ولی در درازمدت حتما پیروز خواهد بود.

این بازیگر با سابقه که سابقه حضورش در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف نشان می‌دهد کارهایش را آگاهانه انتخاب می‌کند، ادامه می‌دهد: کره‌ای‌ها نگاه جامعی به این موضوع دارند ولی چنین مضامینی در سریال‌های خودمان به این خوبی مطرح نمی‌شود و برای همین است که مردم برای دیدن این جور سریال‌ها مشتاق‌ترند. سال‌ها پیش در جواب دوستی که عقیده داشت به جای نشان دادن زیبایی‌ها باید زشتی‌ها را نشان داد و به این ترتیب آنها را نقد کرد، گفتم اتفاقا بهترین راه نقد و مبارزه با زشتی‌ها نشان دادن زیبایی‌هاست.

الماسی به این نقل قول از برشت که می‌گوید «وای به حال ملتی که احتیاج به قهرمان دارد» اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد:‌ منظور او این است که همه باید برای خودشان قهرمان باشند. حالا من اضافه می‌کنم وای به حال ملتی که از این که الگوهایش را به نمایش بگذارد پرهیز می‌کند. ما به جای این کار رفته‌ایم سراغ کلاه مخملی‌ها که یک نسل فراموش شده و نمادی از فیلمفارسی‌اند، در حالی که نباید آنها را زنده کنیم.

او به فیلمنامه‌ای که خودش اخیرا برای ساخت سریالی با موضوع انقلاب ارائه کرده اشاره می‌کند و دلیل نوشتن آن را هم نیاز نسل جوان به دلایل برگزاری انقلاب و ناقص بودن اطلاعاتی که در اختیارش قرار می‌گیرد، عنوان می‌کند اما کارشناسی که درباره کارش نظر داده و در نهایت تصمیم گرفته، جوانی بوده که نه دانش و نه حتی سن و سالش اجازه نمی‌داده درباره این موضوع اظهار نظر کند. او با این مقدمه ادامه می‌دهد: سیستم فرهنگی ما پویا نیست. حالا که سیستم کارمان سفارشی است، باید برایش برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم.

الماسی با مقایسه سیستم طراحی تولید و برنامه ریزی تولید در کشور ما در مقایسه با روند سریال سازی کشورهای دیگر، تاکید می‌کند که یک سریال لزوما نباید از سوی یک نفر و در یک پروسه زمانی طولانی ساخته بشود: ولی این جا اصلا نمی‌دانیم که فلان سریال چرا و برای چه منظوری باید ساخته شود.

این بازیگر در پایان تاکید می‌کند: باید در کارهای فرهنگی و تولیدات تصویری‌مان بیشتر از قبل، ارزش‌های بومی‌و محلی مان را در نظر بگیریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها