حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاگردان و پیروان او علمای معروف جهان اسلام از قبیل شیخ مجیدالدین بغدادی، شیخ سعدالدین حموی، فریدالدین عطار، شیخ نجمالدین رازی، شیخ جلالالدین رومی، مولانا بهاءالدین ولد و غیره بودند. طریقت کبرویه اساس طریقتهای بعدی از قبیل بهائیه، خلوتیه، فردوسیه، نوریه، رکنیه، همدانیه، نوربخشیه، برزنجیه را پایهریزی نمود و بالاخره طریقت کبرویه بر طریقت نقشبندیه که یکی از دستاوردهای تعالیم تصوف میباشد، تاثیرگذار بود. به عـبـارت دیـگـر شـخـصـیـت نـجـمالـدیـن کبری معیاری بخصوص بود که اندیشمندان و فلاسفه عصر رنسانسی در جهان اسلام از آن تاسی مینمودند.
نجمالدین کبری ضمن توسعه اندیشههای اسلاف خود از طریقت شیخ جنید بغدادی پیروی میکرد که تعالیمش امکان میداد تا امور دنیوی و عرفی با دین و شریعت پیوند داده شود. فضای معنوی آن دوره عمدتا تحت تاثیر و کنترل دو جریان تصوف بود و یکی از آنها منتسب به بایزید بسطامی و دیگری منتسب به جنید بغدادی بود. بایزید بسطامی نظریه «سکره( »مستی، معرفت) را تدوین نمود و تاکید داشت که خداوند را با عقل نمیتوان شناخت. جنید بغدادی با نظر او موافق نبود و راه عقل را برگزید. خدمت نجمالدین کبری آن بود که او تعالیم سلف خود را عمیقا پایهریزی و تنظیم نمود و نظریه معرفت (سکره) را بعنوان تنها شرط شناخت رد کرد و نیروی درک و شناخت عقل را ترمیم نمود. بنابراین میتوان نجمالدین کبری را انسانی دانست که تعالیم تصوف را در مسیری تازه به جریان انداخت. نجمالدین کبری ارزش و شایستگی انسان را عمیقا شرح میدهد و ویژگیهای روانی آن را مورد پژوهش قرار داده، نظریه اومانیستی (بشردوستانه) خود را با کشف آن در ویژگیهای برجسته انسان آرمانی مطرح مینماید. نظریه نجمالدین کبری بر این اندیشه است استوار است که انسان «عالم صغری» یعنی دنیای کوچک است که خصوصیات «عالم کبری» یعنی دنیای بزرگ در آن بازتاب یافته است. شیخ نجمالدین کبری میگوید که انسان با نیروی اراده خود قادر به دست یافتن به تمامی صفات خداوند به غیر از «الرحمن» و «الرحیم» است. نظر قرآن در مورد «ولقد کر منا بنیآدم( »ما بنی آدم را تکریم نمودیم) یعنی فضیلت و برتری انسان بر فرشتگان از طرف صوفیان نیز پذیرفته شده بود.
ماهیت نظریه بشردوستانه نجمالدین کبری چیست؟ بشردوستی کبری با جمعبندی توسعه اندیشههای پیشین، ماهیت چند جانبه شخصیت انسان را کشف نمود. کبری صادقانه از ارزشها و شایستگیهای انسان میگوید و با توسعه جوانب دینی «انسان مخلوق خداوند است»، عقلی (انسان مالک خرد یعنی هدیه الهی است)، منطقی (انسان عمل خیر را با چیره شدن سرانجام میدهد زیرا وجود او از نور خداوند خلق شده است)، حاکمیتی (انسان نماینده خداوند در ارض است و در انـتـخــاب مـسـیــر خــود صـاحـب اخـتـیـار)، زیباشناسی (انسان عالم کوچک (صغری) است که عالم بزرگ (کبری) در آن بازتاب مییابد)، هنری (انسان با اعمال و کردار خود تکامل مییابد)، ارادی (فقط انسان میتواند رشد کرده سلوک معنوی را طی نماید) نـظریه بشردوستانه خود، سیستم کامل تربیت انسان کامل را تدوین نمود. 10 روش (طرق) مورد تاکید نجمالدین کبری گویای معرفت عمیق فلسفی او بر روح انسان است. در این ویژگیهای برجسته انسان، تولد نظریهای تازه پیرامون انسان مشاهده میشود که ترکیبی است خلاقانه از اندیشهها و نظریات پیشین، تصوری تازه از دنیا ارائه داده و مبنای معنوی رستاخیزی عظیم میگردد. همانطور که میدانیم جنبش نیرومند انزواطلبی که تحت تاثیر شرایط اجتماعی بوجود آمد اساس خود را بر حذف اراده شخصی انسان و اعتراف به هیچ بودن فرد قرار داده بود. مثلا جنید بغدادی در تاملات خود به این نظر میرسد، هدف اصلی که برای رسیدن به آن باید تلاش و سعی نمود (غوطهور شدن در تمرکز حواس پیرامون وحــدت خــداونـد اسـت) کـه در نـزد او مـوجـودیـت فـرد کاملا از بین میرود. ربــاعـیــات نـجــمالــدیـن کـبـری در قـالـبـی هنرمندانه دیدگاههای فلسفی او را بیان میکند و به درک دیدگاهها، دنیای باطن و گرایشات و علایق شیخ کمک میکند.
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
پندار که هست هر چه در عالم نیست
انگار که نیست هر چه در عالم هست
نجمالدین کبری نظر کلی تصوف در مورد رویگرداندن از دنیا بخاطر رسیدن به تمثال خداوند را رد نمیکند. او در یکی از رباعیاتش در این زمینه چنین مینویسد:
در راه طلب رسیدهای میباید
دامان ز جهان کشیدهای میباید
بینایی خویش را دوا کن، زیرا
عالم همه اوست، دیدهای میباید
اما این نظر در تعالیم شیخ به عنوان ندا و تلاش روح صوفی است و به عنوان انصراف کامل از دنیا و انزواجویی مادی مطرح نمیشود. در همین زمینه به بررسی یکی از پیچیدهترین مسائل فلسفه که حل باید گردد و پاسخ بسیاری از مسائل دیگر نیز به آن بستگی دارد یعنی مساله آزادی اراده انسان میپردازیم. در تاریخ توسعه اندیشههای تصوف راهحلهای مختلفی برای این مساله ارائه گردیده است. این راهحلها را میتوان در مجموع به دو جریان تقسیم نمود یکی (مثلا جبریه) آزادی اراده انسان را نفی میکند و دیگری (مثلا قدریه) آزادی مطلق برای اراده انسان قائل است. در صورت تجزیه و تحلیل منطقی آنها هر دو جریان به بنبست میرسند. جریان نخست در تناقض با قرآن مجید قرار میگیرد و به اعتقاد بیحد و مرز به قضا و قدر میانجامد و در نتیجه ثوابها و اعمال انسان بیمعنی میشود. جریان دوم هر چند که انسان را در قبال اعمال خود کاملا مسوول میشمارد، اما در نهایت انسان را به سوی هرج و مرجگری سوق میدهد. نجمالدین کبری با غلبه بر تناقضات دو جریان مذکور از افراطگری آنها دوری نمود و صراط مستقیم تکامل انسان را نشان داد.
10 مرحله طریق پاکیزگی و قربت به حقیقت الهی (توبه، زهد، توکل، قناعت، عزلت، ذکر، توجه، صبر، مراقبه و رضا) که نجمالدین کبری در آثارش به نامهای «رسالات التروک» و «الاصول العاشره» از آنها سخن میگوید مراحلی هستند که او معتقد است باید آگاهانه و داوطلبانه پایهریزی و اجرا شود. مطلب عمده در دیدگاههای نجمالدین کبری مقدس بودن خصوصیات فطری انسان است زیرا که انسان مخلوق محبوب خالق است. خالق به انسان عقل و خرد اعطا نمود، نور الهی را در وجود او دمید و او را اشرف سایر موجودات برگزید. یکی از خدمات نجمالدین کبری به تاریخ توسعه تصوف و در نگاهی وسیعتر به توسعه اندیشه فلسفی بشر در مجموع عبارت است از آن که او بتدریج آرمان تهذیب نفس (خود تکاملی) انسان و تجربه زندگی دنیوی را به یکدیگر پیوند داد. حیات حقیقی (مادی) و معنوی مجموعه همبسته و هماهنگی بوجود آوردند و در نتیجه مردانگی و طهارت معنوی، دلاوری و فداکاری، نـیـروی خـود بـا هـمـراهـی نـیـروهـای مـادی و مـعـنـوی خصوصیات مسلم انسان کامل گردید.
سعید اولوغ آریپوویچ
دانـشـیـار کرسی روحانیت ملی و دینشناسی آکادمی ازبکستان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....