امروزه حضور مسلمانان در اروپا نتیجه هجوم وسیع کارگران و مهاجران از خاورمیانه و مناطق استعماری سابق در آفریقا، آسیا و منطقه کارایب است. در حالی که در اروپا هیچ معادلی نمیتوان برای مسلمان آفریقای - امریکایی که در امریکا وجود دارد یافت با این حال اجتماعات بزرگی از مسلمانان بومی در اروپای شرقی، بهخصوص در آلبانی، یوگسلاوی سابق (مخصوصا بوسنی هرزوگوین)، بلغارستان و دستههای کوچکی در یونان، رمانی و چکاوسلواکی یافت میشود. اما اکثریت قاطع مسلمانان تقریبا سه چهارم کل آنها در اروپای غربی زندگی میکنند و آنها اساسا نسلهای اول و دوم مهاجران میباشند.
اگر چه برای سالیان متمادی در اروپا مسلمانانی مثل تجار، دیپلماتها و دانشجویان حضور داشتهاند. اما هرگز آنها به مقیاس وسیعی که الان در اروپا حاضر هستند، نبودند، به طوری که برخی از اندیشمندان تمایل دارند از حضور اسلامی جدید در این قاره سخن بگویند و به بررسی ابعاد مختلف این قضیه بپردازند. مسلمانان اروپا دارای خصلتهای متنوع قومی، زبان و فرهنگی هستند و با دیگر مناطق جهان اسلام پیوندهای شبکهای متعددی دارند. به عنوان مهاجر، آنها خودشان را در محیطی بیگانه و گاه خصومتآمیز مییابند که در آن انجام اعمال دینیشان وجهی از اعراب ندارد.
تاریخ حضور اسلام در اروپا
باوجود زندگی اجتماعات بومی مسلمان در بالکان و کشورهای شرقی و جنوب شرقی قاره اروپا، گروهی از مسلمانان در دهه 1950 به اروپا رسیدند. بسیاری از این مهاجران در طرح کارگر مهمان در کشورهای غربی به کار گرفته شدند.
این دسته از مسلمانان از منطقه مدیترانه و از کشورهای ترکیه، مراکش، الجزایر و تونس آمده بودند. آنها به صورت مساوی در کشورهای اروپایی مستقر نشدند و علت عمده این مساله ارتباطات سیاسی، اقتصادی یا تاریخی میان کشورهایی که آنها در آن زندگی میکردند و کشوری که در اروپا به آن مهاجرت میکردند بود. بلژیک، هلند، فرانسه، کشورهای اسکاندیناوی و بهخصوص آلمان مناطق کارگری از مهاجران (کرد یا ترکی) که از ترکیه آمده بودند، داشتند. در حالی که کشورهای لوکرامبورگ، هلند و بلژیک و فرانسه بیشترین مهاجران مراکشی را در خود جای دادهاند.
در این کشورها این کارگران مهاجر در مراکز صنعتی شهرهای بزرگ و کوچک جذب شدند و معمولا هم در قسمتهای بد شهرها و شهرکهای این کشورها سکنی گزیدند.
از دهه 1950، بریتانیا، فرانسه و هلند، مهاجرت بعد از استعمار را تجربه کردند. تعداد زیادی از هندیها، پاکستانیها، بنگلادشی و کارایبیها وارد پادشاهی بریتانیا شدند که در میان آنها مسلمانان زیادی وجود داشت. مهاجرانی از مراکش، الجزایر و شمال آفریقا نیز همچون مهاجران دیگری از سایر مناطق جهان وارد فرانسه شدند. در میان مهاجران بعد از استعمار دستههای تقریبا کوچکی از مسلمانان اندونزی و سوریه نیز وجود داشت. رسیدن این مهاجران به اروپا با رشد اقتصادی دهه 1690 و 70 همراه شد. اگرچه آنها دیگر در طرح کارگر مهمان به کار گرفته شدند، اما وضعیت اقتصادی - اجتماعی و سیاسی آنها با کارگران مهمان بسیار شبیه بود. علت مهاجرت آنها اغلب به دلایل اقتصادی بود و آنها نیز کارهای مشابه کارگران مهمان انجام میدادند و در همان مناطق سکنی گزیده بودند. با این حال بین آنها تفاوتهایی نیز وجود داشت. مهاجران اولیه حق شهروندی بریتانیا، فرانسه یا آلمان را داشتند و اغلب آموزشهایی در زبان کشور مقصد دیده بودند و با ارزشها، هنجارها و نحوه عمل در این کشورها آشنا بودند. در حالی که مهاجران بعد از استعمار افرادی از طبقه بالا بودند و اجتماعات آنها در آغاز صرفا از افراد طبقه کارگر تشکیل نشده بود. این امر آشکارا بر قابلیتهای سازماندهی آنها تاثیرگذار بود و به آنها کمک کرد تا نفوذ سیاسی خود را توسعه دهند.
و در این اواخر اروپای غربی شاهد مهاجرت مهاجران نامتجانسی از کشورهای مختلف بوده است بعضی از آنها به عنوان پناهنده سیاسی یا اجتماعی هستند که شامل تعداد زیادی مسلمان از عراق، سومالی، ارتیره و افغانستان میباشند و بعضی دیگر هم به عنوان دانشجو یا برای گذراندن دورههای تخصصی میباشند. موقعیت سیاسی و اقتصادی- اجتماعی آنها بسیار با هم متفاوت است.
به این ترتیب اجتماع مسلمانان توسعه یافته و در حال حاضر در بسیاری از کشورهای اروپایی آنها چند نسل را در بر میگیرند- از همین روی استفاده از اصطلاح ( معاصر) به صورت روز افزونی در مورد آنها محل بحث و نزاع است. به خصوص در بریتانیا، اصطلاح مهاجر، دیگر به کار نمیرود و به جای آن از اصطلاح «اقلیت قومی» استفاده میشود.
برآورد تعداد مسلمانان در اروپا
با وجود جنجالهایی که گاهی اوقات بر سر حضور مسلمانان و تاثیر آنها در زندگی روزمره وجود دارد، به نظر میرسد که در هیچ کشوری تعداد آنها به دوسوم کل جمعیت نمیرسد. هرچند باید توجه داشت که در مقیاس محلی ممکن است نسبت مسلمانان بسیار بالاتر رود. مثلا در شهر برادنورد انگلیس 350 هزار اکثریت سفیدپوست با 85 هزار آسیایی که اکثرا از مسلمانان پاکستان هستند، زندگی میکنند. علاوه بر این رشد جمعیت مسلمانان سرعت خوبی دارد و به این دلیل این امر در اروپا اتفاق میافتد که مسلمانان اروپا تقریبا جوان هستند امروزه در آمستردام، شایعترین نام برای پسرانی که تازه به دنیا میآیند، محمد است و این ویژگی جمعیتی امکان رشد زیاد را برای جمعیت مسلمانان کاملا فراهم میسازد.
وحدت و کثرت
اجتماع مسلمانان یعنی امت، متجلیکننده اسلام بر روی زمین است و از همین روی ارزش بالایی دارد. این مفهوم بر مبنای رهاوردی مقدس بوده و فراتر از همه انواع اجتماعات دیگر قرار دارد. مسلمانان در وحدت اساسی شریکند و تنوع اسلام امری ثانوی است. بنیادگرایان، یعنی مسلمانان ارتدوکس، بر این وحدت تاکید میکنند و آن را همچون همسانی قابل توصیه، تفسیر میکنند. بعضی از محققان مدعی هستند که امت امروزه با تغییراتی مراجعه شده است. بسیاری از افراد در جهان اسلام جهانی شدن را فرآیندی طبیعی میانگارند، اما میترسند که آن باعث هجوم فرهنگ امریکایی به جوامع اسلامی شده و هم هویت اسلامی و هم هویت ملی آنها را از بین ببرد. در این شرایط تنها گفتمان، رادیکالی که مدعی بازگشت به امت اصلی هستند، مثل اسلامگرایان، ممکن است بتوانند در برابر این جریان ایستادگی کنند. پراکندگی مسلمانان در اروپا مرزهای دارال اسلام را دگرگون کرده و جغرافیا و فرهنگ امت سنتی را تغییر داده است. امروزه انگلیسی زبان دوم امت است. این امر تمایل گسترده به کاهش نفوذ مراکز سنتی و تغییر آن از مرکز به پیرامون، را تقویت میکند. تفاوتهای اسلام مهاجران تا حدود زیادی ریشه در پیشزمینههای فرهنگی و قومی ملی دارد. سازمانهای محلی، ملی، فراملی مسلمانان در اروپا مطابق با مرزهای قومی ملی قشربندی شده است ؛ هر گروهی موسسه و مسجد خودش را دارد.این امر به صورت واضحی در تمایل مهاجران در جستجوی ارتباطات سنتیشان در جامعه غیرمسلمان جدید مشهود است. تلاشهای زیادی برای ایجاد همکاری بین سازمانهای مسلمان وجود دارد، اما این تلاشها از جانب خاص شدگیهای قومی ملی و تمایل به شکلدهی خوشههای قومی ملی با شکست مواجه میشوند. جدا از این همه مسائل باید خاطرنشان کرد که بسیاری از جنبشهای سیاسی اسلامی تفاوتهای میان سنت گرایان، تجدد خواهان و بنیادگرایان را خنثی میکنند.
توسعه سازمانی
مسلمانان خودشان را به روشهای متعددی سازماندهی میکنند، این روشها از طریق نهادهای مستقر متعددی از مسجد گرفته تا مدارس، گروههای فشار، سازمانهای خبری به منصه ظهور میرسد و در بیمارستان، نیروهای مسلح و سازمانهای مشابه دیگر به عنوان مسلمان مشغول به کار هستند. بسیاری از این تلاشهای سازمانی حول محور موسسات مسلمانان است. مسلمانان در عمل سه نوع استراتژی را فعال میکنند. (1)
جستجوی جلب حمایت پیروان یا طرفداران بومی (غیرمسلمان) (2) تلاش در جهت نفوذ در گروههای سرزمین مادری (3) ترویج رهبری خودشان.
توسعه ایدئولوژیکی
همانطور که مهاجرت فرایندی را در بر دارد که روابط اجتماعی جدید و تقابلهایی را با جامعه جدید به بار میآورد، این مساله قابل فهم است که نسل اول مسلمانان مهاجر در اروپا تمایل داشتند که بر جنبههای سنتی اسلام تاکید کنند. تمایل به دیدگاههای ارتدکسی ممکن است با عدم یقین تازه واردین جایگزین شده باشد. رهبران دینی که از سرزمین مادری فرستاده شده بودند و با شیوه زندگی اروپای غربی آشنایی نداشتند این تمایل را افزایش دادند. فشار از جانب عوامل (غیرمسلمان) برای رها ساختن اسلام سنتی و اختیار کردن اسلام اروپایی یا غربی، تنها منجر به تشدید شدن دیدگاههای سنتی شده است. بسیاری از مسلمانان مدرنیسم را تهدیدی برای هویت مسلمانی خود میدانند. در حالی که برخی نیز طرفدار اصلاحات بنیادی هستند. با ظهور نسلهای دوم و سوم مهاجران مسلمان، شرایط توسعه ایدئولوژیکی به صورت کلی تغییر کرده است. مسلمانان تمایلات سنتی از اسلام را با شرایط جدید منطبق سازند. بعضی ازمحققان ریشههای اسلام اروپایی را پیشبینی میکنند که در آن اسلام با خصایص کلاسیک تمدن اروپایی انطباق مییابد. در حالی که محققان دیگر این نکته را یادآوری میکنند که اروپا، به عنوان هسته فرهنگی و سیاسی ضعیف به نظر میرسد.
فرانک بویجز و جان راشا
ترجمه: سینا کلهر