میخواهد به طرف میرداماد (که اسمش شده است ایستگاه حقانی) باشد و یا به طرف حرم مطهر. یک عدد بلیت بخرید و سوار مترو بشوید. همین. بعد کمکم دقت کنید به اتفاقاتی که آرام آرام دور و برتان میافتد. مثلا در همان واگنی که شما هستید با هر تعداد آدمهای آنجا نگاه کنید به آدمها که هر کدام چه کار میکنند. نه که زل بزنید توی چشمهای آدم روبهروییتان. خیلی پلیسی حواستان باشد که مردم چه کار میکنند. بعد میتوانید با یک حساب سرانگشتی ببینید جوانها بیشترشان سرشان به موبایلشان گرم است یا بازی میکنند، یا بلوتوث میبینند یا وقت خوبی پیدا کردهاند چند تایی پیامک اضافی را پاک کنند و بعضیهایش را هم دلشان نمیآید پاک کنند. عدهای اگر کتاب و روزنامه دارند سرشان را به خواندنشان گرم میکنند. اگر صبح اول وقت سوار مترو شده باشید که عده قابل توجهی خواب هستند! حتی به صورت ایستاده و اگر هم شب آخر وقت باشد بیشترشان بیخیال خواندن و پیامک و بازی هستند و تکیه دادهاند جایی و دارند چرت میزنند. فقط یک عده معدودی هستند که در هر ساعت از شبانهروز در مترو که سوار شوند خیلی هوشیار ایستادهاند و دارند زاغ سیاه بقیه را چوب میزنند! تبریک میگوییم چون شما هم شدید جزو همان دسته! حالا از شوخی گذشته کلی اتفاقات داستانی و غیرداستانی در همان مدت در مترو برایتان میافتد. حالا میگویید نه، بروید امتحان کنید. اصلا پول بلیت مترویش هم با ما!
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.