بهمن موسوی: انگار قرار است حالا حالاها در بر همین پاشنه بچرخد و روزگار همینطوری سپری شود مگر این که خلاف آن ثابت شود.
اینجا در ایران مسیر برخلاف سایر کشورها پیموده میشود. شاعری، نویسندهای، حکیمی، دانشمندی اگر دار فانی را وداع گوید، در خیلی از کشور خانهاش بنیاد میشود و وسایلش از دستنوشته گرفته تا یک عصا و حتی زیرسیگاری در معرض دید علاقهمندان قرار میگیرد.
کد خبر: ۲۵۵۳۷۲
خانههای هانریش بل، همینگوی و... تنها مثالهایی از بیشمار مثالهایی است که میشود در این زمینه زد.
در ایران اما از این خبرها نیست. کسی نمیداند چرا؟ اما سالهاست که به جای سر و سامان یافتن وسایل و آثار به جا مانده از بزرگان این سرزمین گاه خبرهایی میشنویم که از بلاتکلیفی خبر میدهند. از درگیری وراث و ... نمونه اخیرش که هنوز هم ادامه دارد، به وسایل زندگی طاهره صفارزاده بانوی نمونه جهان اسلام مربوط است. همسر دکتر وصال شیرازی سالها پیش از مرگش با همین موضوع مواجه بود و حالا پس از مرگش باز هم این داستان ادامه دارد.
وارثان دکتر وصال طبق حق قانونی که دارند، سهمی از اموال این شاعر میبرند، اموالی که پس از مرگ دکتر به همسرش (مرحوم صفارزاده) و مادر ایشان تعلق گرفته و پس از فوت مادر دکتر وصال وارثان ایشان نسبت به این وسایل حق قانونی پیدا کردهاند. این طور که گفته میشود، اشیاء به جا مانده از زندگی دکتر وصال و خانم صفارزاده نه تنها عتیقه هستند بلکه ارزشهای معنوی زیادی هم دارند و به نوعی بخشی از تاریخ هنر این سرزمین را تشکیل میدهند، مثل تابلوی کمالالملک.
این ماجرا در حالی شکل گرفته که با توجه به جایگاه خانم صفارزاده در ادبیات و قرآنپژوهی این سرزمین خیلیها دوست دارند موزهای یا خانهای را به نام این شخصیت برجسته اسلام ببینند. خانه یا موزهای که میتواند بخشی از زندگی او و همسر شاعرش را به تماشا بگذارد و محلی شود برای توجه به فعالیت در راهی که صفارزاده در پیش گرفته بود.
با همه این حرفها اما وارثان دکتر وصال حق قانونیشان است که سهمی از ارث ببرند و هیچکس نمیتواند، آنها را از حق طبیعی که دارند، محروم کند، اما آیا راه حل زدن چوب حراج بر وسایل این زوج هنرمند است.
شاید اگر برخی از نهادها پا به میدان بگذارند، بتوانند، هم این آثار را حفظ کنند و هم جایی در خور آثار کسی خلق کنند که عمری با قرآن و نهجالبلاغه زیست تا این آثار به بهترین شکل به زبان پارسی و ا نگلیسی شوند.